صفحه اصلی » فرهنگ و اندیشه » استرداد؛ قصری برافراشته بر باد

به بهانه‌ی اکران فیلم برتر جشنواره‌ سی‌و‌یکم فیلم فجر

استرداد؛ قصری برافراشته بر باد

داستان در سال 1332‌می‌گذرد، سرلشگر فضل‌الله زاهدی، سرهنگ «فرامرز تکین» از نیروهای زبده‌ی ارتش وقت را مامور می‌سازد تا همراه با گروهی شامل نماینده‌ی ویژه‌ی دربار، نماینده‌ی وزارت خارجه، نماینده‌ی بانک مرکزی و یک مترجم زن راهی کاخ کرملین شود،..

تاریخ انتشار: ۱۷:۳۲ - دوشنبه ۱۳۹۲/۰۹/۲۵

صاحب نیوز / محسن شهبازی‌:

این روزها یکی از فیلم‌های فاخر بنیاد سینمایی فارابی بر روی پرده‌ی سینماهای کشور است، فیلمی چشم نواز و فراتر از استانداردهای معمول سینمای ایران، شاید اگر نادیده انگاشتن 10 میلیارد تومانی که برای این فیلم صرف شده است آسان بود، می‌شد چشم بر بسیاری از ضعف‌های این فیلم نیز فروبست و آن را یکی از فیلم‌های ماندگار سینمای ایران قلمداد کرد.

داستان در سال 1332 می‌گذرد، سرلشگر فضل‌الله زاهدی، سرهنگ «فرامرز تکین» از نیروهای زبده‌ی ارتش وقت را احضار می‌کند و او را مامور می‌سازد تا به عنوان نماینده‌ی ویژه‌ی ارتش همراه با گروهی شامل نماینده‌ی ویژه‌ی دربار، نماینده‌ی وزارت خارجه، نماینده‌ی بانک مرکزی و یک مترجم زن راهی کاخ کرملین شود، ماموریتی پیچیده و بزرگ پیش پای سرهنگ تکین قرار دارد، نظارت بر فرآیند استرداد محموله‌ای شامل 11 و نیم تن طلا به عنوان غرامت جنگ جهانی دوم به سوی خاک ایران.

1

ایده‌ی هالیوودی فیلم به تنهایی کشش لازم برای تولید یک فیلم معمایی و هیجانی جذاب در سینمای ایران را فراهم می‌کند و فیلمنامه‌ی «علیرضا طالب‌زاده» نویسنده‌ی سریال‌های موفقی چون “صاحبدلان” و “دوران سرکشی” و فیلم متوسطی چون “ندارها”، سازه‌ای برای روايت فیلم بنا می‌کند که به مراتب حساب شده‌تر و دراماتیک‌تر از نمونه‌هایی چون “راه آبی ابریشم” و “ملک سلیمان” است. فیلم اگر چه از این نظر از میان فیلم‌های تاریخی اخیر سینمای ایران با فاصله‌ای زیاد پیشی می‌گیرد، اما بنیان‌های سست تاریخی فیلمنامه، شخصیت پردازی‌های کاریکاتوری و کلیشه‌ای و انتخاب‌های نامناسب برای بازیگران فیلم، قصر با شکوه و چشم نواز استرداد را لرزان می‌کند.

شخصیت سرهنگ با بازی «حمید فرخ نژاد» در فیلم استرداد به عنوان یک فدایی و سرباز وطن پیشینه‌ای نامشخص دارد و از این رو انگیزه‌ی او برای جان فشانی‌های متدوام در مقابل دسیسه‌های درباری‌های گرگ صفت در طول داستان فیلم نامشخص است، آیا “تکین” شخصیتی ملی مذهبی است یا یک مبارز با تعلقات مارکسیستی؟ فیلمنامه از این نظر به خلق یک رابطه‌ی حسی کوتاه بین “تکین” و مادرش اکتفا می‌کند و پیشینه‌ی شخصیتی قهرمان اول خود را ناگفته باقی می‌گذارد.

2

شخصیت غزال در این فیلم با بازی «آلسا کاچر» که گره‌گشایی نهایی داستان را بر عهده دارد، از آن جا یکی از بدترین انتخاب‌های گروه سازنده است که بر خلاف بازی تخت، بی احساس و تصنعی‌ای که ارائه می‌کند، کنش‌های عاطفی بین او و سرهنگ بناست پی‌رنگ عاشقانه‌ی فیلم را پی‌ریزی کند و در جایی شخصیت‌ها را در کشمکش عشق و وظیفه گرفتار سازد. این را می‌توان در صحنه‌هایی چون صحنه‌ی نجات “تکین” از تیرباران به وضوح دید، آن جا که کنش‌های او باید در نقش یک معشوق فداکار، برانگیزاننده‌ی عواطف “تکین” و سراسر احساس باشد، خنده آور و به تعبیری آبگوشتی از کار درآمده است. این اشکال هم به بازی بازیگر و هم به طراحی فیلم بر می‌گردد، فارغ از این واقعیت تاریخی که در آن زمان هیج ستوان زنی در ارتش ایران مشغول به کار نبوده است، استفاده از یک بازیگر ایرانی می‌توانست این نقطه ضعف را کم رنگ تر کند.

IMAGE634971511932791845

نقطه‌ی قوت فیلمنامه‌ی استرداد استفاده از تمهید غافلگیری‌های تو در تو و باز نشدن مشت فیلم تا پایان است، که البته بیشتر با پنهان کردن اطلاعات که ساده‌ترین روش برای غافلگیری است، صورت گرفته است. در مواردی هم فیلمنامه نویس در استفاده از این ترفند زیاده روی کرده است و رودست زدن‌های پیاپی از سوی شخصیت‌ها بر علیه یکدیگر فاقد منطق داستانی است. درباره‌ی دیگر شخصیت‌ها نیز اگر چیزی بیان نشود، بهتر است چرا که در حد تیپ‌های کلیشه‌ای باقی مانده‌اند، برای مثال شخصیت پردازی و گریم نماینده‌ی بانک مرکزی و نماینده‌ی دربار دقیقا شبیه شخصیت‌های طماع و حیله‌گر کارتون‌های کودکان طراحی شده است.

Esterdad1

در مقام اجرا قاب‌بندی‌های زیبای بصری «محمود‌ کلاری»، دکوپاژ یکدست «علی غفاری» کارگردان فیلم و تصویربرداری در محوطه‌ی میدان سرخ مسکو و کاخ کرملین که به گفته‌ی تهیه کننده ی فیلم از آرزوهای هالیوود است، از «استرداد» یک فیلم خوش ساخت و دیدنی ساخته است.

از آن جا که فیلم «استرداد» بر مبنای یک سفارش فرهنگی برای زمینه‌‌سازی اخذ غرامت جنگ جهانی دوم از سوی کارگروه شکل گرفته در سال 88 تولید شده است، نمی توان آن را بدون توجه به صحت اسناد تاریخی مورد قضاوت قرار داد، چرا که هرگونه گاف تاریخی از سوی فیلم به نقض غرض تبدیل خواهد شد و پیام فیلم را معکوس خواهد کرد آن چنان که در نسخه‌ی جشنواره‌ای فیلم اینچنین می‌نمود، هر چند گروه سازنده فیلم، ساخت آن را بر مبنای تحقیقات مفصل و اسناد غیر معمول می‌دانند، اما هستند تاریخ پژوهانی چون “خسرو معتضد” که سناریوی «استرداد» را دروغ و مصداق تشویش اذهان عمومی می‌دانند.

استرداد

در مورد «استرداد» ذکر دو نکته‌ی دیگر نیز خالی از لطف نیست، اول آن که اکران این فیلم به عنوان نمونه‌ای از فداکاری‌های «سرهنگ»‌ها در تاریخ کشور و هم زمان با نبرد دیپلماتیک امروز ایران با کشورهای 5+1 جالب توجه و درس آموز است و نکته‌ی دوم هشدار نسبت به بازی گرفتن از بازیگران زن خارجی در حالت بدون حجاب و سربرهنه در خاک جمهوری اسلامی است، روندی که پیش‌تر از فیلم «کافه ترانزیت» آغاز شده است و علاوه بر آن که یک اقدام غیرقانونی است، پیامدهای ضد فرهنگی روشنی را به دنبال خواهد داشت.

دیدگاه‌ها

  1. ناشناس گفته :

    ممنونٰ نقد کاملي بود.
    يک نکته ي ديگر اين که گويا نشان دادن صحنه ي رقص زنان خارجي يکي از الزامات توليد فيلم هاي فاخر است چرا که در فيلم راه آبي ابريشم رقص زنان چيني نشان داده شد و در اين فيلم هم رقص زنان روسي !!!

  2. ناشناس گفته :

    در مجموع فیلم جالبی بود ممنون

  3. ناشناس گفته :

    در مجموع فیلم جالبی بود اگه حقیقت را نشان می داد بهتر بود و اعتماد مردم را بیشتر جذب می کرد

  4. ناشناس گفته :

    سلام نقد جالب توجهی بود و این فیلم ازاین بابت که وطن پرستی را با ارزش جلوه میدهد بسیار جالب است

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

هفت − 2 =