صفحه اصلی » آخرین اخبار ایران و جهان » گفتگو پیرامون نویسندگی با حسن محمودی، منتقد و روزنامه نگار

گفتگو پیرامون نویسندگی با حسن محمودی، منتقد و روزنامه نگار

نشست «عصر تجربه» با حضور حسن محمودی، نویسنده، منتقد و روزنامه‌نگار در سالن سعدی حوزه هنری اصفهان برگزار شد.

تاریخ انتشار: ۱۹:۰۶ - جمعه ۱۴۰۰/۰۸/۲۸

به گزارش صاحب نیوز؛  محمودی در این نشست درباره آغاز به کار خود به عنوان یک نویسنده گفت: ابتدا با نوشتن داستان کوتاه کار خود را آغاز کردم. بستري كه اين مجال را به من مي داد، به من ياد داد كه برش هايي از زندگي را بنويسم. نشست ادبي جمعه در نجف آباد و داستان خواني با علي يزداني و يعقوب يادعلي و احمد بيگدلي بخش مهمي از اين بستر بود. مجال چاپ براي ما صفحات نشريات ادبي دهه شصت و هفتاد بود و در اين نشريات داستان كوتاه ارج و قرب و منزلت فراوان داشت. آن روزگار داستان نويسان نوآمده را از داستان هاي شان در نشريات ادبي مي شناختند.

سه كتاب نخست من همه شان مجموعه داستان بودند. وقتي آهسته حرف مي زنيم الميرا خواب است، يكي از زن ها دارد مي ميرد و از چهارده سالگي مي ترسم به ترتيب زماني منتشر شدند و ان زمان داستان كوتاه محبوب تر از اين روزها و سال هاي اخير بود. بعد از انتشار مجموعه اول بود كه روزنامه نگاري حرفه ام شد و تا يكي دو سال پيش ادامه داشت. منتها من گزارش گر و خبرنگار نبودم و در تمام اين دو دهه و اندي در صفحه هاي ادبي روزنامه ها كار كردم كه نقد و معرفي كتاب و فيلم و تاتر بوده است و البته بيشتر هم دبير ادبي بودم.

بنابراين نمي توانم خودم را در شمار گزارش نويسان و خبرنگاراني بدانم كه از تجربه ميداني خود در موضوعات سياسي و اجتماعي و حوادث براي داستان نوشتن بهره بردند و حتي نثرشان تحت تاثير آن قرار گرفت. اما يك نكته مهم وجود دارد و اين كه هر خبر و هر گزارش و هر معرفي كتاب خود يك روايت ساختارمند است و بايد خواننده اش را جذب كند. اين همان كاري است كه در داستان هم بايد انجام بدهيم. هر دو متن جذاب براي غافلگيري خواننده و شوك وارد كردن به او و وارد چالش كردنش نوشته مي شود.

از همان داستان هاي كوتاهي كه ابتداي كارم براي ديگران مي خواندم با اين نكته مواجه بودم كه همه چيز در آن ها قابل بسط و گسترش است. خودم هم همين احساس را داشتم. خيلي از داستان هاي كوتاهم به هم پيوسته اند و فضا و شخصيت ها و تم هاي مشترك دارد. در همین فرآیند نوشتن آهسته آهسته نوشته‌ها طولانی‌تر شد و شکل و شمایل رمان گرفت، حتی احساس می‌کنم که از ابتدا باید رمان می‌نوشتم. اگر به گذشته برمي گشتم و حوصله و تامل و تجربه امروز با من بود، بجاي همه ي اين داستان كوتاه ها يكي دو تا رمان مي نوشتم. اگر امروز به عنوان یک محقق به کار خود نگاه کنم، داستان‌های کوتاه را به عنوان تمرینی برای نوشتن رمان می‌بینم.

نویسنده کتاب روضه نوح سپس با مروي بر روند ادبيات داستاني ايراني معاصر اظهار داشت: اگر «یکی بود یکی نبود» جمالزاده را به عنوان دروازه ورود و آشنايي با شكل نو داستان به معناي رايج امروزي در نظر بگيريم، دست مان مي آيد كه در صد ساله گذشته نويسندگان ما در داستان كوتاه قدرت آزمايي كردند و اغلب شان با داستان هاي كوتاه خيلي خوب شان شناخته و ماندگار شدند. اگر بوف كور و مدير مدرسه و ملكوت و شازده احتجاب را هم داستان بلند و نه رمان در نظر بگيريم، اين نكته مشهودتر خواهد بود. البته رمان خواننده بيشتري داشته است و به مرور خوانندگان عام بر خوانندگان نخبه و داستان كوتاه پسند غلبه كرده اند و البته نشرها به عنوان بنگاه هاي اقتصادي هم نقش عمده يي در اين باره داشته اند كه رمان در حال حاضر به نوع غالب در داستان نويسي ما تبديل شده است.

وی افزود: پیش از این عصر نوین، در ادبیات شرق هم داستان کوتاه جایگاه ویژه‌ای دارد، حتی داستانی مثل «هزار و یک شب» حكايت‌های کوتاهی است که به هم پیوسته روایت می‌شوند. سعدي را هم با حكايت هاي كوتاهش بيشتر خوانده ايم و مولوي هم حكايت كوتاه زياد برايمان گفته است. جالب است كه شاهنامه و منظومه هاي بلند نظامي را الگو قرار نداده ايم كه اگر اين اتفاق افتاده بود ما در رمان نويسي حرف زيادتري براي گفتن داشتيم. هنوز هم بيساري از كتاب ها كه به ادعاي رمان دارند، حكايت ها و روايت هايي مجزا هستند كه با ترفندهاي نخ نمايي به هم چسب و وصله شده است.

