نعمت الله ايزدي
۱۱:۱۸ - شنبه ۱۳۹۳/۱۱/۱۸

گفتگو با يكي از مبارزان انقلابي؛

مدرسه ادب، سیاسی ترین مدرسه اصفهان بود

در کمیته برای افراد سلولهای انفرادی ایجاد کرده بودن تامبادا با هم مرتبط شوند و خطرایجاد کنند در آنجا اصولا یک سلول کوچک ۶/۱ در۲/۲ متر نباید بیش از ۲تا۳نفر حبس می‌شدند چون هم سخت بود هم برای انها خطرداشت و افراد همسطح را با هم حبس نمی‌‌کردند و مانع ارتباط انها می‌شدند

صاحب نیوز : نعمت الله ایزدی متولد 1336 در اصفهان است دیپلم ریاضی خود را از دبیرستان ادب گرفت سپس در شته مهندسی مکانیک در دانشگاه شریف قبول شد‌. بعد از پیروزی انقلای مدتی در کمیته‌، ‌استانداری و زمانی هم فرماندار اصفهان بود‌. در سال 68 به‌دنبال اخذ مدرک کارشناسی علوم سیاسی و تحصیل در رشته روابط بین الملل مقطع کارشناسی ارشد به وزارت خارجه پیوست و به مدت یکسال مدیر کل اروپای شرقی در وزارت خارجه را بعهده گرفت، بعد از ان سفیر جمهوری اسلامی ایران در مسکو و عمان شد مدتی هم مشاور وزیر خارجه بود. او که از مبارزان و زندانیان سیاسی دوران شاه است، طعم کمیته مشترک ساواک و شکنجه‌های آنها را در تهران چشیده و  100روز را در کمیته مشترک گذرانده و بدنبال محکومیت شش ساله در دادگاه نظامی رژیم گذشته و پس از گذراندن سه سال از دوران محکومیت خود بدنبال اوج گیری مبارزات مردمی در جریان انقلاب بهمراه همرزمان خود و در آستانه پیروزی انقلاب از زندان آزاد شد. با وی درباره خاطراتش از مبارزات سیاسی اصفهان و شکنجه گاه ساواک به گفتگو نشستیم.

صاحب نیوز:‌ چطور شد که وارد فعالیت‌های سیاسی شدید؟

اصلا فضای اصفهان همیشه سیاسی بوده است از دوره دبیرستان تقریبا بچه‌ها به نحوی  فعالیتهای سیاسی داشتند یک سری جلساتی هم در اصفهان برگزار می‌شد ‌یامبنرهایی که نوعا سیاسی بود و سخنرانانی مانند حضرت آیت الله طاهری و اقای پرورش در بیدار کردن مردم تاثیر داشتند ما هم کم و بیش شرکت می‌کردیم

صاحب نیوز: به غیر از این آیا از جای دیگری هم تاثیرپذیری داشتید؟

برای من بیشتر مدرسه و دوستان اثرگذار بود جلساتی که خارج از بحث کلاس و درس به ما کمک کرد تا بهتر در جریان امور باشیم

صاحب نیوز:آن زمان چه حوادثی در کشور پررنگتر بود؟

امام به عراق و ترکیه تبعید شده بود و مسائل سیاسی کمتر به صورت علنی مطرح می‌شد به‌خصوص رساله ایشان را اگر کسی داشت برایش مشکل ایجاد می‌شد و گاهی  دستگیرش می‌کردند‌ بیشتر فضای سیاسی به دوش‌سازمانها و گروههای سیاسی بود که تشکیلات مذهبی را سازمان مجاهدین خلق و غیر مذهبی را فداییان‌ خلق دنبال می‌کردند بنابراین اعلامیه‌های که گاهی پخش می‌شد از  طرف اینها بود که در خارج از کشور هم فعالیت داشتند و در داخل منتشر می‌کردند البته سازمانهای ضد بهاییت هم بودن اما انها نوعا سیاسی نبودند به خاطر اینکه رژیم شاه از بهاییت حمایت می‌کرد انجمن ضد بهاییت تشکیل شده بود که بخشی از ان علیه حکومت بود. من یکی دو جلسه در مباحث انها شرکت کردم  خیلی محافظه‌کارانه بحث‌های ایدئولوژیک داشتند که کمتر افراد سیاسی با انها بودند هرچند تعدادی ‌سیاسیون سابقه حضور در این انجمن را داشتند اما از آن فاصله گرفتند.

صاحب نیوز: این فضا متاثر از دولت هویدا بود که بهاییت را در کشور پرورش داد؟

البته من چندان شناختی در این حوزه ندارم ‌چون اصفهان شهری مذهبی بود و بهاییان به هردلیلی وارد آن شده بودند در اصفهان هم پایگاهی قوی داشتند و سعی می‌کردند نیرو جذب کنند‌ برای همین انجمن ضد بهاییت در اصفهان به راه افتاد

صاحب نیوز: با توجه به اینکه فرخ‌رو پارسا وزیر اموزش و پروش پهلوی بهایی بود آیا تحرکات خاص و مشخصی برای دین زدایی را شاهد بودید؟

البته بی حجابی در ‌مدارس حاکم بود و سعی نانوشته این بود که مدارس به سمت بی‌حجابی کامل سوق داده شوند و این‌که کمتر به مسائل مذهبی روی بیاورند ولی بااین وجود افردای که می‌خواستند با حجاب می‌امدند و فعالیت‌های مذهبی خود را انجام می دادند نماز جماعت برپا می شد و تئاترهایی به مناسبت‌های مذهبی و اعیاد داشتیم ‌هرسال هم اردوهایی بود که بچه‌ها را رامسرمی بردند ولی ازبین ‌آنها اردوی مشهد هم داشتیم که یک بار امتحان آن را با موفقیت گذرانده و برنده شدم و باانها به مشهد رفتم منتهی اگر فرضا بیست اتوبوس برای رامسر بود یکی به مشهد می‌رفت محدود بود

صاحب نیوز: پس به‌نظر شما چه چیزی باعث رونق تفکرات سیاسی در مدرسه شده بود؟

این قضیه کاری به مدرسه نداشت بلکه یک مسئله اجتماعی بود به دلیل نارسایی نظام و مشکلات عدیده مردم معترض بودند و خوب مدرسه ادب نسبت به سایرمدارس پیشتاز بود و شاید کمتر مدرسه‌ای وارد مسائل سیاسی می‌شد

صاحب نیوز: چرا مدرسه ادب سیاسی‌تر بود؟

به چند دلیل اول این‌که ‌مدرسه خیلی خوبی بود و عمدتا افراد نخبه دران درس می‌خواندند ‌یعنی ورودی مدرسه سخت بود و گزینش داشت بنابراین اغلب اهل مطالعه و تحقیق بودند و دوم معلمان مدرسه ‌که باید طبق قوانین اموزش و پرورش ان زمان معلمان حتما ساعاتی را در مدرسه دولتی درس می‌دادند بقیه وقت ازاد بودند که هرجا می‌خواهند تدریس کنند برای همین ما معلمان خوبی داشتیم و سوم نزدیکی مدرسه ما به مرکز شهر و اتفاقاتی که رخ می داد مثل بازار‌، حوزه علمیه ، مساجد و مراکز فرهنگی نزدیکی بیشتری داشتیم و همین تاثیرگذار بود

صاحب نیوز: بعد از ورود به دانشگاه شریف چگونه فعالیتهای سیاسی خود راادامه دادید؟

مسلما فضای دانشگاه به نسبت مدرسه بسیار بازتر و بهتر بود‌ من وقتی به دانشگاه رفتم و شرایط مناسب را دیدم کمتر درس می خواندم و از همان ابتدا وارد فعالیت‌های سیاسی شدم  چون هم علاقه داشتم و‌ هم ‌شرایط خوبی وجود داشت‌برای همین به فاصله دوماه بعد از ورود به دانشگاه دستگیر شدم

صاحب نیوز: چطور ؟

سوم اذر ماه تظاهراتی در دانشگاه اتفاق افتاد که در اعتراض به زندانی شدن 200 دانشجوی دانشگاه صنعتی بود این اعتراض به خیابان کشیده شد‌ و از یک اعتراض صنفی داخلی به تظاهراتی با جنبه اجتماعی و مردمی تبدیل گشت ان روز تمام اطراف دانشگاه توسط نیروهای پلیس و گارد محاصره شده بود که من و تعدادی از دانشجویان دستگیر شدیم و به شش سال حبس محکوم گردیدم.

صاحب نیوز: در کمیته مشترک چه شکنجه‌هایی شدید؟

با شکنجه‌هایی مثل شلاق و آپولو‌ و.. که در موزه عبرت هم نمایش داده شده از من پذیرایی کردند ‌که اگر کسی پرونده سنگینی داشت بیشتر اذیتش می‌کردند من پرونده‌ای نداشتم ولی به دلیل اینکه در جواب دادن با انها همکاری نمی‌کردم بیشتر از جرمم شکنجه می‌شدم

صاحب نیوز: باچه کسانی در کمیته ارتباط پیدا کردید؟

در کمیته برای افراد سلولهای انفرادی ایجاد کرده بودن تامبادا با هم مرتبط شوند و خطرایجاد کنند در آنجا اصولا یک سلول کوچک 6/1 در2/2 متر نباید بیش از 2تا3نفر حبس می‌شدند چون هم سخت بود هم برای انها خطرداشت و افراد همسطح را هم با حبس نمی‌‌کردند و مانع ارتباط انها می‌شدند

صاحب نیوز: خاطرهای هم از ان زمان دارید؟

خاطره‌ها که بسیار است اما انچه الان به یاد دارم یک شب تا صبح بازجو نگذاشت بخوابم خیلی اذیت شدم یا در سلول یکی از هم بندی‌ها شعرها و سرود‌هایی را بلد بود به ما یاد داد بعدا معلوم شد از سلول خودمان کسی لو داده و آمدند و همه ما را دوباره شکنجه سختی دادند

صاحب نیوز: در زندان قصر اوضاع چگونه بود ایا به نسبت کمیته وضعیت شرایط بهتری داشت؟

انجا با خیلی‌ها ارتباط داشتم بعد از سال 55 و شعارحقوق بشری که کارترمطرح کرده بود ‌سخت گیری‌ها به نسبت کمتر شده بود

صاحب نیوز: ایا شیطنتهای اصفهانی‌ها که در دوران جنگ و اسارت در عراق شهره بودند دراین زندانها هم وجود داشت؟

این دو کاملا از هم جدا هستند زندان عراق در کشوری بیگانه و محدودیتش بیشتربود که بچه‌ها به دلیل شرایط مجبوربودند یک سری شیطنتها داشته باشند ولی این زندان در داخل کشورمان بود همه ازبازجو و زندانی ایرانی بودند همه همدیگر را می شناختند زندانی‌ها سعی می‌کردند با برنامه دوران حبس را طی کنند تا حدودی از امکانات برخوردار بودیم. اینجا کنترل ساواک زیاد بود زیراافراد هرکدام عقبه‌ای در داخل کشور داشتند و تحت سلطه اطلاعاتی بودیم، برای همین زندانی‌ها سعی می‌کردند به انها  آتو  ندهند و سرشان گرم کارهای خودشان بود

صاحب نیوز: در بحبوحه انقلاب شما کجا بودید؟

بین اصفهان تهران تردد داشتم‌. ان زمان یکی از شعارهای اصلی مردم ازادی زندانیان سیاسی بود که در نوبت اول 1000زندانی یکجا ازاد شدند و من در نوبت دوم بود که بیرون امدم با بچه‌هایی که می‌شناختیم از 12 بهمن تا 21 بهمن در تهران فعالیت داشتیم و بعد از آن به اصفهان امدم.