صفحه اصلی » اجتماعی » پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان نیازمند تحول بنیادین است/ مسئولان به مافیای پشت دارو درمانی معتادان پایان دهند

پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان نیازمند تحول بنیادین است/ مسئولان به مافیای پشت دارو درمانی معتادان پایان دهند

رئیس مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی استان اصفهان گفت: معتقدم، هم در حوزه ترک و درمان معتادان و هم در حوزه پیشگیری از اعتیاد بایستی یک تحول اساسی صورت گیرد به گونه ای که ابتدا مراحل معتاد شدن یک فرد را بررسی کنیم و برای هر مرحله برنامه خاصی داشته باشیم.

تاریخ انتشار: ۱۳:۳۰ - یکشنبه ۱۴۰۰/۰۷/۱۱

به گزارش صاحب نیوز؛ در روزهای اخیر کلیپی در فضای مجازی منتشر شد کههم در حوزه ترک و درمان معتادان و هم در حوزه پیشگیری از اعتیاد بایستی یک تحول اساسی صورت گیرد به گونه ای که ابتدا مراحل معتاد شدن یک فرد را بررسی کنیم و برای هر مرحله برنامه خاصی داشته باشیم. به دلیل خودخواهی مادربزرگش گرفتار اعتیاد شده که جامعه را با این سوال مواجه کرد که کودک چهار ساله که نمی‌تواند اسم خود را حتی بنویسد چگونه معتاد می‌شود.

برای بررسی عوامل این پدیده و راه های کمک جامعه به این شکل اتفاقات به سراغ سرهنگ جواد درستکار، رئیس مرکز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی استان اصفهان رفتیم.

متن کامل این گفت و گو را در ادامه می‌خوانید.

*چند وقت پیش کلیپی در فضای مجازی منتشر شد مبنی بر اعتیاد کودک ۴ساله در حاشیه اصفهان، به نظر شما چه عاملی باعث میشود چنین مسائلی مشاهده شود؟

به نظر من بایستی در زمینه پیشگیری از اعتیاد و درمان معتادان یک تحول بنیادین و اساسی در کشور صورت بگیرد. دلیل آن هم گرایش بسیاری از جوانان و نوجوانان به سمت مصرف مواد مخدر جدید  در طول سالیان اخیر است.

البته نمی خواهم اقدامات صورت گرفته توسط دستگاه ها و ارگان های مختلف کشور را منکر شوم، واقعیت امر این است که از ابتدای انقلاب تا کنون کارهای بسیاری زیادی در زمینه مبارزه با مواد مخدر و پیشگیری از اعتیاد توسط دستگاه‌ها و ارگان ها اعم از بهزیستی، آموزش و پرورش و دیگر دستگاه‌ها  انجام گرفته و در حال انجام است اما پرسش اصلی این جاست که  آیا ما با این برنامه ها توانسته ایم جلوی اعتیاد جوانان را بگیریم؟ باید گفت آمارها  این را موضوع را تائید نمی کند و به ما می‌گوید که باید اقدامات دیگری را انجام دهیم.

بی تردید زمانی می‌توانیم در حوزه پیشگیری از اعتیاد موفق شویم که اول از همه بیاییم  چرایی معتاد شدن یک فرد را مورد بررسی قرار دهیم و بر روی این موضوع تمرکز کنیم. در حال حاضر رویه مناسبی را برای ترک دادن معتادان در مراکز ترک اعتیاد شاهد نیستیم و می بینیم که بیشتر معتادان پس از گذراندن دوره ترک اعتیاد خود اتفاق خاصی در آنها رخ نمی‌دهد و فقط فردی که تا دیروز هزینه‌هایی را برای مصرف مواد مخدر سنتی پرداخت می کرده امروز این هزینه ها را صرف داروهای ترک اعتیاد نظیر قرص متادون و .. می کند  که البته مصرف این داروها هم عوارضی را برای فرد ایجاد خواهد کرد.

بنابراین معتقدم، هم در حوزه ترک و درمان معتادان و هم در حوزه پیشگیری از اعتیاد بایستی یک تحول اساسی صورت گیرد به گونه ای که ابتدا مراحل معتاد شدن یک فرد را بررسی کنیم و برای هر مرحله برنامه خاصی داشته باشیم.

*به نظر شما چه روشی برای ترک کامل اعتیاد پاسخگو است؟راه پیشگیری از اعتیاد چیست؟

امروز صاحب نظران و کارشناسان و متولیان امر به این نتیجه رسیدند که صرف مبارزه با قاچاقچیان و خرده فروشان مواد مخدر جواب نمی دهد. باید در این جا اشاره ای هم به اقدامات گسترده نیروی انتظامی در زمینه مبارزه با قاچاق مواد مخدر داشته باشم که در این راه شهدایی نیز تقدیم کرده و ضربات مهلکی را بر پیکره باندهای مافیایی قاچاق مواد افیونی وارد آورده  اما  بایستی یک سوال از خودمان بپرسیم و آن اینکه اگر قدر داشته باشیم و بتوانیم تمام مواد مخدر را از جامعه حذف کنیم خواهیم توانست معضل اعتیاد را هم حل کنیم ؟ اگر قدری تامل کنیم خواهیم دید که معضل اعتیاد هیچ ارتباطی با مواد مخدر ندارد چرا که اگر هر نوع موادمخدری را هم از جامعه حذف کنیم زمینه برای گرایش به سمت موادهای جدیدتر و نوتر باز می شود.

تنها راه حل ریشه کن شدن معضل اعتیاد این است که ما زمینه‌های حرکت فرد به سمت مواد مخدر را بشناسیم و آنها را حذف کنیم. در واقع ذهن فرد و تفکر و اندیشه یک فرد است که باعث می‌شود که او به سمت مصرف مواد برود.

گاهی اوقات فرد  برای اینکه بخواهد یک مشغولیتی برای خود ایجاد کند یا به دلیل اینکه با یک ناکامی روبرو است یا بواسطه نوع نگاه خانواده و یا به خاطر اینکه پدر و اعضایی از خانواده او اعتیاد دارد، در زمینه مصرف مواد مخدر قدم برمی دارد. پس ما نیاز داریم که این نکته ها را بدانیم.

*مافیا تا چه حدی پشت ترک اعتیاد است؟

مافیا است که اجازه نمی دهد هیچ زمانی اعتیاد به طور کامل از جامعه ریشه کن شود. چون اگر معتادی در جامعه نباشد، مافیایی که پشت تهیه و توزیع گسترده داروهای ترک اعتیاد قرار دارد ضرر و زیان زیادی را متحمل شده و عملاً کارشان هم برای همیشه تعطیل می شود. بنابراین معتقدم عده ای پشت پرده هستند که نمی خواهند افراد معتاد به طور کامل درمان شوند چون عملاً می بینیم که کار خاصی برای درمان انجام نمی دهند و فقط معتاد را مدت یک یا دو ماه در کمپ نگه داشته و بر روی وی به اصطلاح دارو درمانی انجام می دهند که با این دارو درمانی ها هم عملا هیچ اتفاق خاصی رخ نمی دهد.

این موضوع نیازمند نظارت های بیشتر از سوی دستگاه های مربوطه است که ببینند واقعا خروجی مراکز ترک اعتیاد چه بوده است. معتقدم بایستی عملکرد مراکز ترک اعتیاد کشور مورد  تحلیل و بررسی قرار گیرد و ببینند برای فرد معتادی که در این مراکز تحت درمان قرار گرفته چه اتفاقی رخ داده است. آیا به زندگی سالم قبل از معتاد شدن بازگشته و یا اینکه دوباره بعد از مدت کوتاهی مصرف مواد مخدر را از سر گرفته است.
درخواست من از مسئولان این است که واقعاً بیایند مقتدرانه وارد عمل شوند و به این مافیا در کشورمان پایان دهند و درب  مرکز ترک اعتیادی که عملکرد موفقی نداشته و افراد معتادی که به آن مراجعه کرده اما درمان نشدند را برای همیشه تخته کنند.

*کلیه مراکز ترک اعتیاد اینگونه عمل می‌کنند؟

خیر، در این بین مراکزی هم هستند که در زمینه ترک اعتیاد معتادان خیلی خوب کار می کنند و به موضوع اعتماد به نفس در معتادان توجه می کنند نظیر مراکز NA که در حوزه معتادان خوب کار کردند و مراکز و کمپ‌های خوب دیگر هم در جامعه وجود دارند که بایستی مورد حمایت و تقدیر قرار گیرند.  ما نگاه کرده‌ایم و دیده‌ایم که در بعضی مواقع NGOها خیلی بهتر عمل کرده‌اند. به این دلیل که آنها  فرد را نسبت به نوع تفکر و نوع سبک زندگی اشنا می‌کنند.

این نکته که سبک زندگی فرد چگونه است، محلی که در آن زندگی می‌کند چگونه است ، خانواده سبک زندگی سالم یا غیر سالمی دارد و … حائز اهمیت است. اگر روی این‌ مسایل کار کردیم می‌توانیم امید داشته باشیم به اینکه فرد بخواهد یک نگاه دیگر پیدا کند و آن موقع است که می‌بینیم یک جرقه‌هایی و حرکت روبه‌جلویی برای خودش در زندگی قرار می دهد. با این ادبیات اگر قدم برداشتیم معتقدم که شاهد اتفاقات خوبی در زمینه ریشه کنی اعتیاد از جامعه خواهیم بود اما در غیر این صورت ما هر روز آمارهای نگران کننده اعتیاد جوانان و حتی نوجوانان را شاهد خواهیم بود.

من بر این باورم که اگر قرار است یک انسان در جامعه رشد پیدا کند و به تعالی برسد، باید بسترهای رشد فکری برای او ایجاد شود و بتواند یک تفکر نقادانه داشته باشد و این تفکر نقادانه است که  به فرد کمک می کند تا چرایی زیستن خود را پیدا کند و ببیند به چه چیز می خواهد دست پیدا کند و تا این اتفاق رخ ندهد انسانی را شاهد خواهیم بود که دچار یک سردرگمی شده و نمی‌داند به دنبال چه چیزی می‌گردد. اگر بخواهد به ازدواج فکر کند و هدف را از او سوال کنیم می‌گوید که به هر حال باید ازدواج کرد چون رسم جامعه است و چون گذشتگان در این مسیر قدم برداشته‌اند ما هم باید برویم و بدون آن در واقع کامل نیستیم.

*خانواده تا چه حد در این بین سهیم است؟

وی این‌موارد باید کار شود و اگر روی این‌ها تمرکز کنیم، مشاهده می‌کنیم تحقیقات نشان داده وقتی یک فردی در درون خانواده با والدین زخمی رشد کرده باشد، فرزند او نیز زخم خورده خواهد شد و والدی زخم خورده برای فرزندان آینده این جامعه می‌شود. تصور کنید پدر و مادری را که به بچه خود دستور می‌دهند و تحصیل و کار او را به باید و نباید گره می‌زنند. می‌بینیم که آن کودک در درون خانواده با معیارهایی سخت‌گیرانه بزرگ می‌شود و اینجاست که هیچ احساس رضایتی از خودش و دیگران ندارد. بسیاری دیگر از موضوعات است که والدین در خانواده زهری به فرزندان خود منتقل می‌کنند و زمینه این را ایجاد می‌کنند که برای خود یک شادی موقت را ایجاد کنند، شاید بدنبال مصرف مواد هم بروند و این هیجانات سرکوب شده را حل کنند.

شاید فردی در خانواده با محرومیت هیجانات روبرو است و برای جبران این نقص بدنبال رفع زود گذر این هیجانات است.اگر فرد دچار بازداری هیجانی نیز شده باشد، باز هم دچار یکسری سرکوب‌هایی می‌شود و نیازهای آن فرد بر اورده نمی شود.

به عقیده من هر فردی به پنج نیاز اصلی است شامل نیاز به دلبستگی، نیاز به ابراز احساسات، نیاز به ابراز هیجانات ، نیاز به خویشتن داری واقع بینانه و نیاز به درک محدودیت‌ها احتیاج دارد. در سبک تربیتی پدر و مادرها نیاز است به این موارد بپردازند که اگر به این موضوعات پرداخته نشود، مشاهده می‌کنیم که فرد آسیب‌هایی را می‌بیند و باعث می شود که مانند والدین خود زخمی شود و راهی برود که گذشتگان خود ان راه رفته‌اند.

وقتی پدر و مادر در بستری بزرگ شده باشد که معیارهای آن سخت گیرانه باشد و در خانواده سختگیری شده باشد. وقتی نگاه می‌کنیم در جامعه و خانواده‌ای که پدر و مادر اندیشه‌ای را که بر اساس معیار سختگیرانه داشته است و براساس اینکه بر هیجانات پرداخته نشده است، جبران افراطی می‌کند و می گوید که چون برای پدر و مادر کاری را نکردم باید همه را برای بچه‌ام بکنم تا احساس کمبود نکند. آدم‌ها یا دچار ترس می‌شوند و یا جبران افراطی می‌کنند.

بعد مشاهده می‌شود که به همه خواسته‌های کودک پاسخ مثبت داده می شود و کودک گمان می‌کند پادشاه است و هر چیزی خواست باید بشود و در بستر جامعه عملا این چنین چیزی وجود ندارد و آسیب می‌بیند و همه از او رد می‌شوند. از ان طرف هم خانواده‌ای وجود دارد که نیازها را بر آورده نمیکند و در واقع پاسخ‌های مثبت نمی‌دهد و فضای گفتگویی وجود ندارد و دچار محرومیت‌هایی می‌شود و بدنبال این است که هیجانات خود را در دوست شدن با افراد غریبه تخلیه می کند. با هر فردی دوست می‌شود و همین رابطه با افراد نا سالم زمینه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی از جمله اعتیاد را در او به وجود می آورد.

والدین زخمی زمانی می‌توانند تربیت کننده خوبی باشند و زمانی مجوز مسئولیت برای یک فرزند را دارند که زخم‌های خود را التیام بخشند و گذشته خود را به حال متصل نکنند. چون شاید نوع تفکر و اندیشه ان موقع این بوده است و لزومی ندارد همان راه را رفت و آسیب به جوان و نوجوان زده می شود.

*جمع‌بندی بحث را بفرمائید.

ماباید زمینه ها و بستر هایی که فرد را به سمت اعتیاد کشانده مورد مطالعه قرار داده و هرکدام از این بستر را از جلوی پای او برداریم و یقین داشته باشیم که  اگر ما بخواهیم به زمینه‌ها کار نداشته باشیم و فقط به درمان فرد معتاد بپردازیم مسلم است که وقتی  به آن بستر برگردد دوباره آسیب می‌بیند و با آسیب دیدن او جامعه هم دچار آسیب خواهد شد.

*سپاس از زمانی که برای مصاحبه گذاشتید

خواهش می‌کنم

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

16 + 10 =