صفحه اصلی » استان » آران و بیدگل » سیاست و انسان‌سازی، از حکومت پیامبر تا حکومت امام حسن(ع)

رگه‌های روشن رویکرد مشترک تربیتی در حکومت حق؛

سیاست و انسان‌سازی، از حکومت پیامبر تا حکومت امام حسن(ع)

معاویه با تشکیلات تبلیغی حکومت خود چنان جریانی به راه انداخته بود که مردم جامعه‌ی اسلامی آن روز قرائتی منحرف از اسلام را پذیرفته بودند. این فضای آلوده‌ی فرهنگی مهم‌ترین مانع بر سر راه امام مجتبی(ع) در تحقق آرمان‌های اسلامی بود.

تاریخ انتشار: ۱۷:۰۱ - پنجشنبه ۱۳۹۴/۰۹/۱۹

به گزارش صاحب نیوز به نقل از خطب شکن، محمدرضا انیسی آرانی/ نخستین کاری که حضرت رسول(ص) پس از هجرت و آزاد شدن از گرفتاری‌های مکه انجام دادند، تشکیل حکومت اسلامی بود که زیربنای تاسیس یک جامعه‌ی اسلامی محسوب می‌شد.

پس از ۱۰ سال حکومت، داستان‌های پس از ایشان و انحراف خلافت رسول الله(ص) از مسیر اصلی رخ داد و در نهایت پس از ۲۳ سال، در حدود ۴ سال و نیم حکومت امیرالمومنین(ع) و چند ماه حکومت امام مجتبی(ع)، حکومت حق را متجلی کرد. با این حال زمان و اصول سیاسی رسول الله(ص) و امام مجتبی(ع) تفاوت‌ها و شباهت‌هایی به هم داشت که بسیار قابل توجه است.

حکومت حق و بیدار شدن فطرت انسانی

یکی از اصول حکومت‌های حق، آگاهی بخشیدن به مردم است، بر خلاف حکومت‌های باطل که بنای خود را بر جهالت مردم نهاده‌اند. از طرف دیگر لزوما مردم پذیرش حکومت‌های حق را ندارند، زیرا قبول آن مستلزم کنار گذاشتن بسیاری از هوس‌ها و دنیاخواهی‌هاست.

این اصل هم در حکومت حضرت رسول(ص) و هم در حکومت‌هایی که امیرالمومنین و امام حسن(ع) اداره کردند، حاکم بود. به همین خاطر همواره یکی از عمده‌ترین مواردی که تلاش‌های این بزرگواران به آن معطوف می‌شد، جنگیدن با طمع و هوس‌های مردم بود.

موفقیت حضرت رسول(ص) در تشکیل حکومت

در زمان حکومت رسول الله(ص) لوازمی وجود داشت که باعث شد حکومت ایشان به یکی از اوج‌های تاریخ بشری تبدیل شود. ساختار اعتقادی مردم در ۱۳ سال دعوت نبوی در مکه به حدی رسیده بود که حکومت اسلامی مجال و بستر رشد و بالندگی پیدا کند.

علاوه بر این هر حکومت زیربنایی انسانی می‌خواهد، مدیرانی که در راس حکومت قرار گیرند و به دور از هوس‌ها و روزمرگی‌ها تصمیم‌های مهم اداره‌ی جامعه را اتخاذ کنند. از صحابه و انصارانسان‌های خردمند و کاردانی در مکتب حضرت رشد پیدا کردند و هر روز بر تعداد این افراد افزوده شد.

پس از عواملی که در شالوده ریزی حکومت نبوی موثر بود، اقداماتی از سوی ایشان برای استمرار و حفظ آن انجام شد که از آن جمله، ایجاد وحدت در بین مسلمانان و از بین بردن خطراتی بود که از جانب دشمنان خارجی جهان اسلام آن روز را تهدید می‌کرد. سومین مرحله‌ی حکومت پیامبر(ص) نیز تکمیل و سازندگی بنایی بود که پایه ریزی شده بود.

