صفحه اصلی » آخرین اخبار ایران و جهان » مصاحبه های اشک آلود/ شهیده طیبه ای که به گلوله بسته شد

بازنشر/گفتگو با نویسنده کتاب شهیده طیبه واعظی؛

مصاحبه های اشک آلود/ شهیده طیبه ای که به گلوله بسته شد

خبر درگذشت حاجیه خانم واعظی، مادر شهیدان جعفریان در روزهای اخیر که الگوی صبر زینب گونه در فراغ 4 فرزند و عروس و داماد شهیدش سال ها استقامت کرد، بهانه ای بود تا گفت و گوی صاحب نیوز با فاطمه رئیسی، نویسنده کتاب «موقعیت فرشته» که در مورد زندگی شهید واعظی عروس خانواده هست را مرور کنیم.

تاریخ انتشار: ۱۲:۲۸ - شنبه ۱۳۹۹/۰۲/۶

به گزارش صاحب نیوز،  «تاریخ تطبیقی»، شاید بتوان این کلیدواژه را مهمترین ویژگی کتاب شهیده طیبه واعظی دانست.

هر ساله سازمان بسیج مستضعفین از میان شهدای برجسته و گمنام چند شهید را به عنوان «شهید شاخص» انتخاب و معرفی می کند. سال 1394 شهیده طیبه واعظی از خمینی شهر به عنوان شهید شاخص معرفی و همزمان کتابی به نام «شهیده طیبه» رونمایی و توزیع شد.

 فاطمه رئیسی نویسنده این کتاب متولد 1362 و دارای مدرک کارشناسی ارشد تاریخ از دانشگاه شهید بهشتی تهران و معلم تاریخ است.

در ادامه گفتگوی صاحب نیوز با این نویسنده را می خوانید:

%d9%81%d8%a7%d8%b7%d9%85%d9%87-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%db%8c

نویسندگی را از کجا شروع کردید؟

قبل از نگارش کتاب مذکور کارهای پژوهشی انجام داده بودم و مقالاتم در مجلات و نشریات تخصصی چاپ می شد. اولین کتاب من کتابی پنج جلدی درمورد تاریخ صنایع و حِرَف و مشاغل استان اصفهان بود که سال 1391 از طرف دانشگاه اصفهان و اتاق بازرگانی پیشنهاد شده بود.

جلد یک آن را با عنوان تاریخ صنایع، حرف و مشاغل اصفهان در دوره باستان را با نظارت مدیرکل فعلی سازمان میراث فرهنگی و دکتر اصغر محمودآبادی عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان به رشته تحریر درآوردم. البته در نگارش و تهیه جلدهای بعدی این کتاب به عنوان پژوهشگر همکاری داشتم.

کار دیگری از طرف دانشگاه اصفهان به من پیشنهاد شد به نام کاروانسراهای ایران در دوره صفوی. در این طرح نیز به همراه چند تن از دانشجویان دکترا همکاری داشتم.

ازکجا با کنگره شهدا آشنا شدید؟

از طریق یکی از دوستان قدیمی و همکار در طرح های پیشین کنگره شهدا و همچنین توسط اساتید دانشگاه از جمله دکتر نورایی و دکتر ابوالحسنی با کنگره شهدای شهرستان خمینی شهر آشنا شدم. در سال 1394 از طرف این کنگره کار نگارش کتاب شهیده طیبه واعظی پیشنهاد شد.

از کجا شروع کردید؟

با همکاری «هاجر مارانی» در مدت دو ماه مصاحبه ها را انجام دادیم. البته در حین نگارش کتاب، مصاحبه ها هنوز ادامه داشت چون مصاحبه شوندگان در شهرهای مختلف قم، تهران، تبریز و حتی خارج کشور بودند و مجبور بودیم با ایمیل تماس داشته باشیم و منتظر باشیم تا برای دیدن اقوام به اصفهان سفر کنند و بتوانیم مصاحبه کنیم؛ از جمله برادر شهیده، حجت الاسلام عباس واعظی که سفیر در یکی از کشورهای آفریقایی است.

در مجموع چند مصاحبه انجام دادید؟

حدود 70 ساعت مصاحبه از بیش از 25 نفر از اقوام و دوستان این زن و شوهر شهید انجام شد. از هر کس که مطلبی از این دو به یاد داشت اعم از اقوام، آشنایان، همسایگان، دوستان، همکلاسیها، همکاران، همرزمان و….

غیر از مصاحبه ها، کتاب مبتنی بر اسناد است. بخش کودکی این دو، تا زمان شروع فعالیت در گروه مهدویون بر اساس مصاحبه ها تنظیم شد و فعالیت های سیاسی بر اساس اسناد سازمان اسناد انقلاب اسلامی تهران تنظیم گردید.

درمورد شهیده طیبه واعظی برایمان بگویید

طیبه واعظی متولد سال 1337 اهل دهنو است که آن زمان از توابع شهرستان خمینی شهر بود. چون پدرش روحانی بود، قم اسکان داشتند و فقط تابستانها برای کار کشاورزی به دهنو می آمدند. سال 1350 با پسرخاله اش ابراهیم جعفریان از مبارزان گروه مهدویون ازدواج می کند.

حاصل این ازدواج یک پسر به نام محمدمهدی بود که با وی نیز مصاحبه کردیم ولی صحبتهای او برای کار نگارش کتاب کمکی نکرد چون زمان شهادت پدر و مادرش دو ساله بود و از آنها چیزی به یاد ندارد.

درمورد شهید ابراهیم جعفریان کمی توضیح دهید

ابراهیم جعفریان یکی از چهره های شاخص گروه مهدویون بود. البته قبلاً عضو گروه مجاهدین خلق بود که بعد از انحراف این گروه، راه خود را تغییر داد. او و مهدی امیر شاه کرمی که جوانان مؤمن و با خدا بودند، ارتباطشان را با گروه مجاهدین خلق قطع کردند و گروهی اسلامی به نام «مهدویون» تشکیل می دهند. این گروه هم با رژیم پهلوی مبارزه می کرد هم درصدد مبارزه ای بر مبنای اسلام و قیام حضرت مهدی(عج) بود.

خلاصه ای از کتاب را بیان کنید؟

مهدی امیر شاه کرمی در سال 1354 در تور پلیسی ساواک به دام می افتد و در تعقیب و گریز به شهادت می رسد. از آن پس رهبری گروه به دست ابراهیم جعفریان افتاد. او با همسر خود طیبه واعظی و نوزادشان از اصفهان متواری شدند. تهران، مشهد و سرانجام تبریز. مدتها در تبریز فعالیتهای فرهنگی سیاسی انجام دادند. بالاخره زن و شوهر به فاصله چند روز شناسایی و دستگیر شدند. پس از دستگیری، کودک دو ساله شان به صورت ناشناس به پرورشگاهی سپرده شد. البته دو سال بعد با پیگیریهای فراوان در پرورشگاه پیدا شده و به آغوش خانواده بازگشت.

علی رغم شکنجه های سخت، این زن و شوهر مسلمان دهانشان به غیر از آیات قرآن به چیزی باز نشد و نام همرزمان و مبارزان را فاش نکردند. بالاخره رژیم پس از اعمال انواع شکنجه های روحی و جسمی، وقتی دید نمی تواند از این زن و شوهر اطلاعات به دست آورد، روز 65/3/3 این دو را در آزادراه تهران قم رها کرد و با شلیک گلوله به شهادت رساند. هم اکنون آرامگاه این زن و شوهر مبارز در قطعه 39 بهشت زهرای تهران است.

این کتاب چه ویژگی هایی دارد

کتاب صرفاً بر اساس خاطرات نوشته نشده است. همان گونه که گفته شد در دل وقایع زمان انقلاب، خاطرات بیان شده است. کتاب مذکور بیشتر حالت تاریخ تطبیقی دارد یعنی هر جا خاطره ای ذکر شده است، همانجا با تاریخ معاصر تطبیق داده شده است و خواننده ای هم که اطلاعات تاریخی کمی داشته باشد، غیر از خواندن خاطره با تاریخ معاصر هم آشنا می شود. مثلاً در کتاب این خاطره بیان شده که طیبه واعظی در زمان کودکی و همزمان با تبعید امام(ره)، برای سلامتی ایشان نذر می کند. همانجا فضای تاریخی آن زمان و چگونگی تبعید امام به صورت علمی و مستند بازسازی شده است.

چه موانع و مشکلاتی در کار وجود داشت

یکی کمبود اطلاعات بود؛ مادر شهیده از دنیا رفته بود، و دیگر بازماندگان و اقوام کم سن تر از این دو شهید بودند و چیز چندانی به یاد نداشتند.

از طرفی برخی مصاحبه شوندگان بخاطر بعضی از مصالح امروزی از بازگو کردن برخی حقایق خودداری و احتیاط می کردند. به هر حال به یاری خداوند از طریق همکاران و همرزمان اطلاعاتی جمع آوری کردم.

خاطره ای از زمان نگارش بگویید

این زن و شوهر مسلمان و مبارز در زمان جوانی و به طرز ناراحت کننده ای به شهادت رسیدند. هر موقع با بازماندگان مصاحبه می شد، غم زده و ناراحت بودند. دقایق ابتدایی مصاحبه سکوت حکفرما بود تا از ناراحتی مصاحبه شونده کاسته شود.

چه کسانی برای نگارش به شما کمک کردند

هاجر مارانی در انجام مصاحبه ها یاور و همراه همیشگی من بود. او قبلاً با بنیاد شهید اصفهان همکاری کرده بود و کارهای مصاحبه شهدای اصفهان مخصوصاً شهدای مربوط به خمینی شهر را انجام داده و روش کار را بلد بود. بخاطر همین در بخش مصاحبه ها خیلی به من کمک کرد و هماهنگی ها نیز به عهده او بود.

دکتر مهدی ابوالحسنی با نظارت دقیق و راهنمایی های دلسوزانه خود در تمام مراحل کار نقش بسزای داشتند، ایشان زحمت ویرایش کتاب را نیز به عهده داشت.

البته نمی توانم همکاری های همسرم را نادیده بگیرم که با صبر و حوصله از من حمایت می کرد.

برای آینده چه برنامه ای دارید

از طرف کنگره شهدا کار دیگری در زمینه زندگی سردار شهید محمود غلامی به من پیشنهاد شده است. البته با کار قبلی تفاوت دارد چرا که مربوط به دفاع مقدس است. مصاحبه ها انجام شده و در حال نگارشم.

 

انتهای پیام/ الف

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد