صفحه اصلی » مذهبی » عناوین برتر دین و اندیشه » فقاهت در عرصه جهاد علمی

فقاهت در عرصه جهاد علمی

دین چه نوع تعاملی با علوم دیگر دارد؟ آیا دین بعنوان مادر علوم مطرح است؟ آیا علوم، حلال و حرام و مباح دارند و دین به عنوان فیلتری برای کشف حلال بودن یا حرمت داشتن علوم مطرح است؟

❖ نویسنده: علیرضا توسلی | تاریخ انتشار: ۱۶:۵۸ - یکشنبه ۱۳۹۰/۱۲/۲۱

طرح سوال:

علوم را از جنبه های مختلفی می توان تقسیم کرد. مثلا علوم پایه، علوم فنی، علوم تجربی، علوم انسانی، علوم اسلامی و… نقش دین در علوم اسلامی واضح است. دین چه نوع تعاملی با علوم دیگر دارد؟ آیا دین بعنوان مادر علوم مطرح است؟ (آنچنان که برخی از بزرگان از برخی روایات اینچنین برداشت می کنند) آیا علوم، حلال و حرام و مباح دارند و دین به عنوان فیلتری برای کشف حلال بودن یا حرمت داشتن علوم مطرح است؟ آیا تمام علوم مباحند و نسبت علوم غیر اسلامی با دین، عموم و خصوص مطلق است و نیازی به کشف حرمت در آنها نمی باشد و تنها نقش دین تهذیب نفس عالم است؟ آیا می شود در این موارد نظریه ای تفصیلی داد و تکلیف علوم انسانی را از علوم فنی و تجربی جدا کرد؟ و هزاران پرسش دیگر….


بررسی:

پاسخ هایی که به ذهن بنده می رسد به صورت نکته وار اینچنین است:

۱- کارکرد دین مادری کردن علوم نیست، چرا که هدف از بعثت انجام اموری نیست که در قدرت بشر است. این امور به بشر واگذار شده است و دین در آنها دخالتی ندارد. تکلیف روایت هایی از قبیل: “به شرق و غرب عالم بروید، علمی را نمی یابید مگر آنکه از سینه ما اهل بیت (ع) خارج شده باشد” نیز به عقیده بنده این است که این روایت ناظر به جنبه قدسی حضرات معصومین (ع) است که بر تمام عوالم و علوم احاطه دارند و بیانگر آن نمی باشد که حضرات در دوران حیاتشان نشسته باشند و انواع و اقسام علوم را به شاگردانشان تعلیم داده باشند و دیگر هیچ بشری نباید بیش از آن را طلب کند.

۲- قطعا علوم، از حیث فلسفه خود خنثی و مباح نبوده و در ذات خود جهت گیری های جهان شناسانه و انسان شناسانه دارند. این مساله در علوم انسانی مشهودتر است. اما با افزودن این کبری که “علوم انسانی مادر سایر علوم اند و آن علوم در فضای علوم انسانی تنفس می کنند” علوم پایه و فنی و تجربی هم جهت دار می شوند. امروز در دانشگاه های فنی و تجربی ما این جهتداری کاملا مشهود است و “صرف مادی” پنداشتن عالم به جای “اصالت وجود و اعتباریت ماهیت” کاملا به چشم می خورد و این به برکت جهتگیری مادی علوم است. تا اینجای بحث تنها به این نتیجه می رسیم که برای اسلامی کردن علوم باید به سراغ علوم انسانی رفت و چیزی در مورد علوم فنی و تجربی نتیجه نگرفتیم.

۳- بکی از نتایج مباح نبودن معرفتی علوم، مباح نبودن فقهی علوم است. یعنی در علوم فنی و تجربی و علوم پایه، برخی علوم یا گرایش ها هستند که باید با نگاهی فقهی به آنها نگریست و مشخص کرد که خدای متعال نسبت به آنها چه حکمی صادر کرده است. البته شاید فقه موجود کشش این بحث ها را نداشته باشد، اما فقه مطلوب باید برای تمام مسایل عباد، “موقف عملی” تعیین کند. یعنی بگوید اینکار واجب است یا حرام یا… در برخی زمینه ها این تفقه موجود است. مثل حرمت سقط جنین یا حرمت استفاده از ابزار جنگی که باعث قتل نسل و حرث می شود (مثل فتوای مقام معظم رهبری راجع به بمب اتمی) یا حرمت استفاده از برخی قرص ها، یا مباح بودن انتقال خون و… اما این نهضت فراگیر نیست. به عنوان مثال بررسی نکرده ایم که کدام فناوری ها و علوم به طبیعت ضربه می زند و آنها را حرام کنیم؟ یا کدام فناوری ها به روان انسان و یا سلامت جسم انسان آسیب می رساند و تحریم شود. یا کدام فناوری ها باعث تشریفاتی شدن زندگی بشر می شود و جزو مکروهات قرار گیرد یا کدام فناوری ها مصداق “لغو” است و…

۴- غیر از بحث برهانی و فقهی علوم، کار دیگری هم دین انجام می دهد که کمتر به آن پرداخته شده است و شاید بشود بیشتر روی آن کار کرد و آن اینکه دین تنها آنالیز و تحلیل و حکم به احکام خمسه کردن انجام نمی دهد، بلکه دین قدرت طراحی و مهندسی کردن دارد. یک کار دین شناخت جایگاه ها و بر مبنای آن طراحی مدل حیات است. در علوم مهندسی ضریب تعریف می کنیم. در اینجا هم مجتهد باید برای فعالیت ها و عرصه های حیات بشر  ضریب تعریف کند. مثلا بگوید: با فرض مباح بودن برهانی و فقهی علوم، اصلا چند درصد عمر و وقت و انرژی و نیروی انسانی در یک نمدن اسلامی باید صرف پرداختن به تکنولوژی شود؟ آیا رشد ابعاد فرهنگی و انسانی تمدن چند درصد ضریب می خواهد؟ و همچنین سایر عرصه ها. یک گرفتاری بشر امروز غافل شدن از یک سری امور لازم در جهت اهداف خلقت خود می باشد. مثل معاشرت،مثل تفریح، مثل تفکر در عالم هستی، مثل نشستن و وعظ و نصیحت شنیدن، مثل لذت بردن و مثل هزاران کار دیگر که اگر این روند رو به سبقت علوم همینطور پیش رود جایی برایشان نمی ماند.

در پایان راه حلی که به ذهن حقیر می رسد این است که باید یک مجتهد، به معنای واقعی کلمه (یعنی کسی که اولا تهذیب دارد، ثانیا ملکه اجتهاد دارد، ثالثا با مسایل و دنیای روز آشناست، رابعا ذهن برهانی دارد و…) در راس هرم جهاد علمی ما قرار داشته باشد، درست همان چیزی که به برکت انقلاب اسلامی در راس هرم حاکمیتی ما قرار گرفت.

تذکر این مطلب مهم است که راهبرد امروز ما جهاد علمی در علوم و فنون است و نباید ذره ای از سرعت آن کاسته شود و هر دست و قلمی که خواسته به این حرکت لطمه بزند خائن است و تمام بحث های مطرح شده این پست، رو به فرداست.البته جهادگران این عرصه باید بیش از دیگران و دیگر نسل ها خود را موظف به تهذیب نفس بدانند و تلاش نمایند تا حد امکان در تار و پود شیطانی جهانخواران هضم نشوند که این نیازمند کفر به طاغوت و نه گفتن به فرمانبرداری از آنهاست.

 باشگاه نویسندگان- علیرضا توسلی

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

سه × دو =