صفحه اصلی » مذهبی » روایتی از دلدادگی زائران اربعین به سیدالشهدا(ع)/ قدم قدم از خمینی شهر تا کربلا فقط به عشق ارباب

گفتگو با دو زائر حسینی

روایتی از دلدادگی زائران اربعین به سیدالشهدا(ع)/ قدم قدم از خمینی شهر تا کربلا فقط به عشق ارباب

روح الله و علی رضایی دو پسر خاله ی بودند که همراه چند تن از دوستانشان از خمینی شهر قدم در راه طولانی بر می داشتند که مقصدشان رسیدن به سرزمین نینوا بود.

تاریخ انتشار: ۱۴:۱۴ - دوشنبه ۱۳۹۵/۰۸/۱۷

به گزارش صاحب نیوز، باز بوی اربعین می آید، قدم های زائرین حسینی در کنار قدم های جابر قرار گرفته تا باز در دیار عاشقی محشر به پا کنند و با صدای لبیک یا حسین(ع ) نشان دهند که تا عشق ارباب و ولایت هست هیچ دشمنی نمی تواند حتی کوچکترین آسیبی به اسلام بزند.
کم کم بوی اربعین به مشام می رسد، حال و هوای اربعین دیدنی است به ویژه این چندسال اخیر که خیلی ها پای پیاده راهی کربلای ارباب می شوند.
کربلا رفتن آن هم پای پیاده اجری دارد که گفتنی نیست، لحظه به لحظه اش داستانی دارد و فرد فرد زائرانش داستانی ترند، قلم به دست بگیری، یا دوربین بر چشم بگذاری حرف ها زیاد است برای گفتن، و صحنه ها زیاد است برای به تصویر کشیدن، و گوش ها و چشم ها تشنه حقیقت ناب کربلایند(1).
برخی از عاشقان حسینی بیش از یک ماه است که سفر خود را آغاز کرده اند و راهی کربلای حسینی شده اند تا مسافتی بیشتری را به یاد اسرای کربلا طی کنند.
شهرستان فریدن در استان اصفهان نیز یک از مسیرهایی است که به سرزمین عشق ختم می شود و چه بسیاری از زائران این راه را برای رسیدن به کربلای معلی انتخاب می کنند.
از دهه اول محرم دو روزی گذشته بود که به صورت اتفاقی در شهر داران به دو زائر برخوردیم که از خمینی شهر پیاده راهی کربلای معلی شده بودند، در ادامه ما نیز مسیر کوتاهی را با آنها همراه شدیم و در این بین گفتگوی انجام دادیم که شاهد آن خواهید بود.

روح الله و علی رضایی دو پسر خاله ای بودند که همراه چند تن از دوستانشان از خمینی شهر قدم در راه طولانی بر می داشتند و مقصدشان رسیدن به سرزمین نینوا بود.
روح الله از چرایی سفر شان سخن می کند و می گوید: محبت اهل بیت در قلب مان باعث شده که راهی کربلا شویم، این مسافت که ما در امنیت طی می کنیم فقط می تواند کم تر از یک درصد از سختی بی بی مان حضرت زینب (س) و اهل بیت ارباب را در اسارت به ما نشان بدهد.
او با لهجه خمینی شهری خود ادامه می دهد: امروز پیاده رفتن زائرین حسینی نشان می دهد که هیچ کس و هیچ قدرتی نمی تواند محبت اربابمان را از دل های ما بیرون کند.
او می گوید: ما نیاز به تبلیغات یا امکانات آنچنانی نداریم که به حرم برسیم، نیاز به یه عشق داریم که آن را هم مادرمان از بچگی وقتی که محرم می شد و لباس سیاه به تنمان می کرد، کنار گوش مان می خواند.
از روح الله پرسیدم همین دونفر هستید، او جواب داد: نه، سال گذشته از خمینی شهر یک نفر پیاده راهی کربلا شد اما امسال 10 نفریم که چند تن از ما جلوتر حرکت کردند و چند تن دیگر پشت سرمان هستند که به ما برسند.
او ادامه داد: سال گذشته یک نفر بود امسال 10 نفریم که از یک محله حرکت کردیم سال دیگر ان شاء الله اگر توفیقی باشد و ارباب بطلبد با کاروان راهی کربلا می شویم. با خنده به روح الله گفتم سال آینده کاروانتان خبرنگار خواست ما در خدمتیم، جای خالی برای من داشته باشید، او جواب داد: دعا کنید سال آینده توفیق حاصل شود و همه باهم برویم.

علی کمی از ما جلوتر و سریع حرکت می کرد، همین که رسیدم، به من گفت: من بلد نیستم مصاحبه کنم.
گفتم: چرا این همه راه را پیاده می روید، خب می رفتید کنار مرز راحت از آنجا پیاده می رفتید، این همه مسافت و خستگی هم نبود؟
جواب داد: اولا این عشق ارباب است که ما را از خمینی شهر تا کربلا می برد نه پاهای ما، ثانیأ این پیاده رفتن ها یک لحظه از سختی از اسارت اهل بیت را به ما نشان خواهد داد، ثالثأ ما با این حرکت به تمام دشمنان ارباب می گوییم اگر چشم دیدن این عشق بازی ما را با اربابمان ندارید پس بمیرید و در آخر این سفر خستگی ندارد چون می دانیم آخرش کنار ضریح شش گوشه آرام می گیریم.
او ادامه می دهد: من در یک معدن سنگ کار می کردم که در یکی از بالاترین نقطه های کوه قرار داشت و همیشه غروب که کارم تمام می شد، روی یک سنگ می ایستادم،  دست به سینه خود می گذاشتم و پس از سلام به آقا، کربلا را ازش طلب می کردم؛ امروز که راهی کربلا شدم بدون شک می دانم ارباب دوست دارد من پیاده از خمینی شهر تا کربلا بروم، مطمئن باشید اگر پیاده هم نمی شد سینه خیز می رفتم.
به علی گفتم از عشق به امام حسین(ع) بگو و او گفت: عشق امام حسین(ع) قابل وصف نیست یعنی از همان بدو تولد که در گوشمان اذان گفتند ما را با آل علی علیه السلام گره زدند، هر کس با امامش یک جور حال می کند شاید عشق بازیشان کمی متفاوت باشد ولی اون ته ته داستان همه سر سفره ارباب هستیم حتی همان های که این روزها دارند به بچه هئیتی ها تیکه می اندازند و تمسخر می کنند چون لطف کرم ارباب بی انتها است.
پایان گفتگو بود به علی گفتم: تو تازه بلد نبودی مصاحبه کنی، بلد بودی چکار می کردی؟!

علی خندید و روح الله هم که آرام آرام از پشت سر با گوشی حرف می زد و می آمد، خودش را به ما رساند، با آنها خداحافظی کردم و از آنها خواستم کنار ضریح شش گوشه ما را هم فراموش نکنند.

علی و روح الله بدون شک الان نزدیک حرم هستند، بوی سیب از کربلا را استشمام می کنند؛ این روزها که دشمنان اسلام دندان و پنجه تیز کردند تا به این فرهنگ عاشورایی در ایران چنگ بیندازند و فریب خوردگانی که در کنار آنها قرار گرفتند تا فرهنگ ضد عاشورایی را در فضای مجازی اشاعه بدهند باید دوباره شاهد حماسه اربعین در کربلا باشند که میلیونها نفر مانند علی و روح الله پیاده خودشان را به کربلا رساندند تا بگویند نهضت حسینی همیشه پا برجاست و در زنده نگه داشتن آن از هیچ امری دریغ نمی کنند.

به قول ترک زبانهایمان « یل یاتار، طوفان یاتار، یاتماز حسینیم پرچم»

1- قسمتی از یاداشت خدیجه سادات صفوی

انتهای پیام/فریدن نیوز/ع

دیدگاه‌ها

  1. مهمان گفته :

    خمینی شهر حسینیه ایران است. این ها کمترین کاری است که مردمش به عشق اربابشان انجام می دهند. ساخت بیمارستان ساعی با کمک چند میلیاردی خیران، اهدای چند هزار واحد خون در عرض یک روز، اهدای نذورات، انجام کارهای فرهنگی و … هم به دلیل همین ارادت هاست. سده تا ابد حسینیه ایران می ماند

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

3 + 8 =