تاثير سينما بر سبك زندگي جوانان:

سینما فقط سینما نیست!

در تحقیقی که اخیراتوسط جامعه شناسان کشورمان انجام گرفته است؛ چهارفیلم از دهه 80 سینمای ایران به صورت نمونه‌گیری هدف‌مند انتخاب شده‌اند که با استفاده ازروش تفسیر انتقادی، نحوه بازنمائی زندگی روزمره جوانان ایرانی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است

تاریخ انتشار: ۱۶:۱۷ - چهارشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۱

اسماء معتمدی– صاحب نیوز:عصر امروز،‌ عصر رسانه و تصویر است تا آن‌جا که به قول برخی از کارشناسان رسانه اگر افلاطون هم دراین دوره می‌زیست قطعا به‌جای تالیف کتاب، ‌فیلم سینمایی می‌ساخت، زیرا دراین دوره رسانه‌های تصویری به مراتب قدرت تاثیرگذاری بیشتری دارند و این هنر سینماگران است که بتوانند با تولید فیلم‌های خوب، قدرت جذب بیشتری را داشته باشند. درهمه جای دنیا یکی از بزرگ‌ترین طیف مخاطب ویا دنبال کنندگان فیلم‌های سینمایی در ژانرهای مختلف، گروه سنی جوانان هستند، ‌که روی آنها سرمایه‌گذاری زیادی می‌شود.

درکشورما نیز که جامعه‌ای جوان دارد، این مساله به نسبت نمود و اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ ‌بنابراین اگر سینماگران و تولیدکنندگان فیلم‌های سینمایی می‌خواهند ازگردونه حیات حرفه‌ای بیرون نروند و حذف نشوند؛ در درجه اول باید بتوانند نیاز این گروه عظیم مخاطب را تامین کنند و زمینه آشتی آنها را با سالن‌های سینمایی فرآهم آورند. امروز مانند دهه چهل نیست که به دلیل کمبود فضای رسانه‌ای هرچیزی با میل و رغبت پذیرفته شود و مخاطبان به وجد بیایند،‌ بلکه تراکم و تعدد رسانه‌ها، مخاطبان به‌خصوص نسل جوان را مشکل‌پسند و سخت‌گیر کرده است؛ چنان‌چه اگر ازسوی رسانه‌ای ارضا نشوند به‌راحتی آن را کنار می‌گذارند و برایش جایگزین درنظر می‌گیرند و این یعنی ریزش مخاطب که برای رسانه‌ای چون سینما که حیات ومماتش وابسته به آن است خوب نیست.

خانه سینما

 درایران با توجه به شکل خاص جامعه و فرهنگ ایرانی،  مردم زندگی روزمره‌‌ای را تجربه می‌کنند که با شکل غربی آن کاملا همخوان ومتناسب نیست؛ هرچند در فضای تولیدات سینمایی به‌گونه‌ای وانمود می‌شود که رنگ وبوی غیر ایرانی بیشتر نمود دارد!! به‌گونه‌ای که سینما خلاف جریان عرف و رایج جامعه حرکت می‌کند و با اکثریت فرهنگ و زندگی مردم سنخیتی ندارد. در تحقیقی که اخیراتوسط جامعه شناسان کشورمان انجام گرفته است؛ چهارفیلم از دهه 80 سینمای ایران به صورت نمونه‌گیری هدف‌مند انتخاب شده‌اند که با استفاده ازروش تفسیر انتقادی، نحوه بازنمائی زندگی روزمره جوانان ایرانی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. در این پژوهش جامعه‌شناسی در حوزه رسانه با توجه به شکل جامعه ایرانی، بر عناصر خانواده، دولت، مذهب وعرف عام در زندگی روزمره جوانان ایرانی تاکید شده است. جالب اینجاست اغلب جوانانی که درفیلم‌های مورد بررسی دراین تحقیق بازنمایی شده‌اند، سبکی از زندگی را انتخاب کرده‌اند که مورد تایید عوامل مورد بررسی در تحقیق قرار نمی‌گیرد و این امر زندگی آن‌ها را دچار مشکلات جدی کرده است؛ به این صورت که مطابق این فیلم‌های انتخاب شده در دهه 80 تمامی شخصیت‌های جوان درفیلم‌های سینمایی یا دورازفضای خانواده خود زندگی می‌کنند یا اگر در کنار خانواده هستند، مدام باچالش‌های جدی با آن‌ها مواجه هستند و آرامشی در زندگی ندارند. اکثر این جوان‌ها تفسیر شخصی‌ای از مذهب داشته و یا به مذهب خاصی اعتقاد ندارند. همچنین زندگی آن‌ها درغالب موارد درتضاد باارزش‌های حاکم نظام ودولت قرارداشته و به‌گونه‌ای معترض هستند وگلایه دارند از کمبودها،‌ مشکلات، تبعیض‌ها و… که روی رفتار آن‌ها می‌توان پی به این قضیه برد. جوانان در مقابله با چنین مسایلی گاه  دست به حرکات ضد اجتماعی می‌زنند مانند دزدی، دروغ و… همچنین با انتقال زندگی به داخل خانه یا خارج از شهر راه گریزی می‌یابند. عرف عام نیز معمولا مانع یا محرکی دررفتار جوانان دیده می‌شود.

فیلم هیس

متاسفانه بازنمایی جوانان ایرانی درسینمای ملی چندان مثبت و قابل قبول نیست و این‌طور به نظر می‌رسد که نسبت به نظام حاکم در اعتراض و مخالفت نرم هستند. این درحالی‌است که سینما در تمام دنیا تابلوی معرف اجتماع خود است و باید بتواند روحیه امید،‌ نشاط و انگیزه را در سطح جامعه تسری دهد نه این‌که جولانگاهی برای سلایق شخصی یا گروهی خاص باشد. لذا با توجه به اهمیت سینما در ارایه سبک زندگی و الگوگیری جوانان از سوپراستارهای سینما به عنوان گروه مرجع‌تاثیرگذار، ‌مدیریت محتوای فیلم‌های تولید شده یک ضرورت است به‌خصوص آن‌که سینمای کشورما  کاملا دولتی است،‌ هرچند اگر هم خصوصی بود، نمی‌بایست خلاف جهت عرف وامنیت اجتماعی حرکت کند؛‌ چه آن‌که به مذاق برخی از جمله تهیه‌کنندگان گیشه‌محور خوشایند باشد،‌اما آنچه مهم است ان سات که حرکت سینما چه خصوصی و چه دولتی در خلاف جهت ارزشهای عموم جامعه، در دراز مدت می‌تواند نتیجه نامطلوبی در جامعه به بار آورد.

البته ناگفته نماند دراین مسیر منظور ما بخش‌نامه‌های دستوری و تحت فشار قرار دادن تولید کنندگان با خط قرمزها نیست، بلکه  گاهی نیازاست تا برای گروهی از این فرهنگ‌سازان هم، فرهنگ‌سازی کرد.چه انکه اغلب این افراد تنها مسلط به تکنیکهای سینما هستند و به تاثیرات اجتماعی و تبعات یک اثر توجهی ندارند. آنها آنقدر در گیر تکنیک هستند که گاه محتوا را قربانی آن می کنند ودر این مسیر قربانیان واقعی جوانان کشور خواهند بود.

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

روزشمار برجام!