صفحه اصلی » فرهنگ و اندیشه » اسرایی که هیچ کس به استقبال آن ها نیامد!/ خاطره بازگشت آزادگان بی‌نام ونشان از زبان آزاده اصفهانی

اسرایی که هیچ کس به استقبال آن ها نیامد!/ خاطره بازگشت آزادگان بی‌نام ونشان از زبان آزاده اصفهانی

علیرضا باطنی آزاده دفاع مقدس که از اسرای بی‌نام ونشان در اردوگاه‌های مخفی عراق، اسارات خود را گذرانده و نامی از آنان دربین لیست ارسالی به جمهوری اسلامی و صلیب سرخ نبوده است از خاطره خود و دیگران عزیزان مشابه خود از لحظه بازگشت به کشور و برخورد با خانواده‌های خود گفت.

تاریخ انتشار: ۱۰:۱۶ - چهارشنبه ۱۴۰۱/۰۵/۲۶

به گزارش صاحب نیوز؛ ۲۶ مرداد ماه ۱۳۶۹ سـالروز بازگشت غرورآفرین آزادگان و غیور مردان سـرافراز و سـرو قامتان صبر و استقامت در دفاع از کیان و انقلاب اسلامی به میهن اسلامی است. آزادگانی که واژگان ایثار، شجاعت، استقامت و پایمردی را در دوران اسارتشان با فداکاری و شهامت و با تکیه بر ایمان الهی توصیف کردند و در زیر شدید‌ترین شکنجه‌های دشمن حاضر نشدند به ارزش‌های امام و انقلاب پشت کنند.

آزادگان ما، با ایستادگی و بردباری نشان دادند که انسانیت، شرف، غیرت و عزت ایرانی بر “شلاق و شکنجه و انفرادی” پیروز است.

حجت السلام علیرضا باطنی رزمنده وآزاده دفاع مقدس از اسرای بی‌نام ونشانی بود که در اردوگاه‌های مخفی عراق اسارات خود را گذراند و نامی از آنان در بین لیست ارسالی به جمهوری اسلامی و صلیب سرخ نبوده است در گفت و گو اختصاصی با خبرنگار صاحب نیوز؛ از خاطره خود و دیگران عزیزان مشابه خود از لحظه بازگشت به کشور و برخورد با خانواده‌های خود گفت؛ متن این گفت و گو به شرح زیر است:

-تفاوت شما با دیگر اسرای ایرانی حاصر در اردوگاه های عراق چه بود؟

باطنی: سالروز بازگشت افتخارآمیز آزادگان گرامی را به میهن‌ عزیزمان گرامی می‌داریم. در جریان بازگشت آزادگان به کشور روح تازه‌ای در کالبد جامعه ما دمید و شور و نشاط مردم ما را در بر گرفته بود، احساس عمومی مردم حکایت از استقبال از افتخارات دوران دفاع مقدس و یادگاران شهدای جنگ تحمیلی بود

بنده جزو اسرای مفقودالاثر و ثبت نام نشده بودم، کسانی که در طول دوران اسارت، اسم و مشخصاتشان به جمهوری اسلامی و صلیب سرخ اعلام نشده بود. طبیعتا کسانی که اینگونه نگهداری می‌شدند بازگشتشان و خاطراتشان متفاوت است با کسانی که خانواده‌هایشان از اسیر بودن آنان خبر داشتند و هرزگاهی بینشان خبر رد و بدل می‌شد و صلیب سرخ جهانی از اردوگاه‌های آنان بازدید می‌کرد و عکس و نامه‌های اسیران را برای خانواده‌هایشان ارسال می‌کرد و متقابلا خبر حیات و زندگانی آن عزیزان را منتقل می کرد.

*اسرایی که خانواده آن ها برایشان مراسم تشییع گرفته بودند!

اما اسیرانی که در اردوگاه‌های مخفی عراق نگهداری می‌شدند و اسم و مشخصاتی از آنان به جایی تحویل داده نمی‌شد و همچنین در آمار اسرای ایرانی صلیب سرخ جایی نداشتند، وضعیت نگهداری، اردوگاه‌ها و جریان آزادی متفاوتی داشتند. برخی از این اسرا کسانی بودند که خانواده‌های آنان برایشان سالیان سال مراسم شهید گرفته و به عنوان شهید قطعی از آنان یاد می‌کردند.

