صفحه اصلی » اجتماعی » مبارزه با بی سوادی؛ از حرکت های نمایش زمان پهلوی تا ریشه کن کردن آن در دوران انقلاب اسلامی

نهضت سوادآموزی فرمانی مدبرانه از سوی امام خمینی(ره)؛

مبارزه با بی سوادی؛ از حرکت های نمایش زمان پهلوی تا ریشه کن کردن آن در دوران انقلاب اسلامی

هفتم دی ماه سال 1358 حضرت امام خمینی رحمه الله فرمانی مبنی بر تشکیل نهضت سواد آموزی صادر کردند؛ ثمره این حرکت امروز نزدیک به صفر شدن بی سوادی در جامعه ایران است، امری که شاید در نظر اول به دلیل مرور زمان اتفاق افتاده باشد اما نگاهی به آمارهای کشورهای هم رده ایران موفقیت ایران پس از انقلاب در ریشه کن کردن بی سوادی را نشان می دهد.

تاریخ انتشار: ۱۴:۱۵ - سه شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۷

به گزارش صاحب نیوز؛ هفتم دی ماه سال 1358 حضرت امام خمینی رحمه الله فرمانی مبنی بر تشکیل نهضت سواد آموزی صادر کردند که از جمله کارهای مدبّرانه و حکیمانه ایشان بود و آثار و نتایج فراوانی به همراه داشت. تشکیل نهضت سواد آموزی نیز مانند خیلی از نهادها و ارگان های کشور از ثمرات انقلاب اسلامی است که تحولی بزرگ در کشور ما پدید آورد. سالروز تشکیل نهضت سواد آموزی، روز سواد آموزی نیز نام گذاری شده است.

دین مبین اسلام که به عنوان آخرین و کامل ترینِ ادیان از سوی پروردگار به سوی بشر فرستاده شد، در همه زمینه ها و ابعاد دارای راهنمایی های جامع و کامل می باشد. یکی از مسائلی که در اسلام تأکید فراوانی بر آن شده است تعلیم و تربیت است. در زمینه تعلیم و تعلم و تربیت آیات و روایات بسیاری داریم که نشان دهنده اهمیت و جایگاه ویژه آموزش در مکتب آسمانی اسلام است.

سازمان‌های زیر تاکنون با هدف سواد آموزی به بزرگسالان در ایران فعالیت کرده اند:

  • سازمان تعلیمات اکابر (۱۳۲۰–۱۳۱۵)
  • سازمان آموزش سالمندان (۱۳۳۵–۱۳۳۲)
  • سازمان آموزش بزرگسالان (۱۳۴۳–۱۳۳۵)
  • کمیته ملی پیکار جهانی با بی‌سوادی (۱۳۵۵–۱۳۴۳)
  • سازمان جهاد ملی سوادآموزی (۱۳۵۷–۱۳۵۵)
  • نهضت سوادآموزی (۱۳۵۸ تاکنون)

نخستین سازمانی که به طور رسمی برای با سواد کردن بزرگسالان در ایران تاسیس شد، اداره تعلیمات اکابر بود. این اداره از ۱۳۱۵ خورشیدی شروع به کار کرد و برپایه قانون موظف شد که در تمام مدارس روزانه و کلاس های شبانه مخصوص با سواد کردن بزرگسالان را دایر کند. اداره تعلیمات اکابر یکی از ادارات وزارت معارف به شمار می رفت که رییس آن از طرف وزیر معارف انتخاب می شد. فعالیت کلاس های اکابر تا شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی یعنی تا زمان سقوط رضاخان ادامه داشت و در این تاریخ کلاس ها منحل شدند.

در فاصله سال های ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۵ خورشیدی برداشت تازه ای از آموزش بزرگسالان با عنوان تعلیمات اساسی در جهان مورد توجه قرار گرفت. سازمان علمی، فرهنگی، تربیتی ملل متحد یعنی یونسکو بنیانگذار این تفکر بود و برای نخستین بار برنامه ای آزمایشی را در کشورهای مصر، هندوستان، فیلیپین و مکزیک به اجرا در آورد. دولت ایران در ۱۳۲۳ خورشیدی تصمیم گرفت، این برنامه را به طور مستقل اجرا کند. از این رو هیاتی به هندوستان اعزام شد. پس از بازگشت این هیات و با استفاده از تجارب آنها برنامه ای به طور آزمایشی در چند استان کشور به مرحله اجرا درآمد.

آموزش بزرگسالان سومین سازمان رسمی وابسته به دولت بود که مسوولیت سوادآموزی بزرگسالان را در ایران به عهده گرفت. فعالیت کلاس های آموزش بزرگسالان در ۱۳۳۵ خورشیدی با استفاده از تجارب گذشته از سر گرفته شد. در این دوره علاوه بر وزارت فرهنگ که اجرای برنامه های آموزش بزرگسالان را به عهده داشت، وزارت‌خانه های دیگری مثل کشاورزی، کار، جنگ و سازمان‌هایی چون بنیاد خاور نزدیک، اداره کل امور اجتماعی و عمران روستایی، ارتش، بانک عمران و سازمان پیشاهنگی نیز در امر سواد آموزی بزرگسالان مشارکت داشتند. با این همه، همین آمار غیردقیق و ظاهری نشان می دهد که با وجود تمامی سازمان هایی که تاسیس شده و کلاس هایی که تا آن زمان تشکیل شده بود، هنوز حدود ۱۱ میلیون تن از افراد گروه سنی ۱۰ سال به بالا نتوانسته بودند از امکانات آموزشی رسمی بهره مند شوند.

تاریخچه سواد آموزی ایران نشان می دهد که با وجود تمام تلاش های ظاهری و وضع قوانین و مقررات مختلف در زمینه سوادآموزی بزرگسالان در ۱۳۴۱ خورشیدی هنوز درصد زیادی از افراد که بالقوه می توانستند، باسواد باشند از نعمت خواندن، نوشتن و کسب آگاهی محروم بودند. بدین سبب در درون ارتش، سپاه دانش برای سواد آموزی کودکان لازم التعلیم و بزرگسالان، به خصوص در مناطق دور افتاده که فاقد امکانات آموزشی بودند، تاسیس شد.

از این رو در ۱۳۴۱ خورشیدی، طرح سپاه دانش به اجرا در آمد. در آن زمان حدود ۶۸ درصد جمعیت ایران، روستانشین بودند و نسبت بیسوادی در میان بزرگسالان، بخصوص در مناطق دور افتاده، گاه از ۹۵ درصد نیز تجاوز می کرد.

۲ سال پس از تشکیل سپاه دانش یعنی در ۱۳۴۳ خورشیدی کمیته ملی پیکار جهانی با بیسوادی تشکیل شد تا به امر سوادآموزی بزرگسالان بپردازد. در این زمان، هنوز تعداد بیسوادان جامعه در میان طبقات محروم به طور عموم و در میان روستاییان به طور خاص زیاد بود. از این رو این سازمان تاسیس شد تا مسوولیت از میان بردن بیسوادی را در میان اقشار مختلف جامعه به عهده داشته باشد.

با توجه به کمبودها و نارسایی ها و عدم توفیق نیافتن برنامه های سواد آموزی و اهمیت مساله بار دیگر موضوع سواد آموزی در ۱۳۵۴ خورشیدی در جامعه مطرح شد. این بار فعالیت های سواد آموزی در قالب کلماتی فریبنده تر مطرح شد. هدف این طرح که از ۱۳۵۵ خورشیدی به اجرا در آمد، ریشه کن ساختن بیسوادی در ۱۱ سال یعنی تا ۱۳۶۶ خورشیدی در ایران بود. در طرح پیشنهادی بر تشکیل کلاس های سواد آموزی با مشارکت همه اقشار مردم به خصوص جوامع محلی و افراد بیسواد با در نظر گرفتن نیازهای مختلف آنان، برقراری نظام غیر متمرکز، استفاده از باسوادان داوطلب خدمت و پیگیری و ارزشیابی دقیق فعالیت ها تاکید بسیاری شد. در هدف این طرح علاوه بر بالا بودن درصد باسوادی، ایجاد دگرگونی های مطلوب در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور نیز لحاظ شده بود. با اینکه در طرح جهاد ملی سواد آموزی کوشش فراوانی شد تا مدیریت و سازماندهی سواد آموزی، برنامه ها و شیوه کار بسیار سودمند و موثر باشد تا شکست ها و ناکامی های متعدد گذشته جبران شود، اما در عمل نتوانست تعداد قابل ملاحظه ای از افراد بیسواد را تحت پوشش قرار دهد. این طرح تا سقوط رژیم پهلوی در کشور ادامه یافت.

با طلوع خورشیدِ شب شکاف انقلاب اسلامی از افق کشورمان، ریشه ظلم و تباهی قطع شد و دست استعمارگران از مملکت عزیزمان کوتاه شد. پس از فرمان حضرت امام خمینی رحمه الله مبنی بر تشکیل نهضت سواد آموزی و بسیج همگانی برای از بین بردن بی سوادی در جامعه اسلامی، همه مردم عزم خود را عزم کردند تا شجره خبیثه بی سوادی را که در سرتاسر کشورمان ریشه دوانده بود قطع کنند و به جای آن نهال های سرسبز و با طراوت دانش بکارند. این امر با برنامه ریزی های دقیق و بردبارانه از صورت پذیرفت و کشور ما را در دنیا به کشوری باسواد تبدیل نمود.

حضرت امام خمینی رحمه الله رهبر کبیر انقلاب در پیامی، درباره اهتمام به امر سواد آموزی نامه‌ای را در 7 دی سال 58 صادر کردند که متن پیام به شرح زیر است :

«بسم الله الرحمن الرحیم

ن و القلم و ما یسطرون

ملت شریف ایران می‌دانید که در رژیم گذشته آنچه بر ملت مبارز ایران سایه افکنده بود، علاوه بر دیکتاتوری و ظلم، تبلیغات بی محتوا و هیچ را همه چیز جلوه دادن بود. ملتی که در همه ابعاد از حوایج اولیه محروم بود وانمود می‌شد که در اوج ترقی است. از جمله حوایج اولیه برای هر ملت در ردیف بهداشت و مسکن بلکه مهمتر از آنها، آموزش برای همگان است. مع‌الاسف کشور ما وارث ملتی است که از این نعمت بزرگ در رژیم سابق محروم و اکثر افراد کشور ما از نوشتن و خواندن بر خور دار نیستند چه رسد به آموزش عالی. مایه بس خجلت است که در کشوری که مهد علم و ادب بوده و در سایه اسلام زندگی می‌کند که طلب علم را فریضه دانسته‌است، از نوشتن و خواندن محروم باشد. ما باید در برنامه درازمدت فرهنگ وابسته کشورمان را به فرهنگ مستقل و خودکفا تبدیل کنیم و اکنون بدون از دست دادن وقت و بدون تشریفات خسته‌کننده برای مبارزه با بی سوادی به‌طور ضربتی و بسیج عمومی قیام کنیم تا ان شاء الله در آینده نزدیک هر کس نوشتن و خواندن ابتدایی را آموخته باشد. برای این امر لازم است تمام بی سوادان برای یادگیری و تمام خواهران و برادران با سواد برای یاد دادن بپاخیزند و وزارت آموزش و پرورش با تمام امکانات به پا خیزد و از قرطاس بازی و تشریفات اداری بپرهیزد. برادران و خواهران ایمانی! برای رفع این نقیصه دردآور بسیج شوید و ریشه این نقص را از بن برکنید. تعلیم و تعلم عبادتی است که خداوند تبارک و تعالی ما را بر آن دعوت فرموده‌است. ائمه جماعات شهر ستانها و روستاها مردم را دعوت نمایند و در مساجد و تکایا با سوادان نوشتن و خواندند را به خواهران و برادران خود یاد دهند و منتظر اقدامات دولت نباشند و در منازل شخصی اعضای بی سواد را تعلیم کنند و بی سوادان از این امر سر پیچی نکنند. من از ملت عزیز امید دارم که با همت والای خود بدون فوت وقت ایران را به صورت مدرسه‌ای درآورند و در هر شب و روز و در اوقات بی‌کاری یکی دو ساعت را صرف این عمل شریف نمایند. بپا خیزید که خداوند متعال با شماست. از خدای تعالی سعادت و سلامت و رفاه ملت شریف را خواستارم؛ و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته روح‌الله الموسوی الخمینی هفتم دی ماه ۵۸ مطابق با هشتم صفر ۱۴۰۰ (صحیفه نور، جلد یازده، ص ۱۶۱ مورخه هفتم دی ۱۳۵۸)»

مقام معظم رهبری نیز در این باره می‌فرمایند :

«برادران و خواهران نهضت سوادآموزی بدانند که در حال جهادند. به شهرها و روستاهای دورافتاده رفتن، و درِ خانه ها را زدن و در مساجد کلاس تشکیل دادن و بدون چشمداشتِ احسنت و تشکری علم و سواد را ـ که ارزنده ترین هدیه هاست ـ به مردم دادن یک جهاد است. بی سوادی برای همه جوامع انسانی یک لکه ننگ است، اما برای یک جامعه مسلمان انقلابی، در این دوران و عصر پر زحمت که قدرت های بزرگ از بی سوادی و ناآگاهی مردم استفاده می کنند، بیشتر مایه ننگ است. نمی خواهم به بی سوادان اهانت کنم، امّا بی سوادی واقعاً لکه ننگی است. خود بی سوادان، و در کنار آنان با سوادان، تلاش کنند که این لکه ننگ را بشویند».

ثمره این حرکت امروز نزدیک به صفر شدن بی سوادی در جامعه ایران است، امری که شاید در نظر اول به دلیل مرور زمان اتفاق افتاده باشد اما نگاهی به آمارهای کشورهای هم رده ایران موفقیت ایران پس از انقلاب در ریشه کن کردن بی سوادی را نشان می دهد.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

نوزده − سیزده =