صفحه اصلی » فرهنگ و اندیشه » دختر کرد مسلمان که مایه افتخار ایران شد

دختر کرد مسلمان که مایه افتخار ایران شد

شهیده ناهید فاتحی‌کرجو دختر 16 ساله‌ کردستانی بود که گروهک کومله او را جاسوس امام خمینی (ره)می‌خواند چرا که حاضر نشد در ازای آزادی‌اش به امام راحل اهانت کند و با همین جرم او را به شهادت رساندند.

تاریخ انتشار: ۱۲:۴۵ - چهارشنبه ۱۴۰۱/۰۶/۳۰

به گزارش صاحب نیوز؛ با شروع حركت هاي خودجوش مردم ايران، ناهيد هم به سيل خروشان مبارزین پيوست و با شركت در راهپيماييها و تظاهرات در جرگه دختران مبارز كردستان قرارگرفت.

روزي با دوستانش به قصد شركت در تظاهرات عليه رژيم به خيابانهاي اصلي شهر رفت. لحظاتي از شروع اين خيزش مردمي نگذشته بود كه مأموران به مردم حمله كردند. آنها ناهيد را هم شناسايي كرده بودند و قصد دستگيري او را داشتند كه با كمك مردم از چنگال آن دژخيمان فرار كرد. برادرش ميگويد؛ «آن شب ناهيد از درد نميتوانست درست روي پايش بايستد. بر اثر ضربات ناشي از باتوم، پشتش كبود رنگ شده بود».

بخاطر همکاری ناهید با آزادیخواهان خشم گروهک كومله را كه زخم خورده فعاليتهاي انقلابي اين نوجوان و ساير دوستانش بود، برانگيخت.ناهيد علاوه بر همکاری انقلابیون بيشتر وقتش را به خواندن كتابهاي مذهبي و قرآن و انجام فعاليتهاي اجتماعي مي گذراند.

اوايل زمستان سال ۱۳۶۰ به شدت بيمار شد و به درمانگاهي در ميدان مركزي شهر سنندج مراجعه كرد. اما از ساعت مراجعه اش خيلي گذشته بود و خانواده نگران شده بودند. خواهرش به دنبالش ميرود و بعد از ساعتها پرس و جو پيدايش نميكند. خبري از ناهيد نبود! انگار كه اصلاً به درمانگاه نرفته بود! آن وقت ها پدر ناهيد در جبهه خرمشهر بود و مادر نگران و دست تنها، به تنهايي همه جا دنبال او ميگشت. تا اينكه بالاخره از چند نفر كه ناهيد را ميشناختند و او را آن روز ديده بودند شنيد كه: چهار نفر، ناهيد را دوره كرده، به زور سوار ميني بوس كردند و بردند!

بعد از ربوده شدن ناهيد، خانواده او مرتب مورد تهديد قرار ميگرفتند. افراد ناشناس به خانه آنها نامه ميفرستادند كه: اگر باز هم با سپاه و پيشمرگان انقلاب همكاري كنيد، بقيه بچه هايتان را هم مي­كشيم

چند وقتي از ربوده شدن ناهيد گذشته بود كه خبر گرداندن دختري در روستاهاي كردستان با دستاني بسته و سري تراشيده به جرم اينكه «اين جاسوس خميني است!» همه جا پخش شد. يك روستايي گفته بود: آنها سر دختري را تراشيده بودند و او را در روستا ميگرداندند . گفته بودند آزادت نميكنيم مگر اينكه به خميني توهين كني!.

او ناهيد بود كه با شهامت و ايستادگي قابل تحسين از مقتداي انقلابي خود حمايت كرده و زير بار حرف زور آنها نرفته بود. مردم روستا در آن شرايط سخت كه جرأت حرف زدن نداشتند، به وضعيت شكنجه وحشيانه اين دختر اعتراض كرده بودند. اما هيچ گوش شنوا و مرد عملي پيدا نشده بودكه ناهيد، دختر جوان و انقلابي را از چنگال ستم آنها رهايي بخشد.

از روز ربوده شدن او يازده ماه ميگذشت كه پيكر بي جان و مجروح و كبود او را با سري شكسته و تراشيده در سنگلاخ هاي اطراف روستاي هشميز پيدا كردند. روایت دیگر حاکیست که اشرار برای وادار کردن ناهید به توهین نسبت به حضرت امام(ره) اورا زنده بگور کرده بودند.

وقتي جنازه را به شهر سنندج انتقال دادند مادرش بسيار بي تابي ميكرد و چندين بار از هوش رفت. پيكر آغشته به خون ناهيد اگر چه ديگر صدايي براي فرياد زدن و جاني براي فدا كردن در راه انقلاب نداشت اما كتابي مصور از ددمنشي ضد انقلاب بود. زنان سنندجی با ديدن آثار شكنجه بر بدن ناهيد و سر شكسته و تراشيده اش، به ماهيت اصلي ضد انقلاب، بيش از بيش پيبرده و با ايمان و بصيرتي بيشتر به مبارزه با آنان پرداختند.

این حقیقت زندگی دختر کرد مسلمان و رویارویی او با گروهک کومله است.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

بیست + دو =