صفحه اصلی » استان اصفهان » پهلوی و دعوای کشورها برای استعمار ایران/ حکومتی که به اشاره اجانب دست به دست می‌شد

پهلوی و دعوای کشورها برای استعمار ایران/ حکومتی که به اشاره اجانب دست به دست می‌شد

نماینده مردم خمینی شهر گفت: زمانی‌که خارجی‌ها و اجانب و کسانی که رضاشاه را گمارده بودند می‌خواستند او را برکنار کنند؛ به اندک اشاره‌ای او را جا به جا کردند و هیچ تغییری در هیچ جا مشاهد نشد و به قول معروف آب از آب تکان نخورد.

تاریخ انتشار: ۰۰:۳۱ - شنبه ۱۴۰۰/۰۶/۲۷

به گزارش صاحب نیوز؛ ۲۶ مرداد سالروز فرار رضاخان از ایران است، سالروز وقوع یکی از مهم‌ترین و فراموش‌ناشدنی‌ترین نقاط تاریخ ایران.  25 شهریور 1320 روس‌ها به تهران نزدیک می‌شدند و رضا شاه که شب قبل تا صبح نخوابیده و سراسیمه قدم می‌زد پذیرفت که فرمول محمدعلی فروغی (ذکاء الملک) هم می‌تواند جان او را نجات دهد و هم دودمان سلطنت پهلوی را بر باد نمی‌دهد.

فرمولی که تأییدیه بریتانیا را هم داشت. پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و انقلاب شوروی، تجزیه ایران از دستور کار خارج شده بود و ترجیح می‌دادند با یک دولت مرکزی سر و کار داشته باشند. فرمول فروغی این بود: رضا شاه ایران را ترک می‌کند تا روس‌ها که در راه تهران بودند از برچیدن اساس سلطنت و دستگیری رضاشاه به اتهام بی‌توجهی به اخراج کارشناسان آلمانی منصرف شوند و با منتفی شدن انقراض سلطنت پهلوی، پسر 22 ساله و خجول به جای پدر بر تخت بنشیند.

شاه جوان را البته کسی چندان جدی نمی‌گرفت و برای دوران گذار گزینه مناسبی به نظر می‌رسید. رضاشاه شبانه از کاخ سعدآباد به کاخ مرمر آمد. همسر و فرزندان را پیشاپیش به اصفهان فرستاده و تنها محمدرضا در تهران – در دربار – بود. هیچ بدرقه‌ای هم در کار نبود. زمان به زیان رضاخان در گذر بود. می‌ترسید که روس‌ها برسند و چنانچه تهدید کرده‌اند در تهران حمام خون به راه اندازند و پوست او را هم بکنند.

انگلیسی‌ها اما به قوای روس پیغام فرستادند: «شاه که دارد داوطلبانه می‌رود. دیگر از کی می‌خواهید انتقام بگیرید؟!» در کاخ مرمر تنها محمدعلی فروغی نخست‌وزیر و شکوه‌الملک حاضر بودند. کاروان شاه را شش اتومبیل تشکیل می‌داد. اولی را خود او سوار شد. سه اتومبیل هم به اثاثیه اختصاص یافت و دو اتومبیل نیز اسکورت می‌کردند. روس‌ها داشتند می‌آمدند و رضاشاه داشت می‌رفت.

محمدتقی نقدعلی در گفت و گو با صاحب نیوز با اشاره به تفاوت های عمیق حکومت طاغوت پهلوی و جمهوری اسلامی گفت: در این باب یکی از بزرگترین وجه‌ها و تفاوت‌هایی که بین حاکمیت طاغوت و مشخصا خاندان پهلوی و نظام ولایت است این است که این نظام طاغوتی برخواسته از مردم نبود و منشا آن کودتایی بود و دست نشاندگی دیگران باعث آن شد ولی برخلاف ان نظام ولایت فقیه هیچ جنگی در خلال آن شکل نگرفت و خواست مردم بود و از داخل توده‌ها نشأت گرفت و حاکمیت را به دست گرفت و این اولین تفاوت است چرا که نظام پهلوی از دل مردم نبود و مردم هم دلدادگی به این نظام نداشتند.

نماینده مردم خمینی شهر در یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی افزود: زمانی‌که خارجی‌ها و اجانب و کسانی که این شخص را گمارده بودند می‌خواستند او را برکنار کنند؛ به اندک اشاره‌ای او را جا به جا کردند و هیچ تغییری در هیچ جا مشاهد نشد و به قول معروف آب از آب تکان نخورد، فرزند او را نیز آوردند و نه به خاطر ان که فرزند اوست بلکه او را دست نشانده و نوکر خود می‌دانستند. وجه دیگر و تفاوت بعدی این است که این نظام سلطنتی همه چیز را برای خودش و نور چشمی‌های خودش می‌خواست و تمام امکانات و اختیارات و لذائذ دنیایی و مادی را برای خودشان در نظر گرفته بودند و مردم را تا حدی که سلطنت را مورد تهدید قرار ندهند مدنظر داشتند .

وی ادامه داد: نظام دینی و اسلامی که برگرفته از آموزه‌های دینی و قرآنی است صراط عدالت و توزیع عادلانه امکانات را وجهه همت کاری خود قرار می‌دهد و در این نظام مسئولین باید بیشترین سعی و تلاش را داشته باشند در عین حال که کمترین بهره‌برداری و برخورداری را می‌برند؛ البته ما بر این باور نیستیم که این معنا تمام و کمال محقق شده است ولی این افق بلندی است که در پیش روی ما قرار دارد و در چارچوب ‌های اتحادیه نظام دینی است.

نقدعلی اظهار داشت: اما در نظام سلطنتی بیشترین لذت و قدرت مربوط به خاندان سلطنتی می‌شد و شاعبه‌های دیگری که از این اصول پیدا می‌شود بحث پیاده کردن حاکمیت الله است. یعنی در نظام اسلامی و نظام ولایی حاکمیت و حاکم جامعه قدرتی به استقلال خودش ندارد بلکه او اگر کاری می‌کند ادعای این را دارد که قصد پیاده کردن منویات خداوند را در جامعه دارد و حاکمیت را در دستان خدا می‌داند و برای خودش قدرتی قائل نمی‌شود ولی برخلاف آن حکومت طاغوت به خصوص حکومت پهلوی همه چیز را از خودش می‌داند و این حکومت پوشالی که نشات گرفته از اراده اجانب است را برای مطامع و مطلوب‌های خودش بکار‌ می‌گیرد و این‌ها وجه تفاوت‌هایی است که می‌توان بین این دو نظام برشمرد.

وی با اشاره به مولفه های آزادی و عدالت عنوان کرد: شما ملاحظه می‌کنید که بحث ازادی به معنای غرب زدگی و غرق شدن در شهوات و ازادی‌ای که بر پایه‌ها و بنیان‌های حاکمیت طاغوتی ضرری نزند در نگاه حکومت پهلوی کاملا رعایت می‌شد و کسی جلوی ان را نمی‌گرفت و ان آزادی که موجب رخوت ملت می‌شد و ملت را در بی‌خبری و بی‌اطلاعی از انچه که در اطرافش می‌گذشت فرو می‌برد ولیکن در نظام اسلامی و نظام دینی ازادی واقعی به معنای واقعی کلمه اجرا می‌شود که حق انتخاب سرنوشت و حق بهره‌مندی از دخالت در حاکمیت و انتخاب واقعی و دموکراسی به معنای واقعی کلمه بود .

وی اشاره کرد: در نظام پهلوی دموکراسی بی محتوا بود و نمایندگان و تمامی کانون‌های حکومتی دست نشانده و چیده شده توسط نظام سلطنت بودند که خود نظام سلطنت نیز دست چین اجانب بود و این برخلاف نظام ولایی است که شما مشاهده می‌کنید در دوره‌های مختلف از عالی‌ترین مقام این کشور تا مقامی مثل نمایندگان مجلس تا برسد به شوراهای شهر و روستا همه با رأی مردم انتخاب می‌شوند و این جلوه‌ای از آزادی است که ما می‌بینیم فلذا مرتب در حال تغییر با خط و ربط و سلیقه‌های مختلفی است که پایبند به چهارچوب‌های نظام وارد حاکمیت می‌شوند. آزادی به معنای بی‌بندوباری و غرق شدن شهوات در نظام اسلامی مجاز نیست که این به نفع امت و ملت است.

نقدعلی در پایان تاکید کرد: با نگاهی که به کارهای انجام شده در طول ۴۳ سال گذشته بیندازیم از حیث امار و جاده و برق و اب و صنایع و ایجاد فرصت‌های شغلی و مسکن و بقیه امکاناتی که امروز در گستره کشور در دور افتاده‌ترین روستاها وجود دارد می‌بینیم اصلا قابل مقایسه نیست با قبل از انقلاب و توصیه می‌کنم کتاب صعود ۴۰ ساله را مطالعه کنیدکه این کتاب، کتابی است که بر اساس آمار نه داخلی بلکه آمار خارجی و بین المللی که معتبر هستند چاپ شده و نوشته شده است که نشان می‌دهد در طول این ۴۳ سال ما چه صعودهایی درگستره عدالت و امکانات کشور داشته‌ایم.

در حقيقت كشور در دوره پهلوي ،حيات خلوت و منطقه نفوذ قدرت هاي جهاني بود ، آنها در همه امور كشور، عزل و نصب مقامات ارشد، نمايندگان مجلس، تصويب يا رد لوايح و قوانين، امضاي قراردادها و پروتكل ها ، سياست گذاريها و غیره، نقشي آشكار و پنهان داشتند.

ايران به تمام معنا فاقد استقلال سياسي بود ؛ انتخاب نخست وزير و وزيران عمدتاً از بين افراد وابسته به سازمانهاي جاسوسي، آمريكا و فراماسونري صورت مي‏گرفت ؛آماري كه از وابستگي‏هاي افراد شناخته شده هيئت وزيران هويدا، آموزگار، شريف‏امامي، و ازهاري به دست آمده حكايت از آن دارد كه 38% فراماسون، 24%عضو سيا و 21%عضو ساواك بوده‏اند.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

سه × 4 =