صفحه اصلی » مقاومت » نگاهی کوتاه به علل تجاوز رژیم بعث به ایران اسلامی/ قسمت دوم

ناگفته های جنگ/2

نگاهی کوتاه به علل تجاوز رژیم بعث به ایران اسلامی/ قسمت دوم

صدام حسين بر اساس محاسبات دقيق و كارشناسانه، به اجراي طرح خود اطمينان يافت. امّا پس از 8 سال دفاع مقدس و مردانه ملت غيور ايران نه تنها صدام جنگ‌افروز به هيچ يك از اهداف خود نرسيده، بلكه به جاي تشكيل ملت واحد عربي، كشور عراق را نيز قرباني جاه‌طلبي‌هاي خود كرده است.

تاریخ انتشار: ۰۸:۴۱ - سه شنبه ۱۳۹۵/۰۶/۳۰

صاحب نیوز-مصطفی سجاد/ در قسمت اول مقاله بررسی علل تجاوز رژیم بعث به ایران به بررسی پیشینه تاریخی روابط ایران و دولت عثمانی و شرایط حاکم بر ایران قبل از تجاوز و آغاز جنگ پرداخته شد. در ادامه این مقاله و بحث قبل به بیان شرایط حاکم بر کشور عراق قبل از حمله به ایران و همچنین اهداف مختلف رژیم بعث از این حمله خواهیم پرداخت.

***

شرايط حاكم بر كشور عراق قبل از تجاوز به ايران

  • شرايط سياسي، اقتصادي و نظامي رژيم عراق

حزب بعث عراق كه بر معيارهاي غيرمذهبي و با تكيه بر ناسيوناليزم عربي بنيان‌گذاري شده بود، همواره موفقيت خود را در اتخاذ سياستي توسعه‌طلبانه و سيادت بر جهان عرب دنبال مي‌كرد. پيروزي انقلاب اسلامي در ايران مي‌توانست شيعيان عراق را كه با وجود اكثريت، از حكومت و قدرت به دور بوده‌اند، به حركت وا دارند و موج اسلام‌خواهي از طريق شيعيان عراق به ديگر كشورهاي منطقه سرايت كند. از اين رو رژيم عراق خود را بيش از ديگران در معرض خطر احساس مي‌كرد، اقدام شتابزده او در به شهادت رساندن آيت‌الله صدر و خواهرش و نيز قلع و قمع نيروهاي فعال شيعه در همين راستا بوده است.

صدام آسيب‌پذيري عراق را از انقلاب اسلامي چنين بيان مي‌كند:

«ما از تروريسم وحشتي نداريم، دولت سوسياليست عراق بيش از هر كشور ديگر در خاور ميانه مورد تهديد فرمان آيت الله خميني براي صدور انقلاب ايران قرار دارد، ايران يك كشور شيعه بوده و نيمي از جمعيت 13 ميليوني عراق را نيز شيعيان تشكيل مي‌دهند.»[5]

صدام حسين با ترساندن ديگر كشورهاي منطقه از صدور انقلاب اسلامي، شرايط منطقه را براي ايجاد ضربة نظامي به ايران آماده كرد و از طرفي تمايل شرق و غرب را كه از نظر ماهوي با انقلاب اسلامي مخالف بودند، به خود جلب كرد، و در ساية اين اعتماد توانست بنية دفاعي خود را بيش از پيش تقويت نمايد و امكان اتخاذ مواضع مستقل‌تري را به دست آورد.

رژيم عراق با استفاده از سياست بهره‌گيري از دو ابرقدرت شرق و غرب، بدون آنكه مناسبات خود را با شرق كاهش دهد، به بلوك غرب نزديك شد و به بهانة مقابله با صدور انقلاب اسلامي خريد تجهيزات از امريكا را آغاز كرد

همچنين كشور فرانسه از سال 1967 با امضاء قرارداد نظامي با عراق، در سال 1980 به صورت يكي از بزرگترين منابع تسليحاتي ارتش عراق درآمد. نيروهاي هوايي اين كشور توسط متخصصان فرانسوي تجديد سازمان شد و از اوايل 1980 تحويل حدود 60 فروند هواپيماي ميراژ 2000، هلي‌كوپتر، موشك و تجهيزات دريايي نيز صورت گرفت. همزمان با اين اقدامات، اخبار بسياري در مورد دسترسي عراق به سلاح‌هاي شيميايي از سوي محافل سياسي و نظامي جهان انتشار يافت.

به هر حال رژيم عراق توانست در فاصله‌اي كوتاه با برقراري توازن در روابط خارج از رقابت شرق و غرب، در جهت افزايش توان نظامي خود سود ببرد و با شعار دفاع از منافع جهاني عرب در مقابل انقلاب اسلامي روابط تجاري و اقتصادي خود را با كشورهاي عربي منطقه گسترش دهد.

اينك با مقايسه اوضاع سياسي و اقتصادي و نظامي دو كشور به راحتي مي‌توان قضاوت كرد كه آغازگر جنگ در 22 سپتامبر 1980 (31 شهريور 1359) كداميك از طرفين درگير بوده‌اند؟ اگر كسي بگويد ايران، قضاوتي نابجا و به دور از واقعيت كرده است و اگر كسي بگويد عراق، قضاوتي عادلانه و در خور عقل و انصاف نموده است. البته تشريح اوضاع آنچنان بر بداهت امر مي‌افزايد كه حتي راه طفره را بر دشمنان مغرض انقلاب اسلامي بسته و چاره‌اي جز اعتراف به متجاوز بودن رژيم عراق براي آنان باقي نمي‌گذارد.

  • توسعه‌طلبي صدام و جلب رضايت امريكا

اگر پتانسيل بالاي اقتصادي و نظامي در اختيار فردي توسعه‌طلب قرار گيرد، قطعاً آن پتانسيل را در جهت اهداف توسعه‌طلبانه خود به كار مي‌گيرد. اين قاعدة مسلمي است كه مورد قبول همه انديشمندان سياسي و نظامي مي‌باشد. با توجه به بررسي اوضاع اقتصادي و نظامي ايران اين پتانسيل در اختيار صدام حسين كه فردي توسعه‌طلب است، قرار گرفت.

شخصيت صدام حسين به لحاظ روحي و رواني براي همگان شناخته شده نيست، ليكن آرزوي رهبري جهان عرب، توسعه‌طلبي را براي او به آهنگي سوزان مبدل كرده بود. بويژه شرايط اقتصادي، نظامي و سياسي عراق اهداف تجاوز را كه بارها و بارها در سخنراني‌ها و مصاحبه‌ها تكرار نمود، سهل‌الوصول كرده بود.

سرانجام صدام حسين با جلب رضايت امريكا و اذناب منطقه‌اي او و با اطمينان از حمايت همه‌جانبه آنان، جنگ تمام عياري را عليه انقلاب اسلامي نوپاي ايران به طور ناجوانمردانه‌اي آغاز كرد. امام راحل(ره) كه روند حوادث از مقابل نگاه دورانديش او عبور مي‌كرد، دريافت كه عامل اصلي در اين تهاجم سراسري، امريكا است. لذا فرمودند: «هرچه فرياد داريد، بر سر امريكا بكشيد، هرچه تظاهرات داريد، بر ضد امريكا كنيد، قواي خودتان را مجهز كنيد و تعليمات نظامي پيدا كنيد و به دوستان تعليم دهيد.»[6]

و در جاي ديگر فرمودند: «اين دست امريكاست كه از آستين صدام بدر آمده است.»[7]

مهمترين اهداف تجاوز رژيم عراق به جمهوري اسلامي ايران

1-حاكميت مطلق بر اروند رود

يكي از اختلافات عمدة ايران و عراق، به مرز مشترك دو كشور در اروندرود مربوط مي‌شود. دولت عراق همواره ادعا مي‌كرد كه اروندرود، به آن كشور متعلق است و در مقابل، دولت ايران نيز معتقد بوده كه اروندرود يك رودخانه مرزي و قابل كشتيراني است، به همين جهت بر اساس اصول و مقررات حقوق بين‌الملل مرز دو كشور بايد خط «تالوگ»[8] باشد.
به موجب عهدنامه 1975، مرز دو كشور در اروندرود خط تالوگ تعيين شده است.

