سید مرتضی آوینی
۰۰:۱۹ - جمعه ۱۳۹۲/۰۵/۱۱

شب قدر انقلاب اسلامی ایران!

شب قدر شب نوشته شدن تقدیر و مقدرات است. شکل گیری انقلاب اسلامی ایران نیز شب قدر بود… شب قدری در سال ظلمت و سیاهی امپریالسم و کمونیسم!

ظهور انقلاب اسلامی سرنوشت خیلی از افراد را تغییر داد و زندگی متفاوتی را برای آنها رقم زد. سید مرتضی آوینی از جمله این افراد است.

مسعود ده نمکی درباره شهید آوینی معتقد است: «خیلی ها تحت تاثیر امام تغییر کردند، زمانی که شهید آوینی می‌ گوید من از راه رفته با شما حرف می زنم و می گوید که سبیل نیچه ای داشته و… خود شهید آوینی یکی از همین سوژه هاست، شهید آوینی مجید سوزوکی عرصه فرهنگ است.»

از جریان تحول شهید آوینی و ماجراهای سبیل نیچه‌ای و دست گرفتن کتاب «انسان تک ساحتی» او که بگذریم. شهید آوینی خود نیز زمینه تغییر و تحول خیلی افراد دیگر هم گردید.

رضا سلطان‌زاده که ساخت موسیقی برای مستند روایت فتح را بعهده داشته یکی از این افراد است.

رضا سلطان زاده قبل از انقلاب در گروه پیش‌آهنگی ساکسیفون می‌نواخت.

بعد از پیروزی انقلاب به پیانو رو آورد و مدتی هم به کار فروشندگی ساز مشغول شد.

«یک روز آقایی که چشم‌های آبی داشت، آمد مغازه دستگاه خاصی می‌خواست، من هم نشانش دادم. می‌گفت کار ما موسیقی فیلم است. خیلی به کار فیلم علاقه داشتم اما تا به حال برای کسی نزده بودم، یک موقع‌هایی برای خودم می‌زدم.

گفتم این دستگاه این طور است، آن طور است. گفت باشد می‌برم و استفاده می‌کنم. گفتم مشکل اپراتوری با آن پیدا می‌کنید، چون دستگاه پیچیده‌ای است. گفت نه، آنهایی که کاری می‌کنند، می‌توانند و دستگاه را برد…

همان شب همان آقای چشم‌آبی با من تماس گرفت. او را از صدایش شناختم. گفت یکی را می‌توانی پیدا کنی که بیاید و با این دستگاه کار کند؟ گفتم من خودم هستم، می‌آیم و آن را راه می‌اندازم. این شد که برای اولین بار رفتم حوزه هنری.

آنجا بود که به من گفتند آن آقایی که چشم‌های آبی داشت، اسمش نادر طالب‌زاده است. »
اولین تجربه کاری وی با نادر طالب زاده در فیلم خنجر و شقایق بود. سال ۱۳۷۱ با گروه روایت فتح آشنا شد.

آشنایی با آوینی

وی درباره تحولی که در اثر آشنایی با سید مرتضی آوینی در او ایجاد شده است می گوید:

«قبل از آشنا شدن با آوینی شبی ۸۰ هزار تومان می‌گرفتم. آن زمان هم که ۸۰ هزار تومان پول کمی نبود. به مهمانی‌ها و عروسی‌ها می‌رفتم و ساز می‌زدم. نه اینکه دلم بخواهد، یادم هست بچه‌ها می‌گفتند فلانی! تو چرا وقتی پشت‌ساز می‌نشینی، سرخ می‌شوی و عرق می‌ریزی؟ می‌گفتم نمی‌دانم شاید خیلی به من فشار می‌آید. به هر حال، انگار زنجیری من را به این کار بسته بود.

نمی‌دانم چه شد ولی ناگهان از این رو به آن رو شدم. آنقدر حرف‌هایش برای من جذاب بود که ناگهان از آن عالم هپروت بریدم؛ از همان لحظه‌ای که آوینی را دیدم.

این شد که شبی ۸۰ هزار تومان را ول کردم و تمام آن عزت و احترامی را که برایم می‌گذاشتند. از همان شبی که آوینی را دیدم، رها کردم و پیش خودم گفتم این همان کسی است که جای گم کرده‌ام را می‌داند و راهش را بلد است.

وقتی آمدم روایت فتح ماهی ۲۸ هزار تومان به من حقوق می‌دادند که ۲۲ هزار تومان آن بابت کرایه خانه می‌رفت. یادم هست بعضی‌ شب‌ها که می‌خواستم به خانه‌ام در تهرانپارس بروم، فقط ۲۰تومان داشتم که باید با همان صبح فردا دوباره بر می‌گشتم، اتفاقاً با همان پول ازدواج کردم یعنی با اولین حقوق.»

سلطان زاده با کارگردانانی چون رسول ملاقلی‌پور، مرادی‌پور و برزیده نیز همکاری داشته است و غیر از موسیقی روایت فتح، ساخت موسیقی خنجر و شقایق و رستاخیز در کارنامه هنری او دیده می شود.

منابع:

ماهنامه سوره مهر، تحریریه چهارم، 1382
می‌خواهم ناگفته‌های ‌جنگ را به تصویر بکشم، گفتگو با مسعود ده نمکی،روزنامه جام جم،4 مهر 1391