صفحه اصلی » مذهبی » مرز ایمان و کفر/ نقش محبت در دینداری چیست؟

به مناسبت عید سعید غدیر خم؛

مرز ایمان و کفر/ نقش محبت در دینداری چیست؟

مرز ایمان، حبّ و بغض است و حبّ ملاک تقسیم بندی ها در ایمان و کفر؛ امام باقر (ع) فرمود: اگر حب به اهل بیت باشد ایمان هست و الا نیست و حتی حب و بغض ها مرزها را در هم می نوردد و گذشتگان و آیندگان را در صفوف یکدیگر قرار می دهد

تاریخ انتشار: ۱۹:۵۸ - دوشنبه ۱۳۹۵/۰۶/۲۹

صاحب نیوز- حجت الاسلام عبدالغفار امیدوار/ گرچه معنای مولا در «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» به معنای صاحب اختیار بودن، رهبری و مرجعیت منحصر به فرد در تمامی ابعاد دنیا و آخرت، اولی بودن سبک زندگی ایشان بر سایر سبک ها و لزوم قرار گرفتن در کادر رهبری مولی الموحدین علی بن ابیطالب (علیه افضل صلوات المصلین) است اما در عین حال؛ ولایت ایشان بیگانه از معنای محبت به ایشان و خاندان معصوم ایشان نیز نیست، محبتی از اعماق وجود که در تبعیت مطلق از ایشان تجلی و نمود داشته باشد.

یک سوال مهم

پر واضح است که برای هر چیزی پایه و اساسی است؛ مثلا پی و ستونهای یک ساختمان اساس آن ساختمان است. بالعکس درب و پنجره و رنگ و… که نقش اساسی در ساختمان ندارند. و اظهر من الشمس است که اگر امور غیر اساسی ضربه بخورند قابل جبران است اما اگر اساس ضربه بخورد معلوم نیست جبران پذیر باشد.

بعد از این مقدمه، سوال مهمی که می توان پرسید این است که اساس دین چیست؟ اهمیت پاسخ به این سوال در این است که با روشن شدن پاسخ و مراقبت از آن می توانیم خود را از سقوط حتمی در امان بداریم.

حبّ اهل بیت علیهم السلام؛ اساس دین

«عَنِ النَّبِیِّ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِه: یا عَلِی! لِکلِّ شَئٍ أساسٌ و أساسُ الاِسْلامِ حُبُّنا أهْلَ الْبَیْتِ»؛ یا علی! برای هر چیز پایه و اساسی است و اساس اسلام حب و دوستی نسبت به ما اهل بیت است. (الکافی، ج ۲، ص ۴۶)

اهل بیت

بنابراین هر کسی که دوست دارد اهل نجات باشد باید در حفظ اساس دین یعنی محبت اهل بیت عصمت و طهارت کوشا باشد و باید بداند که اگر محبت به اهل بیت ضربه بخورد کمال و بلکه تمامیت دینش آسیب خواهد خورد.

نجات از دوزخ بواسطه حبّ اهل بیت علیهم السلام

حفظ دیانتِ حر بن یزید ریاحی و صعودش به اعلی علیین بهشت بعد از سقوط در قعر دوزخ نمونه ای بارز از اساسِ دین بودن «محبت اهل بیت» علیهم السلام است. محبت اهل بیت اساس و ستون دین است و تا ستون دین سر جایش است امید نجات هست و نمونه بارز آن را می توان در قصه حر جستجو کرد. هنگامی که او راه را بر حسین بن علی بست و امام حسین به او فرمود: «ثکلتک امک ما ترید؟» (مادرت به عزایت بنشیند چه می خواهی؟) حر گفت: اگر غیر از تو نام مادرم را برده بود نام مادرش را می بردم اما مادر تو کسی است که جز به خوبی نمی توان از او یاد کرد.

و این محبت جناب حر نسبت به فاطمه زهراء سلام الله علیها دست مایه نجات او شد و او را در نصف روز از قعر جهنم به اعلی علیین بهشت کشاند. لذا اگر نجات می خواهید باید نسبت به ارتقاء و حفظ محبت اهل بیت عصمت و طهارت دغدغه مند باشید.

و از سوی دیگر نیز بی محبتی به اهل بیت مایه سقوط است. ازجمله می توان به قصه زبیر اشاره کرد؛ حضرت امیر در جمل به زبیر فرمود: ما شما را در شمار بهترینان عبدالمطلب بر می شمردیم تا اینکه پسر بدت بزرگ شد و میان ما تفرقه انداخت (تذکره الخواص ص- ۷۱).

و در روایت است اگر در مجلسی به اهل بیت توهین شود و محبّ اهل بیت مجلس را به اعتراض ترک نکند و یا دفاع نکند خداوند حب اهل بیت را از دل او بر می دارد.

حب و بغض، ملاک تقسیم بندی ها

مرز ایمان، حب و بغض است و حب ملاک تقسیم بندی ها در ایمان و کفر؛ لذا امام باقر علیه السلام فرمود: اگر حب به اهل بیت باشد ایمان هست و الا نیست و حتی حب و بغض ها مرزها را در هم می نوردد و گذشتگان و آیندگان را در صفوف یکدیگر قرار می دهد. آنگونه که در روایات است اگر کسی به فعل دیگری (خوب یا بد) رضا و محبت داشته باشد مثل اوست. و حتی اگر کسی سنگی را دوست بدارد روز قیامت با همان محشور می شود.

حب اهل بیت علیهم السلام در روایات

الف) اَنَس می‏ گوید: مردی از اهل بادیه از پیامبر پرسید: «مَتی قیام الساعه؟»؛ رستاخیز چه زمانی فرا می‏ رسد؟ همزمان با این پرسش هنگام نماز شد. حضرت رسول صلی الله علیه و آله پس از نماز، آن سائل را طلب کرده و فرمود: «فما أعددت لها؟»؛ برای آن روز چه ذخیره‏ ای فراهم کرده ‏ای؟ عرض کرد: سوگند به خداوند که نماز و روزه فراوانی برای قیامت ذخیره‏ نکرده‏ ام، ولی خدا و پیامبرش را دوست می‏ دارم. آنگاه پیامبر فرمود: «المرء مع من أحب»؛ انسان با محبوبش محشور می‏ شود. أََنَس می ‏گوید: «فما رأیت المسلمین فَرحوا بَعد الاِسلام بِشَیء أشد من فرحهم بهذا»؛ مسلمانان را پس از رهایی از جاهلیت و نیل به اسلام ندیدم به چیزی به این اندازه خوشحال شده باشند. (بحار الانوار، ج۱۷، ص۱۳)

ب) پس از فیروزی که خداوند در جنگ جمل نصیب حضرت امیر (ع) فرمود، یکی از یاران آن جناب گفت: دوست داشتم برادر من فُلان با ما، در این کارزار حاضر بود تا می دید چگونه خداوند تو را بر دشمنانت فیروزی عطا نمود. حضرت فرمود: آیا میل و محبت برادر تو با ما است؟ گفت: آری. فرمود او هم در این جنگ با ما بوده. و از دوستداران ما حتی کسانی که در صلب مردها و رحم زنها هستند (مانند آنست که) در سپاهیان ما به همراهی ما حاضر بوده اند. زود است که روزگار ایشان را مانند خونی که از بینی انسان ناگهان بیرون آید به وجود آورده ظاهر گرداند، و به سبب (خدمات و ترویج) ایشان ایمان قوت گیرد و دشمنان ما، در دست آنان مغلوب شوند. (ترجمه و شرح نهج البلاغه فیض الاسلام صفحه ۶۳)

ج) جابر جعفی که از اصحاب امام باقر (علیه‌السلام) است، نقل می‏ کند که حضرت فرمود: «اگر می‏ خواهی بفهمی که تو از نظر درونی آدم خوبی هستی یا نه، به دلت نگاه کن!»

مرحوم آقا مجتبی تهرانی (ره) می گوید:

برو به انتهای دلت، نگاه کن که چه چیزی در آنجا هست. «فَإِنْ کَانَ یُحِبُّ أَهْلَ طَاعَهِ اللَّهِ وَ یُبْغِضُ أَهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَفِیکَ خَیْرٌ»؛ اگر در عمق قلبت دیدی که دوستان خدا و کسانی که اهل طاعت خدا هستند را دوست داری و از کسانی هم که گناهکارند و از فرمان الهی سرپیچی می‏ کنند، خوشت نمی ‏آید، بفهم که تو درون خوبی داری. برو و از انتهای دلت خبر بگیر و ببین در آنجا چه خبر است!

حضرت برای اینکه انسان خودش را بشناسد، «دوستی» را مطرح می‏ کند. «وَ اللَّهُ یُحِبُّکَ»؛ بدان که خدا هم تو را دوست می‏ دارد. «وَ إِذَا کَانَ یُبْغِضُ أَهْلَ طَاعَهِ اللَّهِ وَ یُحِبُّ أَهْلَ مَعْصِیَتِهِ فَلَیْسَ فِیکَ خَیْرٌ»؛ امّا اگر دیدی، اهل طاعت و بندگی و کسانی را که با خدا پیوند دارند، دوست نمی‌داری، و برعکس، اهل معصیت را دوست داری، بفهم که در تو خیری نیست و آدم خوبی نیستی، «وَ اللَّهُ یُبْغِضُکَ». و خدا هم از تو بدش می‌آید. حتی معیار ارزیابی خود انسان هم همین است؛ ببین که آیا حبّ و بغضت فی الله هست یا نه!

حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح                              ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت

سعدی! اگر عاشقی کنی و جوانی                                      عشق محمد بس است و آل محمد

راه ‏هاى کسب دوستى اهل ‏بیت‏ (علیهم‏ السلام)‏

الف) معرفت اهل بیت‏ (علیهم ‏السلام)
ب) اطاعت از اهل بیت ‏(علیهم‏ السلام)
ج) توسل با معرفت

م) یادآوری محبت ها و خدمات آن بزرگواران نسبت به ما

ن) خرجی دادن برای اهل بیت؛ چه اینکه قلب انسان نزد مالش است و مال انسان هر کجا برود قلب و محبتش نیز همانجا خواهد رفت، لذا مسیح (عج) می گفت: هر کس بالغ شد باید مبلغی خرج معابد کند (به نقل از حجت الاسلام عابدینی- شارح کتب علامه طباطبائی ره).

ی) قرب: به هر چیزی که انسان نزدیک تر است، احساس محبت بیشتری دارد؛ به اندازه ای که با آنها رابطه برقرار می کنیم و از این رابطه لذت می بریم و دوستی مان عمیق می گردد. هنگامی که از آنها چیزی می خواهیم، به خواسته ای می رسیم و مهربانی آنها را در زندگی مان احساس می کنیم، علاقه مندی بیشتری به ایشان احساس می کنیم و در صورتی که در عمل بدانها نزدیک شویم و با آنها سنخیت یابیم، محبتمان واقعی تر خواهد شد.

اهل بیت

توسل، زیارت، شرکت در مجالس ذکر و ابراز شادی و غم در هنگامه ای که ایشان شاد و یا غمگین هستند، نیز از روش هایی است که می تواند محبت انسان را نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت افزون سازد.

علامت محبت راستین
نشانه هاى عشق راستین نسبت به اهل بیت، عبارت است از:
الف) تشبّه به اهل بیت علیهم السلام
ب) عشق به دوستان اهل بیت علیهم السلام

ج) بیزارى از دشمنان اهل بیت
انتهای پیام/ ندای اصفهان

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

شش − 2 =