صفحه اصلی » فرهنگ و اندیشه » ولنگاری فرهنگی و نظارتی که کمرنگ است

ولنگاری فرهنگی و نظارتی که کمرنگ است

کلیدواژه نوستالژی شاه‌راهی برای ورود به قلب دهه شصتی‌ها شده است. آنها که در دوران کودکی و نوجوانی تفریحات زیادی نداشتند، یادآوری همان اندک دلخوشی‌های ساده برایشان لذت بخش است و این فرصت خوبی برای جولان‌دهی فراهم کرده است.ورود مرضیه برومند به آثار کسب‌وکار محور عروسکی با سبک و سیاقی غیرکودکانه این نگرانی را بیش از پیش بر اهالی فرهنگ و هنر نمایان کرده که نکند هویت‌سازان دهه شصت برای دیده شدن و جذب سرمایه، تبر به دست، خود به مخربان هویت ملی تبدیل شده باشند؟!

❖ نویسنده: معصومه طاهری | تاریخ انتشار: ۱۲:۴۳ - یکشنبه ۱۴۰۱/۰۳/۲۹

صاحب نیوز-معصومه طاهری/ این روزها درآمدزایی به هر قیمتی برای پربیننده‌شدن در فضای مجازی مد روز شده است؛ چه خانواده‌های معمولی که از نوجوان دختر و پسرشان سوءاستفاده می‌کنند و چه کارگردان‌ها و تهیه‌کنندگان مشهوری که با سوءاستفاده از نوستالوژیک‌های دهه ۶۰ کاسبی می‌کنند و پول به جیب می‌زنند.

ایرج طهماسب و مرضیه برومند که روزگاری به خاطر سیاست‌های وزارت فرهنگ و صداوسیما ناخواسته وارد حوزه کودک شده بودند و در میان آثار محدود رسانه ملی توانستند جلب توجه کنند و به شهرت برسند، حالا ماهیت دغدغه‌های فکریشان را بیش از پیش رو کرده و به نمایش گذاشته‌اند. البته اگر به حقیقت امر توجه کنیم نه می‌توانیم طهماسب را متخصص کودک بدانیم و نه مرضیه برومند را کارشناس این سنین؛ چه آنکه در فضای محدود دهه ۶۰ که تلویزیون تنها دو شبکه داشت و هیچ رسانه‌ای برای رقابت و سنجش عملکردها نبود، یکه‌تازی برای کودکان و نوجوانانی که هیچ خوراکی نداشتند اتفاق عجیبی نبود.

و حالا کلیدواژه نوستالژی شاه‌راهی برای ورود به قلب دهه شصتی‌ها شده است. آنها که در دوران کودکی و نوجوانی تفریحات زیادی نداشتند، یادآوری همان اندک دلخوشی‌های ساده برایشان لذت بخش است و این فرصت خوبی برای جولان‌دهی فراهم کرده است. ایرج طهماسب که پیش از کلاه قرمزی تجربه‌های سینمایی داشت و بعد از کلاه قرمزی به‌خاطر علاقه دهه شصتی‌ها به وی، آثار سینمایی‌اش دیده شد، توانست مسیر پیشرفت را به خوبی طی کند، البته بدون توجه به مضامین هویتی و دینی، اما ورود مرضیه برومند به آثار کسب‌وکار محور عروسکی با توجه به پخش آخرین اثر وی یعنی «شهرک کلیله و دمنه» با سبک و سیاقی غیرکودکانه این نگرانی را بیش از پیش بر اهالی فرهنگ و هنر نمایان کرده که نکند هویت‌سازان دهه شصت برای دیده شدن و جذب سرمایه، تبر به دست، خود به مخربان هویت ملی تبدیل شده باشند؟!

همه خوب می‌دانیم کلیله و دمنه از آثار شاخص تاریخ فرهنگی ایران است که در کتاب‌های درسی با آن آشنا شده‌ایم. کتابی پندآمیز که در آن حکایت‌های گوناگون (بیشتر از زبان حیوانات) نقل شده است؛ چراکه استفاده از حیوانات به عنوان استعاره در روانشناسی از روش‌های آموزش محسوب می‌شود.

مجتبی مینوی درباره این کتاب می‌گوید: «کلیله و دمنه از جمله آن مجموعه‌های دانش و حکمت است که مردمان خردمند قدیم گرد آوردند و به هرگونه زبان نوشتند و از برای فرزندان خویش به میراث گذاشتند و در اعصار و قرون متمادی گرامی می‌داشتند، می‌خواندند و از آن حکمت عملی و آداب زندگی و زبان می‌آموختند.»

از سویی چون تاثیرپذیری کودکان از وسایل ارتباط جمعی بیشتر است قدرت فرافکنی بالایی دارند برای همین عروسک‌سازی به‌خصوص با نمادهای حیوانات و اشکال مختلف باورپذیری زیادی برای آنها در امر تربیت ایجاد می‌کند؛ در نتیجه حساسیت کار برای کودکان و نوجوانان بیشتر می‌شود و نیاز به تسلط به مضامین روانشناسی رسانه و جامعه‌شناسی تخصصی این سنین است، با این حال متأسفانه مرضیه برومند با سوار شدن بر قطار کسب‌وکار مجازی تنها می‌خواهد نوستالژی هم نسل‌های خودش را در قالب سریال عروسکی شهرک کلیله و دمنه به تصویر بکشد و حرف‌هایش را بزند. درست همان نیتی که ایرج طهماسب در مجموعه «مهمونی» دنبال می‌کند که نه فقط ساخت یک برنامه، بلکه درآمدسازی بالا در فضای مجازی مد نظر است. چه آنکه بخش‌هایی از تولیداتشان به عنوان آیتم‌های طنز در فضای مجازی دست به دست می‌شود.

درآمد سرسام‌آور آثار نوستالوژیک تحریف شده به سمت موضوعات جنسی و اروتیک، آن‌قدر بالا است که این دو شخصیت را هم ترغیب کرده تا وارد این عرصه شوند. در واقع این دو کارگردان با استفاده از عروسک‌های کودکانه با تکه‌اندازی، زندگی‌های بزرگسالانه را به تصویر می‌کشند که اتفاق جالبی نیست. به نوعی به نام کودکان و نوجوانان اما به کام بزرگسالان علاقه‌مند به فیلم فارسی‌های قدیمی هستند؛ چراکه نوع ادبیات کلامی و رفتاری عروسک‌ها اصلاً مناسب بچه‌ها نیست. البته خودشان می‌گویند این برنامه‌ها برای بزرگسالان است درحالی که همیشه عروسک و صداپیشگی عروسک‌ها برای سنین کودک و نوجوان بوده است و مسلماً کنجکاوی این طیف فراگیر حساس سنی را با توجه به سابقه تولیدات عروسکی‌شان خواسته یا ناخواسته به سمت خود جذب می‌کنند.

سوال اینجا است که تأثیر آنچه این دو کارگردان کهنه‌کار کودکان با جامعه اصیل ایرانی اسلامی انجام می‌دهند در طول زمان چه خواهد بود؟ آنها بی‌حیایی و روابط جنسی را به صورت کنایه و با عروسک‌هایشان که رنگ و بوی ملی و دینی هم ندارند در جامعه رواج می‌دهند تا پول بیشتری درآورند. گاهی شخصیتی مثل طهماسب که اصلاً ایران زندگی نمی‌کند و جامعه و هویت آینده سازانش برایش مهم نیست و گاهی هم کسی مثل مرضیه برومند که برای رفتارهایش توجیهاتی می‌سازد چه اینکه زمام فرهنگی را به دست گرفته و می‌تازند و متأسفانه هیچ نظارت و کنترلی برای این ولنگاری فرهنگی وجود ندارد تا نسبت به چنین رویکردهای مخربانه ملی، فرهنگی و دینی اقدامی کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

هفده − چهارده =