*کوتاه‌ یا بلند نویسی بستگی به بستر نویسنده دارد

محمودی تاکید کرد: در نویسندگان ایرانی، سنت نوشتن داستان‌کوتاه و رمان وجود داشته است و همواره ابتدا نویسندگان داستان‌کوتاه می‌نوشتند که امکان چاپ در نشریات را داشته باشد، سپس رمان‌های بزرگ خلق می‌کردند. مثلا بزرگ علوی هم داستان کوتاه دارد و هم «چشمهایش» را به عنوان یک رمان کامل خلق کرده است.

این نویسنده با اشاره به تفاوت‌‌هایی که در دهه ۱۳۹۰ رخ داد، تصریح کرد: در این دهه دیگر داستان‌های کوتاه معرف یک نویسنده نیست، اما با این حال اغلب نویسندگان شاخص همچنان دغدغه داستان کوتاه را دارند. در دهه ۱۳۹۰ رمان‌ خوان‌ها بیشتر شدند و نویسندگان جدید ظهور که از ابتدا رمان‌نویس بودند پدید آمدند.

وی با بیان اینکه “کوتاه نویسی و رمان نویسی بستگی به بستر دارد”، خاطرنشان کرد: هر نویسنده بسته به بستری که در اختیار دارد، کوتاه نویسی یا بلند نویسی را انتخاب می‌کند. بسیاری از نویسندگان مطرح راه کوتاه نویسی را برگزیدند و با همان به شهرت رسیدند. اما ذهنیت من همیشه رمان‌نویسی است.
نگاه و نگرش انسان‌ها نثر آن‌ها را تغییر می‌دهد

محمودی درباره شکل گیری نثر هر نویسنده، توضیح داد: نثری که دنبال کردم، الهام گرفته از آثاری بود که خوانده بودم. نگاه و نگرش آدم‌ها نثر را تغییر می‌دهد. نثر جمالزاده يا هدايت و آل احمد نشات گرفته از جهان بيني شان دارد. ادبيات اعتراضي بزرگ علوي به او نثري متفاوت با جمالزاده و هدايت مي بخشد. احساس می‌کنم مولفه‌هایی که در نگارش داستان‌ها داشته ام، نثر من را آمیخته با مفاهیم مختلف کرده است. مفاهيمي كه از زندگي رازآلود من آمده است. از سويي ذهنم هميشه درگير اساطير و داستان هاي ازلي و ابدي بوده است و از سويي ديگر به روزگار خودم توجه داشته ام. نثر هر نويسنده يي از نگرش او به زندگي متاثر خواهد بود.

نویسنده کتاب «باد زن‌ها را می‌برد» افزود: به طور کلی تجربه زیسته انسان‌ها کل زندگی آن ها را تغییر و شکل می‌دهد. بخشی از تجربه زیستی هر آدمی، به مطالبی که خوانده است برمی‌گردد. بنابراین همان طور که صحبت کردن ما به فضای اطرافمان بستگی دارد، نثر هم از این قضیه مستثنی نیست.

*هر نویسنده باید خودش به کشف و شهود برسد

وی درباره تکنیک‌های داستان نویسی، تاکید کرد: هر کسی که می‌نویسد، باید در هر بخش از این فرآیند به یک‌خلاقیت و کشف و شهود شخصی برسد. نویسنده نباید سیاه‌مشق‌های خود را چاپ کند و حتی برخی معتقدند که نویسنده نباید از روی دست خودش هم بنویسد.

مهمان این برنامه «عصرتجربه» افزود: شیوه نویسندگی هر شخص با دیگری فرق می‌کند، برخی یک داستان را کامل و یکجا می‌نویسند، برخی آرام آرام می‌نویسند و برخی از نویسندگان از ابتدای کار، مشغول تصحیح و خوانش نوشته‌های خود هستند.

وی با اشاره به رد پای زمانه در آثار ادبی اخیر، تاکید کرد: در زمانه ما هیچ اثری شاهد آن دوره نیست، حتی به عنوان مثال درباره همین ۲۵ آبان‌ماه ۱۳۶۱ اصفهان، اثری تاثيرگذار و ماندگار خلق نشده که بتواند این نقطه تاریخی را روایت کند. نویسنده باید ذهنش را آزاد بگذارد، مخاطب یا حالا و یا چند سال آینده، بالاخره از کار لذت خواهد برد.

محمودی افزود: روضه نوح را درباره زمانی نوشتم که دغدغه داشتم تا گزارشي از آنچه برما رفت را در ساحت داستاني اش براي ديگران بنويسم. مي خواستم از زماني بنويسم كه آدم ها سوار بر اتوبوس براي آزاد سازي مرزهاي اشغال شده و مورد تجاوز قرار گرفته ي وطن مي رفتند و چند روزي بعدش تابوت همان دوستان و آشنايان و همسايگان سر دست ها بود. در روضه نوح مي خواستم حس و حال روزگاري را مي نوشتم كه پس يك عمليات براي دفاع از سرزمين مان به ناگهان جاي نيمي از همكلاسي ها دسته ي گل گذاشتيم. البته كه روضه نوح گزارش صرف نبود و آميخته يي از خواب ها و بيداري هاي من است. هر نویسنده‌ای دخل و تصرفی در کار خودش دارد، اما درباره زمانه نوشتن مشکل شده و در پیشینان ما نیز بازتاب زمانه به دلایل مختلفی به اشکال مختلفی درآمده است.

وی با اشاره به کتاب روضه نوح، تاکید کرد: همیشه دوست داشته ام از بوم خود بنویسم و هیچ‌گاه خود را سانسور نمی‌کنم؛ هنوز هم دوست دارم از نجف‌آباد بنویسم./ روابط عمومی حوزه هنری استان اصفهان

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

یک + یک =