صفحه اصلی » مذهبی » نگاهی به صفات اخلاقی و واکاوی صلح امام حسن مجتبی(ع)

والد حامی در برابر کودک آسیب دیده!

نگاهی به صفات اخلاقی و واکاوی صلح امام حسن مجتبی(ع)

خیانت به حَسن ها به قتلگاه رفتن حُسین ها و بر سر کار آمدن یزیدها و پرداخت هزینه هایی بیش از هزینه های جنگ را (آن هم با خفت و خواری) به دنبال دارد. کوتاه آمدن در برابر استکبار برای زندگی کردن، خیانت است!

تاریخ انتشار: ۱۱:۱۰ - دوشنبه ۱۳۹۵/۰۹/۸

صاحب نیوز- عبدالغفار امیدوار/ در قرآن کریم می خوانیم: «و بالوالدین احسانا»؛ امام صادق علیه السلام در معنای احسان فرموده اند: یعنی قبل از اینکه والدین بخواهند نیاز آنان را برطرف کنی و الا اگر بخواهند و شما پاسخ بدهی آن دیگر احسان نیست (بحار الانوار، ج ۷۴، ص ۷۹). امام حسن را حسن گفته اند چون اهل احسان بود؛ یعنی قبل از اینکه سائل طلب کند کمک می داد.

قبل از اینکه هوا روشن بشود کیسه احسان را می برد در خانه مستمندان و شبانه و مخفیانه از پس تعقیبات نماز شبش احسان می کرد تا تاخیری در پیش و منّتی در پس نداشته باشد. امام حسن علیه السّلام در حدیثی بسیار زیبا احسان و حسن بودن را اینگونه معنا نموده است: اَلمَعروفُ ما لَم یَتَقَدَّمهُ مَطَلٌ و لَم یَتبَعهُ مَنٌّ؛ احسان آن است که تأخیرى در پیش و منّتى در پس نداشته باشد. (بحار الأنوار، ج ۷۸ ، ص ۱۱۶)

کریم اهل بیت

علم و بزرگواری امام حسن مجتبی علیه السلام

علی بن عیسی در کشف الغمه ص ۱۸۱ در مورد علم امام حسن علیه السلام می نویسد: حسن بن علی بر مشکلات معارف به دلیل صفای ضمیرش آگاه بود و چون اسباب بزرگواری را تقسیم می کردند بخش ناب و در خور بزرگان سهم او شد، چنانکه پیامبر اکرم (ص) در  لحظات پایان عمر شریفش فرمود: بزرگواری من به حسن می رسد.

شجاعت امام حسن مجتبی علیه السلام

علی بن عیسی در کتاب کشف الغمه ص ۱۸۰ در باب شجاعت امام حسن علیه السلام گوید:

اولا کرم و شجاعت از یک پستان شیر نوشیده اند.

ثانیا در راس همه محکومان به شکست بود، آن کس که شمشیرش را آزموده بود اما حریفش حسن بن علی بن ابوطالب بود.

و ثالثا حسن بن علی علیه السلام با هیچ دلاوری روبرو نشد الا اینکه داغ او را بر دل مادرش گذاشت.

حسنین علیهما سلام؛ فرزندان رسول خدا، چشمان علی مرتضی

به محمد بن حنفیه گفتند: «چرا پدرت تو را سخاوتمندانه به جنگ می فرستد ولی به حسنین اجازه نمی دهد؟»

گفت: اول اینکه من پسر او هستم ولی حسنین فرزندان رسول خدا صل الله علیه و آله،

ثانیا آنها دو چشم پدرم هستند و من دست او؛ و هر انسانی با دست خود چشمانش را حفط می کند (راه روشن، ج ۴، ص۲۶۷)

حلم امام حسن مجتبی علیه السلام

در علم روانشناسی می گویند: هر کسی فارغ از سن و سالش سه حالت دارد: کودک، والد و بالغ.

کودک؛ منظور از آن کنش ها و واکنش های احساسی افراد است. کودک یا در اثر تربیت درست دوران کودکی «طبیعی و پرشور و نشاط» است و یا در اثر تربیت غلط «آسیب دیده» و باصطلاح نق نقو.

والد؛ یا حامی و نوازشگر است یا منتقد و باصطلاح اهل گیر دادن.

بالغ؛ به دنبال اطلاعات و تحلیل اطلاعات است. بالغ گاهی خالص است ولی گاهی به کودک یا والد منتقد آلوده است؛ یعنی ظاهرا بالغ است اما واقعا کودک یا والد منتقد است.

اما موضع گیری صحیح در برابر هر کدام چگونه باید باشد؟

قبل از پاسخ به این سوال ذکر این نکته ضروری است که اگر در تشخیص حالات سه گانه مذکور اشتباه کنید و موضع درست را انتخاب نکنید کارتان به دعوا می کشد. اما اگر موضع صحیحی اتخاذ کنید می توانید با طرف مقابل رابطه خوبی داشته باشید.

در برابر کودک طبیعی؛ کودک طبیعی باشید؛ مثلا می گوید «ببین چه شال قشنگی خریدم»، شما بگو «به به! بچرخ ببینم».

در برابر کودک آسیب دیده نق نقو؛ والد حامی باشید و توجه و محبت کنید.

در برابر بالغ خالص؛ بالغ خالص باشید. مثلا می گوید: ساعت چنده؟ شما بگو «ده». یا می گوید: عجب شالی قیمتش هم مناسب است. شما بگویید «واقعا؟» نه اینکه والد منتقد شوید و بگویید: بازم لباس می خوای؟!

در برابر بالغ آلوده؛ با همان قسمت آلوده اش مواجه شوید. مثلا ممکن است بگوید: «امروز خیلی کار کردم»؛ ظاهرا دارد اطلاعات می دهد اما از قرائن حالیه بر می آید که در واقع دارد اعتراض می کند که مثلا چرا تو کمک نمی کنی؟ در این صورت شما نقش والد حامی را بازی کنید.

سخترین نوع افراد، افرادی هستند که نقش والد انتقادی را بازی می کنند. در برابر والد انتقادی؛ والد حامی باشید.

و بدترین نوع برخورد این است که هر دو طرف والد انتقادی باشند. جای آنها قطعا دادگاه است!

بعد از این مقدمه نمونه ای از برخورد والد حامی در برابر کودک آسیب دیده در رفتار امام حسن مجتبی علیه السلام جالب توجه است.

مردی از اهل شام وارد شهر مدینه شد. به خاطر تبلیغات سوء معاویه و دیگر دشمنان اهل بیت، آن مرد کینه ای عمیق از امام علی علیه السلام و فرزندانش در دل داشت. یک روز که امام حسن علیه السلام را سوار بر مرکب دید، زبان به ناسزا گشود و با صدای بلند به لعن و نفرین آن حضرت پرداخت؛ اما امام در برابر این یاوه گویی ها سکوت کرد. وقتی مرد شامی به سخنان زشت و ناپسندش پایان داد، امام حسن علیه السلام نزد او رفت و لبخند زنان سلام کرد و مهربانانه فرمود:

«جناب آقا! به گمانم (در این شهر) غریبی و گویا سوء تفاهمی پیش آمده است. اگر بخواهی خشنودت کنیم، چنین می کنیم و اگر چیزی بخواهی به تو می دهیم و اگر راهنمایی بخواهی راهنماییت می کنیم و اگر در بردن بار یاری بجویی، بارت را می بریم و اگر گرسنه باشی سیرت می کنیم و اگر بی لباس باشی لباست می دهیم و اگر نیازمند باشی ثروتمندت می سازیم و اگر فراری باشی پناهت می دهیم و اگر حاجتی داشته باشی آن را برآورده می کنیم. حالا خوب است اسباب و وسائلت را برداری و نزد ما بیایی و تا هنگام رفتنت (از مدینه) مهمان ما باشی که این برای تو بهتر است؛ زیر ما خانه ای بزرگ و آبرو و احترامی زیاد و مالی فراوان داریم (و به خوبی می توانیم از تو پذیرائی کنیم)»

مرد شامی از شنیدن این سخنان محبت آمیز و جوانمردانه دگرگون و از برخورد نادرستش پشیمان شد و در حالی که از ندامت می گریست گفت: «گواهی می دهم که تو جانشین خدا در زمینی. خدا بهتر می دانست که رسالت خویش را به عهده چه کسی قرار دهد. تو و پدرت علی منفورترین مردم نزد من بودید و اکنون محبوب ترین مردم نزد من هستید». آنگاه دعوت امام علیه السلام را پذیرفت و تا وقت رفتنش مهمان آن حضرت بود. (بحارالانوار، ج ۴۳، ص ۳۴۴)

خطبه ای در آخرین نقطه

هیچ سندى در ترسیم دورنماى جامعه متشتت و پراکنده آن روز عراق و نشان دادن سستى عراقیان در کار جنگ، و چرایی و چگونگی شکل گیری صلح گویاتر و رساتر از این خطبه حضرت نیست. حضرت مجتبى (علیه السلام) در «مدائن» یعنى آخرین نقطه‏ اى که سپاه امام تا آنجا پیشروى کرد، سخنرانى جامع و مهیجى ایراد نمود و طى آن چنین فرمود:

هیچ شک و تردیدى ما را از مقابله با اهل شام باز نمی ‏دارد. (یعنی مبارزه با طاغوت و آنان که کمر به نابودی اسلام بسته اند از ضروریات است)

ما در گذشته به نیروى استقامت و تفاهم داخلى شما، با اهل شام می ‏جنگیدیم. (یعنی اتحاد داخلی و استقامت سرمایه اصلی جهاد با طاغوت است)

ولى امروز بر اثر کینه‏ ها اتحاد و تفاهم از میان شما رخت بر بسته، استقامت خود را از دست داده و زبان به شکوه گشوده‏ اید(یعنی کینه؛ دمیدن در اختلافات ماضی و خصومت های دیرین و زبان به شکوه گشودن از عوامل مهم برهم زننده اتحاد و از دست دادن روحیه استقامت است)

وقتى که به جنگ صفین روانه می‏ شدید دین خود را بر منافع دنیا مقدم می ‏داشتید، ولى امروز منافع خود را بر دین خود مقدم می ‏دارید. (یعنی دنیاگرایی یکی دیگر از عوامل سستی شما در جهاد است)

ما همان گونه هستیم که در گذشته بودیم، ولى شما نسبت به ما آن گونه که بودید وفادار نیستید. (یعنی یکی دیگر از عوامل تحمیل صلح بر من بی وفایی شماست؛ یعنی درست نفطه مقابل یاران امام حسین که حضرت فرمود: اصحابی با وفاتر از شما ندیده ام)

عده ‏اى از شما، کسان و بستگان خود را در جنگ صفین، و عده‏ اى دیگر کسان خود را در نهروان از دست داده‏ اند. گروه اول، بر کشتگان خود اشک می ‏ریزند؛ و گروه دوم، خونبهاى کشتگان خود را می ‏خواهند؛ و بقیه نیز از پیروى ما سرپیچى می کنند! (یعنی دلیل دیگر من در قبول صلح بخاطر این است که شما اصلا نمی فهمید برای چه می جنگید؟ بی بصیرت هستید و قدرت تشخیص حق از باطل را ندارید و نمی توانید بین من و معاویه تفاوت قائل شوید.

مومن را از منافق تشخیص نمی دهید و لذا از شهادت عزیزانتان دمق و افسرده هستید و احساس می کنید این جنگها بی دلیل است. چه فرق می کند که من بر سر کار باشم یا معاویه؟! ریشه این بی وفائی ها و کینه ها عدم درک درست و بصیرت شما از جهاد و خونهایی است که در راه دفاع از مظلوم و مبارزه با ظلم ریخته شده است.)

معاویه پیشنهادى به ما کرده است که دور از انصاف، و برخلاف هدف بلند و عزت ما است. (منظور کوتاه آمدن و تقدیم جهان اسلام به اوست؛ و این برخلاف عزت و انصاف است؛ چه اینکه نباید ابناء طلقاء بر اهل بیت پیامبر و اجتماع مومنین حاکم شوند)

اینک اگر آماده کشته شدن در راه خدا هستید، بگویید تا با او در مبارزه برخیزم و با شمشیر پاسخ او را بدهیم و اگر طالب زندگى و عافیت هستید، اعلام کنید تا پیشنهاد او را بپذیرم و رضایت شما را تامین کنیم. (یعنی بین شهادت و حیات جاوید و زندگی چند روزه مادی دنیا یکی را انتخاب کنید؛ بمیریم و بمیرانیم اما آدم باشیم و عزیز یا زنده بمانیم اما خوار و ذلیل باشیم؟)

سخن امام که به اینجا رسید، مردم از هر طرف فریاد زدند: «البقیه، البقیه»: ما زندگى می ‏خواهیم، ما می خواهیم زنده بمانیم! (یعنی ما زندگی را به هر قیمتی که باشد ولو به قیمت از دست دادن آدمیتمان بر می گزینیم! ما زندگی با ذلت را ترجیح می دهیم به مرگ با عزت!)

(ر.ک. ابن اثیر، اسد الغابه فى معرفه الصحابه، تهران، المکتبه الاسلامیه، ج ۲، ص ۱۳ و ۱۴- ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، بیروت، دارصادر، ج ۳، ص ۴۰۶- مجلسى، بحارالانوار، تهران، مکتبه الاسلامیه، ۱۳۹۳ ه.ق، ج ۴۴، ص ۲۱ – سبط ابن الجوزى، تذکره الخواص، نجف، منشورات المطبعه الحیدریه، ۱۳۸۳ ه.ق، ص ۱۹۹)

درس آموزه ها (با توجه به خطبه امام و تاریخ)

۱- دنیاطلبی، تفرقه، کینه توزی، از دست دادن روحیه مقاومت، خیانت خواص و بی وفایی و بی بصیرتی عموم مردم و از طرفی لزوم حفظ جان مومنین واقعی و بقاء دین خدا امام حسن را مجبور به صلح نمود.

۲- خیانت به حَسن ها به قتلگاه رفتن حُسین ها و بر سر کار آمدن یزیدها و پرداخت هزینه هایی بیش از هزینه های جنگ را (آن هم با خفت و خواری) به دنبال دارد.

۳- کوتاه آمدن در برابر استکبار برای زندگی کردن، خیانت امت به حسن ها است.

۴- علت این خیانت: کینه، دنیاطلبی، تفرقه، پشت کردن و دست کشیدن از ارزشها و حاکمیت ضد ارزشهایی چون ملی گرایی و نژادپرستی و کوتاه آمدن در برابر طاغوت ها بود.

۵- برای سقوط یک امت حتی یک صفت زشت هم کفایت می کند.

۶- ساختن دنیا و زندگی دنیوی قابل قبول است اما نه به هر قیمتی؛ نه به قیمت بی تفاوتی نسبت به ظلم و ستم.

۷- معاویه های منافق خطرناک هستند؛ چون اگر این منافقین هرچه زودتر سرجایشان نشانده نشوند یزیدهای کافر ظهور خواهند کرد.

۸- هرگاه مردم با وجود ظلم ظالمان حرف از زندگی بزنند باید بوی خیانت به حسن ها را استشمام کرد.

۹- مردم بین حسن و معاویه فرق نمی گذاشتند در حالی که فرق حسن ها با معاویه ها در این است که  بعد از حسن ها، حسین ها بر سر کار می آیند اما بعد از معاویه ها، یزیدها بر سر کار می آیند و اشکال حاکمیت یزیدها این است که آدمیت را به باد می دهند.

انتقام مکرر:

استاد شهید مطهری ره می گوید: در جنگ بدر هفتاد نفر از اشراف قریش کشته شدند؛ همانها که 13 سال پیامبر را آزرده بودند، همانها به خاک افتادند. تعبیر پیامبر اکرم صل الله علیه و آله این بود که مکه پاره های جگر خودش را بیرون فرستاده است؛ یعنی آن عزیزان خود را بیرون فرستاده است (آشنایی با قرآن؛ تالیف ج ۵ ص ۲۲۲)

شاید علت اینکه هند، جگر حمزه را به دندان گرفت و پسر هند پاره ای از جگر امام مجتبی را بیرون ریخت در انتقام از این جمله رسول خدا بوده باشد. الا لعنه الله علی القوم الظالمین.

انتهای پیام/ ندای اصفهان/ الف

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد