صفحه اصلی » آخرین اخبار ایران و جهان » استقلال خواهی و عدالت هدف اصلی نهضت مشروطیت ایران/ فعالیت خانه مشروطه اصفهان در بازنمایی اصیل از نقش مردم اصفهان در قضایای مشروطه

استقلال خواهی و عدالت هدف اصلی نهضت مشروطیت ایران/ فعالیت خانه مشروطه اصفهان در بازنمایی اصیل از نقش مردم اصفهان در قضایای مشروطه

مشروطیت در زمان کنونی به مثابه یک نیاز، واقعیتی است اغماض ناپذیر؛ بررسی و واکاوی رویداد های این انقلاب یکی از لازمه های جامعه ماست تا با تجربه از گذشته دید روشنی نسبت به دشمنان این مرز و بوم داشته باشند.

تاریخ انتشار: ۱۲:۰۵ - پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۶/۱۸

به گزارش صاحب نیوز؛ انقلاب مشروطه در ایران مجموعه ای است مرکب از تعاملات عوامل داخلی و خارجی که بنا به دلایل مختلفی هنوز به صورت اقناع کننده ای شناسایی و الگوپردازی نشده است. تحلیل انقلاب مشروطیت در زمان کنونی به مثابه یک نیاز، واقعیتی است اغماض ناپذیر؛ بررسی و واکاوی رویداد های این انقلاب یکی از لازمه های جامعه ماست تا با تجربه از گذشته دید روشنی نسبت به دشمنان این مرز و بوم داشته باشند.
به همین جهت به سراغ مصطفی مرتضوی،مدیر خانه مشروطه اصفهان رفتیم تا در این مورد گفت و گو کنیم؛ متن کامل گفت و گو را در ادامه بخوانید.

* در صورت امکان بیوگرافی از خودتان بگویید؟

بنده مصطفی مرتضوی پژوهشگر تاریخ معاصر ایران هستم و در حال حاضر در خانه تاریخی مشروطه اصفهان مشغول به خدمت. سعی می‌کنم در این فرصتی که در اختیار دارم برخی مباحث مربوط به موضوع تاریخ استعمار انگلیس در ایران و به خصوص در دوران مشروطه نکاتی را خدمت شما عرض کنم.

* میخواستیم درمورد استعمار چند صد ساله انگلیس و خباثت های این کشور علیه مردم کشورمون صحبت کنیم، نظرتان را در این مورد می‌فرمائید؟
مسئله استعمار یکی از مباحث دامنه دار در تاریخ معاصر ایران است و تبیین ابعاد و زوایای آن فرصت و مجال بسیار می طلبد ولی با توجه به این زمان محدود در اختیار سعی میکنم نکات اصلی بحث را خدمت شما عرض کنم و علاقه‌مندان را توصیه می کنم به مطالعه عمیق‌تر این مباحث و مراجعه به منابع مکتوب و اسنادی که در این زمینه وجود دارد؛ از آنجا که موضوع مطرح شده در این مصاحبه اختصاص به مسئله استعمار انگلیس در عصر مشروطه دارد لازم است به صورت اشاره وار در خصوص این واقعه تاریخی نکاتی را طرح کنم.
مشروطه را می‌توان گفت یکی از مهمترین تحولات و رخداد های تاریخ معاصر ما است که حدود ۱۱۵ سال از تاریخ آن می‌گذرد. از مهمترین وجوه اهمیت آن این است که فضای سیاسی اجتماعی ایران به قبل و بعد از مشروطه قابل تقسیم است و ما موضوعات و مسائل سیاسی جدید و تازه ای را در کشور می‌ بینیم که در پس از نهصت و انقلاب مشروطه در حال خودنمایی است و مسیر حرکت و افکار و اندیشه‌ها و بسیاری از موضوعات فکری و فرهنگی ما را تحت تاثیر قرار می‌دهد. اگر بخواهیم ریشه یابی این نهضت را داشته باشیم. باید حوادث یک دهه قبل این نهضت را بررسی کرد و آن نهضت تحریم تنباکو است. این نهضت اجمالا مورد شناخت همه مردم است و شنیده شده است.

به جهت امتیازنامه‌ای که حکومت ایران به صورت انحصاری به یک شرکت انگلیسی داد و بر حسب آن امتیاز خرید و فروش و بهره برداری از هر آنچه که مربوط به توتون و تنباکو بود منحصرا به یک شرکت انگلیسی واگذار شد. این امر زمینه نفوذ اقتصادی بیش از حد انگلستان را در جامعه ایران ایجاد کرد. در ابتدای کار اقتصادی ولی در ادامه منجر به نفوذ سیاسی و فرهنگی نیز شده بود. این امر به صورت طببعی واکنش عمومی مردم مسلمان ایران را به دنبال داشت. نخبگان ایرانی نمی توانستند در برابر این وضعیت بی تفاوت باشند. از این رو می بینیم یک نهضت فراگیر به رهبری مرجعیت دینی شکل می گیرد.
نهضت تحریم تنباکو به عنوان مهم‌ترین واکنش توسط مرجعیت دینی در سامرا و با حمایت گسترده مردمی علیه این انحصار و نفوذ بیش از حد بود ولی چون موضوع منحصرا مربوط به توتون و تنباکو بود عملا دغدغه‌مندان جامعه ایران را به این فکر انداخت که موضوع بایستی بصورت ریشه‌ای حل بشود و شاید یکی از مهمترین زمینه‌های شکل گیری نهضت مشروطه به همین مسئله برمی‌گردد.
یعنی احیا و بازیابی استقلال قدیمه ایران. استقلالی که بتواند جامعه ایران را از دست اندازی‌های قدرت‌های آن زمان یعنی روس و انگلیس، نجات بدهد. نخبگان جامعه ایران این امر را در پرتو مشارکت و حضور مردم در امور سیاسی میدانست. از همین جهت است که مشروطه یکی از مهم‌ترین نهاد‌هایی را که بوجود آورد پارلمان و مجلس بود که بخشی از قدرت را از پادشاه و سلطان مستبد گرفته و در اختیار مردم قرار می‌دهد. می‌توان گفت که استقلال یکی از ارکان اصلی یا اهداف اصلی نهضت مشروطه بوده است.
از جهت دیگر جامعه ایران دچار یکسری از خودکامگی‌ها و ظلم‌ها شده بود که از سمت حاکمان بی لیاقت و زورگو بر مردم تحمیل می‌شود و نهاد و ساختاری در کشور وجود ندارد که به تظلم مردم رسیدگی کند. به تعبیر عدالت مفهوم گمشده در این مقطع تاریخی است که باعث گسترش ظلم و ستم نسبت به مردم شده است. از این جهت می توان گفت ضلع دیگر مشروطه عدالت و مقابله با ظلم است. از همین جهت عنوان اولیه این نهضت هم عدالتخواهی و درخواست تأسیس عدالتخانه است. بدان معناست که اعتراض‌های اولیه که در تهران و برخی مناطق ایران شکل گرفت به منظور ساخت یک نهاد و مرکزی است به نام عدالتخانه که مردم بتوانند شکایت‌های خود و تظلم‌های خود را به آنجا ببرند و رسیدگی بشود؛ در جمع بندی این بخش اگر بخواهم دو واژه کلیدی را برای تبیین و تحلیل نهضت مشروطه نام ببرم استقلال خواهی و عدالت طلبی خواهد بود. آنچه زمینه و هدف اصلی نهضت مشروطیت ایران است همین دو کلیدواژه است.
* به نظر شما مهم‌ترین زمینه استعمار انگلیس در مشروطه چیست؟
در پاسخ به این سوال چنین می توان گفت که حداقل ما در اهداف اولیه و شعارهای اولیه نهضت با واژه استقلال خواهی مواجهیم و هدف اولیه نهضت مقابله با نفوذ بیگانه در کشور است. اما اگر بخواهیم تحلیلی دقیق تر و عمیق تر داشته باشیم که آیا در واقعیت نیز این هدف به وقوع پیوست یا نه و این نظریه و نگاه شکل گرفت یا خیر، بایستی احتیاط بیشتری داشته باشیم.
تأمل و احتیاط در اینکه به راحتی نمیتوانیم بگوییم نهضت مشروطیت ایران در تحقق دو هدف اصلی اش یعنی استقلال و عدالت موفقیت کامل داشته یا از سوی دیگر ناکامی کامل. به نظر می آید نهضت مشروطیت ایران بنا به دلائل مختلف نتوانست در تحقق اهداف اولیه و اصلی خود موفقیت کامل داشته باشد. این دو رویکرد که قرار بود همزمان به عنوان اهداف و آرمان‌های نهضت پیش برود با چالش‌های جدی روبرو می‌شود و در واقعیت شعار اول که استقلال خواهی است مورد بی توجهی است هم توسط برخی از نخبگان و هم توسط عموم مردم. شاهد مثال معروف آن نیز بست نشینی مردم تهران در سفارت انگلیس است.

من اگر بخواهم یک جمع بندی از این مباحث که خدمت شما طرح کردم داشته باشم و بعد از آن به سوال بعدی بپردازم، اینطور می‌توانم بگویم که هدف دو گانه نهضت مشروطیت اگر چه با اقبال عمومی هم توسط مردم و هم توسط نخبگان سیاسی شکل می‌گیرد و منجر به امضای فرمان مشروطه در مردادماه ۱۲۸۵ است، اما انچه ما می‌بینیم بعد از این حوادث اتفاق می‌افتد بی توجهی و شاید به تعبیری حساسیت زدایی نسبت به شعار اول نهضت که همان استقلال است. ما میبینیم که در روند مشروطه زمینه‌هایی برای دخالت بیگانگان در ایران فراهم می‌شود که شاید اولین گام ان هم تدوین قانون اساسی است. قانون اساسی مشروطه در ایران ترجمه‌ای از قوانین اروپایی شد و این اولین زمینه ای بود که بر اثر غفلت رهبران مشروطه در نهضت صورت گرفت. به نظر می‌اید حساسیتی که لازم بود برای جلوگیری از نفوذ فکری و فرهنگی استعمار وجود داشته باشد، متاسفانه در تهران و برخی از مناطق ایران وجود ندارد و عملا مقاومت‌هایی که توسط برخی علما و چهره‌های دلسوز در تاریخ میبینیم اثربخش نبوده، سخن این افراد به گوش مردم نمی‌رسد.
مهم‌ترین نمونه این مقاومت‌ها همان طرحی است که توسط شهید آیت الله شیخ فضل‌الله نوری ارائه می‌شود و متمم قانون اساسی است. ایشان معتقد بود ۵ نفر از علمای طراز اول باید بر مصوبات مجلس نظارت داشته باشند تا خلاف احکام اسلام قانونی تصویب نشود. ولی به نظر می‌اید این مقاومت‌ها و این انذارها اثر چندانی بر برخی از نخبگان ان زمان و توده‌های مردم ندارد. در نهایت هم متاسفانه شاهد شهادت شیخ فضل الله نوری هستیم. یعنی یکی از رهبرای اصلی مشروطه به اتهام استبداد به دار می رود.
این اتفاق جز با دخالت های مستقیم و غیرمستقیم انگلیس امکان پذیر نبود. این واقعه تلخ مجال را برای طرفداران غرب بیش از پیش کرد و زمینه هر چه بیشتر دخالت انگلستان و عمال آن را در ایران فراهم کردند. از همین روست که می بینیم با دسیسه چینی های زیادی که پس از مشروطه انجام دادند اعم از هرج و مرج های کاذب، آشوب های فرمایشی، نا امنی ، ترور فیزیکی و شخصیتی چهره های موجه و … زمینه را برای به حکومت رساندن یک دیکتاتور به اسم رضاخان طی یک کودتای غیر قانونی فراهم کردند؛ ما متاسفانه شاهد هستیم که انگلستان بواسطه عمال داخلی دست نشانده خود اغلب سیاست‌های خود در ایران را اجرا می‌کند.

البته ناگفته نماند که این نفوذ و دخالت با قهر و غلبه صورت گرفته و بدنه اجتماعی جامعه ایران تاب پذیرش آن را نداشت. به همین دلیل است که ما شاهد مقاومت‌هایی علیه تجاوزگری، دست اندازی به اموال کشور و اینها هستیم. البته چون مرکزیت کشور حمایتی از این مقاومت ها ندارد بیشتر این مقاومت ها مردمی، مقطعی و منطقه ای است.
به جرأت می توان قیام رئیسعلی دلواری علیه تجاوزات انگلیسی ها به جنوب ایران را مهم ترین مقاومت ملی مردم ایران در این مقطع تاریخی دانست. همچنین بسیاری از نخبگان متدین و وطن دوستی که نسبت به نفوذ و تجاوزگری بیگانه حساس هستند و به مقابله نظامی، سیاسی و فرهنگی با آن می‌پردازند. البته چنان که گفته شد، به دلیل عدم حمایت دولت مرکزی و حتی سرکوبی توسط دولت مرکزی، محدود به همان مقاومت‌های محلی و مقطعی می‌شود.
این خود نیازمند بررسی آسیب شناسانه است و تذکری است جدی برای امروز ما که از این تاریخ پر فراز و نشیب 150 ساله اخیر درس بگیریم هم نکات مثبت و روبه جلوی آنرا خوب بفهمیم و هم مراقب آسیب ها باشیم به خصوص و حواسمان باشد که بیگانه هیچ‌گاه برای هیچ ملتی کاری نمیکند اگر تاراج نکند خدمتی هم نخواهد کرد.یک نمونه امروزی ان همین حوادث افغانستان است که پس از ۲۰ سال اشغال و تجاوز گری درعمل این کشور برگشت به چند دهه قبل آن با ویرانی هایی به شدت بیشتر. این یک عبرت است. اگر ملتی بخواهد عبرت دیگران نشود بایستی از تجارب تاریخی خود و دیگران درس آموزی داشته باشد.

*اقدامات و رویداد های مشروطه در اصفهان چگونه بوده است؟

برای توضیح این مسئله بنده باید به چند نکته اشاره کنم و بعد از ان به مشروطه در اصفهان برسیم. ما اگر بخواهیم مسائل تاریخی را بطور دقیق مورد بررسی قرار بدهیم لازم است که فضای کلی که در آن مقطع تاریخی در کشور چه در ایران و چه در هر جای دیگر دنیا، باید ویژگی‌ها و مختصات تاریخی آن زمان را بررسی بکنیم. ما امروز به علت پیشرفت‌هایی که شکل گرفته است ابزار اطلاع رسانی و پرسرعتی در اختیار داریم. چه ابزارهای دیجیتال و چه مطالبی که بصورت مکتوب عرضه و منتشر می‌شود. ولی در عصر و زمانه مشروطه که ۱۱۵ سال از آن می گذرد، این ابزار و امکانات در اختیار نیست و تنها ابزاری که در ان برهه تاریخی مورد استفاده قرار می‌گرفته است تلگراف است که آن هم با محدودیت‌ها روبرو بوده چرا که بدلیل سیطره‌ای که انگلیسی ها در اکثر مناطق ایران بر روی تلگراف‌خانه‌ها داشتند، خیلی نمی‌توانسته ابزار و منبع دقیق و موثقی برای مسائل بوده باشد.
امروز تصور ما از یک نهضت سیاسی فراگیر این است که در یک نقطه ای اتفاقی رخ میدهد و بر اساس اطلاعات دقیقی که از آن و جزئیاتش به ما می‌رسد به یک تحلیل جامع در مورد این رخداد می رسیم. ولی در عصر مشروطه این ابزار و تکنیک در اختیار نیست. دغدغه استقلال‌خواهی و عدالت طلبی در کل کشور بصورت اجمالی وجود دارد ولی ما می‌بینیم که در جای جای ایران و جغرافیای مختلف، گرایش‌ها نسبت به این هدف و شعار متفاوت است. به تعبیری عملکردها برای تحقق این شعارها متفاوت است و این تفاوت‌ها بستگی به چند عامل دارد. یکی از عوامل بستر فرهنگی و تاریخی آن منطقه جغرافیای است. از دیگر عوامل حضور نخبگان، رهبران فکری عمیق و اندیشمندان برجسته در آن منطقه است و شاید عامل سومی که بشود به آن اشاره کرد توده‌های مردم و سطح اطلاعات و سطح فهم عمومی جامعه است. این سه گانه که البته انحصاری نیست و ممکن است دلایل دیگری نیز وجود داشته باشد؛ مانند حاکمیت‌ها و دوری و نزدیکی به مرزها، تعاملات اجتماعی و … ، باعث می‌شود که مشروطه خواهی در مناطق مختلف کشور متفاوت شود و قاعدتا به تفاوت‌ها باید واقعی نگاه کرد.
اصفهان شهری که در عصر صفویه پایتخت ایران بوده است و تعبیر نصف‌جهان که برایش به کاربرده اند، بدلیل ظرفیت بالای فکری و فرهنگی آن، نمادها و ساختارهای تمدنی و شهری آن، مرکز علمی جهان اسلام بودن آن و … ، این مسایل باعث متمایز شدن این شهر با سایر مناطق کشور در موضوعات مختلف است از جمله نهضت مشروطیت. در اصفهان رهبران اصلی مشروطه رهبران دینی هستند و چهره شاخص ایشان مرحوم آیت الله حاج اقا نورالله نجفی اصفهانی و برادرشان آیت الله العظمی آقانجفی، که عملا رهبری مشروطیت و تحولات مشروطه در اصفهان تحت زعامت ایشان شکل گرفته است و حتی نیروهای مجاهدی که به کمک مردم اصفهان برای مبارزه با استبداد قاجار می‌آیند زیر نظر و به فتوای ایشان فعال بودند. فتح اصفهان با همین وضعیت شکل می‌گیرد.
این نکاتی که عرض کردم زمینه ای می‌شود که می بینیم، اصفهان نسبت به هر دو هدف مشروطه که استقلال خواهی و عدالت طلبی است وضعیت بسیار موفق‌تری دارد. به عنوان نمونه اصفهان در جریان مشروطه خواهی و درگیری هایی که با عوامل ظل السطان و سپس اقبال الدوله صورت می گیرد وقتی قرار می‌شود عده‌ای برای اعتراض به سفارت روس یا انگلیس پناهنده بشوند بواسطه نهیب علما در اصفهان بست نشینی در سفارت بیگانه رخ نمی‌دهد. اعلامیه علما اصفهان موجود است که می گویند؛ اگر تحصن و اعتراضی علیه حکومت دارید به مسجد بیایید و حرف خود را از مسجد بزنید، چرا دست به دامن اجنبی می شوید. اگر کسی در سفارت بیگانه برود ما با این مشروطه همراهی نداریم. این نهیب باعث شد جریان مشروطه در اصفهان هر دوبال خود را حفظ بکند یعنی عدالت خواهی اش در کنار استقلال طلبی باشد. به تعبیری آزادی خواهان در اصفهان ضداجنبی اند. این نکته بسیار با اهمیتی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت.
اگر چه در مقاطع بعدی و به علت تحولاتی که در تهران به عنوان پایتخت ایران شکل گرفته بود دیگر ما متاسفانه نتوانستیم این جریان و خط اصیل تاریخی را داشته باشیم و مسائلی دامن گیر مشروطه شد و آنرا از مسیر صحیحش خارج کرد. حکومتی که 15 سال پس از مشروطه شکل گرفت یعنی حکومت پهلوی است هیچ اثری از اهداف مشروطه در آن نیست. هم مستبد است و هم وابسته. داستان های تاریخی زیادی در مورد آن شنیده‌ایم و بعضا از خاطراتی که مکتوب شده است دیده‌ایم. متاسفانه این فرجام مشروطه را در اصفهان هم شاهدیم. آن دغدغه‌ای که در اصفهان وجود داشت نیز به نتیجه دلخواه نرسید و تحت تاثیر فضای عمومی کشور و نفوذ بی حد و حصر بیگانگان در عصر پهلوی اصفهان نیز مصون از این قضیه نماند. و بسیاری از اهداف و آرمانهایش به فراموشی سپرده شد. تا آن حد که رهبر دینی سیاسی اش هم که به سیاست های خودکامه رضاخان اعتراض و قیام کرد به دسیسه دربار پهلوی به شهادت رسید.

*در حال حاضر خانه مشروطه اصفهان مشغول به چه کار است؟
بنده با توجه به نکته‌ای که ابتدای مصاحبه اشاره کردم و همچنین مسئولیتی که در این مجموعه فرهنگی داشته‌ام سعی می‌کنم خیلی خلاصه‌وار برخی مطالب را در این موضوع مطرح کنم؛ خانه مشروطه اصفهان حدود ۱۰ سال است در شهر فرهنگی و تاریخی اصفهان شروع به فعالیت کرده است. آغاز این فعالیت ها مرداد ماه و همزمان با سالگرد نهضت مشروطیت ایران بود. به احتمال زیاد بسیاری از همشهری‌های عزیز ما سری به این خانه زده‌اند و اسناد، تصاویر و ساختار دلپذیر معماری آن را مشاهده کرده اند. ما از گروه‌ها و اقشار مختلف و گردشگران که به اصفهان آمده‌اند بازدیدهایی را داشته‌ایم و می‌توان کم و بیش ادعا کنیم این نهاد در این شهر مرکز تاریخی و فرهنگی مورد شناخت اجمالی مردم است و امیدواریم با حمایت هایی که انشاالله صورت میگیرد بتوانیم گامی مؤثر در اعتلای فرهنگی و هویتی شهر اصفهان برداریم.
این خانه تاریخی از این جهت که منزل شخصی آیت الله حاج اقا نورالله نجفی اصفهانی است که از علمای طراز اول در ان مقطع تاریخی بوده و بدلیل رهبری که ایشان در نهضت مشروطه و حوادث قبل و بعد آن داشتند منزل ایشان توسط شهرداری اصفهان مرمت و بازسازی شد و به عنوان یک قطب گردشگری فرهنگی در اختیار عموم شهروندان اصفهانی و مسافران دیار نصف جهان قرار گرفت.
یکی از اهدافی که این مجموعه از ابتدای فعالیت به دنبال آن بوده، بازنمایی اصیل و مستند از اقدامات و فعالیت‌های مردم اصفهان در قضایای مشروطه است. تا گامی باشد موثر در شناخت هویت تاریخی مردم این شهر؛ ما سعی کردیم در خانه مشروطه اصفهان، مشروطه‌ی اصیل ایران را بازنمایی کنیم. مشروطه ای که در آن هر دو هدف اصلی نهضت مشروطیت، یعنی استقلال خواهی و عدالت طلبی توأمان مدنظر رهبران و مردم بوده است. مشروطه ای که آزادی خواهان آن ضداجنبی اند. مشروطه ای که غیر از مسائل سیاسی به موضوعات فرهنگی همچون روزنامه و کتاب توجه دارد. مشروطه ای که خدمات عام المنفعه آن هم رنگ و بوی مقابله با نفوذ بیگانه دارد. مشروطه ای که با ایجاد شرکت های سهامی و تأسیس کارخانه ها به دنبال استقلال اقتصادی نیز هست. مشروطه ای که علمای آن تعهد می کنند بر میتی که کفن آن خارجی است نماز نخوانند.
سعی ما بر این است مخاطب مجموعه این آرمانها را دیده و بتواند با توجه به شرایط روز تصمیمات دقیق تری داشته باشد. مسئله که چه بسا از مهمرین چالش های جامعه ما برای امروز و فرداست. برای فردای بهتر بایستی دیروز خود را خوب شناخت.
امروز برای کشور و برای مردمان با فرهنگ اصفهانی و ایرانی با این پیشینه تاریخی بسیار زشت است که به داشتن یک برند خارجی افتخار کنند. از یک سبک زندگی پیروی کند که چندان ارتباطی با فرهنگ و اندیشه او ندارد.
این تذکرها کجا باید داده بشود. به نظر می‌آید بهترین جا همین خانه های تاریخی و فرهنگی است. خانه هایی که بتوانند بین دیروز و امروز و فردا ارتباط برقرار کنند. در عصر ارتباطات و اطلاعات، با هجمه‌هایی که بواسطه این ابزار تکنیکی و جدید برای هویت ملت ماست به نظر می اید اماکنی مانند خانه مشروطه اصفهان و موزه شهید رییسعلی دلواری در بوشهر و اماکن فکری و هویتی این چنینی می‌تواند ما را نسبت به زندگی و فرهنگ اصیل خودمان و هویت واقعی خودمان بیشتر اشنا بکند و از این غرب‌زدگی در بسترهای فرهنگی و اجتماعی به وجود آمده جدا کنند و ما را مصون نگه دارد؛ تمام تلاش ما در خانه مشروطه اصفهان برای برقراری این پیوند است که چه بوده‌ایم وچه هستیم و با توکل به پروردگار متعال چه خواهیم شد.
سیستم قدیمی و کهنه قاجاریه اساساً تکلیف و وظیفه چندانی برای خود نسبت به آبادانی مملکت قائل نبود. شاهان قاجار نه در فکر اصلاحات اقتصادی بودند و نه خواهان تغییرات سیاسی. به علاوه آن‌ها دغدغه تحولات اجتماعی ایران را در سر نمی‌پروراندند.
با وجود این، آشنایی ایرانیان و طبقه نخبه ایرانی با افکار تجددخواهانه و نظام‌های پارلمانی اروپا، زمینه را برای جنبش مشروطه‌خواهی در ایران فراهم آورد.
با این وضعیت جنبش مشروطه، رویدادی مهم در بیداری ایرانیان بود. مشروطه به هر حال نقطه انقطاع تاریخی میان گذشته و دوره جدید ایرانی است.
یکی از بزرگ ترین خدمات تاریخی مشروطه کلید زدن روح استعمار ستیزی در جامعه دینی و ملی ایران بود که حتی برخی این زنجیره را تا انقلاب اسلامی۵۷ ادامه دار می‌دانند.
انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

19 − ده =