صفحه اصلی » اجتماعی » ازدواج سفید سوغات خطرناک وارده از غرب/ طلاق توافقی چهارمین مراجعات حقوقی کشور است

گفتگو با یک وکیل خانواده:

ازدواج سفید سوغات خطرناک وارده از غرب/ طلاق توافقی چهارمین مراجعات حقوقی کشور است

برای گرفتن طلاق توافقی نیازی به دلایل محکمه پسند نیست، فقط زوجین به طور مشترک در دادگاه حاضر شده و طلاق می گیرند. تلاش دادگاه نیز بستگی به شخص قاضی دارد که برای اصلاح ذات البین تلاش کند یا خیر. کل تلاش دادگاه همان ارجاع به داور است

تاریخ انتشار: ۱۰:۲۹ - دوشنبه ۱۳۹۵/۰۶/۲۲

صاحب نیوز/ طلاق یکی از معضلات اجتماعی است که روز به روز گسترش پیدا می کند. زمانی پدربزرگ و مادربزرگ به زن و شوهری که اختلاف داشتند اجازه نمی دادند که اسم طلاق را بیاورند.

می گفتند اسم طلاق را نیاورید که عرش خدا به لرزه می افتد و خلاصه با میانجیگری و سلام و صلوات زن و مرد را آشتی می دادند.

اما الآن برعکس شده است؛ بعضی از خانواده ها به دنبال راه حلی هستند که از فرزندانشان حمایت کنند تا راحت تر جدا شوند! با جمله هایی نظیر: «قحطی پسر که نشده بهترش واسه ات پیدا میشه»، «مگه از دختر فلانی کمتری که طلاق گرفت و حالا دوباره ازدواج کرده و بیا و ببین چه زندگی داره!» یا «برای تو که زن زیاده و پسر به این خوشگلی و خوش تیپی را کی ازش میگذره؟»، «همه که مثل زنت بی لیاقت نیستن» و… خلاصه با این صحبت ها سرپوش روی اشتباهاتشان می گذارند. انگار طلاق توافقی مُد شده و مردم هم از آن استقبال می کنند.

به گفتگو با خانم هاله ابریشم کار (کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناسی) می رویم. وی پنج سال سابقه ی وکالت دارد و همزمان در دانشگاه های علمی کاربردی دولت آباد، انتخاب و… تدریس می کند.

طلاق

 چه شد که به اینجا رسیدیم؟ در گذشته هم خانواده ها و هم قانون سختگیرانه تر با طلاق برخورد می کردند! به نظر شما قانون و مردم طی چند سال گذشته چقدر دستخوش تغییرات شدند؟ و در مورد قوانین بیشتر توضیح دهید.

ابریشم کار: در عصر تکنولوژی و ارتباطات، مردم با رسانه های جمعی، اینترنت، و مخصوصاً گروههای اجتماعی مجازی و غیر مجازی بیشتر و بیشتر روبرو شده و ما در حال حاضر با روند تغییر فرهنگ (مذهبی و اجتماعی) مواجه شدیم.

در گذشته طلاق امری قبیح و مایه ی سرشکستگی خانواده ها بود، در حالی که امروزه یکی از اتفاقات هر چند ناخوشایند اما تقریباً عادی در خانواده هاست.

این بینش متفاوت نسبت به این معضل به دلیل تغییر در نوع نگرش مردم جامعه و در ادامه تغییر در ارزشها و هنجارهای افراد جامعه است و این تغییرات فرهنگی، اجتماعی، مذهبی نه تنها مردم بلکه قوانین را نیز تا حدودی دستخوش تغییر کرده است.

 آمار طلاق از چه سالی در کشور افزایش پیدا کرد و علتش چه بود؟

– تقریبا از 10 الی15 سال گذشته آمار طلاق و پاشیدگی کانون خانواده روز به روز فزونی یافت، به طوری که هم اکنون یکی از آمارهای نگران کننده قوه قضاییه درباره دادخواست های طلاق است.

در خصوص به وجود آمدن طلاق، عوامل مختلفی بانی این معضل است که به صورت موردی می توان به تفاوت های فرهنگی، مذهبی و مسائل و مشکلات اقتصادی، دخالت خانواده ها، پایین بودن آستانه ی تحمل جوانان در برابر مشکلات زندگی مشترک، تصمیم گیری های عجولانه و احساسی، خیانت (یا سوء ظن)، دروغ، اعتیاد و… اشاره کرد.

 طلاق توافقی از چه زمانی موضوعش مطرح شد؟

– شاید جامعه شناسان و حقوقدانان ما این نوع طلاق را بهتر از طلاق هایی بدانند که با مشاجره های خانمان سوز و دعواهایِ درونِ راهروهای دادگاه خانواده همراه باشد، اما وقتی می بینیم آمار طلاق های توافقی به سرعت سیر صعودی دارد (طوری که در تهران نود درصد طلاق های ثبت شده را به خود اختصاص داده است) به این نگرانی می رسیم که اتفاق های ناگواری مردم و جامعه ایران را تهدید می کند.

به نظر می رسد روند معیوب دادگاه های خانواده در رسیدگی فی الفور به این نوع طلاق ها و نیز روند طولانی و در بسیاری موارد ناصحیح طلاق های غیر توافقی باعث شده است که روز به روز شاهد جدایی دختران و پسران جوان باشیم. جدایی هایی که به گفته ی بسیاری از کارشناسان و به گواهی آمار بیشتر در پنج سال اول زندگی رخ می دهد. طلاق توافقی طبق داده های آماری در مرتبه ی چهارم خواسته های حقوقی کشور در سال ۹۴ قرار دارد و به نظر می رسد جولانگاه برخی افراد بی تدبیر برای متلاشی کردن بنیان خانواده باشد.

اصلا چه شد که جامعه به سمت طلاق توافقی رفت؟

– شاید علت به دوران کودکی افراد و نوع تربیت آنها در خانواده بر می گردد؛ تربیتی که باعث شده آستانه ی تحمل زوجین در برابر ناملایمت های زندگی پایین باشد. شاید علت آن را باید در عدم بلوغ فکری و استقلال کافی زوجین چه از لحاظ شخصیتی و چه از لحاظ اقتصادی دانست که در ادامه منجر به دخالت خانواده ها و بروز مشکلات فی مابین می شود.

شاید علت طلاق را باید در استفاده و سهل الوصول بودن انواع مواد مخدر جستجو کرد. چگونه می توان در جوان ها و نوجوان هایی که با کوچک ترین سختی به آغوش مواد مخدر و استفاده از مشروبات الکلی پناه می برند! به دنبال مردان و زنان مقاومی بود که بتوانند در جهت ساخت و استحکام بنیان خانواده گام بردارند؟!

متاسفانه بحث علل طلاق عوامل مختلف دردناک و خطرناکی دارد که باید کارشناسان مجرب در این زمینه به صورت جدی و البته موثر ریشه یابی و در نهایت در مسیر  اصلاح آن اقدام کنند.

بعید نیست در سال های نه چندان دور شاهد اجتماعی متزلزل و فارغ از ارزشها در جهت حفظ کانون خانواده باشیم.

بیشتر توضیح دهید.

– اصولاً طلاق توافقی با کراهت میان زوجین و با موافقت و توافق آنها پدید می آید. اگرچه قوانین تعریف مشخصی نداده اند اما به طور کلی می توان گفت در طلاق توافقی زوجین یا زوجه قسمتی یا همه ی حقوق مالی خود مثل مهریه، جهیزیه، نفقه، اجرت المثل را می بخشد و زوج را راضی به اجرای صیغه ی طلاق می کند.

طلاق توافقی در قانون مدنی به این اسم نیامده است، در این نوع طلاق که می تواند از نوع طلاق خُلع و مُبارات باشد، طرفین بر شرایط مالی و غیر مالی توافق می کنند و توافق مزبور را به محضر دادگاه می برند تا دادگاه گواهی عدم سازش را صادر کند.

در قانون مدنی آنچه درج شده اعطای اختیار طلاق به دست مرد و نیز اجازه گرفتن طلاق در موارد خاص برای زن از جمله ترک نفقه، سوء معاشرت، امراض مسریه و… است که همگی را می توان در قالب عُسر و حَرَج قرار داد. ظهور طلاق توافقی با تصویب قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۴۶ همراه بود که در ماده ۳ آن مقرر می داشت: «در مواردی که برای طلاق بین زن و مرد توافق شده باشد، طرفین توافق را به دادگاه می برند و دادگاه گواهی عدم سازش صادر می کند.»

طلاق

 کسانی که طلاق توافقی را انتخاب می کنند، چه مراحل قانونی را باید طی کنند؟ آیا دادگاه ها تلاشی می کنند که طلاق به تأخیر بیفتد؟ شنیده ام که دادگاهها آنها را به مشاوره ارجاع می دهند.

– هنگام مراجعه زوجین به مشاور جهت طلاق و مخصوصا طلاق توافقی، به لحاظ اینکه طرفین به صورت توافقی نسبت به طلاق اقدام کرده اند و در واقع تصمیم قاطع دارند مشاورین تلاش چندانی برای صلح و سازش انجام نمی دهند و صرفا برای انجام مراحل قانونی پس از برگزاری جلسه مشاوره گزارشی مبنی بر عدم صلح فی مابین تهیه و به دادگاه ارسال می کنند.

قانونگذار به علت عدم سوء استفاده از طلاق و به سبب تلاش در استحکام و حمایت از خانواده قانون حمایت از خانواده را تصویب کرده است که در ماده ۱۱۷۷ قانون مدنی به این نکته اشاره شده که چنانچه مردی خواهان جدایی است، باید شرایط مقرر قانون را رعایت کند و با انجام تشریفات قانونی و نیز تأدیه کلیه حقوق مالی زن و با کسب رضایت از او می تواند جهت طلاق اقدام کند. برای گرفتن طلاق توافقی نیز زن و شوهر می بایست به همراه شناسنامه و عقدنامه به دادگاه بروند و فرم گواهی عدم سازش را پر کنند. البته در حال حاضر دفاتر قضایی نسبت به ثبت دادخواست اقدام می کنند. سپس همه مسائل و موارد مانند حضانت فرزند و ملاقات او و نیز امور مالی را مشخص می کنند.

سپس دادگاه به آنها تکلیف می کند که هر یک از زوجین داوری را از میان بستگان معرفی کنند که این داوران باید با زوجین مذاکره کنند؛ اگر داوران به نتیجه نرسند گزارش خود را به دادگاه ارائه می دهند و دادگاه نیز بر اساس توافق زوجین گواهی عدم سازش صادر می کند و آنها می توانند با ارائه گواهی به دفترخانه طلاق، صیغه طلاق را جاری و ثبت کنند.

گواهی عدم امکان سازش به مدت سه ماه اعتبار دارد، یعنی اگر زوجین ظرف سه ماه آن را اجرا نکنند دیگر اعتبار ندارد.

برای گرفتن طلاق توافقی نیازی به شرایط و دلایل محکمه پسند وجود ندارد، فقط زوجین به این نتیجه می رسند که نمی توانند با یکدیگر زندگی کنند، لذا به طور مشترک در دادگاه حاضر شده و طلاق می گیرند. تلاش دادگاه نیز بستگی به شخص قاضی دارد که جهت اصلاح ذات البین تلاش کند یا خیر. کل تلاش دادگاه همان ارجاع به داور است.

 شما به عنوان وکیل برایتان جالب نیست که چرا زوجها طلاق توافقی را انتخاب می کنند؟ چون طلاق های دیگر مدت زمان زیادی طول می کشد و زوجین در تنهایی خودشان بیشتر فکر می کنند و ممکن است از طلاق گرفتن منصرف شوند؟ آیا پیشنهاد می دهید که پیش از جدایی با مشاور صحبت کنند؟

– یکی از سوالات اصلی و اولیه ی من از مراجعان طلاق توافقی پرسش در مورد علت تصمیم آنهاست. البته نه از جهت جالب بودن، بلکه به این دلیل که بتوانم در راستای کمک به آنها و منصرف نمودن زوجین از طلاق موثر باشم. در خصوص کلیه موضوعات و پرونده هایی که به من مراجعه می شود تلاش می کنم موضوع را خارج از دادگاه حل و فصل کنم و دادگاه در مرحله آخر باشد. در موضوع طلاق نیز تلاش خود را برای اصلاح بین زوجین و ارجاع به مشاوران مجرب خانواده انجام می دهم.

به نظر شما نقش وکلا در طلاق جوانها چیست؟ آیا تلاشی می کنید که زندگی ها از هم نپاشد؟ یا هستند وکلایی که مادیات را ترجیح می دهند؟

– وکلا می توانند تا حدودی نقش موثری در جلوگیری یا حتی تسریع در انجام طلاق داشته باشند. شخصاً در طول سالهایی که به عنوان وکیل مشغول به کار هستم، توانسته ام دو مورد از مراجعان خود را که متقاضی طلاق بودند منصرف کنم و این بهترین نتیجه در طول سالهای شغلی من است.

البته هستند معدود همکارانی که نقش مسائل مادی در مقایسه با وجدان کاری برای آنها پر رنگ تر و این مسئله نه تنها در شغل ما بلکه در سایر مشاغل نیز وجود دارد.

 تمام پرونده های طلاق دردناک هستند اما شما پرونده طلاقی داشتید که ذهن و روح شما را تا مدتها درگیر خودش کند؟

– بله، در مورد طلاق دوستم به علت اینکه ایشان را از دوران دبیرستان می شناسم از تهمت های مکرر و بی اساس همسرش به وی و به علت اینکه دوستم شغلی نداشت و خانواده ایشان نیز تمکن مالی کافی برای پرداخت مخارج او و فرزندش را نداشتند، به شدت متأثر شدم. البته بیماری شخصیتی همسرش در پزشکی قانونی اثبات شد و زوج محکوم به پرداخت کلیه حقوق مالی زوجه شد که البته به صورت اقساطی شده.

موضوع ازدواج سفید که مدتی رواج پیدا کرده آیا تاثیری بر طلاق توافقی داشته؟ یا نه ربطی به هم ندارند؟

– ازدواج سفید موج خطرناکی است که از سوی کشورهای غربی وارد مرزهای کشور شده و متاسفانه نه تنها واژه خانواده را نامفهوم کرده، بلکه باعث کاهش آمار ازدواج و افزایش آمار طلاق نیز شده است.

وقتی با تغییر فرهنگ و تزلزل هنجارهای مذهبی مواجه می شویم، وقتی فشار مسائل اقتصادی بر جوانان روز به روز سنگین تر می شود، به طوری که جوانان توانایی تشکیل زندگی مشترک را ندارند، برای رفع نیازهای طبیعی خودشان به سمت راه های غیر متعارف کشیده می شوند.

این مسئله بیشتر بر خانم های جامعه تاثیر مخرب و غیرقابل جبرانی خواهد داشت و ما امروزه شاهد هستیم که متاسفانه بین جوانان تحصیل کرده ما نیز این موج خطرناک نفوذ پیدا کرده است.

انتهای پیام/ نفیسه قاسمی- ندای اصفهان/ الف

دیدگاه‌ها

  1. حامد گفته :

    Hamed Pfm labor:
    کسی نمیتونه ازدواج را وارد یا صادر کنه مگر اینکه شرایط ایجادش در جامعه حکم فرما باشه .ازدواج سفید یک عکس العمله،واقعا از اصلاحات انتظار میره که به جای این نوع موضع گیری ها بدنبال ریشه یابی باشند .
    و اما در مورد ازدیاد طلاق .با تمام احترامی که برای شما نویسنده عزیز قائلم اما مقاله ی جنابعالی به یک بحث زنانه بیشتر شبیه بود تا یک مقاله ی فرهنگی ،اجتماعی.بنده تعجب میکنم که چرا شما که خودتان یک زن هستید چرا؟در مقالتان به اعتیاد و مشروب و خیانت و همه چیز اشاره کردید جز فهم.فهم بالا همیشه تصمیمات مورد قبول سنت و عرف اجتماعی را نمی گیرد!چرا اشاره نمی کنید که میزان فهم و شعور اجتماعیه زنان ما در جامعه به دلیل تحصیلات و فعالیت اجتماعی نسبت به میزان فرهنگ مرد سالاری رشد بیشتری داشته؟بنده به عنوان یک پژوهشگر اجتماعی به شما عرض میکنم پافشاری بر حفظ تابوها و هنجار های سنتی که هر کدام به اقتضای زمان می بایست تغییر کنند ولی بطور فعالانه در جامعه ی ما حفظ و حتی ترویج یافتند هیچگاه به این فکر نبود که بالا رفتن میزان تحصیلات و فعالیت اقتصادی و اجتماعیه زنان و البته رشد فهم زنان از حقوق شان به عنوان یک زن و یک انسان ،روزی باعث ایجاد تداخل در بستر فرهنگی بین زنان و مردان میشود؟و اینکه آیا جنابعالی خود بعنوان یک زن میل به این امر را دارید که از همان مادران و مادربزرگانتان مثال میزنید عمرتان در حسرت یک زندگی عاشقانه و طوق سنگین اجبار و کنترل شکاکانه یا متعصابه ی مردی بگذرانید که از کودکی جامعه اجازه ی رشد فرهنگی درخور زمان و پیشرفت اجتماعی را به او نداده و همچنان میخواهد طبق خصوصیات همان پدران و پدربزرگانش با شما رفتار کند .خواهر من عرف با ارزش فرق میکند مشکل جامعه ی ما اینست که به عرف و هنجار که تحت تاثیر شرایط زمانی خود باید تغییر کند به چشم تقدس نگریست ولی بدلیل شرایطی که عرض کردم این سکون فرهنگی چندان در طرز تفکر و اندیشه ی زنان تاثیر عمیقی ایجاد نکرد .چراکه عموما در آن زمان اکثریت زنان حتی فارغ از بهره ی سواد ابتدایی بودند ولی حتما از همان زنان بپرسید که چه آرزوها و اهدافی را داشتند ولی…..
    تا وقتی با خودمان صادق نباشیم هیچ چیز حل نخواهد شد .

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد