صفحه اصلی » آخرین اخبار ایران و جهان » از قهرمانی تا پهلوانی؛ تختی را بهتر بشناسیم

از قهرمانی تا پهلوانی؛ تختی را بهتر بشناسیم

تختی از چهره‌های مشهور فرهنگ عامه ایرانیان است و در فرهنگ ورزشی ایران، بسیاری وی را نماد «پهلوانی» و «جوانمردی» می‌دانند. پس از رخداد زمین‌لرزه بوئین زهرا که ده‌ها هزار کشته و مجروح در پی داشت، فعالیت‌های او و تنی چند از پهلوانان برای امداد رسانی به زلزله‌زدگان؛ موجی از شور و وحدت ملی در ایران برانگیخت

تاریخ انتشار: ۱۳:۱۴ - شنبه ۱۴۰۰/۱۰/۱۸

به گزارش صاحب نیوز؛ غلامرضا تختی در روز پنجم شهریور ۱۳۰۹ در خانواده‌ای متوسط در محله خانی‌آباد در تهران به دنیا آمد. تختی دو برادر و دو خواهر داشت که همه آنها از او بزرگ‌تر بودند. پدربزرگ غلامرضا، فروشنده خواربار و بنشن بود؛ حاج‌قلی در دکانش بر روی تخت بلندی می‌نشست و به همین علت لقب تختی به خاندانش داده شد.

تختی از چهره‌های مشهور فرهنگ عامه ایرانیان است و در فرهنگ ورزشی ایران، بسیاری وی را نماد «پهلوانی» و «جوانمردی» می‌دانند. پس از رخداد زمین‌لرزه بوئین زهرا که ده‌ها هزار کشته و مجروح در پی داشت، فعالیت‌های او و تنی چند از پهلوانان برای امداد رسانی به زلزله‌زدگان؛ موجی از شور و وحدت ملی در ایران برانگیخت و کمک‌های فراوانی برای آسیب‌دیدگان ارسال شد. میزان کمک‌های جمع‌آوری شدهٔ او برای آسیب‌دیدگان، چندین برابر کمک‌های جمعیت شیر و خورشید حکومت پهلوی بود. او همچنین فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران بود.

تحصیلات و آغاز ورزش

تختی تحصیلات ابتدایی را در دبستان حکیم نظامی و دوره اول متوسطه را در دبیرستان منوچهری گذراند، اما تحصیلات خود را به پایان نبرد.

تختی نزد استاد ابراهیم نجّار به آموختن نجاری پرداخت و ظاهراً به راهنمایی او، که ورزشکاری باستانی کار بود، به ورزش‌های باستانی روی آورد. تختی از شانزده سالگی به آموختن کشتی آزاد و فرنگی روی آورد. حسین رضی خانی، مسئول باشگاه پولاد، به استعداد خاص او در کشتی پی برد.

تختی در سال ۱۳۲۷ مشغول خدمت سربازی شد و در ۲۵ مهر همان سال در اداره راه‌آهن استخدام شد. وی پیشینه کار در شرکت نفت مسجد سلیمان را هم داشت. وی در طول زندگی خود به کارهای عام‌المنفعه پرداخت و خدماتی به محرومان کرد. او عضو جبهه ملی ایران بوده و در نهضت ملی‌شدن نفت در ایران فعالیت داشت.

تختی پس از بازگشت از خوزستان (مسجد سلیمان) روانه خدمت سربازی شده بود، در سربازخانه با استفاده از فرصت‌ها و توجهات فراهم شده، به ویژه تشویق و حمایت دبیر وقت فدراسیون کشتی که در دژبانی ارتش فعالیت داشت، تمرینات کشتی خود را بار دیگر آغاز کرد. تختی خود در این باره می‌گوید: ” وقتی در سال ۱۳۲۸ در مسابقه بزرگ ورزشی (کاپ فرانسه) شرکت کردم، همان اول ضربه فنی شدم. اما تمرین‌های جدی و سختی که در پیش گرفتم، مرا یاری کرد تا حقیقت مبارزه را درک کنم، اگر چه شور پیروزی در سر داشتم، اما کار و کوشش را سرآغاز پیروزی می‌دانستم.”

به این ترتیب تختی با تمرین و پشتکار مثال‌زدنی رفته رفته خود را از میان بازنده‌ها بیرون کشید و سرانجام در سال ۱۳۳۰ در وزن ششم (۷۹ کیلوگرم) به عضویت تیم ملی درآمد.

افتخارات

تختی در نخستین دوره مسابقه‌های کشتی آزاد قهرمانان جهان (هلسینکی، ۱۹۵۱) با وجود آنکه ۲۱ سال بیشتر نداشت، نایب قهرمان جهان شد.

مسابقات سال ۱۹۵۱ هلسینکی (فنلاند) برای تختی آغاز راهی بود که طی ۱۵ سال آینده با کسب ده‌ها پیروزی و فتح سکوهای متعدد قهرمانی در بزرگترین میادین بین‌المللی کشتی ادامه یافت.

شادروان غلامرضا تختی در سال ۱۳۳۱ (۱۹۵۲) در نخستین حضور خود در رقابت‌های المپیک با کسب شش پیروزی و قبول یک شکست در برابر ” دیوید جیما کوریدزه” از شوروی صاحب نشان نقره شد. وی در این مسابقه‌ها توانست حیدر ظفر ترک را که سال پیش با غلبه بر تختی قهرمان جهان شده بود را شکست دهد.

تختی در دومین دوره مسابقات جهانی که در خردادماه ۱۳۳۳(۱۹۵۴) در توکیو برگزار شد، در وزن هفتم (۸۷ کیلوگرم) به رقابت پرداخت که با وجود پیروزی‌های درخشان و شایستگی فراوانی که از خود بروز داد با قبول یک شکست غیرمنتظره در برابر ” وایکینگ پالم” سوئدی از راهیابی به فینال بازماند و در نهایت عنوان چهارمی این وزن را به دست آورد. تختی شش ماه بعد در یک دیدار دوستانه در سوئد، ” پالم” را با ضربه فنی شکست داد و باخت غافلگیرانه توکیو را به خوبی جبران کرد.

شادروان تختی همچنین در سال ۱۹۵۵ در جشنواره بین‌المللی ورشو موفق به کسب نشان نقره شد. اما سومین دوره مسابقه قهرمانی جهان (استانبول ،۱۹۵۷) تجربه تلخی برای مرحوم تختی بود. وی که در این دوره از رقابت‌ها، برای اولین و آخرین بار در وزن فوق سنگین آن زمان (۸۷+ کیلوگرم) کشتی می‌گرفت، به دلیل وزن بسیار کمتر نسبت به رقیبان با دو باخت حذف شد.

پهلوان ایران با وجود حذف شدن در استانبول آبرومندانه کشتی گرفت و نتایجی که به دست آورد با توجه به آنکه با وزن ۹۲ کیلوگرم به مصاف کشتی گیران فوق سنگین رفته بود، در مجموع غیرقابل قبول نبود.

در بازی‌های المپیک ملبورن (استرالیا) که در آذرماه ۱۳۳۵ (۱۹۵۶) برگزار شد تختی یک بار دیگر در وزن هفتم (۸۷ کیلوگرم) به مصاف رقبایی از شوروی، آمریکا، ژاپن آفریقای جنوبی، کانادا و استرالیا رفت و با شکست تمامی حریفان اولین نشان طلای خود را بر گردن آویخت.

این برای نخستین بار بود که دو قهرمان از آمریکا و شوروی در یک سکوی معتبر جهانی پایین‌تر از حریف ایرانی قرار می‌گرفتند.

مسائل اجتماعی

یکی از جاهایی که تختی همیشه می‌رفت، گل‌فروشی رز نزدیک چهارراه تخت‌جمشید (طالقانی کنونی) بود. تختی گل‌های باغچه خانه‌اش را می‌چید و دسته می‌کرد و می‌برد گل‌فروشی رز که فروش برود. اما هربار که گذرش به آن‌جا می‌افتاد، مردم دور و برش را می‌گرفتند و با او گرم حرف زدن می‌شدند. تختی هم می‌خواست مهربانی آن‌ها را جبران کند. همین بود که از ده‌تا دسته گل، یک دسته هم به گل‌فروشی نمی‌رسید. تختی با ماشین بنز سفیدی که داشت می‌رفت گل‌فروشی. می‌گویند بچه مدرسه‌ای‌ها می‌آمدند تکیه می‌زدند به ماشین و کنار او عکس یادگاری می‌گرفتند. گل‌فروش حرص و جوش می‌خورد و از تختی می‌خواست که خودش را از بچه‌ها و مردم پنهان کند. تختی گوش نمی‌کرد و می‌گفت: «مردم برای دیدن من آمده‌اند؛ چرا باید خودم را پنهان کنم؟» او از طریق همین حضور در گل‌فروشی نامه‌های مردم را دریافت می‌کرد و به برخی مشکلات آنان رسیدگی می‌کرد.

در ۱۰ شهریور ۱۳۴۱ خورشیدی مصادف با یکم سپتامبر ۱۹۶۲ زمین‌لرزه‌ای به قدرت ۷.۲ ریشتر شهرستان بوئین‌زهرا در جنوب قزوین را لرزاند. تختی در این حادثه به‌صورت خودجوش توانست سیل عظیمی از کمک‌های مردمی را به حادثه‌دیدگان زلزله برساند، این پهلوان بزرگ صندوق کمک را بر گردن انداخت و از پارک ساعی تا تالار کیهان واقع در خیابان فردوسی با پای پیاده و با بلندگو از مردم می‌خواست هرچه در توان دارند، برای کمک به هم‌وطنان زلزله‌زده کمک کنند. مردان مشتاقانه پول‌های اهدایی و زنان انگشتر، گردنبند یا گوشواره‌های خود را درون این صندوق می‌انداختند.

واکنش مردم و رسانه‌ها به این اقدام جهان‌پهلوان تختی به‌قدری شورانگیز و باورنکردنی بود که به‌سرعت موج بزرگی از خیرین و نیکوکاران دست به اقدام زدند و ده‌ها کامیون اقلام کمکی به زلزله‌زدگان را به تختی سپردند.

گرایشات سیاسی

پدر تختی، حاج رجب (متوفی فروردین ۱۳۳۷)، در جنوب تهران یخچال طبیعی داشت. در جریان احداث راه آهن در عصر پهلوی اول، یخچال‌های او را تصرف کردند و انبار توشه راه آهن را در زمین‌های او ساختند. وی ناگزیر خانه و زندگی‌ اش را فروخت، و در پی آن، وضع روحی‌اش دگرگون و در سال‌های پایانی عمر وضع دماغی‌اش هم مختل شد. می‌گویند ظلم و ستمی چنین آشکار که بر پدرش رفته بود یکی از علت‌های گرایش سیاسی غلامرضا تختی به ضدیت با نظام حاکم و یکی از دلایل نوع دوستی و کمک او به دیگران بوده است.

ظاهراً از ۱۳۳۰ ش به همراه گروهی از ورزشکاران از مبارزات مردم در جریان نهضت ملی و از دکترمحمد مصدق حمایت می‌کرده است. او این حمایت را حتی پس از کودتای نظامی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ ادامه داد.

در کنگره جبهه ملی ایران که در دی ۱۳۴۱ در تهران برگزار شد، به نمایندگی ورزشکاران شرکت کرد و با کسب یکصد رأی به عضویت در شورای مرکزی این جبهه انتخاب گردید. تختی پس از بازگشت پیروزمندانه از مسابقات جهانی یوکوهاما در ۱۳۴۰ش، در گفتگو با روزنامه‌های داخلی به عضویت خود در جبهه ملی ایران اشاره کرد. او تا آن زمان از فعالیت‌های سیاسی خود علناً یاد نکرده بود. انعکاس این خبر پیامدهای سنگینی برای وی داشت و فشارهای سیاسی را بر وی شدت بخشید. گویا محمدرضا پهلوی، شخصی را نزد وی فرستاده و از او خواسته بود که ورزش را با سیاست در نیامیزد و به دخالت در سیاست نپردازد.

غلامرضا تختی از سال ۱۳۴۲ بارها به ساواک احضار شد. اطرافیان شاه با ناکامی از نزدیک کردن او به دربار و حکومت، فشارها را بر تختی افزایش دادند. حتی در مواردی تختی از ورود به ورزشگاه‌ها منع می‌شد. او پس از دوری دو ساله از رقابت‌های ورزشی برای چهارمین‌بار در بازی‌های المپیک شرکت کرد و برای نخستین بار در این بازی‌ها مدالی کسب نکرد. میرزایی با استناد به اسناد بر جا مانده بیان می‌کند که گویا حکومت میل داشت تختی بدون تمرین و آمادگی جسمی و روحی در میدان حاضر شود و با شکست‌خوردن، محبوبیتش در میان مردم را از دست بدهد. از سوی دیگر مردم نیز خواهان شرکت او در مسابقات جهانی بودند.

در بخشی از کتاب «بچه خانی‌آباد» درباره برخورد تختی با محمدرضا پهلوی آمده است: روزی محمدرضا پهلوی با لحنی تمسخرآمیز به تختی می‌گوید: شنیده‌ام ملی شده‌اید. تختی پاسخ می‌دهد: مگر اعلی‌حضرت ملی نیستند!؟ این حرف تختی باعث عصبانیت محمدرضا پهلوی می‌شود.

او از طرف عوامل رژیم پهلوی تهدید می‌شد تا آنجایی که به او می‌گفتند: ما تو را نمی‌گیریم، تو را زندانی نمی‌کنیم، ولی مردن فقط از راه اعدام و تیرباران شدن نیست، تصادف کردن و در آب غرق شدن و … هم هست که آدم می‌تواند با آنها از بین برود.

منصور مهدیزاده، قهرمان کشتی و عضو تیم ملی کشتی ایران، گفته است که چون افسر شهربانی بوده، اطلاعات شهربانی به او اخطار کرده بوده که در المپیک با تختی تماس نداشته باشد، با او تمرین نکند و هم اتاق او نشود. در سفری به آلمان، سپهبد تیمور بختیار، از تختی خواسته بود که با هم ملاقات کنند. تختی پیشنهاد او را نپذیرفت وتیمور بختیار را جنایتکار خواند. ز جمله مقامات مهم سیاسی که ظاهراً به تختی علاقه داشته‌اند یا اظهار علاقه می‌کرده‌اند، از حسین علاء و علی امینی یاد می‌کنند که از تختی خواسته بودند در سیاست مداخله نکند.

جهان پهلوان تختی در تاریخ ۱۷ دی ۱۳۴۶ هتل آتلانتیک تهران درگذشت. نکته جالب قضیه وصیت نامه بر جامانده از وی است او دو روز قبل از مرگ خود وصیت نامه‌ای در یکی از دفتر خانه‌های اسناد رسمی نوشت و کاظم حسیبی را به عنوان سرپرست فرزندش بابک تختی معرفی کرد. پس از در گذشت تختی، جبهه ملی مرگ جهان پهلوان تختی را خودکشی اعلام کرد. هرچند هنوز هم درباره علت مرگ غلامرضا تختی اختلاف نظر وجود دارد. دولت وقت بر خودکشی تختی تاکید داشت و مدرکش نیز وصیت نامه تختی بود که دو روز قبل از مرگش، در دفترخانه اسناد رسمی شماره ۲۰۲ تحت شماره ۳۴۲۸ و با تعیین کاظم حسیبی به عنوان سرپرست فرزندش بابک (که تنها چهار ماه داشت) به ثبت رسانده بود.

آرامگاه تختی در قبرستان تاریخی ابن‌بابویه شهر ری قرار دارد. بسیاری از افراد مشهور ایران مانند غلامرضا تختی، علی‌اکبر دهخدا، میرزاده عشقی و… در این گورستان دفن شده‌اند. به عقیده برخی مورخان، قدمت آن به دوره ساسانی می‌رسد. مساحت این گورستان دویست ساله ۱۰ هکتار است و دومین قبرستان بزرگ تهران از نظر بزرگی و وسعت محسوب می‌شود. همچنین، نخستین منطقه شهر ری است که مختص دفن اموات به کار برده شده است.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

یک × 2 =