صفحه اصلی » آخرین اخبار ایران و جهان » سنگ تمام اصفهانی ها برای حاج قاسم/ بازخوانی ضدآمریکایی ترین جمعه نصف جهان

سنگ تمام اصفهانی ها برای حاج قاسم/ بازخوانی ضدآمریکایی ترین جمعه نصف جهان

اصفهانی ها ارادت خاصی به شهید سلیمانی داشتند و اکنون که دو سال از این شهادت می گذرد هنوز هم این شهید در میان مردم اصفهان زنده است و از او یاد می کنند.

تاریخ انتشار: ۲۲:۲۸ - دوشنبه ۱۴۰۰/۱۰/۲۰

به گزارش صاحب نیوز؛ شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی در حمله پهبادهای آمریکایی به فرودگاه بغداد در بامداد جمعه ساعت ٠١:٢٠ دقیقه ١٣ دی ١٣٩٨ به شهادت رسید؛ در این حمله تروریستی شهید ابومهدی المهندس از فرماندهان گروه شبه‌نظامی عراقی حشدالشعبی به‌همراه  10 تن دیگر به فیض شهادت رسیدند.

با اعلام خبر شهادت شهید سلیمانی مردم اصفهان شوک زده و اندوهگین شدند و هر فرد به نحوی علاقه و ارادت خود را به این شهید نشان می داد؛ با یکی از حاضرین در اجتماع مردم اصفهان بعد از شهادت حاج قاسم به گفتگو پرداختیم، سعید مرتضوی اظهار کرد: همیشه برای به جا آوردن نماز جمعه حضور پیدا می کنم آن روز نیز برای نماز جمعه در مصلی اصفهان حاضر شده بودم، همیشه جمعیت خاصی برای نماز جمعه حاضر می‌شدند اما آن روز هر چه بیشتر می گذشت جمعیت بیش‌تر و بیش‌تر می‌شد و من علتش را نمی دانستم.

او ادامه داد: از حاضرین علت را جویا شدم، تعجب کرده بودم و دائم با خود می گفتم مگر می شود، باور نمی کردم، تمام جمعیت گریه می کردند، از تعجب خشکم زده بود فکر هرچیزی را می کردم بجز به شهادت رسیدن سردار سلیمانی.

مرتضوی گفت: مردم برای آرام کردن خودشان به نماز جمعه آمده بودند، این حرکت کاملا خودجوش بود و اطلاعیه یا فراخوانی برای این تجمع شکل نگرفته بود، بسیار سردار را دوست داشتم با همهمه عزاداری مردم من نیز به گریه افتادم و از شنیدن چگونگی به شهادت رسیدنش جگرم می سوخت، عصبانی شده بودم، خونم به جوش آمده بود، شعار دادن برایم کافی نبود و دلم می خواست هر چه زودتر دولت آمریکا از بین برود.

این شهروند اصفهانی ادامه داد: قبل از اینکه امام جمعه شروع به صحبت کند، سردار فدا سخنرانی کرد، حاضرین خشمگین بودند و مرگ بر آمریکا از دهانشان نمی افتاد، آن فضا پر از کینه و نفرت علیه دشمن دیرینه ما بود، ترور سردار برای مردم گران تمام شده بود و نمی توانستند قبول کنند که این ترور بی جواب بماند.

سعید مرتضوی عنوان کرد: من نیز مانند سایرین در حال خودم نبودم کمی گریه می کردم کمی شعار می دادم، گاهی متوجه نمی شدم اطرافم چه خبر است و گاهی در بهت و شوک فرو می رفتم مراسم نماز جمعه و خطبه تمام شد و از مردم دعوت کردند برای عزاداری خود را به گلستان شهدا برسانند جمعیت زیادی در حال خروج از مصلی بود و همه به سمت گلستان حرکت کردیم.

او گفت: هر لحظه ای که می گذشت جمعیت بیشتر می شد، هوا سرد و دلگیر بود، در مراسمات زیادی شرکت می کردم ولی تا به حال چنین جمعیتی را به چشم ندیده بودم، همه بلند بلند گریه می کردند، زن و مرد مرگ بر آمریکا می گفتند، گروهی الله اکبر می گفتند و گروهی خواستار انتقام بودند.

مرتضوی بیان کرد: دوربین های گوشی و تلویزیونی را در نقطه به نقطه مسیر حرکتمان می دیدیم، کل مسیر را گریه کردم، اصلا متوجه مسیر نشده بودم یک دفعه دیدم به گلستان شهدا رسیدیم و در ورودی گلستان مداحی خوانده می‌شد، مردم روبروی مداح جمع شده بودند، با تمام وجودشان سینه می‌زدند و می گفتند ای اهل حرم میر و علمدار نیامد من نیز به گروهشان پیوستم.

این شهروند اصفهانی بیان کرد: پس از مقداری توقف و عزاداری در ورودی گلستان شهدا به سمت مزار حاج احمد کاظمی رفتیم، نزدیک که شدیم صدای حاج قاسم را پخش کردند و دوباره داغ مردم تازه شد هر کس در گوشه ای گریه می کرد، گویی قرار نبود آرام بگیریم و پس از آن پدر شهید محمد حسین حدادیان یکی از شهدای امنیت به آنجا آمد و گفت: از صبح امروز با شنیدن خبر شهادت سپهبد حاج قاسم سلیمانی در شوک فرو رفته ایم اما آمریکا باید بداند که صدها قاسم سلیمانی وجود دارد که آماده اند انتقام این شهید را از جنایتکاران بگیرند و راه وی را ادامه دهند.

او در ادامه گفت: بر سر مزار حاج احمد رسیدم و تا می توانستم گریستم بعد از آن آرامش عجیبی به من دست داده بود تصویر حاج قاسم بر سر مزار حاج احمد بود نگاهش می کردم، لبخند بر لب داشت انگار از آرامشی که در عکسش بود من نیز آرام می شدم، شایدم چون حاج قاسم مرتب به حاج احمد سر می زد و این مزار را محل آرامشش می دانست من نیز آرام گرفته بودم.
احمد بیات یکی دیگر از شهروندان اصفهانی در باره این روز می گوید: برای دعای ندبه در هیأت شرکت کرده بودم و مشغول خواندن دعای ندبه بودیم، در آن هيئت مرتبا برای دعا شرکت می کنم، دعا خوانی در حال اتمام بود که متوجه رفت و آمد مسؤولان هیأت شدم، کمی نگران بودم چون متوجه شدم اتفاقی افتاده و منتظر هستند دعا تمام شود و اعلام کنند.

بیات بیان کرد: دل در دل نداشتم بفهمم چه شده، استرس امانم را بریده بود تا اینکه دعا خوانی تمام شد و مسئولان هئیت در کنکاش بودند آن خبر را چگونه در جمع بگویند، متاسفانه حدسم درست بود، اتفاق طاقت فرسایی رخ داده بود که آنگونه بهم ریخته بودند تا اینکه به گریه افتادند و گفتند سحرگاه امشب حاج قاسم به شهادت رسیده است.

وی افزود: همه ناراحت و بهت زده بودند؛ اولش باورم نمی شد چون گاهی در فضای مجازی قبلا از این شایعه ها را خوانده بودم، سریع گوشی ام را دراوردم تا ببینم چه خبر است

او ادامه داد: یکی از افراد شروع کرد جزئیات چگونگی به شهادت رسیدن سردار سلیمانی را بگوید آن موقع بود که حاضرین در جلسه شروع کردند با صدای بلند گریه کنند و بر آمریکا لعنت بفرستند، مردم از اوج ناراحتی نمی دانستند باید چکار کنند زجه می زدند و با تمام کینه ای که وجودشان را در بر گرفته بود مرگ بر آمریکا می گفتند.

بیات گفت: کنترل کردن حاضران در جلسه دیگر میسر نبود، آن ها تحت تاثیر ترور ناجوانمردانه سردار سلیمانی قرار گرفته بودند؛ زمانی را به عزا داری کردن در مجلس و سینه زنی پرداختیم، آنقدر ناراحت شده بودم که نمی توانستم خود را کنترل کنم و بی اختیار اشک هایم جاری بود، همیشه اخبار سردار سلیمانی را گوش می دادم و از اینکه چنین فرمانده ای در کشورم دارم برخود می بالیدم.

این شهروند اصفهانی ادامه داد: گروهی که من با آنها بودم نیز با صدای بلند گریه می کردند و با مشت های گره کرده و شعار مرگ بر آمریکا ناراحتی خود را نشان می دادند، من هنوز درگیر شوک بودم و حاج قاسم از افرادی بود که ذوب شده در ولایت بود، او در زمان امام خمینی (ره) و شرایط فعلی گوش به فرمان ولی امر مقام معظم رهبری بود و شاهد بودیم که چه اقداماتی انجام داده است؛ از جوانی تمام عمرش را در جبهه گذرانیده بود و دشمنان بسیاری برایش خط و نشان کشیده بودند.

بیات گفت: بسیاری از مردم پس از شهادت حاج قاسم تازه متوجه می شدند او کیست و هنگامی که از اقداماتش می شندیدند بر خود افسوس می خوردند، مرد و زن جمع شده بودند و شعار انتقام سر می دادند، مرد و زن به غیرتشان برخورده بود و جواب این ترور را می خواستند، به گونه ای گریه می کردند که گویی پدرشان را از دست داده اند

وی با اشاره به اینکه در آن روز در مصلی حضور پیدا کرده است، ادامه داد: از آنجایی که جمعیت زیادی در مصلی گرد هم آمده بودند خروجمان از مصلی مدتی طولانی شد و حال و هوای عجیبی بود و همه ناراحت بودند.

بیات ادامه داد: آن هایی که سردار را می شناختند می دانستند چه انسان متواضع و فروتنی بود و آنان که او نمی شناختند با وصف قهرمانی ها و شجاعت‌ش عاشقش می شدند، سردار سلیمانی در میان رزمنده‌ها مشخص نبود که فرمانده است و حسرت زیادی خوردیم که چرا چنین شخصیتی را از دست داده‌ایم، شجاع و آماده برای نبرد با دشمنانی بود که چنگ های کینه ی چندین ساله شان را به سمت خاک کشور مقدس ایران نشانه گرفته بودند.

وی افزود: به سمت گلستان شهدا حرکت کردیم؛ مراسمی که مردم در آن شرکت کردند کاملا خودجوش بود، تا کنون چنین جمعیتی را به چشم ندیده بودم، همه حاضران از جمله خودم در شوک بودند و هیچ کس باور نمی‌کرد که چنین اتفاقی افتاده است، به گلستان شهدا رسیدیم و به سمت مزار حاج احمد کاظمی که سردار سلیمانی بسیار دوستش داشت و مرتب بر سر مزارش می رفت رفتیم، در آنجا جمعیت بیشتر شد و همه برای آسمانی شدن این سردار بزرگوار هم خوشحال بودیم و هم از غم نبودش و چگونگی به شهادت رسیدنش مجددا به عزاداری پرداختیم.

اصفهانی ها ارادت خاصی به شهید سلیمانی داشتند و اکنون که دو سال از این شهادت می گذرد هنوز هم این شهید در میان مردم اصفهان زنده است و از او یاد می کنند.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

هجده − شش =