-چگونه خانواده ها و بنیاد شهید به شهید بودن برخی اسرا می رسیدند؟

به جهت سختی عملیاتی که شرکت کرده و جراحات زیادی که برداشته بودند همرزمان‌شان، برای آنان گواهی شهادت پر کرده بودند و طبیعتاً خانواده و بنیاد شهید هم اینجا به نتیجه‌ای جز شهید محسوب کردن آنان نمی‌رسید.

*تشییع و خاکسپاری یک شهید دیگر به اشتباه 

البته برای بعضی به اشتباه جنازه دیگری تشییع و خاکسپاری شده بود. ما متعدد از این دست دوستان که هر کدام بدیهی در جریان آزادی آنان رقم خورده داریم. کسانی که بعد از آزادی خانواده‌های باور نمی‌کردند زنده بوده باشند و اظهار داشتند که ما خودمان فرزندمان را دفن کردیم و الان حتما اشتباهی صورت گرفته اما زمانی که اولین مواجهه اتفاق می‌افتاد صحنه‌ای فراموش نشدنی‌ را برای هم مردمی حضور داشتند و هم خانواده و خود آن عزیز آزاده پدید می آورد.

*عدم استقبال از آزاده ها در فرودگاه

عموم‌شان وقتی در جریان بازگشت در فرودگاه اصفهان تلفن و آدرسی را از آنان طلب می‌کردند، آشنایان و خانواده‌‌ها بدلایلی مانند اعلام نادرست، اشتباه نوشتن اسامی و… مطلع نبودند باعث می‌شد کسی به استقبال آنان نیاید و این میان کسانی مسئول می‌شدند که با ظرافتی خاص خبر بازگشت را به خانواده‌شان بدهند.

-از این مواجهات خاطره ای هم دارید؟

*دیدن پدر بر روی موتور در خیابان پس از چندسال

یکی از آزادگان تعریف می‌کرد شب بود زمانی که به فرودگاه اصفهان رسیدیم و کسی به دنبال ما نیامده بود مجبور شدیم در قرارگاه هلال احمر شب را سپری کنیم و صبح بعد از طلوع خورشید به همراه تعدادی از این عزیزان به محل زندگی و منزل‌مان برویم، در حین اینکه در ماشین بودیم یک لحظه پدرم را سوار بر موتور دیدم که در حال رفتن به سرکار بود، به راننده گفتم که آن آقای موتورسوار پدر بنده هستند. همان لحظه ترمز کرد و با صدای بلند پدرم را صدا زد و حدود ۴۰-۳۰ متر آن طرف‌تر پدرم ایستادند وقتی بعد از یک ربع صحبت کردن در خصوص اینکه آیا از فرزندتان خبری دارید که در جواب گفته بود: “خیر، او شهید شده و فقط پیکر آن بازنگشته‌، از آزاده‌هایی هم که آمده‌اند خبر گرفتیم اما هیچ چیزی نمیدانستند”. راننده پس از صحبت‌های فراوان و آماده‌کردن پدرم نسبت به حضور من، گفتند که فرزندتان بازگشته و هم اکنون در ماشین آنطرف خیابان منتظر شماست.

***

آزادگان هم در دوران اسارت و هم در زمان نقش‌آفرینی در عرصه‌های مختلف کشور همیشه مایه بالندگی، تعالی و افتخار بودند و به جرئت می‌توان گفت به مثابه عینی و عملی الگوی توسعه و مدیریت جهادی در کشور هستند و در تاریخ جهان اسرایی که در حین و بعد از اسارت بر سر عهد و پیمان و آرمان خود ماندند و لحظه‌ای مایه سرافکندگی ملی نشدند همین آزادگان سرافراز و فخر ملی ما بودند.

حال وظیفه ماست که قبل از اینکه غبار فراموشی بر روی چهره و خاطرات این درهای گران بهای انقلاب بنشیند، خاطرات و فداکاری های آن ها را برای عموم جامعه و نسل هایی که دفاع مقدس را درک نکرده اند روایت کنیم.

انتهی پیام/

دیدگاه‌ها

  1. علی اسدی گفته :

    سلام
    اسرایی که هیچ کس به استقبال آن ها نیامد! عالی بود.
    ای کاش بیشتر به این خبر پرداخته می شد.خدا قوت

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

11 + 7 =