صفحه اصلی » اجتماعی » آموزش پرورش » شهید صادقی برای خوانسار مانند شهید خرازی برای اصفهان است

گفتگوی اختصاصی چشمه سار با نویسنده کتاب عمو صادقی:

شهید صادقی برای خوانسار مانند شهید خرازی برای اصفهان است

مسئولان خوانسار هنوز برای سردار شهید سید اکبر صادقی کاری نکرده اند شهید صادقی برای خوانسار مانند شهید خرازی برای اصفهان است، در همین اصفهان ببینید چه مقدار کار برای شهید خرازی شده، این گله از مسئولان وجود دارد که کار فرهنگی برای شهدای خوانسار انجام نشده است.

تاریخ انتشار: ۱۴:۰۹ - سه شنبه ۱۳۹۴/۰۸/۲۶

به گزارش صاحب نيوز به نقل از چشمه سار، محرم که می شود، حیاط مسجد را پوش می زنند، فرش ها را پهن می کنند و عکس های بزرگ امام خمینی (ره) و آیت الله خامنه ای را می چسبانند سر در مسجد.

محرم که می شود عکس خیلی از شهدا قاب می شود و می خورد روی دیوار شبستان: عکس شهدای گردان یا زهرا سلام الله علیها.
محرم که می شود دسته دسته آدم را می بینی که از ته میدان امام پیاده می آیند سمت مسجد، زن و مرد، پدری که دست پسرش را گرفته و مادری که نوزادش را بغل کرده…

سید اکبر صادقی، فرمانده گردان یا زهرا که بچه ها از بس دوستش داشتند عمو صدایش می زدند.
او بود که با چند نفر دیگر دور هم جمع شدند و این هیئت را راه انداختند از بس عاشق امام حسین علیه السلام بود…

بخشی از کتاب خاطرات سردار شهید اکبر صادقی بود که به قلم امیرحسن پور به رشته تحریر آمده است در ادامه توجه شما را به مصاحبه ای که با نویسنده کتاب عمو صادقی تهیه شده جلب می کنیم.

چشمه سار: در ابتدا خود را معرفی کنید؟

امیرحسن پور هستم و از همرزمان سردار شهید سید اکبر صادقی و در طول دفاع مقدس با این شهید آشنا شدم.

چشمه سار: از نحوه آشنایی تان با شهید صادقی بگویید چطور با شهید آشنا شدید؟
در یکی از گروهان های گردان یا زهرا بودم و شهید نیز فرماندهی گردان یا زهرا لشکر 14 امام حسین علیه السلام را به عهده داشت.
آشنایی بنده با این شهید به طور دقیق در 8 آبان 64 بود زمانی که از لشکر نجف به لشکر امام حسین رفتم و ورودم به لشکر در گردان یا زهرا بود، از آن سال تا زمان شهادتشان با ایشان بودم.

2shahid

چشمه سار: جرقه نوشتن کتاب چطور در ذهنتان شکل گرفت؟
با شهید صادقی انس داشتم و شهید نیز دارای ویژگی های خاصی بود و ارتباط مستقیمم با این بزرگوار و شناختی که از ایشان به مرور پیدا کردم موجب شد تا به نوشتن کتاب درباره این شهید روی بیاورم.

چشمه سار: نحوه جمع آوری خاطرات و تصاویر شهید چگونه بود؟
شما بارها اسامی شهدایی چون شهیدان همت، خرازی و کاظمی را شنیده اید، اما شهید صادقی در خوانسار مانند شهید خرازی در اصفهان است و متاسفانه خوانسار درباره این شهید کاری نکرده است.

شهدای خوانسار همگی عزیز هستند و البته همه مردم خوانسار می دانند شهید اکبر صادقی دارای ویژگی های خاصی است.
البته اقدامات خوبی برای معرفی این شهدا طی سال های اخیر صورت گرفته از جمله برگزاری 2 یادواره در 25 دی بوده است.

واقعا مردم خوانسار این شهید را باید مانند شهید خرازی و کاظمی که در اصفهان شناخته شده هستند بشناسند.
احساس کردم در طول 3 سالی که با شهید بودم این آشنایی شخصی ام با ایشان را به صورت کتاب تنظیم و تهیه کنم.
عموم بچه های گردان یا زهرا همه آن 300 تا 350 نفر شیفته این شهید بودند.

به نظرم می رسید که آنچه که برای شهید انجام شده بسیار اندک است و بیش از این حقشان بوده است.
در جمع آوری خاطرات شهید نیز تعدادی بودند که ارتباط بیشتری با شهید داشتند، هم چنین خانواده شهید نیز بسیار همکاری کردند. برای تهیه و گردآوری خاطرات نیز فاصله اصفهان خوانسار که قابل توجه نیز است را چندین بار طی کردم و چندین بار نزد خانواده شهید رفتم تا نتیجه آن کتاب عموصادقی شد.

چاپ اول کتاب در ماه اول 2 هزار نسخه فروش رفت و اکنون نیز درصدد چاپ دوم کتاب هستم.

3shahid

چشمه سار: مشکل ترین بخش کتاب در مسیرنوشتن چه بخشی بود؟
پراکندگی همرزمان شهید و پیدا کردن آنها با توجه به این که برخی در تهران بودند و برخی در خوانسار، مشکل این فاصله ارتباطی با بچه های گردان بود. هم چنین با توجه به این که 30 سال از برخی اتفاقات می گذرد فراموشی برخی خاطرات و یا بازگشتن به خاطرات 30 سال قبل هم سخت بود.

برای حل این مشکل نیز گردهمایی می گذاشتیم و به طور جمعی به یادآوری خاطرات می پرداختیم.
ایام محرم در خوانسار بودم بسیار علاقمند به خانواده شهید هستم و حتی به خانواده شان می گفتم مرا به عنوان یکی از اعضای خانواده خود بدانید. خانواده شهید برای جمع آوری خاطرات شهید کمک فراوانی کردند.

چشمه سار: کدامیک از خاطرات کتاب را خودتان بیشتر علاقه دارید؟
خاطرات زیادی بیان شد، اما آن چیزی که برای خودم از شهید بیشتر مورد توجه قرار گرفت، خاطره ای بود که از برادر فاطمی نیا درباره شهید نقل شده.
شرح خاطره هم به این صورت بود که شهید صادقی برای کاری پیش شهید خرازی رفته بود همزمان از آشپزخانه لشکر یک بسته غذا آوردند و خطاب به شهید خرازی گفتند چون دو نوع غذا در لشکر تهیه می شود و غذایی که برای رزمنده هایی که در خط مقدم هستند از نظر کیفیت بهتر است، می خواستند کیفیت غذای بچه های خط را شهید خرازی تایید کنند. شهید خرازی شکل غذا را که دید تایید کرد اما بچه ها اصرار داشتند مقداری از غذا را تناول کند، شهید خرازی نیز گفت: غذا را ببرید خط تایید کیفیت غذای خط را از خود بچه های خط بگیرید و حتی لقمه ای برای امتحان هم از غذای بچه های خط نخورد.

شهید صادقی که شاهد این صحنه بودند از این رفتار شهید خرازی تحت تاثیر قرار گرفت.
شهید خرازی علاقه زیادی به شهید صادقی داشت.

چشمه سار: آیا غیر از این کتاب، کتاب دیگری نیز چاپ و منتشر کرده اید؟
کتاب دیگری در دست نوشتن دارم که درباره شهید محمود اسدی پور یکی از فرماندهان گروهان های شهید صادقی است. ایشان بعد از شهادت شهید صادقی فرمانده یکی از گروهان های گردان یا زهرا بوده، 70 تا 80 درصد کار کتاب نیز انجام شده است.

4shahid

چشمه سار: آیا قصد دارید پس از کتاب عموصادقی کتاب دیگری با محوریت معرفی شهدای شهرستان خوانسار بنویسید؟
خودم علاقمند به این کار هستم چون تمام شهدای خوانسار عزیز هستند، اما علاقمندم درباره شهدایی که بیشتر با آنها ارتباط مستقیم داشته ام بنویسم. در مورد شهید اسدی نیز از زمانی که به گردان یا زهرا آمدم با ایشان آشنا شدم و روز اول که به لشکر آمدم معاون گروهان شهید اسدی بودم و رفت و آمد خانوادگی نیز با هم داشتیم و لذا اطلاعات قابل توجهی درباره ایشان دارم.

چشمه سار: انتظار شما از مسئولان برای حمایت از حوزه نشر کتاب های دفاع مقدس چیست؟
به نظرم می رسد خوانسار واقعا رزمندگان و جانبازان خوبی دارد و باید به سراغ این افراد بروید چون این بچه ها عمری را گذرانده اند و خاطرات خوبی را درباره شهدا و جنگ در سینه دارند و اگر می خواهید شهدای دیگر خوانسار را نیز معرفی کنید از همرزمان آنها استفاده کنید.
عمر بچه های جنگ خوشبینانه اش 10 الی 20 سال دیگر است این که چه کسانی در آینده می خواهند خاطرات شهدا را بگویند نمی دانیم و این که خاطرات شهدا فراموش شود ظلم به شهدا است پس تا بچه های جنگ زنده اند به سراغ آنها بروید.
آنهایی که ندیده ها را دیده اند می توانند بهتر بیان کنند و کسانی هم که وقایع را ندیده اند ممکن است آنها را تحریف کنند.

چشمه سار: چرا عنوان کتاب را عمو صادقی گذاشتید؟
ایشان در گردان معروف به عمو بود عمو عنوان زیبایی است و اوج محبت را نشان می دهد، مجموعه لشکر به ایشان عمو صادقی می گفتند. هر که عمو دارد علاقه عجیبی هم به او دارد.

عمو صادقی همیشه چوبی در دستش بود که مادر بزرگوارشان هنوز آن چوب را نگه داشته اند و به آن چوب ادب می گفت. گاهی اوقات بچه ها در گردان سربه سرشان می گذاشتند و شوخی می کردند عموصادقی هم به شوخی با آن چوب دنبال بچه ها می گذاشت، مثل معلمی که از شدت علاقه بچه ها را تهدید می کند و بچه ها هم از این حال احساس شعف و خوشی می کردند.

7shahid

چشمه سار: ویژگی بارز شهید را در کدامیک از خصلت های ایشان بیشتر دیدید؟
ایشان الگوی مقاومت بود، با وجودی که یک بچه معلول در منزل داشت و بعد از شهادتش بچه هم فوت کرد.
وقتی خبر معلولیت بچه را به پدر و مادر دادند، ایشان بچه را روی دست می گیرد و می گوید الهی رضا برضائک و خدا را شکر می کند که چنین برای وی مقدر شده است.

برادرهایشان خیلی اصرار می کردند که به خاطر وضعیت بچه کمی از حجم کارشان کم کند، چون در آن زمان علاوه بر سمتشان در گردان عضو شورای تامین شهرستان هم بودند، به شهید می گفتند کمتر به جبهه برود اما ایشان در پاسخ می گفت ما 5 برادریم و باید خمسمان را بدهیم.

چشمه سار: خاطره ای از شهادتشان دارید؟
سر و یک دستشان قطع شد، فکر می کردم حالا این بچه ها و خانواده می خواهند این بدن را ببینند کجا را ببینند، ناخودآگاه به یاد حضرت زینب و حضرت رقیه سلام الله علیهما افتادم.

6shahid

چشمه سار: اگر سخنی نیز در پایان دارید بیان کنید؟
خوانساری ها باید به داشتن چنین سرداری افتخار کنند، به سید حسن برادر شهید گفتم شهید تنها برای خانواده شما نیست، نه تنها برای خوانسار برای یک کشور است. بیایید شهید را معرفی کنید تا جوانان استفاده کنند، جوانان اکنون تشنه اند، تشنه شنیدن این خاطرات هستند.
البته بنده مقداری افسوس هم می خورم چون توقع بر این بود که خوانسار از این کتاب بیشتر استقبال کند.

توقع بیشتر از امام جمعه، فرماندار، شهردار و آموزش و پرورش است به خصوص آموزش و پرورش که با بنده تماس گرفتند که 100 جلد کتاب برای مدارس شهرستان ارسال کنم در حالی که توقع بود 4 تا 5 هزار جلد درخواست شود.

این را هم باید اضافه کنم نیتی که برای معرفی شهید داشتم هیچ توقع مالی از این کتاب برایم ایجاد نکرد و سپاه دارد این را پرداخت می کند و ریالی به بنده داده نمی شود و توقع این بود که استقبال بیشتری از این کتاب در خوانسار می شد.

مسئولان خوانسار هنوز برای سردار شهید سید اکبر صادقی کاری نکرده اند علی رغم این که دو یادواره نیز برگزار شده اما بیش از اینها مورد انتظار است چرا که شهید صادقی برای خوانسار مانند شهید خرازی برای اصفهان است، در همین اصفهان ببینید چه مقدار کار برای شهید خرازی شده.
این گله از مسئولان وجود دارد که کار فرهنگی برای شهدای خوانسار انجام نشده است.

در انتهای این مصاحبه بخشی از وصیت نامه سردار شهید سید اکبر صادقی را زینت بخش کلام می کنیم:
… تا کی می خواهید در پوست خود بگنجید؟ تا کی می خواهید قلبهایتان سیاه باشد؟ تا کی می خواهید آخرتتان تباه شود؟ چشم بصیرت باز کنید. هستی فقط چند روز دنیا نیست. آن قدر بر دنیا مپیچید، آن قدر حرف های نامربوط و بی ارزش نزنید.

بترسید از روزی که شهدا جلویتان را بگیرند. بترسید از روزی که آتش قهر خدا شما را فراگیرد. انقلاب را تضعیف نکنید. اگر کمبودی هست، بد مگویید. مگر می شود انسان مسلمان باشد، مجاهد باشد، انقلاب هم باشد، جنگ هم باشد ولی کمبود نباشد…

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد