صفحه اصلی » اقتصادی » قصه زاینده رود از دولت اصلاحات شروع شد/ نگاه منطقی به بارگزاری‌های زاینده رود، راهکار احیای شاهرگ حیاتی اصفهان

قصه زاینده رود از دولت اصلاحات شروع شد/ نگاه منطقی به بارگزاری‌های زاینده رود، راهکار احیای شاهرگ حیاتی اصفهان

طی چند دهه گذشته نبود مدیریت واحد برای نظارت بر برداشت‌ها از رودخانه زاینده رود سبب شده است بیشتر از ظرفیت زنده رود از آن برداشت شده و این رودخانه به خشکی کشیده شود که حیات ساکنانش به خطر بیافتد. با مدیریتی منطق محور در این رابطه می‌توان حیات را به زنده رود بازگرداند.

تاریخ انتشار: ۱۱:۲۴ - پنجشنبه ۱۴۰۰/۰۸/۲۷

به گزارش صاحب نیوز؛ تعداد زیادی از کشاورزان استان اصفهان به ویژه کشاورزان منطقه شرق اصفهان این روزها خواستار حل مشکل پیش آمده در رابطه با خشک شدن زاینده رود هستند و تلاش کرده‌اند به انحاء مختلف مسئولان را متوجه مشکل پیش آمده کنند.

*قصه زاینده رود از دولت اصلاحات شروع شد

جریان دایمی زاینده رود از سال 1379 قطع شده است و در برهه‌هایی این رودخانه را به خشکی کامل کشانده است که در نتیجه آن شغل کشاورزی و منبع معیشت عده زیادی از ساکنان این رودخانه رو به نابودی رفته است و علاوه بر آن، کاهش عمق آب‌های زیرزمینی و فرونشست زمین را در پی داشته است.

از دیرباز جامعه مردمی و آبادانی‌ها در جایی ایجاد می‌شد که آب بود و در اطراف چشمه‌ها و رودخانه‌ها شهرها و روستاها احداث شد. آب محور بود و زندگی همه مردم به صورت روزانه به آب وابسته بود و هست و اگر این محور از جامعه ستانده شود، محور تشکیل آن جامعه گرفته شده و مشکلات یکی پس از دیگری رخ نمایان می‌کند. اتفاقی که سال‌هاست گریبان گیر اصفهان شده است.

زمانی که حیات مردم اطراف رودخانه‌ها شکل گرفت قانونی نانوشته که البته بعدها نیز به تصویب رسید، حکم می‌کرد که ساکنان بالادست رودخانه حرمت ساکنان پایین دست رودخانه را نیز حفظ کنند و زمانی که در پایین دست اجتماعی شکل گرفت، رودخانه متعلق به همه ساکنان آن خواهد بود، هم بالادست و هم پایین دست و اگر قرار باشد آب رودخانه کاهش پیدا کند باید برای همه کاهش پیدا کند و اگر قرار باشد افزایش داشته باشد، باید شامل حال همه ساکنانش بشود.

*نبود مدیریت واحد آب و خشک شدن زنده رود

طبق اطلاعات موجود در شرکت مدیریت منابع آب ایران از میزان منابع آب زیرزمینی کشور و تغییرات آن طی دهه‌های گذشته، از دهه چهل که اطلاعات در دسترس است تاکنون منابع آب زیرزمینی در دشت‌های استان اصفهان روند کاهشی داشته است؛ یعنی 60 سال است که ورودی و خروجی منابع آب زیرزمینی که ورودی آن نفوذ آب رودخانه زاینده رود به عمق زمین و خروجی آن چاه‌های برداشت آب است، هماهنگی نداشته و سبب کاهش میزان آب‌های زیرزمینی شده است. این کاهش تا جایی پیش رفته که همه دشت‌های استان اصفهان از جمله خود شهر اصفهان درگیر تبعات این مسأله و درگیر شدن با پدیده فرونشست زمین شده است که یک تهدید جدی برای ساکنان این استان به شمار می‌آید. فرونشست یکی از پیامدهای کاهش آب در استان اصفهان است.

زاینده رود، همان رودخانه حیاتی است که از استان چهار محال و بختیاری و نقاطی از استان اصفهان آغاز شده، بعد از عبور مسیری در استان چهار محال و بختیاری وارد استان اصفهان می‌شود. این رودخانه مصرف آب کشاورزی، صنعتی و شرب ساکنان خود را فراهم می‌کند. سال‌ها این موهبت الهی ساکنان خود را سیراب می‌کرد و سبب آبادانی و رونق شهرهای و روستاهای اطراف خود شده بود.

این روال ادامه داشت تا جایی که مصرف آب این رودخانه بالا رفت و آنجا که نیاز بود مدیریتی بر میزان مصرف و برداشت آب نظارت داشته باشد تا بیش از ظرفیت این رودخانه از آن برداشت نشود، نبود. جمعیت ساکنان این رودخانه طی پنج دهه گذشته تقریباً دو برابر و نیم شده است، کارخانه‌های صنعتی آب‌بر برزگ و کوچک در اطراف این رودخانه احداث شده و کشاورزی به صورت بی رویه در اطراف آن گسترش پیدا کرده است. در همین شرایط سال به سال میزان بارش‌ها در منطقه کاهش پیدا کرد و خشکسالی هر سال بیش از پیش افزایش پیدا کرد و در کنار همه این‌ها اجرای طرح‌های انتقال آب از زاینده رود سبب کاهش حجم آب این رودخانه و رسیدن به اوضاع خشک کنونی شد.

کنترل این مصارف با یک عقلانیت می‌توانست طوری مدیریت کند که هیچ گاه این رودخانه به خشکی کشیده نشود، عمق آب‌های زیرزمینی کاهش پیدا نکرده و اصفهان درگیر فرونشست نشود، زمین‌های کشاورزی شرق اصفهان تشنه نمانند و معیشت این جمعیت زحمت کش تهدید نشود و در تأمین آب شرب ساکنان زاینده رود مشکلی پیش نیاید. اما این مدیریت واحد وجود نداشت و از طرفی نیز تصمیمات غیرمعقول برخی مسئولان کشور در این رابطه، حیات دایمی را از زاینده رود گرفت.

کشاورزی سبب آبادانی، ایجاد شغل، ایجاد سرمایه و ارزش افزوده، تصفیه هوا، رونق گردشگری، جلوگیری از بیایان زایی و غیره می‌شود اما مهمترین مایه حیات را نیز می‌بلعد لذا رشد این بخش باید به صورت معقول و نه بی رویه صورت بگیرد، چه در بالادست، چه در مسیر و چه در پایین دست رودخانه‌های زاینده رود یا کارون و اگر منطق حکم کرد که کشاورزی از یک حدی بیشتر نشود، باید برای رسیدن به آن چه با کشاورزی به دنبال آن بودیم مانند اشتغال زایی و کسب درآمد از طرق دیگر اقدام کرد؛ همچنین برای صنعت.

مصرف شرب مهمترین اولویت از بین مصارف آب است و هیچ مصرفی بر آن تقدم ندارد و چیزی هم نیست که بتوان جلو آن را گرفت و بنا بر تحقیقات هم آب‌های موجود به میزانی هستند که بتوانند آن را تأمین کنند؛ اما سایر مصارف یعنی صنعت و کشاورزی نباید مهمترین محور سکونت بشر یعنی آب را تهدید کنند و هر میزان بهره وری داشته باشند باید متناسب با عقلانیت و منطق رشد کنند.

*انتقال آب، اولین راهکار اجرا شده برای حل مشکل آب زاینده رود

هر چند در کتب تاریخی آمده است شاه عباس اول دستور انتقال آب به زاینده رود را در سال 966 هجری شمسی یعنی 133 سال پیش صادر کرده بود اما این اتفاق رقم نخورده بود تا این که در سال 1325 تقریبا پروژه انتقال آب تونل اول کوهرنگ آغاز و در سال 1332 به بهره برداری رسید و در نتیجه آن 293 میلیون متر مکعب آب سالانه به زاینده رود منتقل شد اما مصارف آن قدر افزایش پیدا کرده بود که این تونل نیز پاسخگو نبود لذا تونل دوم کوهرنگ در سال 1364 با ظرفیت 224 میلیون متر مکعب به بهره برداری رسید و تونل چشمه لنگان نیز برای انتقال آب به زاینده رود با ظرفیت 130 میلیون متر مکعب در سال 1384 به بهره برداری رسید و پروژه انتقال آب تونل سوم کوهرنگ نیز با 120 میلیون متر مکعب و تونل بهشت آباد با 250 میلیون متر مکعب در دست اجرا هستند. از طرفی دیگر نیز با توجه به مشکلات پیش آمده آبی در استان‌های مرکزی کشور مانند یزد، تصمیمی برای انتقال آب از زاینده رود به این استان‌ها اتخاذ شده است.

این انتقال آب بین حوضه‌ای اما دارای پیامدهای اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی و غیره نیز بوده است. انتقال آب از حوضه‌ای به حوضه‌ای دیگر در صورت قابل قبول خواهد بود که سبب تضییع حق ساکنان پایین دست رودخانه مبدأ نشود. اما به نظر می‌رسد در این انتقال رعایت حقوق و عقلانیت به صورت کامل صورت نگرفته است همان گونه که در بارگزاری‌های جدید بر روی رودخانه زاینده رود چه در بالادست و چه در پایین دست به این عقلانیت و رعایت حقوق توجه نشده است همان گونه که در مصارف به لحاظ عدم مدیریت، بارگزاری‌های غیر معقول صورت گرفته است.

انتقال آب بین حوضه‌ای علاوه بر ملاحظاتی که بیان شد باید با عنایت به اثرات زیست محیطی و اقلیمی آن باشد. به عنوان مثال اگر انتقال 100 میلیون متر مکعب آب از سرچشمه‌ای سبب کاهش رطوبت آن منطقه و در نتیجه کاهش نزولات آسمانی به اندازه 150 میلیون مترمکعب باشد، قطعاً این یک انتقال مفید نیست. این موضوع بسیار علمی و فنی است و شاید هنوز دانش بشر برای فهم کامل آن کافی نباشد لذا تا حد امکان باید از انجام آن خودداری کرد ضمن این که اگر تصمیم بر انجام چنین طرحی گرفته شد باید تحت مدیریت واحد آب در سطح ملی و با رعایت حق و حقوق ساکنان رودخانه مبدأ باشد.

*راهکارهای حل مشکل زاینده رود

در کنار انتقال آب بین حوضه‌ای به عنوان یک راهکار، طبیعتاً بهترین راهکار منع بارگزاری‌های فراتر از ظرفیت زاینده رود به ترتیب تأخر زمانی و با پرداخت خسارت است. یعنی از آخرین بارگزاری صورت گرفته روی رودخانه با درنظر گرفتن منطق و عقلانیت، بارگزاری‌های غیرضروری حذف شوند تا رودخانه به جریان بیفتد.

به این موضوع نباید با نگاه ناسیونالیستی نگاه کرد، بلکه باید این کار تحت مدیریت واحد ملی اجرایی شود و جایی نیز برای چانه زنی و مسامحه نباید داشته باشد و این مسأله باید با جدیت و با درنظر گرفتن ابزارهای لازم اجرایی شود. هر حق آبه‌ای نیز که تاکنون داده شده است، باید به نسبت افزایش جمعیت و با توجه به منطق روز دیده شود. به عناون مثال زمانی از یک رودخانه خانواده‌ای اجازه برداشت روزانه یک کوزه آب را داشته است، اما سال‌ها بعد فرزندان این خانواده زیاد شده‌اند لذا نباید گفت چون حق آبه ایشان یک کوزه بوده، حق برداشت آب بیشتر برای شرب خود را ندارند چون ممکن است به کشاورزی ما آب کمتری برسد، پس این موضوع مهم است که اولویت شرب در هر حال در نظر گرفته شود.

ابتدا بخش صنعت و بعد بخش کشاورزی دو بخشی هستند که از مصرف آب، سود حاصل می‌کنند لذا امکان پرداخت هزینه بیشتر برای آب را دارند لذا می‌توان تأمین آب این دو بخش را با تجمیع درخواستهای ایشان و اخذ وجه از آن‌ها و افزایش ظرفیت خط لوله انتقال آب از آب شیرین کن خلیج فارس به اصفهان به ثمر نشاند تا حجم زیادی از بارگزاری بر روی زاینده رود کاهش پیدا کند.

علت کاهش بارش‌ها در سرشاخه‌های زاینده رود به صورت علمی و دقیق بررسی شود و در صورتی که راهکاری برای این منظور وجود داشت، مانند بارورسازی ابرها، عملیاتی شود.

ضروری است به حق آبه زیست محیطی مانند آبی که باید به اعماق زمین نفوذ کند تا سفره‌های آب زیرزمینی تغذیه شده و جلو فرونشست گرفته شود، نیز توجه شود و تا حد امکان برداشت آب‌های زیرزمینی را منع کرد. در این رابطه نباید از اهمیت پساب نیز غافل شد، پساب‌ها با بازگشت به عمق خاک می‌توانند آبخوان‌های زیرزمینی را تغذیه کنند و به پیشگیری از فرونشست کمک کنند.

در طول سال‌های قبل و با تصمیمات غیرعقلانی گرفته شده، فرصت بازیابی زاینده رود و زنده کردن آن از دست رفته است و گاه مسئولانی بر سرکار آمده اند که در سطح ملی منافع خود و خواسته‌های نفسانی خود را بر منفعت عمومی مردم ترجیح داده‌اند ولی به هر حال همین الان نیز نباید زمان را از دست داد. باید در نظر داشت با ادامه روند کنونی، حیات در استان اصفهان به خطر خواهد افتاد، معیشت تعداد زیادی از مردم این استان به نقطه بحران خواهد رسید و تنش‌های اجتماعی رخ خواهد داد.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

18 − هفت =