صفحه اصلی » مقاومت » گزارش مقاومت » قبر دختر و قاتل امیر کبیر در اصفهان

در همين اصفهان خودمان:

قبر دختر و قاتل امیر کبیر در اصفهان

وقتی از سرایدار امامزاده خواهش کردم درب این بقعه را باز کند برای چند دقیقه واقعاً حیرت زده شدم و تصاویری را دیدم که هر چشمی را به خود خیره می‌کرد. گچبری‌ها و نقوش رنگارنگ سبز و سفید و قرمز و آبی که به زیباترین حالت ممکن ترسیم شده است و نقاشی‌هایی که به صورت تابلو در سقف آن هنوز می‌درخشید.

تاریخ انتشار: ۱۹:۲۰ - یکشنبه ۱۳۹۳/۰۴/۲۲

صاحب نیوز– فرشاد فروزش/ وقتی از کوچه پس کوچه‌های منتهی به میدان نقش جهان عبور کنید چشمتان به خانه‌هایی می‌افتد که تخریب کرده‌اند و طاقچه‌های آن نشان از قدمت آن می‌دهد. در همین راستا نزدیک میدان، امامزاده‌ای آرمیده است که توجه رهگذران را به خود جلب می‌نماید که فاتحه‌ای بخوانند و استراحتی کنند. سردر این امام‌زاده با خطی بسیار زیبا و کاشی‌‌هایی براق می‌توان اسمی را پیدا کرد: «السطان شاه سلطان حسین الموسوی الصفوی» که مشخص می‌شود بنای این امامزاده اواخر صفویه ساخته شده است. زیر کاشی‌های بسیار زیبا تابلو گذاشته شده به اسم آستانه مقدس امامزاده احمد بن علی بن محمد باقر (ع).

داخل امامزاده حیاطی قرار دارد و در ‌ پیش رو شهیدی که کنار شیر سنگی با نقوش برجسته و دو تپانچه و خط نوشته‌هایی بر روی آن آرمیده است. (مجسمه‌ی شیر سنگی یادآور پرچم شیر و خورشید، نماد ایرانیان در جنگ‌های ایران و عثمانی). ضلع شمالی محوطه بقعه‌ای قرار دارد با دو ستون مستحکم و گچبری‌ها و نقوشی که کمتر اثری از آن‌ها پیدا است و به علت عدم رسیدگی رو به زوال رفته است. اما زیبایی هنوز در آن جلوه گر است.

1
وقتی از سرایدار امامزاده خواهش کردم درب این بقعه را باز کند برای چند دقیقه واقعاً حیرت زده شدم و تصاویری را دیدم که هر چشمی را به خود خیره می‌کرد. گچبری‌ها و نقوش رنگارنگ سبز و سفید و قرمز و آبی که به زیباترین حالت ممکن ترسیم شده است و نقاشی‌هایی که به صورت تابلو در سقف آن هنوز می‌درخشید. در بالای سقف آن نورگیری به صورت دایره‌ای همراه با نقوش گلدانی و اسلیمی قرار دارد و نقاشی‌هایی که نشان از منظره و طبیعت دارد. رودی روان و قایق‌هایی کوچک بر روی آن و کلبه‌های کنار ساحل. نمی‌دانم کدام کشور را ترسیم کرده است ولی نشان از ارتباط ایرانیان با دیگر ملل جهان در آن برهه زمانی دارد. نور وقتی از پنجره‌های رنگارنگ عبور می‌کند به فضای داخلی بقعه نوعی شادی و نشاط را القاء می‌کند؛ پنجره‌هایی که هنوز شکسته نشده‌اند. در بالای آن پنجره‌های زیبا نقاشی یک حرم به ترسیم در آمده است. فکر می‌کنم عتبات عالیات باشد. یعنی آرزوی ایرانیان برای بازگشت قطعه‌ای از خاک وطن که استعمار آن را تاکنون از ایران جدا نموده است. نمی‌دانم شاید روزی به خاک سرزمین باز گردد. هر چقدر که چشم را به سمت پایین دیوارها نزدیک می‌کنیم به یک باره غم وغصه تمام وجود آدم را فرا می‌گیرد. تابلو نقاشی‌های پایین دیوار را با گچ پوشانده‌اند که به سرنوشت امپراتوری صفویه دچار شده است. فضای پایینی، کف و محوطه بقعه به یک ویرانه تبدیل شده است. در گوشه گوشه آن نخاله‌ها و زباله‌های اضافی نشان از تغییر کاربری این بقعه به انبار مواد زائد را نوید می دهد.

321

مادر ناصرالدین شاه و دختر امیرکبیر
میله‌ها و چوب‌ها و جامهتابی‌هایی که به دیوارها تکه داده شده و صورت دیوارها را با پنجه‌های خود زخم نموده است. کف بقعه سه قبر مرتفع قرار دارد. شاید برای کسانی که علاقه به مطالعه تاریخ داشته باشند بسیار جالب است که یکی از این قبور مشهور است که قبر مادر ناصرالدین شاه قاجار است و در کنار آن قبر دختر بزرگترین مرد تاریخ ایران که در بدترین دوران بهترین و با شکوه‌ترین کارها را انجام داده است: نام آشنای همه وطن دوستان «امیرکبیر». سرنوشت دنیا بسیار عبرت آمیز است، دختر در کنار زنی که به برخی نقل ها او را قاتل پدرش می دانند هر دو در یک جا آرمیده‌اند. البته قبر مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه در بقعه‌ی محمدشاه در قم واقع شده و شاید این قبر یکی از 85 همسر ناصرالدین شاه باشد نه مادر او‌. اما روی هر دوی آنها خاک فراموشی نشسته است.

21213

قبر سوم که در پایین این دو قبر قرار دارد هویتش معلوم نبود و هیچ کس هم نبود که بپرسم اما مابین دو قبر سنگ قبری تکه تکه شده وجود داشت که مزار پسر استاد همایی معروف بود و نیز سنگ مرمر بسیار کوچکی که هم سطح زمین و در کنار قبر سوم قرار داشت. دیدن این مزار هم برای من حیرت انگیز بود چرا که متعلق به پری خانم دختر الله وردی خان به تاریخ نیمه ربیع الاول 1164هجری قمری دختر سازنده سی و سه پل اصفهان را در برابر خود می‌دیدم. دختر آن معمار بزرگ عصر صفوی با سنگ قبری بسیار کوچک و ساده و محقر. تعجب من از آن بود که چطور این سنگ قبرها را که با نقوش برجسته و خطوط بسیار زیبا ساخته شده است را سارقان فرهنگ این ملت به یغما نبرده و به خارج و موزه های آن منتقل نکرده‌اند؟ سنگی بدون قبر در کنار دیوار تصویر یک مرد را با تفنگی در پشت و لباس نظامی و کلاه مخصوصی نشان می‌دهد که نشان از شغل سربازی آن مرد دارد، و البته قدمت آن سنگ قجری است و آخرین قبر هم که در کنار پنجره قرار دارد نشان از خان‌زادگی و نفوذ آن فرد داشت.

6521
در پشت درب چوبی ضلع شمالی بقعه دیوارهای آجری توجه‌ام را جلب کرد. اخیرا دیواری آجری در آن قسمت با نهایت بی‌دقتی کشیده شده است علت آن را که جویا شدم گفتند پشت این دیوار راهرویی بوده که به قبر آقا نجفی منتهی می شده است و با این دو دیوار این دو قسمت از هم جدا شده اند – یکی از دلایل مخروبه شدن این بقعه کشیده شدن همین دیوار احمقانه است – به راحتی می‌شود تصور کرد که باز بودن آن راهرو چه فضای زیبایی را به وجود می‌آورد اما …..
از بقعه که خارج می‌شویم در وسط محوطه حوضچه‌ای زیبا با فواره‌های سنگی در وسط آن قرار دارد و دور آن را نیز زنجیر کشیده‌اند . اما در گوشه‌ی محوطه سه سنگ قبر وجود داشت یکی با نقوش برجسته و بسیار زیبا فردی روی اسب و تفنگچی‌هایی در پشت آن و نقشی دیگر در کنار قبر شخصی در بالای مجلسی نشسته و تفنگچی‌ها و گماشتگانی در اطراف آن‌. انگار گماشته‌ای هم در حال مشت و مال آن خان بالانشین است‌، بله‌، آن شخص سردار خسرو قشقایی است و قشون تحت امرش‌.
و سنگ قبری در کنار آن که با خط بسیار قدیمی و البته برای من ناخوانا، بر روی سنگ دیگری با نقوش برجسته قرار داده‌اند که فقط می‌شود خان بودن آن فرد را خواند اما آن سه سنگ را گوشه‌ی دیوار انداخته‌اند ولی قبر اجساد در وسط محوطه است.

541
شخصی در محوطه ایستاده بود و کنجکاوی و علاقه‌ی من را نظاره گر بود. توجهش جلب شد و آرام و باوقار کنار من آمد و از اسم و رسم و تحصیلاتم پرسید آن مرد دکتر مسعود بود شاهزاده‌ی قاجاری و از نوادگان ظل السلطان حاکم اصفهان.
البته با افتخار گفت من از نوادگان سردار عباس میرزا ولیعهد هستم فامیل من همایون‌نژاد و مسعود فامیل قبلی ما‌، هم نام با ظل السلطان است‌. وقتی من گفتم «ظل السطان بدترین حاکم تاریخ اصفهان در 2500 سال است‌»، اخم‌هایش را در هم کشید و واکنش نسبتا تندی نشان داد‌.

5422
ظل السطان از 110 کاخ سلطنتی صفویه در اصفهان که با کاخ های امپراتوری عظیم عثمانی برابری و رقابت می‌کرد 108 کاخ را ویران نمود و آن دو کاخ که ویران نشد با پیشکش مردی بزرگ‌، هنردوست و دانشمند به نام ملک التجار بود که با پرداخت 7 هزار تومان پیشکش به ظل السطان مانع از تخریب آن دو شد‌. کل مالیات جمع آوری شده از اصفهان 4 هزار تومان بود ولی او 7 هزار تومان برای این دو کاخ پول داد و عالی قاپو که محل پذیرش سفرای خارجی توسط شاه عباس بزرگ بود که به شرط گچ کشی روی دیوارهای آن و تغییر کاربری به ملک التجار واگذار شد و کاخ دوم چهل ستون بود که به چراگاه گوسفندان و انبار علوفه تبدیل گردید – حداقل بهتر از تخریب کامل بود.

اما آقای دکتر قاطع می‌گفت تخریب کاخات کار ظل السلطان نبوده است کار ارازلان و اوباشان بوده است، من گفتم اوباشان جواهرات سلطنتی را می‌ربایند اما کاخ را که خراب نمی‌کنند‌. حتی گردشگر خارجی که شاهد تخریب این کاخ‌ها بوده است می‌گوید که از لجاجت چنان کاخ را ویران کردند که پی آن به آب رسید‌. آقای دکتر گفت برو داخل امامزاده و کتیبه ظل السلطان را ببین من داخل شدم و چشمم به ضریحی خورد که شیشه به دور آن کشیده بودند و منبت کاری بسیار ظریف و هنرمندانه‌ای که پشت آن شیشه‌ها محافظت می‌شد. کتیبه‌ای هم که در بالای ضریح به چشم می‌خورد به این مضمون – ظل السلطان یمین دولت شاه – کرد این بقعه را از نو بر پا‌.

112
دیوار‌های کناری با نقش و نگار بسیار زیبا و نقوش طلایی رنگ و نماد‌های صفوی کاملا بارز به چشم می‌خورد که شعف خاصی را به هر بیننده‌ای می‌دهد اما در قسمت بالایی به سمت سقف می‌شود عداوت قاجاری را مشاهده نمود که شاید به اسم مرمت تمام زیبایی‌ها و نقوش هنرمندانه‌ی صفوی را نابود کرده است. و البته این نقوش با بی توجهی کنونی نیز به هرحال در حال نابودی است‌. من که غرق در این نقوش بودم با صدای مهیب خانومی میانسال به هوش آمدم که آقا اینجا قسمت زنانه است مردانه آن طرف است و چادر خود را کامل به صورت خود کشید و من نیز با کتیبه‌ی ظل السلطان خداحافظی نمودم.

6252

آقای دکتر من را به بیرون از امامزاده راهنمایی کرد‌، سنگی در بیرون قرار داشت و منصوب به سلطان محمود غزنوی بود که در جنگ هندوستان و غارت معابد آنجا این سنگ که از سومنات بوده را به ایران آورده است‌. البته صحت و سقم آن را نمی‌توانم تایید کنم ولی تعجب من از آن بود که چگونه هنوز این سنگ پا برجاست.
این مکان کاخ صفویه نبود – آنجا محل تفریح و تفرج شاهان صفویه نبود اینجا تنها یک امام زاده و بقعه‌ای کوچک در کنار آن بود که در عصری با ذوق و هنر بنا شده بود.
وقتی که چشمانم را برای لحظه آخر بر آن نقوش چرخاندم و تمام روحم را صیقل می‌دادم صدایی به گوشم رسید که رهگذران می‌پرسیدند آب خوری کجاست و شخصی دیگر سمت امامزاده را نشان می‌داد‌.

—————-

پ ن‌ : تصاویر متن به وسیله نگارنده گرفته شده است

 

دیدگاه‌ها

  1. مجتبی گفته :

    سلام امکان داره با شما مکاتبه ای داشته باشم در مورد ظل السلطان (فکر میکنم به درد شما هم بخوره)

  2. سلام گفته :

    میشه خواهش کنم آدرس دقیق آرامگاه رو بگید؟!

  3. ناصر چنگانیان گفته :

    آدرس این امامزاده پشت میدان نقش جهان است، پشت مسجد شاه. امامزاده احمد بن علی. من بیشتر هفته ها میرم

  4. ناشناس گفته :

    سلام علیکم دوست عزیز من دکتر ذوقی هستم از مطالعه مقاله تحقیقی شما بسیار بسیار لذت برده و بر معلوماتم اضافه شد سپاسگزارم

  5. ناشناس گفته :

    با سلام و تشکر مجدد ذوقی هستم خواهشمندم در مورد محل دفن عزت السلطنه همسر امیرکبیر نیز اینجانب را راهنمایی فرمایید

1 2 3 4

پاسخی بگذارید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد