عملیات کرکوک
۱۲:۱۴ - پنجشنبه ۱۳۹۳/۰۷/۳

انا فتحنا لک فتحا مبینا

عملیات کرکوک ، بزرگترین عملیان چریکی

اصلا خبر نداشتیم که عراق آن روز برای سر هر ایرانی جایزه تعیین کرده بود چون خبردار شده بودند! برای سر هر ایرانی دویست هزار دینار ان روز که هر دیناری برابر ۶۸ تومان ما بود قرار داده بود! بعضی شبها خبر می‌رسید که اینها احتمالا می‌خواهند ترتیب همه را بدهند لذا بچه‌ها مسلح می‌شدند و می‌خوابیدند.

 صاحب نیوز: از بنده خواسته شد امشب مقداری راجع به عملیات فتح یک (عملیات کرکوک) صحبت کنم این عملیات از عملیاتهایی بود که در داخل آن طور که باید روی آن تبلیغ نشد و خیلی از برادران از کم و کیف عملیات اطلاع پیدا نکردند که توضیحاتی را عرض می‌کنم. بعد از تصرف فاو توسط رزمندگان اسلام و شکست بعدی رژیم بعثی‌، دشمن با خط و مشی جدید شروع کرد به بمباران تاسیسات نفتی وزدن مراکز اقتصادی ایران که البته این خط مشی هم از خودش نبود زیرا از یک طرف قیمت نفت را به پایین ترین سطح آن رساندند و از طرف دیگر مراکز نفتی و اقتصادی ایران را با هواپیما و سلاح‌هایی که غربی‌ها در اختیار صدام قرار دادند بمباران کردند، یعنی همزمان با کم شدن قیمت نفت شروع کردند صنایع ما را زدن. خوب ضربات اقتصادی برای زیر فشار قرار دادن ایران بود و ما بایستی برای مقابله اقدام نماییم. چندین راه داشتیم یکی استفاده از هواپیما و موشک بود که خوب ما محدودیت‌هایی در این زمینه داشتیم. یکی هم استفاده از همان سلاحی بود که از اول جنگ تا کنون از آن استفاده کرده‌ایم و آن سلاح ایمان و جهاد بود که بایک عملیات چریکی گسترده به تاسیسات نفتی و اقتصادی عراق ضربه بزنیم. لذا بعد از عملیات های کربلای 2و3 که باز خود عملیات کربلای 3 که در اثر تلاش و ایثار و از خود گذشتگی بچه‌های لشکر 14 امام حسین علیه السلام در دریا و گرفتن اسکله الامیه بود و پیروزی که دراین رابطه بدست آمد لازم بود به منابع اقتصادی عراق ضربه ای محکم زده شود که عملیات فتح یک برنامه ریزی شد. با انجام این عملیات عراق مجبورمی شد حداقل یکی دو لشکر خود را به کردستان بکشد که این به نفع ما در جنگ بود و هم اینکه با حضور ما در این عملیات می‌توانستیم ضربه اقتصادی گسترده‌ای در کرکوک به دشم وارد نماییم.

عملیات کرکوک

عملیات کرکوک یک عملیاتی بود که برای اولین بار می‌خواست داخل خاک عراق انجام شود و برای اولین بار بود که با اتحادیه میهنی کردستان ‌واستیم یک عملیات بر ضد صدام را به انجام برسانیم نیروهایی که می‌خواستند داخل عراق بروند دو تا مشکل داشتند یکی اینکه به اتحادیه میهنی کردستان عراق اعتماد نداشتند چون واقعا به جلال طالبانی نمی‌شد اعتماد کرد چون اصلا معروف بودند به کسانی که هر لحظه‌ای به یک سمت می‌روند و البته انها دنبال منافع خودشان هستند. آنها چند بار با صدام کنارآمده و برعلیه ما جنگ کرده بودند ولی حالا نماینده فرستاده بودند و آمادگی برای همراهی با ایران برعلیه رژیم بعثی را اعلام کرده بودند. حالا ما می‌خواستیم برویم با کسی که برعلیه ما جنگ کرده بود بایستیم و عملیات کنیم خیلی شرایط روحی عجیبی می‌خواست این اولین ویژگی ان عملیات بود‌. لذا برادرانی که داشتند می‌رفتند داخل عراق بایستی اعتماد می‌کردند به همین‌ها و در عمق خاک عراق وارد می‌شدند. و عملیات به ان عظیمی را در کرکوک انجام می‌دادند. این یکی از ویژگیها بود که در داخل عراق 45 روز مانده بودیم و بعدش هم اصلا خبر نداشتیم که عراق آن روز برای سر هر ایرانی جایزه تعیین کرده بود چون خبردار شده بودند! برای سر هر ایرانی دویست هزار دینار ان روز که هر دیناری برابر 68 تومان ما بود قرار داده بود! بعضی شبها خبر می‌رسید که اینها احتمالا می‌خواهند ترتیب همه را بدهند لذا بچه‌ها مسلح می‌شدند و می‌خوابیدند.

عملیات کرکوک

یکی دیگر از ویژگیها این بود که در آن زمان تعدادی قابل توجه از پاسداران باید می‌رفتند داخل  عراق و مرز هم داشت بسته می‌شد‌. در رفتن به داخل از مسیر‌هایی باید می‌رفتیم که در کمین نیفتیم و ما توی اون عملیات یک مقطع‌اش 24 ساعت پیاده راه رفتیم‌. یعنی از ساعت 2 امروز تا فردا ساعت 2 یکسره پیاده رفتیم و از سلیمانیه عبور کردیم رسیدیم به کرکوک‌. تو این عملیات از سلاح سنگین هم می‌خواستیم استفاده کنیم‌. برادران سلاح‌ها را از مرز از زیر پای پاسگاههای عراق وارد عراق کردند و در منطقه‌ای در سلیمانیه نگهداری کردند. بیش از 3 هزار بار قاطر ظرف  ده شب وارد عراق شد که خوب حساب کنید سلاح‌ها بود، مهما ت بود، مقداری هم کمکهای تغذیه‌ای که البته بیشتر سلاح و مهمات بود بیش از 3هزار گلوله، بیش از 10 قبضه از یک نوع سلاح حالا اسم سلاح‌ها را به خاطر بردش نمی‌آورم و13  قبضه هم از یک نوع دیگر سلاح و سلاح‌های مختلف‌، تیر بار و دوشیکا به خاطر ضد هوایی و پدافند هوایی، تصور کنید بیش از سه هزار گلوله خمپاره را می‌خواهی ببری در عمق 150 کیلومتری داخل عراق با این راه محدود و پرکمین و در کوه. من یادم هست که سه هزار بار قاطر یعنی 10 شب و هر شب 300 قاطر از یک مسیر که باز کرده بودیم فقط تدارکات این عملیات را حمل می‌کردند. بهر حال سلاح‌ها و مهمات بایستی از جاده بوکان سلیمانیه عبور می‌کرد و نفرات هم همین طور‌، در این جاده فاصله‌ی پاسگاههای دشمن بین 800تا 1000 متر بود و بچه‌ها بایستی سلاح و مهمات را از بین این پاسگاهها عبور می‌دادند‌. البته در بعضی جاهها هم فاصله تا 2 کیلومتر می‌رسید. بخاطر همین نیروهایی در نظر گرفته شد برای پایگاه‌ها که اگر یک موقع خواستند تیر اندازی کنند بریزند و آنرا خلع سلاح کنند. و سلاح‌ها و مهمات را عبور دهند.

عملیات کرکوک

بعد هم این سلاح و مهمات را از سلیمانیه تا نزدیکی‌های کرکوک که دشمن روی ارتفاعات اطراف شهر پایگاه داشت ما با 20تا 30ترا‌کتور و ماشین‌های 10تن و شورولت و تویوتا بردیم یعنی همه امکانات را با ماشین بردیم. حتی با استفاده از یک تاکتیک حدود 700 گلوله‌مان را از وسط شهر سلیمانیه عبور دادیم‌. داخل منطقه البته نفراتمان پیاده رفتند بخاطر اینکه مسیر‌ها نا امن بود. وقتی بعضی از اینها را برای مسولین می‌گفتیم باور نمی‌کردند! کردستان عراق موقعیت‌اش مناسب بود برای این کارها ولی مسولین باورشان نمی‌شد حتی در این عملیات باور نمی‌کردند. که ما می‌توانیم تا کرکوک برویم. در صورتی که کرکوک چیزی نیست ما تا موصل هم می‌توانیم برویم تا بغداد هم ‌وانیم برویم یعنی عراق شرایطی دارد در داخل خاکش بالاخص در شرایط موجود که ما به پیش مرگها می‌گفتیم ما را ببرید‌. کربلا‌، اینها می‌گفتند که حیف که یک مقدار جوانید. چون عراق جوان اندازه شما نیست که بگردد. همه توی جبهه هستند. می‌گفتند اگر یک مقداری مسن‌تر بودید ما شما را تا کربلا می‌بردیم خوب یک بد شانسی که داشتیم این بود که جوان بودیم! همه چیز برای عملیات اماده شده بود که شب قبل‌اش یک خبر رسید که دشمن روی ارتفاعات را تقویت کرده و متوجه شده این خبری بود که طالبانی‌ها می‌دادند. ما می‌خواستیم برویم و عملیات را اجرا کنیم و برنامه عملیات را به طور جدی تنظیم کرده بودیم که ادوات را مستقر کنیم روی ارتفاعات و تمام تپه‌ها را بگیریم و از اونجا به تاسیسات نفتی و اقتصادی در کرکوک و دفهایی که شناسایی شده بود حمله کنیم ولی اینها آمدند و گفتند دشمن یک تیپ تقویت کرده و اصلا و اصلا نمی‌شود عملیات بکنید. لذا مجددا فرستادیم برای شناسایی و مردد بودیم که ان روز قرار شد استخاره بکنیم که من قرآن را باز کردم و ایه‌ی نور از سوره نور آمد «الله نور السماوات و الارض …» فهمیدیم که باید سرعت عمل به خرج بدهیم و الا فرصت را از دست می‌دهیم و هم اینکه فهمیدیم اون شب یک آتشباری درست و حسابی داریم. بهر حال آخر کار گفتیم با خدا، همه کارها را کرده بودیم گفتیم می‌گذاریم با خدا.

راه افتادیم با توکل به خدا هر چی اینها می‌گفتند نمی‌شود ما اصرار داشتیم عملیات بشود. معاون جلال طالبانب می‌گفت: نمی‌شود ما می‌گفتیم قرآن می‌گوید می‌شود. ما می‌رویم و به زور قالب کردیم برویم کردها را هم یک مقدار وحشت برداشته بود. کار بزرگی بود تا حالا تو طول جنگهای چریکی دنیا یک همچنین کاری سابقه نداشته یعنی واقعا عین عملیات فتح المبین که عملیات مهمی بود برا جنگهای منظم. این هم فتح المبینی دیگر بود در جنگهای نا‌منظم یعنی بزرگترین عملیات چریکی در دنیا بود. واقعا اون شب نور بود. پایگاه هوایی کرکوک را زدیم یک هواپیما تو باند خورده بود در آن و چه نوری تو اسمان بود‌، برق کرکوک منفجر شد یادمه نور اسمان را گرفت خود پالایشگاه کرکوک بود که منفجر می‌شد و گلوله‌ها بود که درآن فرود می‌آمد‌. هی آتش توی آتش می‌امد اصلا احساس می‌کردیم این آتش بیشتر می‌شود. علاوه بر پالایشگاه کرکوک‌، تاسیسات اصلی که یک میلیون و دویست هزار بشکه نفت در روز استخراج می‌کرد برای مصارف داخلی عراق منفجر شد که ارتفاع اتش آن به بیش از صد متر می‌رسید، تاسیسات گاز بود که این هم زه شد و آتش گرفت، تاسیسات تشویق عراق بود که روی شبکه بیسیم و برای کور کردن شبکه‌های بی‌سیمی کار می‌کرد آن هم زده شد.

یک مقر منافقین در سمت شمالی کرکوک بود که شناسایی شد و با اینکه جزء اهدافمان نبود ولی یک سهمیه‌ای از گلوله‌ها برایشان قرار دادیم تا به آنها بگوییم اگر تو دل صدام و در عمق 150کیلومتری عراق هم بروید ما با کمک خداوند می‌توانیم بیاییم و شما را بزنیم! و منافقین روز بعد در رادیوشون با فحش و داد و بیداد اعلام کردند که 10 کشته داده‌اند در حالی که اخبار چند برابر این کشته‌ها را تایید می‌کرد. و من می‌گویم اینها فقط کار خدا بود، خدا کمک کرد و این ضربات بر پیکر بعثی وارد امد جالب است وقتی توی تاسیسات گلوله ریخته می‌شد پدافند عراقی‌ها فکر می‌کردند هواپیما آمده بمباران می‌کند لذا سر چهار لول را گرفته بودند تو هوا مثل چی داشتند‌ تیر اندازی می‌کردند توی هوا غافل از اینکه اینها دارند از زمین می‌خورند! در کرکوک وقتی ما تیر اندازی می‌کردیم و صدای گلوله‌ها همه جارا گرفته بود مردم کرکوک آمده بودند روی پشت بام ها و کف می‌زدند و خوشحالی می کردند ‌و طرفداران رژیم نیز فکر کرده بودند که نیروهای جمهوری اسلامی پیشروی کرده و تا کرکوک آمده اند لذا شهر را خالی کرده بودند. بعد از عملیات هم برادران به سرعت عقب نشینی کردند و عراق هم هیچ کاری نتوانست بکند و عملیات چریکی با این موفقیت بالا برای جمهوری اسلامی بدون حتی یک شهید و تنها با 3 زخمی انجام شد که خیلی ارزشمند است. در برگشت ما نزدیک سلیمانیه رسیدیم شب رفتیم منزل یکی از کردها‌، خیلی عجیب بود این پیرمرد کرد که از اهل سنت بود خوشش آمده بود از راز و نیازی که برادرها داشتند. وقتی دید ما یک مفاتیح کوچک دنبالمون بود ان روز مناجات حضرت علی علیه السلام را می‌خواندیم در مسجد کوفه «مولای یا مولای…» او آمده بود گریه می‌کرد و من هم براش به کردی ترجمه می‌کردم یک مقداری اونجا کردی بلد بودم‌. ترجمه می‌کردم گریه می‌کرد و می‌گفت:«این حرفها از کیست» بعد بهش گفتم از حضرت علی علیه السلام است. چقدر این پیرمرد علاقه به امام داشت‌. عشق عجیبی به امام داشت به من گفت: یک عکس از امام به من بده. داخل عراق می‌گفت یک عکس از امام به من بده که من یک عکس کوچک داشتم، بهش دادم. کلی لذت برده بود واقعا بدانید که انقلاب اسلامی در بین مستضعفین جای خودش را پیدا کرده است و هیچ مانعی هم نمی‌تواند این نفوذ معنوی را در مردم کنترل کند!

مشخصات عملیات کرکوک

منطقه : عراق‌، کرکوک

رمز: یا زینب سلام الله علیه

تایخ:19تا 20 /7/1365

هدف : نفوذ به عمق 150کیلومتری عراق و انهدام مراکز اقتصادی، نظامی کرکوک

در بهار سال 1365 شورای عالی دفاع، همکاری سپاه با کردهای معارض عراقی را تصویب کرد و از آن پس همکاری قرار‌گاه رمضان با انها تقویت شد‌. عملیات فتح 1 بزرگترین بستر همکاری قرارگاه رمضان و اتحادیه میهنی کردستان عراق- تا آن روز- بود. در این عملیات که سپاه آن را طراحی و اجرا کرد. دویگان تکاور سپاه به عمق 150 کیلومتری در شمال و جنوب کرکوک نفوذ کردند و در حالی که از تمهیدات اتحادیه میهنی کردستان عراق برخوردار بودند این خسارتها را به دشمن وارد کردند.

-انهدام تاسیسات پالایشگاه کرکوک

– انهدام واحد بهره برداری شماره1

– انهدام نیروگاه حرارتی برق کرکوک

– انهدام سه پایگاه موشکی زمین به هوا

-انهدام تاسیسات نفت و گاز حمبور و حبل بور و شوارو

– انهدام مرکز استراق سمع و جاسوسی الکترونیکی و پارازیت عراق در منطقه سقرلی

– اجرای اتش روی قرار‌گاه سپاه یکم و لشکر هشتم

– انهدام پادگان دارامان

-انهدام مقر سازمان امنیت عراق و مقر عناصر سازمان منافقین

سخنرانی منتشر نشده از سردار شهید حاج اکبر اقابابایی –تنظیم: محمد صدیقی- مجله طراوت ش 20-ص 4-7