دولت عراق در تاريخ 17 سپتامبر 1980 عهدنامة مرزي 1975 و اعلامية الجزاير را به طور يكجانبه لغو كرد و سپس در 21 سپتامبر از طريق زمين، هوا و دريا به حملة گسترده و همه‌جانبه‌اي عليه ايران دست زد.

2-استرداد جزاير سه‌گانه

هدف ديگر رژيم عراق از تجاوز به خاك ايران، استرداد جزاير سه‌گانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك بود، در حالي كه اين ادعا هيچ‌گونه مبناي تاريخي و حقوقي نداشت. جزاير سه‌گانه جزو مجمع‌الجزاير ايران بوده است و قسمتي از آن به حساب مي‌آيد.

بر فرض آنكه جزاير سه گانه به ايران تعلق نداشته باشد، اين ادعا را بايد دولت امارات متحده مطرح كند، نه دولت عراق. امّا به خوبي پيداست كه رژيم عراق همراهی ملل عرب با خود در این تجاوز را از عوامل مهم پيروزي خود مي‌دانست.

3-تجزيه خوزستان

اهداف تجاوزكارانة رژيم عراق تنها به حاكميت مطلق بر اروندرود و استرداد جزاير سه‌گانه خلاصه نمي‌شد، بلكه دولت عراق نسبت به استان خوزستان ايران نيز چشم طمع داشت. در طول تاریخ ثابت شده است که هرگاه دولت عراق اختلافاتش با دولت ايران شديد مي‌شد، در كنار ساير مسائل ادعايي، موضوع عربي بودن استان خوزستان را مطرح مي‌كرد و آن را جزو لايتجزاي كشور عراق مي‌دانست.

4-سرنگون كردن نظام جمهوري اسلامي

يكي از اهداف تجاوز عراق، سرنگوني نظام نوپاي جمهوري اسلامي بوده است. بلاشك آنچه كه ابرقدرتها خصوصاً دولت امريكا از صدام حسين انتظار داشتند، منحصراً به سقوط كشاندن نظام اسلامي در ايران بوده است، زيرا وقوع انقلاب اسلامي براي امريكا و نوكرانش در منطقه غير قابل تحمل بوده است.

در اين بين صدام حسين كه قصد داشت به جاي شاه ايران، ژاندارمي منطقه را به عهده بگيرد، با اطلاع از اهداف و نيات امريكا و ديگر قدرتهاي بزرگ جهان نسبت به انقلاب اسلامي، خود را براي نبردي كه نتيجه آن سرنگوني نظام جمهوري اسلامي باشد، آماده كرد و يقين داشت كه در اين معركه از حمايت كامل قدرتهاي بزرگ خصوصاً امريكا و اذنابش در منطقه، برخوردار خواهد بود. فلذا بهانه رژيم عراق براي تجاوز، تنها آبراه شط‌العرب يا استرداد جزاير سه‌گانه نبوده است، بلكه هدف اصلي از تجاوز سرنگوني نظام جمهوري اسلامي بوده است. اظهارات مقامات عراق خود گوياي اين واقعيت است.

طه ياسين رمضان، معاون نخست وزير عراق، گفته است:

«اين جنگ براي عهدنامه 1975 و يا چند صد كيلومتر خاك و يا نصف شط‌العرب نيست، اين جنگ براي سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي است.»[9]

همچنين طه ياسين رمضان، معاون اول نخست‌وزير و فرمانده ارتش خلقي عراق، در مصاحبه اختصاصي با روزنامه «الثوره» ارگان رسمي حزب بعث در ژانويه 1980 اظهار داشت:

«ما بر اين نكته تأكيد مي‌كنيم كه جنگ به پايان نخواهد رسيد مگر اينكه رژيم حاكم بر ايران به كلي از بين برود.»[10]

جف مك كانل، مفسر معروف امريكايي در مجله «كانتراسپاي» مي‌نويسد:

«شايد بتوان گفت كه جنگ عليه ايران، هدفش سرنگوني دولت ايران است، بنابراين بازستاني شط‌العرب كه صدام مطرح مي‌كند و يا حق حاكميت عربي بر 3 جزيره تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي، تنها عامل جنگ‌افروزي نمي‌باشد. بسياري از تحليلگران سياسي در غرب، اميدوار بودند كه ادامه جنگ موجب بي‌اعتباري حكومت ايران مي‌شود و كشور را به بي‌ثباتي و تشنج مي‌كشاند. با اين ادله مي‌توان پي برد كه چرا عراق جنگ را بدون تصرف مناطق مورد اختلاف ادامه مي‌دهد. مقصد اصلي عراق از نبردهاي سنگين كه در سراسر خوزستان و كردستان اعمال كرده، مستأصل كردن رژيم ايران و در نهايت سقوط جمهوري اسلامي ايران بود.»[11]

5-رهبري جهان عرب

صدام حسين قصد داشت كه با آغاز جنگ عليه ايران، آن را به جنگ بين ايران و اعراب مبدل كند. از اين رو پس از تجاوز، در سخنان خود اظهار مي‌كرد كه از جانب اعراب با ايران مي‌جنگد و از طرفي تصميم گرفت تا با تجزيه خوزستان، خود را منجي عربهاي دربند و مدافع وطن عربي جلوه دهد.

اين مطلب كاملاً در سخنان صدام حسين مشهود است، وي طي مصاحبه‌اي در 23 اسفند 1362 خطاب به اعراب گفت: «ما كه برادرانتان هستيم، به نمايندگي از سوي شما، دفاع از سرزمين اعراب را آن گونه كه در خور است، به عهده خواهيم گرفت.»[12]

بالاخره صدام حسين با اين زمينه‌سازيها، شناسايي به اصطلاح موقعيت ژئوپولتيك جديد رژيم عراق را با حمله نظامي به ايران امر ضروري تشخيص داد. بر اساس بخشنامه‌اي كه پس از جلسات متعدد و كاملاً محرمانه بين سران حزب بعث در بغداد، صادر شد و نسخه‌اي از آن به دست محافل خبري بيروت افتاد و در روزنامه «كريستين ساينس مانيتور» چاپ شد، آمده است: «به عقيده حزب بعث براي ايجاد يك موقعيت ژئوپولتيك جديد به وسيله عراق، زمينه از هر جهت فراهم است، لذا به منظور شناسايي اين موقعيت جديد از سوي دنياي عرب، حمله نظامي به ايران با وارد آوردن يك ضربة مؤثر كه بنا به ارزيابي آنها به شكست ايران منتهي مي‌شود، لازم است.»

صدام حسين بر اساس محاسبات دقيق و كارشناسانه، به اجراي طرح خود اطمينان يافت و تأييد غالب كشورهاي منطقه و حتي دولت امريكا را در اين رابطه به همراه داشت. امّا پس از 8 سال دفاع مقدس و مردانه ملت غيور و خداجوي ايران نه تنها صدام جنگ‌افروز به هيچ يك از اهداف خود نرسيده، بلكه به جاي تشكيل ملت واحد عربي، كشور عراق را نيز قرباني جاه‌طلبي‌هاي خود كرده است. خرابي، ويراني، ورشكستگي اقتصادي و ميلياردها دلار بدهي خارج، و اتلاف نيروي انساني، ارمغان اين تجاوز بوده است.

صدام متجاوز با ويران كردن دهها شهر و روستاي ايران و كشتار هزاران زن و مرد و كودك بي‌دفاع و با به كار بردن بمبهاي شيميايي عليه رزمندگان و بمباران هوايي مناطق مسكوني، روي جلادان تاريخ را سفيد كرده است. به يقين، تاريخ از او به عنوان فردي درنده و خون‌آشام در رديف جلاداني چون چنگيز و هيتلر ياد خواهد كرد.

[5] روزنامه کیهان، 14 فروردین 1359

[6] صحیفه نور، ج 10، ص 239

[7] صحیفه نور، ص 339

[8] خط تالوگ دلالت بر این دارد که عمیق ترین و یا مسیر قابل کشتی رانی در رودخانه های مرزی، مرز دو کشور محسوب می شود.

[9] تحلیلی بر جنگ تحمیلی ایران و عراق، دفتر حقوقی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران، بهمن 1361، ص25

[10] همان، ص 8

[11] ستیز با صلح، ستاد تبلیغات جنگ، شورای عالی دفاع، ص 53

[12] ستیز با صلح، ستاد تبلیغات جنگ، شورای عالی دفاع، ص 71

انتهای پیام/ع

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد