صفحه اصلی » اجتماعی » ایمان به خدا و اتکا به توان داخلی، مهم ترین رمز پیروزی ما در برابر تمام جبهه کفر

راوی و جانباز 70 درصد دوران دفاع مقدس:

ایمان به خدا و اتکا به توان داخلی، مهم ترین رمز پیروزی ما در برابر تمام جبهه کفر

راوی و جانباز 70 درصد دوران دفاع مقدس گفت: ایمان به خدا و اتکا به توان داخلی، مهم ترین رمز پیروزی ما در برابر تمام جبهه کفر در دوران پر افتخار دفاع مقدس بود نیروی مردمی با ایمان قوی و توکل به خدا در مقابل دشمن ایستادگی می کردند.

تاریخ انتشار: ۱۱:۴۶ - سه شنبه ۱۴۰۰/۰۷/۶

به گزارش صاحب نیوز؛ دفاع مقدس عظیم‌ترین اتفاق تاریخ معاصر ایران به شمار می‌رود و یکی‌ از درخشان‌ترین قطعات تاریخ ایران و انقلاب اسلامی در ادامه حماسه عظیم عاشورای حسینی است. جوانان شجاع، مؤمن و انقلابی این آب و خاک که آموزه‌های مکتب اباعبدالله‌الحسین(ع) با گوشت و خون‌شان عجین شده بود، با تأسی از مولا و مقتدای خویش و با روحیه جهادی در برابر دشمن متجاوز تا پای جان ایستادند و همانطور که حادثه عاشورا باعث حفظ اسلام شد، دفاع مقدس نیز باعث تثبیت و به ثمر نشستن درخت انقلاب شده‌است.

دفاع مقدس در حقیقت گنجینه‌ای درس‌آموز و الهام بخش برای آیندگان است که باید با بازخوانی حماسه دفاع مقدس به یاد بیاوریم که چگونه با وحدت و همدلی توانستیم پرچم نظام جمهوری اسلامی را در برابر کینه ورزی های قدرت‌های دنیا برپا نگه داریم به همین دلیل خبرنگار ما با حاج محمد جواد امینی جانباز 70 درصد و از فرماندهان دوران دفاع مقدس به گفتگو نشسته است که در ادامه می خوانید.

صاحب نیوز: جنگ تحمیلی چگونه آغاز شد و مردم ایران در دوران دفاع مقدس چه نقشی داشتند؟

حاج محمدجواد امینی: با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی راه جدید و تحول جدیدی با انقلاب مردمی ایران در جهان پایه گذاری شد و خود حضرت امام(ره) فرمودند انقلاب ما، انقلاب اسلامی است. از همان روزهای اول پیروزی انقلاب تمام دشمنان بر علیه ما متحد شده و توطئه های زیادی از جمله تجزیه خوزستان، غائله منافقین در گنبد و جنگ های کردستان و توطئه طبس و کودتاهای متعدد که معروف ترین آن کودتای نوژه بود و… را رقم زدند در نهایت وقتی دیدند با این توطئه ها نمی توانند انقلاب اسلامی را از بین ببرند با پشتیبانی همه جانبه، رئیس جمهور دیکتاتور رژیم بعث عراق را بر علیه ما تحریک کردند و صدام نیز به خیال اینکه ما تازه انقلاب کردیم و قدرت دفاعی نداریم 31 شهریور سال 59 جنگ نظامی تمام عیاری از مرزهای غربی در حدود 1300_1400 کیلومتر بر ما تحمیل کرد.

هدف آنها یک جنگ سریع با پشتیبانی همه جانبه کشورهای بلوک شرق و غرب بود تا در کوتاه مدت ابتدا خرمشهر و آبادان و در میان مدت استان خوزستان را تصرف و از ایران جدا کنند و در بلند مدت هدف اصلی شان یعنی نظام جمهوری اسلامی ایران از بین ببرند اما از آنجاییکه حضرت امام خباثت های دشمنان را پیش بینی می کرد با ایمان به حمایت مردم سال 58 فرمان تشکیل بسیج را صادر کرده بود و دشمن که پیروی مردم از امام و ایمان مردم و اتحاد ملت ایران را باور نداشت، جنگ را شروع کرد.

اگر دشمنان ایران در آن زمان حماقت نمی کردند و به جای جنگ نظامی، با ما جنگ فرهنگی می کردند شاید به نتیجه می رسیدند ولی از آنجاییکه خداوند می فرماید دشمنان دین احمق هستند جنگ را شروع کردند و این جنگ موجب اتحاد بیشتر ملت ما شد مردم با وجود بمباران شهرها، جبهه ها را پشتیبانی و تقویت می کردند به طور مثال اگر در یک روز پیکر مطهر 10 شهید در اصفهان تشییع می شد همان روز بیش از 200 نفر نیرو به جبهه ها اعزام می کردند.

صاحب نیوز: فرماندهان جوان انقلاب چگونه جنگ را مدیریت می کردند و در فتح خرمشهر و شکست حصر آبادان چه نقشی بر عهده داشتند؟ 

دشمن که می خواست در یک حمله سریع در مدت 6 شش روز خوزستان را تصرف کند حدود 45 روز طول کشید تا خرمشهر که نزدیک ترین شهر مرزی بود سقوط کند، پس از تصرف خرمشهر، آبادان محاصره شد حدود 20 الی 25 شهر از شهرهای مرزی کشورمان شامل شهرهای هویزه، سوسنگرد، بستان، مهران و دهلران تا برخی از شهرهای مناطق غربی کشورمان به تصرف دشمن درآمد. این درحالی بود که ارتش و سپاه و بسیج هنوز به طور کامل شکل نگرفته بود اما با این حال علاوه بر یگان ها و توپخانه های ارتش، نیروهای مدافع مردمی هم به صورت خودجوش به جبهه ها اعزام شدند و مقابل دشمن ایستادگی کرده و به دشمن اجازه پیشروی ندادند.

* اولین یگان های نظامی که در جبهه ها شکل گرفت/ عملیات ثامن الائمه اولین عملیات سازماندهی شده در دوران دفاع مقدس

حضور رزمندگان در جبهه ها به مرور زمان موجب شکل گیری یگان ها شد که تیپ های امام حسین(ع)، کربلا و عاشورا اولین تیپ هایی بودند که تشکیل شدند بعد از آن تیپ های حضرت رسول اکرم(ص) و نجف و… که تعدادشان زیاد بود شکل گرفتند پس از اتمام سازماندهی نیروها، در پنجم مهرماه اولین عملیات بزرگ ما به نام عملیات ثامن الائمه به صورت سازماندهی شده از چند جبهه انجام شد.

حضرت امام به عنوان رهبر انقلاب و مرجع تقلید زمانی که خرمشهر سقوط کرد و آبادان محاصره شد به فرماندهان جنگ فرمود بروید و محاصره آبادان را بشکنید همه فرماندهان متعجب بودند که چرا امام خرمشهر، سوسنگرد یا هویزه را نگفت و این چه حکمتی دارد؟ خوب من در این عملیات ثامن الائمه حضور داشتم وقتی عملیات انجام شد و موفق شدیم دشمن را از شرق کارون عقب رانده و منطقه را پاکسازی کنیم تمام ادوات و تجهیزات و امکانات دشمنی که آمده بود و حتی روی دیوارهای خرمشهر نوشته بود «ما آمده ایم که بمانیم» به تصرف ما در آمد و همه نیروهای دشمن یا به هلاکت رسیده و یا به اسارت ما در آمدند.

بعد از عملیات ثامن الائمه، عملیات های دیگر هم سرعت گرفت دو ماه بعد عملیات بستان که منجر به آزادی و بازپس گیری بستان شد چهار ماه بعد عملیات فتح المبین انجام شد. در عملیات ثامن الائمه 400 کیلومتر، در عملیات بستان 800 کیلومتر و در عملیات فتح المبین 2500 کیلومتر مربع از خاک کشورمان آزاد و 15 هزار نفر از نیروهای دشمن به اسارت ما در آمد. چهل روز بعد عملیات بیت المقدس انجام دادیم که منجر به آزادی خرمشهر با حدود 20 هزار نفر اسیر از نیروهای دشمن و آزادسازی حدود 6 هزار کیلومتر شد.

صاحب نیوز: پس از عملیات های فتح المبین و بیت المقدس چرا جنگ ادامه پیدا کرد؟ 

* جبهه دشمن از جانب دیگر کشورها تقویت می شد

کارشناسان جنگ گفتند شما وقتی در عملیات های فتح المبین و بیت المقدس این همه از دشمن تلفات و اسیر گرفتید در حقیقت کمر ارتش بعث عراق را شکست دادید ولی خیلی زود با حمایت و پشتیبانی کشورهای اروپایی و آمریکایی، بلوک غرب و شرق ارتش بعث دوباره تقویت شد علاوه بر این بعلت اینکه رژیم بعث حکومتی دیکتاتوری بود مردم را وادار می کرد به جنگ بیایند وگرنه کشته می شدند با این حال صدام دست از خباثت برنداشت پس از تجدید قوا جنگ را ادامه داد.

صاحب نیوز: ما در جنگ تحمیلی چه افتخاراتی بدست آوردیم

* گلوله های توپ که تراشکارهای داخلی می ساختند

عملیات های بعدی ما از جمله عملیات رمضان، خیبر، والفجر4، والفجر8 تا کربلای 5 ادامه پیدا کرد این درحالی بود که تمام دنیا یک طرف بود و یک ملت مظلوم با دست خالی ولی امیدوار به خداوند و پیرو رهبر یک طرف بودیم آن زمان کشورمان از همه لحاظ واقعا ضعیف بود هیچ کشوری با ما کار نمی کرد یادم هست اواسط جنگ، نفت ما به 6 دلار رسیده بود تهدیدات دشمنان وجود داشت و کاملا در محاصره بودیم و امکانات و تجهیزات نداشتیم کشورهای خیلی معدودی مثل کره، هند و سوریه به طور غیر مستقیم تجهیزاتی که می خواستیم را از دیگر کشورها تهیه می کردند و مخفیانه در میان بار کشتی به ما می رساندند که گاهی مشکلاتی هم روی دریا پیش می آمد و به دست ما نمی رسید شرایط بسیار سخت و دشواری داشتیم ولی با روحیه «ما می توانیم» و اتکا به توان داخلی موفق شدیم به این سختیها غلبه کنیم مثلا اگر گلوله توپ نیاز داشتیم فرماندهان ما به تمام تراشکارهای خصوصی داخل کشور قالب گلوله را نشان می دادند و می گفتند با این اندازه و قطر هر تعداد که می توانید درست کنید یا برای قایق ها و لباس های غواصی و دیگر تجهیزاتی که نیاز بود را اینگونه تامین می کردیم.

تنها نقطه قوت و امیدواری ما نیروی مردمی بود که با ایمان قوی و توکل به خدا در مقابل دشمن ایستادگی می کردند فرماندهان برای عملیات هایی مثل والفجر 8 و کربلای 5 که باید از عرض رودخانه اروند عبور می کردیم برنامه ریزی می کردند چون رزمندگان بسیجی باید عملیات را انجام می دادند آنها را 3 ماه تا حتی 6 ماه آموزش می دادند و بعد همین نیروها می آمدند و در عملیات از رودخانه خروشان اروند عبور می کردند بسیاری از عملیات ها را ما اینگونه انجام می دادیم و پیروز می شدیم و این نبود جز تحقق همان فرموده خداوند در قران کریم که فرمود« بسا گروه اندكى كه به توفيق خدا بر گروه بسيارى پيروز شدند، و خدا با صابران است» خلاصه اینکه داستان جنگ ما داستان بسیار گسترده، عجیب و پیچیده بود و ما در آن افتخارات زیادی به دست اوردیم که برای هر جز آن می توان ساعتها صحبت کرد و کتابها نوشت.

صاحب نیوز: خاطره ای از عملیات هایی که در آن حضور داشتید برای مخاطبان ما بیان کنید

* خاطره ای جالب از درگیری نیروهای بسیجی با گارد ریاست جمهوری صدام در عملیات والفجر 8

خاطره ای که به ذهنم می رسد و بازگو کردنش خالی از لطف نیست این است که برای عملیات والفجر 8 در گردان حضرت ابوالفضل(ع) در گروه پشتیبان حضور داشتم بعداظهر روز اول به همراه نیروهای تخریب به سمت جلو حرکت کردیم شب اول و دوم دشمن فریب خورد نمی دانست که این عملیات اصلی است یا نه، ما دو رودخانه بهمن شیر و اروند را پشت سر گذاشته بودیم. صدام یک گارد نظامی داشت شامل تعدادی لشکر بود که به گارد ریاست جمهوری معروف بود زبده ترین نیروهای نظامی و بروز ترین سلاح و تجهیزات جنگی دنیا را در اختیار داشتند و ما فقط تیربار و آرپی جی و اسلحه دستی با تعدادی نیروی بسیجی با ایمان قوی داشتیم.

دشمن این گارد تا بن دندان مسلح را بعداظهر روز سوم وارد منطقه کرد و اگر ما تا روز چهارم به اینها مهلت می دادیم آنها تمام منطقه را تصرف می کردند و با توجه به اینکه ما رودخانه اروند را در پشت سر داشتیم امکان پشتیبانی وجود نداشت و دشمن می توانست کل منطقه را تصرف کند. شب بعد از شناسایی منطقه مرحوم شهید خرازی، گردان ما را که گردان حضرت ابوالفضل (ع) بود را انتخاب کرد با یکی دو تا گردان از لشکرهای همجوار و گفتند آقا دشمن روبروی شما است و این دشمن را باید به عقب برانیم.

یادم هست سردار شهید علی قوچانی فرمانده محور آمد و فرماندهان گردان ها را در شب تاریک جمع کرد و گفت بچه ها امشب این عملیات شهادت طلبانه است برای عملیات های استشهادی یک نفر داوطلبانه می رود ولی امشب یک گردان می خواهد برای عملیات برود و تمام نیروها باید بدانند برگشتی در کار نیست و خود من هم به عنوان فرمانده محور می آیم و هرکس که نمی تواند نیاید ولی تمام نیروها گفتند ما حدود یکسال است آموزش می بینیم امشب چطور برگردیم و امام زمان را تنها بگذاریم؟

قدرت ایمان رزمندگان بسیجی، مهم ترین گارد نظامی صدام را شکست می دهد 

ما حرکت کردیم از خاکریز که می خواستیم عبور کنیم نورافکن های گارد ریاست جمهوری منطقه را مثل روز روشن کرده بود نورافکن ها که خاموش می شد هواپیماهای دشمن می آمدند و بمباران خوشه ای می کردند یعنی به صورت خوشه ای منور می ریخت وقتی هواپیماها این منورها را می ریختند منطقه ای به وسعت چند کیلومتر مثل روز روشن می شد بعد از یک ربع که منورها خاموش می شدند دوباره نورافکن ها روشن می شدند در چنین شرایطی رزمندگان با قرائت آیه «وَجَعَلْنَا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْنَاهُمْ فَهُمْ لَا يُبْصِرُونَ» آیه 9 سوره یس که دشمن را کور می کند در حال پیشروی بودیم آن شب به علت بارندگی زمین گل آلود شده بود و به خاطر حالت چسبندگی زیاد گل خوزستان، تقریبا سه چهار کیلو گل به پوتین هر کدام از رزمندگان چسبیده بود با این شرایط ما حدود 8 الی 9 کیلومتر را با تجهیراتی شامل اسلحه و خشاب و تربار و آرپی جی که به همراه داشتیم پیشروی می کردیم هنوز صدای مکالمه بیسیم شهید خرازی و شهید حسن قربانی فرمانده گردان وجود دارد که شهید خرازی مدام از شهید قربانی می پرسید الان چکار می کنید و شهید قربانی می گفت باید صبر کنیم.

به ما گفته بودند باید 3 هزار قدم بروید تا به دشمن برسید و این 3 هزار قدم حدود 2500 متر می شد و ما در چنین شرایطی آرام آرام این مسیر را در 3 ساعت و نیم طی کردیم زمانی بود که شهید محمدباقر بهرامی بچه سده اصفهان سر گردان بود به همراه شهید قربانی نیروها را هدایت می کرد و این بچه های رزمنده بسیجی مثل دلاوران جنگ همانند صاعقه آسمانی بر سر تانک ها و نیروهای گارد ریاست جمهوری فرود آمدند و نیروهای رزمنده ما به قدری سریع عمل کردند که در کمتر از یک ساعت تمام منطقه فاو دوباره روشن بود ولی نه با نورافکن و منور بلکه با آتش شعله هایی که تانک ها در آن می سوختند.

* صدام با فریاد: من فاو را نمیخواهم گارد ریاست جمهوری من را از دست ایرانی ها نجات بدهید

این منطقه پاکسازی شد و فردای آن شب یعنی روز چهارم عملیات که مستند پاتک روز چهارم، از سری مجموعه روایت فتح شهید آوینی در اینترنت موجود است می توانید ببینید، دشمن به قدری تانک و ادوات جنگی وارد منطقه کرد تا نیروهای خود را از محاصره خارج کند و یا حداقل موقعیت قبلی خودش را بدست بیاورد ولی موفق نشد. جوری شده بود که شهید خانعلی از رزمندگان عرب زبان که مکالمات بیسیم عراقیها را گوش می داد گفت صدام ملعون با توهین به نیروهای رزمنده ایرانی به عدنان خیرالله فرمانده جنوب ارتش بعث گفته «بابا من فاو را نمیخوام این گارد ریاست جمهوری من را از دست ایرانی ها نجات بدهید» یک سری رزمنده بسیجی با ایمان کاری کردند که صدام گفت گارد را نجات بدهید من فاو را نمی خواهم و اینگونه آیه 249 سوره بقره «كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» «بسا گروه اندكى كه به توفيق خدا بر گروه بسيارى پيروز شدند، و خدا با صابران است» در اینجا تجلی پیدا کرد.

* ملت ما در جنگ تحمیلی رشد کرد

در نهایت پس از هشت سال جنگ تحمیلی و تقدیم فرماندهان بزرگواری همچون شهیدان همت، خرازی، ردانی پور و قریب به 200 هزار شهید از سراسر کشور این شد که رژیم بعث عراق با وجود پشتیبانی مستقیم مالی و تسلیحاتی بیش از 45 کشور جهان حتی یک وجب از خاک کشورمان را نتواند جدا کند البته سرمایه های بزرگی واقعا ماندند و باعث شدند ملت ما در جنگ رشد کند امام فرمودند کشورهای منطقه از مقاومت ما درس گرفتند. در این جنگ کشورهای زیادی از جمله فرانسه، انگلستان، آلمان، شوروی و بسیاری دیگر به صدام کمک می کردند که اگر تنها یک روز یکی از فرماندهانشان به جنگ نمی آمدند ارتش صدام فلج می شد.

* امروز دشمنان به خاطر قدرت و توانمندی بالای کشورمان فهمیده اند که دیگر نمی توانند با جمهوری اسلامی ایران پنجه در پنجه کرده و جنگ کنند

وضعیت امروز کشورمان به لطف خدا با 30_ 40 سال قبل تغییر کرده دنیای کفر این را فهمیدند که دیگر نمی توانند با جمهوری اسلامی ایران پنجه در پنجه کرده و جنگ کنند هر چند گاهی اوقات احتمال این حماقت آنها وجود دارد ولی در مقابل ملت ما به رهبری حضرت امام(ره) و رهنمودهایی که در وصیتنامه خود فرموده بودند و رهبری امام خامنه ای(مدظله العالی) و هدایت نیروهای مسلح، توانایی کشور امروز به قدری افزایش پیدا کرده که هر کجا کوچکترین توطئه یا حماقتی باشد در هم کوبیده می شود

به عنوان کسی که با سن کم در زمان دوران دفاع مقدس حضور داشتم و جوانان این دوران را می بینم به یقین می گویم که با هجمه های دشمنان بخصوص در فضای مجازی جوانان امروز جامعه ما اگر بهتر از جوانان دوران دفاع مقدس نباشند کمتر هم نیستند که به جرات می توانم بگویم بهتر هم هستند با توجه به اینکه در فضای مجازی حضور دارم اکثرا جوانان با ایمانی هستند که کمک می کنند الحمدالله با دولت جدید انقلابی این جوانان می توانند محکم و استوارتر از قبل پای کار بیایند تا همانگونه که امام فرمودند این انقلاب به انقلاب جهانی حضرت مهدی وصل شود.

صاحب نیوز: از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید بسیار سپاسگزار هستم
خواهش می کنم.

انتهای پیام/

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

18 + ده =