دشمنان سیاسی حضرت رسول(ص)

غیر از یهودیان، مشرکان مکه و قبایل اطراف مدینه، دو دشمن پنهان و خطرناک در مقابل حضرت وجود داشت. اول منافقان که حضرت عموما در مقابل آنان مدارا می‌کرد و به خاطر این که دشمنی‌شان سازمان‌یافته نبود، با برخوردهایی توأم با ملایمت، آنان را شرمنده می‌کرد.

دومین دشمن خطرناک، هواهای نفسانی و خودخواهی‌های درون قلب‌های مسلمانان بود. در واقع درست است که منافقان در درون خود دچار هوای نفس هستند، ولی هر کس که هوای نفس دارد منافق نیست. این هواها ممکن است در درون هر کس باشد و هر لحظه و در هر شرایطی خود را نشان دهد. راه غلبه بر این دشمن خطرناک نیز تربیت و تزکیه بود که حضرت در طول سال‌های حضور در بین مردم حتی یک لحظه از آن دست بر نداشتند.

غدیر حادثه‌ای عظیم بود که قرار بود راه حضرت را پس از ایشان ادامه دهد و جامعه‌ی بشری را به سوی مقصود اصلی خود هدایت کند. با این حال انحراف‌هایی که در مسیر خلافت پیش آمد و دست مردم را از ولایت معصوم(ع) دور کرد، موجب بروز انحرافاتی بسیار شد. ۲۳ سال تلاش پیامبر(ص) برای ساختن جامعه با ۲۳ سال انحراف و کج‌روی کمرنگ شد و در نهایت مردم در حالی به ولی معصوم روی آوردند که پایه‌های حکومت نبوی ترک‌های عمیق خورده بود.

دوران امام حسن(ع) و اوج‌گیری جریان نفاق

معاویه پس از حکومتی که در زمان خلیفه‌ی دوم در شام دست و پا کرده بود، چنان جریان تبلیغی را آغاز کرد که در نهایت مردم شام، اسلام را تنها با قرائت معاویه‌ای می‌شناختند. این قرائت منحرف از اسلام، به تدریج کل فضای جامعه‌ی آن روز را آلوده و حتی در مقابل حکومت امیرالمومنین(ع) نیز قد علم کرد.

بنابراین جریان نفاق با رفتار فرهنگی و تبلیغی خود در جهان اسلام پراکنده شده بود و حضرت مجتبی(ع) در مقابل آن موضعی قدرتمند نداشت و فضا برای مبارزه‌ی سخت و جنگ آماده نبود. داستان‌هایی که از غربت حضرت به گوش همگان رسیده است، به خاطر احاطه‌ی فرهنگی جبهه‌ی نفاق در عالم اسلام است، احاطه‌ای که در نهایت کار حکومت حضرت امیر(ع) را هم به تنگنا کشانده بود.

سلاح صلح

امکانات حکومت، آن چنان که برای حضرت رسول(ص) فراهم بود، در اختیار امام حسن(ع) نبود. در زمان امام مجتبی(ع) نه اعتقاد مردم متناسب با آرمان‌های اسلامی بود و نه افرادی که بتوانند بار مسئولیت جامعه‌ی اسلامی را به دوش بکشند پیدا می‌شدند. بنابراین ایشان با به کارگیری سلاحی به نام صلح، راهکار مبارزه‌ی فرهنگی را در پیش گرفتند.

در واقع در مقابل رویکردهای فرهنگی، باید راهکارهای مبارزاتی فرهنگی مورد استفاده قرار گیرد. از این رو امام حسن(ع) با صلحی پیروزمندانه، مقدمات تلاش کردند اعتقادات مردم را تعمیر کنند. کاری که باعث شد آن ظاهری که از اسلام باقی مانده بود کم‌کم مغز و باطن پیدا کند.

کار امام مجتبی(ع) جریان اصیلی از اهل حق را ایجاد کرد که در طول تاریخ در تمام سختی‌ها برای اسلام ماندند و فداکاری کردند و امروز اسلام واقعی به دست مردمان رسیده است و در نهایت حاکم خواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

ویژه نامه محرم

moharam99