صفحه اصلی » استان اصفهان » اصفهان » شهيد خرازي ؛ 22ساله بود كه فرمانده لشگر امام حسين شد

گفتگوي صاحب نيوز با حاج حسين رضايي اردستاني؛

شهيد خرازي ؛ 22ساله بود كه فرمانده لشگر امام حسين شد

شب عمليات خرمشهر حاج حسين تقريبا 3تا4شب نخوابيده بود و خيلي خسته بود به من گفت ده دقيقه استراحت مي‌كنم ولي مراقب باش اگر خبر از طرف مسئول‌ گردان‌ها آمد بمن بگو‌ و رفت براي استراحت هنوز پنج دقيقه نخوابيده بود كه يكي از مسئولان گردان‌ها اقاي اقايي تماس گرفت كه

تاریخ انتشار: ۱۶:۰۴ - پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۷

 صاحب نيوز / شهيد خرازي فرمانده جوان جبهه‌هاي دفاع مقدس را بايد از زبان دوستان شناخت دوستاني كه از نزديك شاهد حماسه‌هاي اين دلاور مرد اصفهاني در جبهه حق عليه باطل بودند براي همين صاحب‌نيوز به سراغ يكي ديگر از دوستان و همرزمان آن شهيد رفته و با وي در باره فرماند لشگر 14 امام حسين به گفتگو نشست. حاج حسين رضايي اردستاني از همرزمان و دوستان شهيد به سوالات ما اينچنين پاسخ داد:

صاحب نيوز : در زمان جنگ شما چه مسئوليت‌هايي به عهده داشتيد؟

سمتهاي مختلفي داستم مسئول زد،‌ مسئول دسته، مسئول گروهان و بعدهم مسئول محور تا پايان جنگ بودم

صاحب نيوز : چطور شد با شهيد خرازي آشنا شديد؟

زماني كه جنگ شروع شد ما به اهواز اعزام شديم  حاج حسين‌ به دنبال قائله كردستان به همراه 60 رزمنده به غرب رفته بود ‌منتهي بعد از 20تا30 روز آنها  هم جنوب امدند و از آنجا با ايشان اشنا شدم‌ من تك تيرانداز بودم و حاجي مسئول خط بود

صاحب نيوز : جريان بحث تشكيل لشگر امام حسين چه بود؟

قبل از تشكيل لشگر به صورت تيپ بود يعني سپاه بعد از عمليات طريق‌القدس سه تيپ تشكيل داد‌. تيپ كربلا،‌ تيپ عاشورا و تيپ امام حسين كه فرماندهي تيپ امام حسين به عهده خود او بود

صاحب نيوز : درمورد نقش حاج حسين در تشكيل تيپ به لشگر خاطره‌اي داريد؟

قبل از عمليات محرم قرارگاه و فرماندهي سپاه از حاج حسين خواسته بود به خاطراين‌كه كادر خيلي قوي داريد يك تيپ ديگر هم تشكيل بدهيد بعد حاج حسين به من گفت برادر كريم نصر را صدا كنم . اين دو بسيار با هم رفاقت خوبي داشتند و حاج حسين به او گفت مي‌خواهم تو را به فرماندهي تيپ قمربين‌هاشم منصوب كنم او اصلا جلوي حاج حسين حرفي نزد و گفت چشم هرجا شما بفرماييد. به دليل اين‌كه قبول كرد حاج حسين گفت شما هر امكاناتي خواستيد ميد‌هم و هرنيرويي هم كه خواستيد آزاد مي‌كنم ولي تيپ قمربين‌هاشم نبايد در شهرك دارخويين باشد و بايد به شهرك انرژي اتمي برويد تا تيپ آمادگي بهتري پيدا كند.

آن زمان  حاج حسين چند سال داشت؟

22ساله بود

صاحب نيوز : خود حاج حسين نظر خاصي نداشت كه در هرحال گرفتن مسئوليت بزرگي مثل رياست يك لشگر بود؟

حاج حسين  با بقيه فرماندها فرقي نداشت منتهي ما چون از لشگر او بوديم از او صحبت مي‌كنيم و از نزديك با اخلاق و مرام و شخصيت او آشناهستيم و گرنه تمام فرماندهاي طول جنگ اين چنين مسئوليت بزرگي را به عهده داشتند و اصلا 85 درصد نيروهاي رزمنده ما جوان بودند كه اغلب‌شان ازدواج نكرده بودند و شايد بهتر از ما كه متاهل بوديم در جبهه‌ها حضور داشتند و فعاليت‌شان بيشتر بود. مثلا من وشهيد عرب كه متاهل بوديم هر يك ما تا دو ماه مرخصي مي رفتيم ولي آنها هر پنج ماه تا شش ماه مرخصي مي‌‌رفتند و سعي مي‌كردند بيشتر در جبهه‌ها باشند.

صاحب نيوز : خاطره خاصي از ان زمان داريد؟

عمليات فتح المين به كمك تيپ امام حسين و تيپ‌هاي همجوار انجام شد تيپ امام حسين هدفش گرفت ولي ساير تيپ‌ها نتوانستند از موانع عبوركنند و به هدف خود برسند بعد از 24 ساعت يك پيك موتوري از قرارگاه پيغام اورد كه مرحله دوم عمليات يعني عقب نشيني را دنبال كنيد و خواستار توقف عمليات شد. حاج حسين با شهيد رداني پور بسيارصميمي و نزديك بودند از رداني پور خواست تا با قران استخاره كند تا ببينند عقب نشيني لازم است يا نه چون جنگ ما اعتقادي بود‌. ايشان استخاره زد و ايه مقاومت امد به حاج حسين گفت قران و خدا بر مقاومت سفارش ميكنند به پيك قرارگاه بگوييد برود و تيپهاي همجوار را هم جلو بفرستيد حاج حسين طبق استخاره عمل كرد  و تمام ماشينهاي تيپ را اماده نمود تا با چرا روشن به شمت محورعراق بروند و چرا خاموش برگردند چند بار اين تاكتيك را انجام دادند  و دشمن تصور كرد ما بانيروي زياد اماده عميات هستيم  و همه را تار و مار كرد ما از ان عمليات 15هزار اسير و 25هزار كشته و زخمي عراقي داشتيم و الحمدالله تعداد شهداي ما زياد نبودند.

صاحب نيوز : صاحب نيوز : از ارتباط اين دو سردار بزرگوار يعني حاج حسين خرازي و حاج مصطفي رداني پور بگوييد؟

خيلي به هم نزديك و وابسته بودند حرف‌هايش روي حاج حسين اثر مي‌گذاشت وقتي شهيد شد تا مدتها حاج حسين در اتفاعات والفجر 2 به دنبال جنازه او گشت اما انگار خودش نمي‌خواست پيدا شود  زيرا ‌ي به دنبال نداشت و مفقود الاثرماند

خاطره‌اي از حاج حسين در فتح خرمشهر داريد؟

يادم است شب عمليات خرمشهر حاج حسين تقريبا 3تا4شب نخوابيده بود و خيلي خسته بود به من گفت ده دقيقه استراحت مي‌كنم ولي مراقب باش اگر خبر از طرف مسئول‌ گردان‌ها آمد بمن بگو‌ و رفت براي استراحت هنوز پنج دقيقه نخوابيده بود كه يكي از مسئولان گردان‌ها اقاي اقايي تماس گرفت كه در حال محاصره دشمن هستيم نظرشان چيست چه كاري بايد انجام بدهيم. من دلم نمي‌آمد بيدارش كنم ولي كار حساسيت داشت و نمي‌خواستم مشكلي ايجاد شود بيدارش كردم و خبر را دادم با اين‌كه خسته بود اما به خوبي فرماندهي كرد گفت اگر خواستي جلوتر از گردان‌هاي ديگر بروي محاصره مي‌شود سعي كن با گردانهاي ديگر از سمت‌ چپ و راست وصل شوي‌ تا دشمن شما را دورنزد‌ بعد از 45 دقيقه  گردان اقاي اقايي  تماس گرفت و گفت ما 500 اسير گرفتيم چكار كنيم. فرماندهي و درايت حاج حسين بسيار عالي بود‌.

صاحب نيوز : قطعا از ميان اسراي عراقي تعداي افراد كهنه كار و باسابقه هم بودند نظرشان درباره فرمانده جوان لشگر امام حسين چه بود؟

ببينيد اسراي عراقي ان طور كه در فيلم‌ها نشان ميدهند نبودند‌. ان قدر درگيري مي‌شد تا تعدادي اسير گرفته شود ‌به همين راحتي نبود وقتي مي‌گوييم اين تعداد بالاي اسير گرفته شد با سختي و درگيري بالايي بوده است‌. مثلا در عمليات فتح خرمشهر ما تمام راههاي نفوذي عراقيها در شهر را بستيم دو راه بيشترنداشتن يا تسليم شدن و يا فرار از راه آب كه توانايي ان را هم نداشتند؛ بنابراين تسليم شدند و ما حدود 19 هزار اسير گرفتيم

صاحب نيوز : پس اسيران عراقي شيعه چگونه بودند؟

انها هم به سختي به ما مي‌پيوستند مثلا ‌ما يك برادر عريزبان داشتيم اين بنده خدا خيلي تبليغ مي‌كرد كه اگر بياييد تسليم شويد با شما كاري نداريم  تنها دو نفر تسليم شدند.

صاحب نيوز : از شهادت حاج حسين خرازي چيزي به ياد داريد؟

بله؛ ما در يك سنگر بوديم او خيلي به رزمنده‌ها مهربان و دلسوز بود مي‌خواست براي بچه‌ها با ماشين غذا بفرستد گفتيم شما استراحت كن اينكار را انجام مي‌دهيم قبول نكرد ده متر از سنگر دور نشده بود كه يك خمپاره كنارش خود و تركشي از پشت قلبش را شكافت و از پشت افتاد؛ وقتي سراغش رفتيم و سر ‌او را بالا گرفتيم انگار سالها پيش شهيد شده بود.

صاحب نيوز : به نظر شما براي معرفي شهيد خرازي چه بايدكرد؟

هركاري انجام بدهيم باز كم است‌. ماخودمان كتاب گفتارهاي آسماني را نوشتيم كه دو كتاب از مجموعه‌ سخنراني‌هاي او از ابتداي جنگ تا زمان شهادت است كه در واحد تبليغات جنگ ضبط شده بوده است اين سخنراني ها مجموعا 35 تا36 نوار كاست مي‌شد اگر كسي يك سخنراني او را بشنود  مي‌فهمد‌ كه خرازي كه بود‌ و چه شخصيتي داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد