صفحه اصلی » اجتماعی » قانون طلایی شهر خوشبختی

قانون طلایی شهر خوشبختی

چشمۀ خوشبختی از ذهنیت و افکار خود ما تراوش می کند. امروزه در شهرهایی شلوغ و پر ترافیک با دود و دم زیاد زندگی می­کنیم. انسانهای زیادی را می بینیم، اما باز هم احساس تنهایی می کنیم، چرا؟ چرا هرچه چهارنعل اسب آرزوهایمان به پیش می تازانیم و دنبال خوشبختی می گردیم ناکام تر می شویم؟

❖ نویسنده: رمضانعلی کاوسی | تاریخ انتشار: ۰۹:۳۳ - شنبه ۱۴۰۰/۰۶/۱۳

صاحب نیوز_رمضانعلی کاوسی/ همۀ ما وقتی از خواب برمی خیزیم بالاجبار یک میخ به تابوت خود می کوبیم و می دانیم که یک روز به مرگ نزدیک شده ایم. با این علم، هر روز دریچۀ تازه ای را می گشاییم تا از آن طریق به شهر خوشبختی برسیم. اغلب ما نگاهمان به زندگی کمّی است تا کیفی. در آرزوهایمان می پرورانیم که اگر بتوانیم خانۀ صد متری خود را به خانۀ دویست سیصد متری تبدیل یا پراید خود را تبدیل ماشین بهتری بکنیم شهر خوشبختی را فتح کرده ایم. معمولاً خداوند لطف می کند و اغلب این اتفاق می افتد. مدتی که گذشت احساس می کنیم خانۀ بزرگتر و ماشین مدل بالا هم ما را ارضاء نمی کند. به این نتیجه می رسیم شهری که در آن سکنی گزیده ایم شرایط لازم برای یک زندگی ایده آل را ندارد. به مرکز استان، به پایتخت و شاید به یک کشور دیگر نقل مکان می کنیم، اما مدتی بعد به این نتیجه می رسیم هر کجا برویم آسمان همین رنگ است.

واقعیت این است که چشمۀ خوشبختی از ذهنیت و افکار خود ما تراوش می کند. امروزه در شهرهایی شلوغ و پر ترافیک با دود و دم زیاد زندگی می­کنیم. انسانهای زیادی را می بینیم، اما باز هم احساس تنهایی می کنیم، چرا؟ چرا هرچه چهارنعل اسب آرزوهایمان به پیش می تازانیم و دنبال خوشبختی می گردیم ناکام تر می شویم؟ واقعاً دلیل یا دلایل این وضعیت در زندگی ماشینی امروز چیست؟ افسردگی و رنج‌های روحی که امروزه گریبان اغلب ما انسانها را گرفته، به خاطر دور شدن از خداوند و اصالت وجود است. اگر در طول روز فقط یک دقیقه عمیق فکر کنیم که هدف خداوند از آفریدن انسان چه بوده و کلاه خود را قاضی کنیم به اصالت خود برخواهیم گشت. اگر در این یک دقیقه تفکر، دریابیم که فقط یک بار فرصت زندگی داریم، کمتر دنیا را جدّی می گرفتیم.

روانشناسان معتقدند شادی و شادکامی از درون خود ما سرچشمه می گیرد، اما اغلبِ ما تلاش می کنیم از جهان بیرون به آن برسیم. تغییر رشتۀ تحصیلی، تغییر شغل، تغییر محل سکونت و… به ما ثابت کرده هر کجا برویم آسمان همین رنگ است. خوشبخت شدن یک انتخاب است و آرزوی خوشبختی کردن، ما را خوشبخت نمی کند. داشتن ثروت، خانوادۀ صالح، موقعیت اجتماعی، جایگاه علمی و… به مثابه ابزاری است که ما را به موفقیت و خوشبختی نزدیک می کند. یادمان باشد کلید خوشبختی در جیب خود ماست.

برای ورود به شهر خوشبختی و پیدا شدن گمشدۀ خویش باید به سمت افکار و عادت های مثبت برویم و از ایکاش ها بگذریم. گلایه کردن از خانواده ای که در آن متولد شده ایم، یا گلایه از شانس و اقبال یا وضعیت شهری که در آن زندگی می کنیم، هیچ دردی از ما دوا نمی کند. اگر به آنچه می خواسته ایم، نرسیده ایم به این دلیل است که ذهنیت ها و اعمال ما در راستای آن خواسته نبوده است. مادیات ممکن است سبب آسایش و راحتی در زندگی ما باشد اما نمی تواند گمشده ای باشد که دنبالش می گردیم. اگر پول را مترادف خوشبختی بدانیم، سخت در اشتباهیم. اگر ثروت تنها عامل خوشبختی بود این همه افراد سرمایه دار در کنج خانه های خود احساس تنهایی نارضایتی و غم و اندوه نمی کردند.

قانون طلایی رسیدن به شهر خوشبختی توصیه می کند اگر خوش نداریم دیگران با ما بدرفتاری کنند، ما نیز بی احترامی، پرخاشگری و توهین را کنار بگذاریم. با بستگان و اطرافیان خود روابط مطلوب و لذت بخش داشته باشیم. همیشه مثبت بیندیشیم و عملکردمان فرصت شادکامی و شاد زیستن را از دیگران سلب نکند. آنچه را برای خود می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم. مولای متقیان حضرت علی (ع) در قسمتی از نامۀ 31 نهج البلاغه خطاب به فرزندش می­گوید: «ای پسرم! توصیه‌ام را دریاب، و نفْسِ خود را ترازو و مقیاس میان خود و دیگران قرار ده. پس آنچه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که برای خود خوش نمی‌داری، برای دیگران هم خوش مدار. ستم روا مدار، آنگونه که دوست نداری به تو ستم شود؛ نیکی کن، آنگونه که دوست داری به تو نیکی کنند…»

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

یازده − 6 =