صفحه اصلی » بین الملل » عناوین برتر بین الملل » سیاست تعامل گرای خاتمی هم پرونده هسته ای را ختم نکرد!

نگاهی به برنامه هسته ای کشورها(15)؛

سیاست تعامل گرای خاتمی هم پرونده هسته ای را ختم نکرد!

علی رغم به کارگیری انواع سیاستهای سازش انگارانه از سوی ایران ، همچنان فشارهای دولتهای غربی بر برنامه هسته ای ایران تا پایان دوره دولت اصلاحات ادامه داشت و غرب تصمیم گرفت که ادامه مذاکرات را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران موکول کند.

تاریخ انتشار: ۱۰:۲۷ - جمعه ۱۳۹۳/۰۶/۱۴

صاحب نیوز- مریم عمادی/ با روی کار آمدن دولت آقای خاتمی در سال1376، روند تنش زدایی در سیاست خارجی کشور در اولویت قرار گرفت. دولت اصلاحات با تکیه بر توسعه سیاسی در داخل و به کارگیری مفاهیمی چون تشنج زدایی و گفتگوی تمدن ها در خارج ، چهره سیاسی جدیدی از ایران را نزد افکار عمومی جهان ارائه کرد و تلاش نمود تا در این مسیرگام بردارد . یک مسأله مهم در سیاست خارجی کشور مسأله پرونده هسته ای کشور بود که تحت تأثیر نگرش تنش زدایی حاکم بر این دولت به سمت تعامل و اعتماد سازی پیش رفت. با توجه به گزارشی که در ادامه بحث از برنامه هسته ای ایران بین سالهای  1376تا 1384ارائه می گردد متوجه خواهیم شد که هر چند توجه به اصل تعامل و اعتماد سازی در این برهه لازم بود اما درعمل به دلیل زیاده خواهی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی و انفعال بیش از حد از سوی مسئولين اجرايي کشور ما به نتیجه مناسبی نیانجامید و موجب زياده خواهي بیشتر این کشورها شد.

خاتمی2

مشکل در این مقطع از زمانی شروع شد که درمرداد سال 1381 (اوت سال ۲۰۰۲میلادی) ، شورای ملی مقاومت شاخه سیاسی منافقین یک کنفرانسی در یک هتلی در نیویورک برگزار کردند و یک سری عکس و تصویر و اسلاید نشان دادند و ادعا کردند که ایران در سه مرکز مخفی در اصفهان و اراک و نطنز مشغول ساخت پنهانی سلاح هسته ای است وهمچنین ادعا کردند در آن تاریخ اطلاعات مربوط به برنامه هسته ای ایران افشا شد. در واقع چیزی به نام افشای اطلاعات معنی نداشت، چرا که آغاز به کار تأسیسات هسته‌ای نطنز از فوریه سال ۲۰۰۳ به اطلاع آژانس رسیده بود و ۶ ماه بعد از اوت ۲۰۰۳، تزریق گاز تحت نظر آژانس انجام شد؛ تعهد ایران طبق پادمان فقط این بود که تأسیسات خود را ۶ ماه قبل از ورود مواد رادیواکتیو به آن، به آژانس اظهار کند و بیش از این تعهدی ندارد. پس از اعلام رسمی دست یابی جمهوری اسلامی ایران به فن آوری هسته ای، موج تبلیغات روانی بر ضد ایران از سوی امریکا و دیگر متحدان اروپایی اش فزونی یافت. این تبلیغات به باز شدن پرونده ایران در شورای حکّام آژانس بین المللی انرژی اتمی انجامید. نکته قابل توجه این است که آمریکایی ها در آن مقطع در مسیر پرونده هسته ای ایران مشکلات زیادی ایجاد کردند و این بدین دلیل بود که آنها در پی مقدمات حمله به عراق بودند. حمله آمریکا به عراق و برنامه هسته ای ایران به عنوان یک موضوع امنیتی ویژه در جامعه بین المللی روی میز گذاشته شد.

آمریکا می دانست که اگر ایران دارای آرامش باشد می تواند در پروژه آنها در عراق اخلال ایجاد بکند و بنابراین باید ایران به یک پرونده موازی مشغول می شد و بخشی از نیروها و انرژی او صرف مدیریت یک پرونده غیر مرتبط با پرونده عراق می شد تا با این کار، با خیال آسوده بتواند در عراق پروژه هایش را انجام بدهد. درخرداد ماه1382 پس از قرائت گزارش تدوین شده محمد البرادعی، دبیر کل آژانس بین المللی انرژی اتمی که اصل بازتاب واقعیت در آن لحاظ نشده بود و با تأثیرپذیری از جوّ تبلیغاتی امریکا و متحدان اروپایی آن بود ، قطع نامه ای شدیداللحن بر ضد ایران، مبنی بر توقف همه فعالیت های هسته ای و امضای بی قید و شرط و فوری پروتکل الحاقی صادر شد.

خاتمی5

شورای حکام در 19 ژوئن 2003 (خرداد 82) در بیانیه ای، از تهران خواست پذیرش بدون قید و شرط پروتکل الحاقی 2+93 را در دستور کار قرار دهد. این بیانیه همچنین از ایران خواست ورود مواد هسته ای به سانتریفیوژها را به حالت تعلیق درآورد و با بازرسان آژانس برای نمونه برداری های محیطی همکاری کند. بیانیه یاد شده، نخستین درخواست رسمی جامعه جهانی برای تعلیق بخشی از فعالیت های هسته ای ایران به شمار می آید. درشهریور 1382نیز، هم زمان با جنجال آفرینی فراوان غربی ها بر ضد پرونده ایران، در آستانه نشست شورای حکام، گزارش محرمانه ای که قرار بود محمد البرادعی در مورد فعالیت های ایران به شورای حکام ارائه دهد، از پیش در اختیار رسانه های امریکایی ـ صهیونیستی قرار گرفت. با این همه، امریکا موفق نشد حمایتی برای قطع نامه شدیداللحن خود به دست آورد. با مقاومت کشورهای جنبش غیر متعهدها، قطع نامه ملایم تری از سوی امریکا، انگلستان، ژاپن و استرالیا ارائه و تا نهم آبان به ایران فرصت داده شد تا همه موارد خواسته شده از سوی آژانس را برآورده سازد. همچنین از ایران خواسته شد پروتکل الحاقی را بدون قید و شرط امضا و اجرا کند و فعالیت های فرآوری اورانیوم متوقف و اجازه دست رسی نامحدود به اماکن و تأسیسات جمهوری اسلامی ایران به مأموران آژانس داده شود.

اما قطع نامه شهریور1382 (سپتامبر 2003) که آغاز رسمی بحران اتمی ایران شمرده می شود، تهران را ملزم می کرد تمام بخش های چرخه سوخت خود را تعلیق کند. این در حالی است که در مذاکرات سیاسی، هم بلوک اروپا، هم بلوک امریکا و هم روسیه، خواسته ای فراتر از تعلیق را مطرح و بر توقف تمام فعالیت های چرخه سوخت ایران را تأکید می کردند. درمهرماه 1382 وزیران خارجه سه کشور اروپایی انگلستان، آلمان و فرانسه به تهران آمدند و مذاکرات آنها با طرف ایرانی به بیانیه سعدآباد انجامید. بر اساس مفاد این بیانیه، جمهوری اسلامی ایران پذیرفت تا 29 آبان، پروتکل 2+93 را امضا کند. همچنین برای اثبات حسن نیت خود به طرف های اروپایی، فعالیت های غنی سازی را از زمانی که صلاح بداند و برای مدتی که خود تعیین می کند، به حالت تعلیق درآورد. هدف نظام از این توافق، شکستن فشارهای تبلیغاتی امریکا و غرب و کاهش میزان حساسیت جهانی به فعالیت هایش بود.

همچنین بدین وسیله، با تشکیل اجماع جهانی بر ضد فعالیت هایش مقابله کرد. گروه مذاکره کننده توانست دامنه تعلیق را از کل به تزریق گاز به سانتریفیوژها تقلیل دهد. بر اساس توافق نامه سعدآباد، طرف اروپایی اولاً حاضر به پذیرش این اصل شد که حداکثر بر مبنای تعلیق کوتاه مدت و نه توقف دایمی فعالیت های صلح آمیز ایران، مذاکره با تهران را پی گیرد. ثانیا تعلیق را به عنوان اقدامی داوطلبانه و نه الزام حقوقی قطع نامه بپذیرد و ابعاد آن را بر مبنای تعریف آژانس تفسیر کند. بهمن ماه 1382 کشمکش های تهران، بروکسل، واشینگتن و مسکو، در نهایت به امضای دومین توافق نامه ایران و تروئیکای اروپا در 23 فوریه 2004 انجامید که توافق نامه بروکسل نام گرفت.

بر اساس این توافق نامه، ایران پذیرفت که ساخت قطعات و مونتاژ سانتریفیوژها را به حالت تعلیق درآورد. در مقابل، تروئیکای اروپا متعهد شد برای بازگشت روابط ایران و آژانس به شرایط عادی و بسته شدن پرونده، در اجلاس ژوئن تمام تلاش خود را به کار گیرد. فراموش نکنیم که ابعاد این تعلیق گسترده، در عمل بازهم کمتر از آن چیزی بود که در شهریور 82 از سوی شورای حکام درخواست شده بود. دراسفند 1382 انتشار مواردی مربوط به سانتریفیوژهای P-2، پلونیوم، پلوتونیوم، آلودگی ها و برخی ابعاد دیگر فعالیت های ایران، نظیر طیف سنج های جرمی، باعث شد تا موج جدید و غیر قابل انتظاری ایجاد شود. در بحران جدید و در شرایطی که اجلاس مارس 2004 (18 اسفند 82) شورای حکّام در پیش بود، بلوک امریکا بار دیگر مسئله ارجاع پرونده به شورای امنیت را تقویت کرد و اتحادیه اروپا و کشورهای بلوک شرق را به انفعال نسبی کشاند.

خاتمی3

در این وضعیت، آژانس از تهران خواست ابعاد تعلیق را گسترش دهد. مدیر کل البته تأکید داشت در صورت گسترش تعلیق و همکاری کامل و شفاف ایران با بازرسان، زمینه های فنی و حقوقی لازم برای عادی شدن پرونده در ژوئن 2004 فراهم خواهد شد. درفروردین 1383 در نهایت با همت و تلاش شبانه روزی جوانان و دانشمندان ایرانی، ماده یو اف4برای نخستین بار در کشور و بدون تکیه بر توان خارجی، به تولید رسید. متخصصان و دانشمندان پرتلاش کشور پس از موفقیت بزرگ در تولید تترافلوراید اورانیوم، با مقام معظم رهبری دیدار کردند و مورد لطف و تفقد ایشان قرار گرفتند و با روحیه مضاعف، مصمم شدند به سرعت به سمت تولید ماده هگزا فلوراید اورانیوم (یو اف6) که ماده نهایی پروژه یو اس اف است، حرکت کنند. درخرداد 1383 ایران توانست برای نخستین بار در کشور، ماده یو اف6 را تولید کند. این کار فوق العاده پیچیده ای بود و به دست یابی به سطوح بالای دانش مهندسی هسته ای نیاز داشت.

دست یابی به این فن آوری غرورانگیز، خشم شدید غربی ها را به همراه داشت و حجم سنگینی از تبلیغات بر ضد فعالیت های ایران برپا شد. جالب آنکه در قرارداد فسخ شده با چینی ها، قرار بر این بود که آنها ظرف مدت یازده سال از سال 1372 تا سال 1383 این پروژه را اجرا کنند؛ ولی متخصصان و دانشمندان عزیز کشورمان در جهادی علمی، ظرف مدت چهار سال، از سال 1379 تا سال 1383 این پروژه را اجرا و راه اندازی کردند. درشهریور ماه 1383 تهران نه تنها یو اس اف را راه اندازی و قطعه سازی و مونتاژ را آغاز کرد، که در اقدامی، فرآیند تبدیل 37 تن کیک زرد را به گازهگزافلوراید اورانیوم نیز شروع نمود. این تصمیم، یکی دیگر ازچالشهای بزرگ دیپلماسی تعامل گرای ایران با تعلیق و مطالبات شورای حکّام بود.

بار دیگر شمارش معکوس رسانه های غربی برای گزارش پرونده به نیویورک در اجلاس سپتامبر 2004 آغاز شد. تشدید دوباره بحران، در نهایت به صدور قطع نامه ای در تاریخ 28 شهریور 1383 انجامید که از سوی مدیر کل به عنوان یک ضرب العجل معرفی شد. شورای حکام ضمن ابراز نگرانی عمیق درباره تصمیمات جدید ایران، از تهران خواست فورا و به شکل قابل اثبات تمام فعالیت های مرتبط با غنی سازی را در بخش های گوناگون تعلیق کند. درآبان 1383 سومین دور مذاکره مقامات ایران با مقامات سه کشور اروپایی در پاریس پی گیری شد. برخی دیپلمات های غربی از پذیرش تعلیق مجدد و کوتاه مدت چند ماهه از سوی ایران خبر می دادند.

این در حالی بود که اروپایی ها خواستار تعلیق نامحدود (دست کم ده سال) از سوی ایران بودند. همین امر سبب شده بود تا گروه مذاکره کننده، از سوی مقامات عالی کشور، صاحب نظران و افکار عمومی تحت فشار باشند. گروه مذاکره کننده، تعلیق کوتاه مدت تأسیسات هسته ای و مجتمع یو اس اف اصفهان را پذیرفت که مورد انتقاد برخی صاحب نظران کشور قرار گرفت. در نامه ای که صبح روز اعلام موافقت ایران با توافق نامه پاریس (24 آبان 1383) به آژانس بین المللی انرژی اتمی نوشته شد، تصریح گردید که ایران، مجتمع اصفهان را به صورت داوطلبانه و کوتاه مدت و صرفا برای عملیات تبدیل و نه همه فعالیت های آن تعلیق خواهد کرد. درتیر ماه 1384 در فاصله توافق نامه پاریس و مذاکرات فشرده ایران با آژانس و سه کشور اروپایی، برای سیاستمداران ایرانی مشخص شد که تروئیکای اروپایی به چیزی کمتر از تعلیق همیشگی فعالیت های هسته ای ایران راضی نمی شود. آنها با پی گیری سیاست چماق و هویج، درصدد تحمیل دیدگاه های خود به ایران و انجام ندادن تعهدات خود درخصوص بستن پرونده ایران بودند. این در حالی بود که آقای خاتمی آخرین روزهای دوران ریاست جمهوری خود را سپری می کرد.

خاتمی1

درتحلیل برنامه هسته ای باید توجه داشت که ازهمان آغاز به محافل کشیده شدن پرونده هسته ای ایران ، درمیان شخصیتها وجناحهای سیاسی داخلی رویکردهای گوناگونی وجود داشت که به سه رویکرد برجسته آن اشاره می شود:الف ) گروهی معتقدند که ایران بدون هیچ مذاکره ای تسلیم آژانس شده و دست ازبرنامه هسته ای دست بکشد. ب ) گروه دوم معتقدند ایران باید با یک تعامل خردمندانه سیاسی با این موضوع برخوردکرد. ج) گروه سوم معتقد بود که ایران بدون توجه به هیچ قطعنامه ای باید غنی سازی اورانیوم را ادامه دهد. دولت آقای خاتمی در تلاش بود تا با سیاست تعامل وگفت وگو پرونده هسته ای ایران را اداره کند. استراتژیهای هفتگانه دولت آقای خاتمی برای رفع بحران هسته ای به این شرح است:

1– رفع تهدیدارجاع پرونده هسته ای به شورای امنیت؛

2 – حفظ توان دستاوردهای هسته ای ؛

3 – زمینه ای فراهم شود تا هم فعالیتهای هسته ای ، بخصوص غنی سازی اورانیوم ادامه پیداکند وهم مجموعه فعالیتهای هسته ای ایران با توجه به تحریمهای هسته ای تقویت شود. برای تحقق سه استراتژی فوق می بایست این تاکتیکها را اجرا کرد.

الف) تاکتیکی دنبال شود که ازاجماع بین المللی درمورد پرونده هسته ای ایران جلوگیری کند . درغیراین صورت ایران در وضعیت سختی قرار می گیرد .

ب) طرحی برنامه ریزی شود که نگرانیهای بین المللی وسوء ظن گسترده راجع به فعالیتهای هسته ای ایران با وجود تبلیغات گسترده غرب ، آرام آرام برطرف شود .

ج) 66 تا 70 درصد ازمردم دنیا فعالیتهای هسته ای ایران راخطری جدی درصلح بین المللی می دانستند. دراین صورت افکارعمومی دنیا می بایست اصلاح شود .

4 – عادی سازی روابط با آژانس که سه مرحله راطی می کرد :

الف – حل وفصل ابهامات وسئوالات آژانس

ب) طی مراحل عادی سازی کامل روابط ایران وآژانس.

ج) تلاش ایران برای خروج ازدستورکارشورای حکام.

 

5 – جلب همکاری بین المللی برای رفع نیازهای فن آوری هسته ای ایران ؛

6 – می بایست یک اتفاق ملی درداخل برای حل بحران بوجودآورده شود.

7 –  مدیریت واحد برای اداره بحران ، مدیریتی که قادرباشد کلیه فعالیتها را در داخل کشور هماهنگ کند .

 

درنهایت باید توجه داشت که علی رغم به کارگیری انواع سیاستهای سازش انگارانه از سوی ایران ، همچنان فشارهای دولتهای غربی بر برنامه هسته ای ایران تا پایان دوره فوق ادامه داشت و غرب تصمیم گرفت که ادامه مذاکرات را به بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران موکول کند. جمهوری اسلامی ایران نیز به این نتیجه رسیده بود که غرب خواهان نابودی کل برنامه هسته ای ایران است و اهل سازش نیست. در حالی که دشمنان حضور کم رنگ مردم در انتخابات و انتخاب رئیس جمهوری با پشتوانه آرای ضعیفی را انتظار می کشیدند، این انتخابات با حضور گسترده مردم برگزار شد و دولت اصلاحات جای خود را به دولت اصول گرا داد تا با ساز و کار و بینش خود برنامه هسته ای را به پیش برد.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد