صفحه اصلی » سیاسی » انتخابات » درس های انتخابات برای اصولگرایان

امیر محزونیه

درس های انتخابات برای اصولگرایان

… اصولگرایان باید خوشحال هم باشند ! چون به قدرت نرسیدن و انتخاب نشدن گاهی یک نعمت است.

تاریخ انتشار: ۱۶:۲۸ - دوشنبه ۱۳۹۲/۰۳/۲۷

انتخابات 92 برای اصولگرایان درس ها و نفع های  زیادی داشت که یکی از آن ها کناره گیری از «قدرت» بود. آن ها قبول داشته باشند یا نداشته باشند هرکسی یا گروهی که مدت زیادی در قدرت بماند کرخت می شود و بی حس. این خاصیت قدرت است  که مانند اعتیاد به مواد مخدر عمل می کند اگر زیاد استفاده شود! اصولگرایان هم در طول این سال ها خصوصا در مسائل سیاسی و فرهنگی به این بی حسی رسیده بودند و خیلی مسائل آن را دیگر درست درک نمی کردند. «شک» در قاموس آن ها دیگر جایی نداشت و تمام رفتارها و کنش های آنان لبریز از «یقین» بود و به روش های خود اطمینان داشتند. خوبی در قدرت نبودن این است  که روزگاری گوشه ای عزلت گزینی  و به آنچه که سپری کرده ای  نگاهی بیندازی و ثواب و خطای آن را در نظر آوری. سیاست هم به « محاسبه» احتیاج دارد، منتهی این محاسبه تا روزگاری که از قدرت فاصله نگیریم اتفاق نمی افتد. حکومت داری وقتی برای کسی نمی گذارد تا به اعمال خود نگاه کند و خطای آن را اصلاح کند. اصولگرایان باید خوشحال هم باشند! چون به قدرت نرسیدن و انتخاب نشدن گاهی یک نعمت است. مانع سقوط است و ضد توهمی است که «قدرت» به انسان می دهد. تنها مواجهه بی رحمانه با واقعیاتی چون شکست در یک انتخابات است که انسان را از وهمیات و انتزاعات  ذهنی خود خارج کرده و از برج عاج بیرون می آورد. سیاستمداران هم باید چله نشینی کنند و روزگاری به گفته و کردار خود کمی فکر کنند تا وضعیت جامعه خود را واقع بینانه تر درک کنند. گروه و کسانی که زیاد در قدرت و یک جا می مانند دیگر به فکر ترمیم و نوسازی و ارتقاء روش های خود نیستند. خرداد 92 از همین نظر برای اصولگرایان فرصت بزرگی بود. درس خرداد 92 این بود که اصولگرایان بفهمند علوم انسانی پیچیده تر از آن چیزی است که فکر می کنند و هنوز نمی توانند قدرت واقعی پایگاه اجتماعی خود را درک کنند. اصولگرایان باید بفهمند با شعار و نیت خوب  نمی توان جامعه را اداره کرد و هر چقدر به اصول خود اطمینان داشته باشند و از «اسلامیت» راه خود مطمئن باشند کسی تضمین نداده است که «جمهوریت» نیز همیشه به میل آن ها رفتار کند و آنچه که آن ها می گویند را باور کند. برای جلب نظر مردم باید هزینه داد و خود را ثابت کرد. این مردم نیستند که باید خود را به آن ها ثابت کنند این اصولگرایان هستند که باید خود را ثابت کنند و کسی آن ها را لزوما و برای همیشه مصداق نظام قرار نمی دهد. رأی ندادن به آن ها رأی ندادن به اسلام و انقلاب نیست که گاهی این قدر از پیروزی خود اطمینان دارند. انتخاب روحانی برای اصولگرایان حسن دیگری هم دارد و آن این که باعث شود در سیاست روی پای خود بایستند و رشد کنند و مطالعه کنند و کتاب بنویسند و کمی از وقت گرانبهای خود را صرف شناسایی جهان دور وبر خود کنند و تمام وقت خود را برای مدیریت و حکومتداری نگذارند! باید بفهمند اصولگرایی رانتی به جایی نمی رسد. و فاصله آن ها را تنها از مردم زمان خود زیاد خواهد کرد.  شکست در انتخابات برای آن ها این درس را دارد که از این به بعد سیاستی را در پیش گیرند که درآن  دیگر از منظر یک گفتمان و جناح مستقل با مردم صحبت کنند و از منظر گروهی که به پشتوانه مردم می تواند به قدرت برسد نه از منظر حزبی و دسته ای دولتی. دوره سیاستمداری دولتی گذ شت. باید به فکر نهادها و احزابی بود که خصوصی فکر می کنند و کاملا مستقل اداره می شوند. درس بزرگ دیگر برای اصولگرایان این بود که دوران ایدوئولوژی به پایان رسیده است. تاریخ نشان داده ایدولوژیک برخورد کردن با یک جامعه و بی توجهی به واقعیت های در جریان آن مانع از مطالبات مردم نمی شود. خرداد 92 نشان داد که چشم ها را باید شست و جور دیگر باید دید! عینک ایدولوژی را از چشم باید برداشت. دوران ایدوئولوژی به سر آمد. اصولگرایان از همین فرصت به دست آمده باید استفاده کنند و به جای این همه وقت گذاشتن برای مردم کمی هم برای خودشان وقت بگذارند!  کسی که هنوز خود را نمی شناسد و به توانایی های خود آگاه نیست چگونه از آن می توان توقع داشت که جامعه اش را بشناسد و برای آن  برنامه ریزی داشته باشد. برای اصولگرایان این دوری از حکومت فرصت خوبی است که کمی تاریخ بخوانند وبالاخره به این نتیجه برسند که باید به عقلای خود میدان بیشتری دهند!

باشگاه نویسندگان: امیر محزونیه

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد