صفحه اصلی » اجتماعی » بررسی آسیب ها و چالش های تیک تاکی/ راهکار مقابله با آسیب ها در فضای مجازی چیست؟

در میزگرد صاحب نیوز بررسی شد؛

بررسی آسیب ها و چالش های تیک تاکی/ راهکار مقابله با آسیب ها در فضای مجازی چیست؟

صاحب نیوز برای بررسی آسیب های چالش های فضای مجازی میزگردی با حضور سیدمجتبی حورائی،روانشناس و مربی ان ال پی ، علی زکریایی کارشناس سواد رسانه و بازیگر سینما ومحمد داوری مربی سوادرسانه و روزنامه نگار حوزه آموزش برگزار کرد

تاریخ انتشار: ۱۰:۳۲ - پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۸/۲۰

به گزارش صاحب نیوز؛ چندسالی است که حضور و نقش آفرینی در شبکه های اجتماعی بخشی از زندگی مردم نه تنها در ایران بلکه در تمام دنیا شده است، شبکه های اجتماعی که البته می تواند فرصت باشد درکنار اینکه چالش نیز هست.

یکی از پرطرفدار ترین شبکه های اجتماعی این روزها  اینستاگرام و یکی از پرمخاطب ترین صفحه ها در اینستاگرام صفحه ای موسوم به tik tok است که مخاطبین با شرکت در چالش های این اپ فیلم خود را ظبط و در نرم افزار تیک تاک بارگذاری می کنند تا دیده شوند.

آسیب های این چالش ها اما مهم تر از خود آن هست و موضوعی که قصد داریم در این میز گرد به آن بپردازیم نیز همین آسیب ها است، مقامات مدارس در سرتاسر ایالات متحده درباره  عواقب چالش جدید تیک تاک به والدین و دانش آموزان اخطار داده اند. این اخطارها در پی حمله  تنی چند از دانش آموزان به معلم خود و تبدیل شدن به تیتر یک رسانه ها مطرح می شوند.

مگان تاتل، مدیر بزرگ ترین صنف مدرسان می گوید: «شاید با این کار به دانش آموزان حس کاذبی از جسارت دست بدهد. اما بی احترامی به مدرسان می تواند الگوی نامناسبی را برای آیندگان به جا بگذارد و طرز فکرشان راجع به این که چه چیز در جامعه قابل قبول است و چه چیز نیست را تحت تاثیر قرار دهد.» او در ادامه می گوید: «ما شاهد خشونت های کلامی و تهدید به خشونت فیزیکی علیه اعضای بورد مدرسه و مدرسان بوده ایم. به نظر می رسد که گفتمان اجتماعی دارد جای خودش را به ترس و خشونت می دهد.» در ویدیوهای پربازدیدی که اخیراً در تیک تاک منتشر شده دانش آموزانی از ابتدایی گرفته تا دبیرستان را می بینیم که جای صابون های مایع را در دستشویی با ادرار پر می کنند و به تخریب توالت ها می پردازند. و حالا این طور که مقامات رسمی مدارس هشدار داده اند چالش جدید تیک تاک در ماه اکتبر سیلی زدن به معلم ها است. تاتل می گوید که او والدین را وادار کرده که با فرزندان شان راجع به عواقب ناگواری که ممکن است با این کار انتظارشان را بکشد صحبت کنند. آدام مارکو، رئیس صنف معلمان ناشوآ می گوید که به طور کل در مورد چالش های تیک تاک نگران است. وی می گوید: «ممکن است برخی شان بی ضرر باشند اما برخی دیگر افراد را در خطر آسیب های جدی قرار می دهند»

صاحب نیوز برای بررسی آسیب های این چالش ها میزگردی با حضور سیدمجتبی حورائی،روانشناس و مربی ان ال پی ، علی زکریایی کارشناس سواد رسانه و بازیگر سینما ومحمد داوری مربی سوادرسانه و روزنامه نگار حوزه آموزش برگزار کرد که مشروح گفت وگو های انجام شده را در ادامه می خوانید.

*چالش های تیک تاکی چطور به وجود آمد و چرا تا این حد مورد استقبال قرار گرفت؟

سید مجتبی حورائی: ما با دو گروه سر و کار داریم. اول کسی که این چالش را بوجود می‌آورد و این را منتشر می‌کند و دوم کسی که از این چالش استقبال کرده و همراهی می‌کند و آن را لایک می‌کند.آن کسانی که چالش را بوجود می‌آورند خود به دو دسته تقسیم می‌شوند.اولین گروه آنکه هدفی ارزشمند را در پشت پرده دارند و می‌خواهند آن را منتقل کنند، این چالش خوبی است و اگر استقبال بشود یک موج امید و حال خوب و انتقال ارزش رخ می‌دهد و جای تقدیر دارد. دومین گروه تنها دغدغه دیده شدن دارند و لذا ممکن است هر کاری را بکند، گاهی سیاه‌نمایی بکند،گاهی ناامیدی ایجاد بکند و حال بدی را بوجود بیاورد و بواسطه آن دیده بشود و فالوور بیشتری جذب بکند.

*تیک تاک چیست؟

علی زکریایی: ابتدا باید خود نرم افزار تیک تاک را بشناسیم و بدانیم که این نرم افزار چینی است و برای شبکه اجتماعی چین بوجود آمده است، منتها چون یکسری قابلیت های اضافه و منحصر به فرد داشت، خیلی محبوب شد.از آنجاییکه همه دوست داشتند یک ویدئو کلیپ بسازند و یا تصویر خود را با افکت‌های ویژه و تدوین درست در اختیار بقیه قرار بدهند و تدوین یک امر تخصصی در دست بقیه بودو براحتی در دسترس نبود، نرم افزار تیک تاک این امکان را بوجود آورد که خودت می‌توانی فیلم‌های خودت را تدوین کنی یا موزیک ویدئو بسازی و خلق اثر تصویری بکنی و این لذت بخش است. این برای آنکه خصوصا دوست دارد تصویری از خود منتشر بکند بسیار خوب است و چه خوب است که اگر رابط کاربری نرم‌افزار با کاربر ساده و قابل دسترسی باشد و در کمترین زمان بتوانیم یک کلیپ از خودمان بسازیم.این یک قابلیتی بود که تیک تاک در اختیار کاربرانش قرار داد و یکجورایی بازار تدوین موزیک ویدئو را کساد کرد.قابلیت‌های هوش مصنوعی در افکت به صورت و آهسته‌سازی تصاویر و تطبیق حرکت و موسیقی و دریایی از موسیقی را نیز داراست. این‌ها مواردی بود که درکشورهای خارجی که حق کپی رایت را علاقه به رعایت ان دارند یک راه اقیانوسی است.پس خود استقبالی که به نرم افزار تیک تاک شد این بود که هر کس میتوانست کارگردان کار تصویری خودش باشد.چالش‌ها را کاربران بوجود می‌اورند. از انجا که در دنیا بیشترین علاقه به نمایش چهره را دختران دارند و خلقت زن اینگونه است و از نظر دین اسلام تمام بدنش عورت شناخته می‌شود. از این جهت نیز خانم‌ها و دختران در این نرم‌افزار بیشتر دیده میشوند و این یک جذابیت برای پیوستن دیگر افراد به این نرم افزار است.حال هر چند از دید ما این غلط باشد که ۸ تا خانم و ۸ تا آقا اگر یک جا جمع باشد، آدمی بطور طبیعی کشش به سمت خانم‌ها دارد.بر این حساب اگر یک دختری که آرایش نیز کرده باشد یک چتلشی را شروع بکند ، خود به خود وایرال و پخش می‌شود.

*تیک تاک، راهی برای دور زدن قوانین اینستاگرام

اینستاگرام پلتفرمی است که مبنای آن بیشتر تصویر است و حتی اگر متن هم بخواهند کار بکنند روی عکس کار می‌کنند. به این دلیل است که این پلتفرم برخلاف توئیتر که وظیفه اصلی متن را برعهده دارد، این جا وظیفه اصلی تصویر است. از قدیم هم که ۱۴ ثانیه کلیپ می‌شد قرار داد تا الان که بیشتر شده است مبنا تصویر است.در واقع در اینستاگرام آن چنان از چالش‌ها استقبال نشد، بلکه کلیپ‌هایی که در  تیک تاک تولید می‌شود در اینستاگرام خیلی پخش می‌شود، چون تولید محتوا در اینستاگرام سخت شده بود و از طرف دیگر یک کمپانی تولید محتوا به نام تیک تاک بوجود آمد پس خروجی تصاویر تیک تاک را بر روی اینستاگرام قرار می‌دهند. دختر نیز اگر در این کلیپ‌ها باشد استقبال بیشتر می‌شود.حال از این طرف کسانی که اینستاگرامیست بودند و واینر‌های این طرف بودند، به نوعی چالش‌های تیک تاک را در استوری‌ها اجرا کردند و گویی مانند نخ تسبیح به هم مرتبط شدند. علت استقبال نیز ذات پلتفرم اینستاگرام و جذابیت‌های جنسی که وجود دارد و از طرف دیگر بحث موسیقی‌هایی است که برای خارج از کشور از طریق نرم‌افزارهای دیگر سخت است ولی از طریق تیک تاک راحت شده است.

این‌جا باید توضیحی درباره طرح مصونیت بنده بدهم. هزار دلیل وجود دارد که فرد به سمت انحراف برود. یکی مشکلات اقتصادی است که روایت داریم که چه بسا فقر آدمی را به کفر برساند.برای مثال فرض بکنیم که اگر کسی در زندگی معیشتش توسط جمهوری اسلامی ایران تامین شده باشد قطعا قانون را جنهوری اسلامی را رعایت می‌کند، اما اگر به کسی سخت بگذرد ، قطعا این ادم مطمئنا قانونی را که به او تحمیل می‌شود بدلیل مشکلات اقتصادی پس می‌زند و حرف خوب را نیز قبول نمی‌کند.

*تغییر سیاست های پلتفرم های اجتماعی

محمد داوری: با توجه به اینکه این شبکه‌های اجتماعی توسعه پیدا کرده است و ما در ذیل سواد رسانه‌ای یک موضوعی داریم تحت عنوان اینکه در دنیای جدید به خاطر توسعه شبکه‌های اجتماعی اگر محتوای رسانه‌ها و محتوای پیام‌ها قبلا در انحصار تولید کنندگان بزرگ بود، در حال حاضر به مدد توسعه شبکه اجتماعی مخاطب ، به یک مخاطب فعال تبدیل شده است و مخاطب صفر مصرف کننده تبدیل به یک‌مخاطب توزیع کننده و تولید کننده شده است.به همین دلیل نرم افزارهایی مانند تیک تاک این امکان را به کاربر می‌دهد تا بتواند در توزیع و تولید محتوای رسانه‌ای نقش بیشتری ایفا بکند و صرف نظر از نوع محتوا، این محتوا بدلیل شرایط فرهنگی و اجتماعی و روحی و روانی و هم چنین شرایط نسلی مورد استقبال قرار گرفته است. در واقع یک نوع واکنش به ریخت رسمی که توسط حاکمیت و حتی توسط سنت و نسل گذشته بر نسل جدید تحمیل می‌شود. این واکنش مرزهای سنتی را در هم نوردیده و از مرزهای اخلاقی هم عبور کرده است، به همین دلیل ما مشاهده می‌کنیم که چنین نرم افزارهایی مورد استقبال قرار می‌گیرد و نسل جدید چنین واکنش‌هایی دارند. در اصل باید ریشه این نوع رفتارها را در فضاهای مجازی و شبکه‌های اجتماعی در این شکاف بین نسلی و در این تضاد و تقابل‌ها جستجو کرد و یک نوع واکنش اعتراضی و یک نوع تبلور فاصله سبک زندگی دانست. این کلیت بحث است.

*کدام رده سنی رقبت بیشتری نسبت به این چالش ها نشان دادند؟چرا؟

سیدمجتبی حورائی: نوجوانان دهه 80 ما، اینکه چرا آن جوانان و نوجوانان دهه ۸۰ همراهی می‌کنند، باز ماجرایی متفاوت دارد. اینکه جوان از دیده شدن خوشش می‌آید و از اینکه عضو یک گروهی باشد خوشش می‌آید و به همین دلیل علاقه نشان می‌دهد که خودش را داخل این مجموعه قرار بدهد و دوست دارد که خود را عضو گروهی نشان بدهد و اگر بتواند در آن جا نمایشی داشته باشد بیشتر برایش خوشایند خواهد بود.

منتها اصل ماجرا این است که ما در مورد هیچ موضوعی فرهنگ سازی نداشته‌ایم، بدان معنی که از اول که تلفن‌همراه وارد شد، ما برای آن هیچ نحوه استفاده‌ای مشخص نکردیم و فرهنگ‌سازی نکردیم و نقاط قوت و ضعف آن را شناسایی نکردیم. در مورد فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و شبیه این هم در همین راستاست که هیچ فرهنگ‌سازی صورت نگرفته است. تلفن‌همراه در دستان من قرار دارد و بسیاری از شبکه‌های اجتماعی بر روی آن وجود دارد ، اما هیچ دستورالعمل استفاده ندارد. صدا و سیمای ما بگونه‌ای برخورد می‌کند که گویا امکان فرهنگ‌سازی وجود ندارد.مخاطبین اینستاگرام از تلویزیون بیشتر است و آیا نباید یک برنامه یک ساعته در این باب داشته باشد تا نحوه استفاده آن را بگوید و فریب‌ها و آسیب‌های آن در جامعه را توضیح بدهد.

اگر این فرهنگ‌سازی صورت نگیرد وضع به همین منوال خواهد بود. جنس‌هایی در بازار فروخته می‌شود، می‌گویند چرا استقبال می‌شود به این دلیل که جنس خوبی دارد، حال اگر مواد مخدری باشد شخص به دنبال سود خودش است و هر چیزی می‌گوید ولی کسی که استفاده می‌کند فرهنگ‌سازی نشده است و آسیب‌های آن بیان نشده است.این طبیعی است که چالش‌های مثبت و منفی منتشر بشود و طبیعی است که جوانان استقبال کنند و آن خلا این ماجرا نبود فرهنگ سازی است.

*بحران هویتی

علی زکریایی: این فضای خالی بین نسل جدید و نسل قدیم که وجود دارد و ناراحتی‌های خود را از فضای اقتصادی به نسل بعد منتقل می‌کند و نسل جدید که دست در جیب پدر دارد و دهه ۸۰ و ۹۰ است و تصویر جامعی ندارد. صرفا عشق و حال پول پدر را دارد و اینکه مملکت خوب نیست و دین فلان است و همه این رگبارهای سمپاشی در فکر او نفوذ می‌کند. این مسئله در کنار بحث‌های هویتی و هیجانی سنین جوانی که اگر سوال بشود من کی هستم، که اگر دین و خانواده نتواند جواب بدهد ، پس سراغ چیزهای دیگر می‌رود و این بحران هویت مشکل اصلی جوانان و نوجوانان ما است.این بحران هویت که من کی هستم و به چه باید برسم اگر حل نشود، نرم افزارها و رفتارهای انحرافی و غیره جای ان پاسخ سوالات ذهنی پر می‌شود و شخص گرایشی به آنچه ما داشتیم ندارد و گرایشی نسبت به انچه حقیقت وجودی خود هست نیز ندارد. حال اینکه این تا چه محدوده سنی در کشور نا رواج دارد بستگی دارد و معمولا بین ۱۲ سال و ۴۰ سال است. حتی به علت تغذیه غلط و قرار گیری بعضی زمینه‌های گناه در خانواده‌ها و تحقیقات دیگر که به بلوغ زودرس منتهی می‌شود و اگر در سن پایین این فرد طعم یکسری چیز‌ها را بچشد، آن موقع این چالش‌ها با جذابیت موسیقایی و جنسی که در خود دارد حتی از سنین پایین را درگیر بکند.

محمد داوری: پیام‌های هشدار برانگیز را ما باید در این رابطه دریافت بکنیم، که بنده به این پیام‌ها اشاره کردم.پیام نسل جدید و نیازها و خواسته‌های آنان را ببینیم و بشنویم.اما بی تردید آسیبی که این نوع حضور و تبلور به خود این نسل و هم چنین زیست فردی و جمعی می‌زند، بی تردید هویت‌های اجتماعی را دچار از هم پاشیدگی می‌کند. بی معنایی و گسست معنایی و عدم انسجام و هدفمند نبودن و سطحی بودن این نوع تبادل پیام‌ها نه تنها به کم شدن گسست کمک نمی‌کند بلکه فاصله آن‌ را بیشتر می‌کند.این از هم گسیختگی ذهنی را ایجاد می‌کند، بگونه‌ای که نسل جدیدی که پشت پا به بسیاری از فلسفه و سبک زندگی گذشته زده است با این سطحی نگری سبک و فلسفه جدیدی تولید نمی‌کند، یعنی این مقابله و واکنش، یک واکنش بی حاصل است و خروجی چندانی ندارد. چون یک واکنش اعتراضی و یک فریاد است و یک درخواست است که جایگزین مناسبی برای ان وجود ندارد و همان تکرار می‌شود و تبدیل به طنز شده است، ادبیات گفتمان اجتماعی را تغییر داده است و نزول داده است. به گونه ای این اتفاق افتاده است که اگر نسل قدیم کنار نسل جدید بنشیند بایستی حرف‌ها را ترجمه بکند برای مثال متوجه صحبت دو دهه هشتادی نمی‌شود و حرف‌هایی که با هم میزنند چه معنا و مفهومی دارد. فارسی صحبت می‌کنند ولی قابل درک برای نسل قدیم نیست. در نتیجه این گسست و شکاف افزایش می‌یابد و همچنان آن عدم انسجام ذهنی باعث می‌شود که خود نوجوانان و نسل جدید در یک مدار قابل اطمینان و با چشم انداز مشخص برای آینده قرار نگیرند.از لحاظ عاطفی و روانی نیز آسیب‌هایی را می‌زند که دچار تشویش‌های ذهنی می‌شود، چون نیازمند یک هویت عاطفی و روانی هستند که در این تعاملات شکل نمی‌گیرد، همچنانکه هویت اجتماعی‌شان نیز شکل نمی‌گیرد. به همین دلیل در یک سردرگمی فلسفی و روشی قرار می‌گیرند، که این سردرگمی فلسفی و روشی چرایی و چگونگی زندگیشان را در ابهام قرار می‌دهد و محصولات فکری و فرهنگی ما نیز برایشان جذاب نیست و یقینا خارج از جغرافیای فرهنگی و سنتی و تربیتی ما ان ها بدنبال پاسخ به چرایی و چگونگی خود هستند. به همین دلیل می‌بینیم که در ظاهر و پوشش و گفتگو و نوع زیست‌شان این تفاوت را میتوان مشاهده کرد. این آسیب هایی است که می‌توان گفت این زمینه ایجاد می‌کند که بحث‌های ریز فراوانی را نیز می‌توان در آن مطرح کرد.

*آسیب های این چالش ها برای فرد و جامعه چیست؟برای کاهش این آسیب ها چه اقداماتی را باید انجام بدیم؟

سید مجتبی حورائی: بستگی به نوع چالش دارد.این چالش‌ها اغلب آسیب به خود یا دیگران است و یا پخش یاس و ناامیدی است.بعضی چالش‌ها وجود دارد که از ناسزاها فیلم می‌گیرد و پخش می‌کند.این موارد لطمه‌های زیادی به شخص و جامعه می‌زند و یاس و ناامیدی را در جامعه ایجاد می‌کند.

*طرح صیانت از فضای مجازی به دنبال ایجاد هویت برای افراد در فضای مجازی

علی زکریایی: بنده اعتقاد من این است که در این طرح صیانت که مطرح شده است، یک بخش عظیمی از ان هویت افراد در فضای مجازی است که ای کاش به آن پرداخته می‌شد، به این دلیل که کسانیکه در فضای مجازی هستند بدانند که قابل پیدا شدن و قابل پیگیری هستند . دو آدم اگر پیاده باشند به هم راه می‌دهند ولی اگر به ماشین وارد بشوند به هم دیگر راه نمی‌دهند چرا که این حفاظ ماشین این حس را می‌دهد که امنیت دارد و سراغ ذات خود می‌رود که دوست ندارد به کسی راه بدهد. حال همین در فضای مجازی نیز وجود دارد. اگر د نفر در فضای حقیقی بحثی داشته باشند ممکن است که به هم حرفی نزنند ولی در فضای مجازی شروع به متلک انداختن بکنند چرا که خود را غیرقابل دسترس می‌بینند. حال داستان این طرح صیانت این است که وقتی بدانند پیدا می‌شوند، محتاطانه تر کلیپ پخش می‌کنند و محتاطانه‌تر حرف می‌زنند.

از طرف دیگر یک ترسی بود که من را با کسی بگیرند و ببینند ولی در فضای مجازی این عفت و حیا از بین رفته است و ترسی از خانواده هم ندارد.این خودش یک دنیای دیگر است که بنده اصلی ترین مشکل ان را مشکل معیشتی میدانم. وقتی جیب پر نباشد و پشتوانه اقتصادی وجود نداشته باشد ، هر چقدر حرف حق بزنی و حرف از خدا و پیامبر بزنی مورد قبول نخواهد بود. پیامبر در روایت نیز اشاره کرده است. ابتدا به دنبال محتوای خوب برویم و سپس بدنبال باز تبیین ارزش‌ها باشیم و هویت به جوان ببخشیم و ارزش‌ها را تغییر بدهیم. ما باید ریشه را درست بکنیم و خود به خود طاقچه هم درست می‌شود و باید به جوان خویت بدهیم که خود را پیدا بکند و ارزش‌ها را بشناسد.

پرداختن به موضوع اولین قدم در کاهش آسیب ها

محمد داوری: همین که ما به این موضوع می‌پردازیم و سکوت نمی‌کنیم در واقع این اولین گام است.یعنی همه افراد در جایگاه‌های مختلف، فعالین رسانه‌ای، اساتید و دانشجویان، معلمان و مربیان و مدیران و مسئولان و کارشناسان بویژه در ذیل همان آسیب‌های اجتماعی و گسست نسل‌ها و شکاف بین نسلی و هویت و ماهیت نسل جدید باید این موضوع را از عرصه پنهان و زیرین مباحث اجتماعی و فرهنگی به بیرون بیاورند و در مورد آن کفتگو کنند که این اولین راهکار است.

دوم آنکه بعد از این گفتگو بایستی تبیین و تحلیل بشود. چون واقعا هنوز ناشناخته است و مانند کوه یخی می‌ماند که ما نوک این کوه یخ را می‌بینیم.برای مثال ما می‌بینیم دهه هشتادی‌ها درگروهشان تجمعی می‌کنند و یک نرم افزاری مثل تیک تاک مورد استقبال قرار می‌گیرد و ما مشاهده می‌کنیم که زیست شبانه یا کافه گردی نسل جدید سبک متفاوتی پیداکرده است، همچنان که ما می‌بینیم که شبکه‌های اجتماعی و محتوایشان جنس ان با شبکه‌های اجتماعی نسل گذشته فرق دارد. ما می‌بینیم که آن‌ها موضوعات جدی برایشان مورد بحث نیست. به طنز کشیده شدن موضوعاتی جدی که توسط بزرگترها و نسل قبلی جدی تلقی می‌شد.این کوه یخ ما به نوک آن اکتفا نکنیم و ریشه یابی بکنیم. یعنی علاوه بر آنکه سطح عمومی این را در دستورکار خود قرار می‌دهد در سطح تخصصی و اساتید دانشگاهی نیز مورد توجه جدی باید قرار بگیرد و توسط جامعه شناسان و روانشاسان بررسی بشود. مدیران و مسئولان به مدد این توصیه و بررسی‌های کارشناسانه نیازها و خواسته‌های نسل جدید را شناسایی بکند و تعصب به روش‌ها و ساختارهای گذشته به خرج ندهد و تجدیدنظر جدی برای پاسخگویی به این خواسته‌ها بکند.

ممکن است برخی از این خواسته‌ها با نیازهای نسل جدید مطابقت نداشته باشد و برایشان مضر باشد ولی حداقل باید راهکارهایی اندیشیده بشود تا آن‌ها به خواسته‌های متناسب با نیازهایشان پی ببرند و خواسته‌های غیر واقعیشان را به این نتیجه برسند که برایشان مضر است و از ان دست بردارند.

*لزوم آموزش والدین در برخورد با فرزندان

به همین دلیل به علاوه بر توصیه به کارشناسان و مسئولین، خانواده‌ها هم مخاطب هستند و نباید دست روی دست بگذارند تا این اتفاق بیفتد و باید چند قدم جلوتر بیایند و روشهای بی حاصل خود را تکرار نکنند و به این باور و واقعیت تن بدهند که نسل جدید تغییر کرده است. این نسل جدید نسلی است کا براحتی نمی‌پذیرد و آن شیوه‌های نصیحت‌گونه و شیوه‌های پدرسالارانه و مادرسالارانه پاسخگو نیست و در هر سطحی نیز آن‌ها باید گفتگو بکنند و باید با منطق کودکانه و نوجوانان و جوانان و با ضرورت‌های در عصر جدید این گفتگو را شکل بدهند. ابتدا باید این شکاف کاسته بشود تا ابتدا صدای همدیگر را بشنوند و بعد حرف هم را بفهمند. شروع این مسئله نیز باید از سمت والدین باشد و آن‌ها باید زمینه ساز این پذیرش باشند تا صداهای اولیه شنیده بشود و بعد فهم بشود. دستگاه‌های تربیتی و متولیان فرهنگی نیز باید این تجدید نظر را داشته باشند که چرا مدارس برای کودکان و نوجوانان جذاب نیست؟ چرا برنامه‌های تولیدی و فرهنگی صداوسیما توسط نسل جدید بیننده و شنونده ندارد؟

به این دلیل که ما چشم و گوش خود را به روی واقعیت‌های دنیای جدید بسته‌ایم، در حالیکه چرا سایر محصولات و فیلم‌ها و سریال‌های خارجی توسط نسل جدید بارها دیده می‌شود. این گونه نیست که نسل جدید فیلم نبیند یا کتاب نخواند، می‌خوانند و میبینند و محصولات را هم استفاده می‌کنند ولی از سایر منابع دریافت می‌کنند.

این هشدارهایی است که در سطح کلان باید جدی گرفته بشود و جزئیاتی که در ذیل این مطلب مورد بررسی باید بشود.

فرهنگ سازی و به روزرسانی قوانین در حوزه رسانه نیازی است که جامعه بدون آاسیر آسیب های متعددی خواهد شد که هر کدام به تنهایی توانایی تبدیل شدن به یک بحران بزرگ را دارد،مجلس و شورای عالی فضای مجازی به عنوان متولیان این امر موظف هستند با بررسی های دقیق و علمی راهکار های عملیاتی برای این سری مسائل تدوین و برای اجرا به دولت بفرستند.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

5 × 3 =