صفحه اصلی » اجتماعی » یلدا و آداب و رسوم آن در چادگان

یاداداشت

یلدا و آداب و رسوم آن در چادگان

چادگانی ها برای یلدا احترام زیادی قائل بوده و به سبب این که سنت قدیمی است، از زمان قدیم تاکنون با آداب و رسوم خاصی این شب را سپری می کنند.

تاریخ انتشار: ۰۵:۵۵ - دوشنبه ۱۳۹۵/۰۹/۱

به گزارش صاحب نیوز، شیرین کشفی در چادگان نا نوشته استبوی یلدا را می شنوی…؟

انتهای خیابان آذر…

باز هم قرار عاشقانه پاییز و زمستان…

قراری طولانی به بلندای یک شب…

شب عشق بازی برگ و برف؛ پاییز چمدان به دست ایستاده، عزم رفتن دارد…

آسمان بغض می کند و می بارد خدا هم می داند عروس فصل ها چقدر دوست داشتنی ست…

دقیقه ای بیشتر مهلت ماندن می دهد…

و آخرین نگاه بارانی اش را به درختان عریان می دوزد…

دستی تکان می دهد…

قدمی بر می دارد سنگین و سرد، کاسه ای آب می ریزیم پشت پای پاییز…

و تمام می شود

پاییز، ای آبستن روز های عاشقی رفتنت به خیر…

و سفرت بی خطر…

یلدا مبارک

شب چله یا یلدا چه روزی از سال است؟ شب چله یا یلدا، بلند ترین شب سال در نیم کره شمالی زمین است.

این شب به زمان بین غروب آفتاب از30 آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی اطلاق می شود.

این شب در نیم کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین دلیل از زمان به  بعد طول روز بیشتر وطول شب کوتاه تر می شود.

واژه یلدا به معنای (زایش زاد روز) وتولد است.

یلدا نزد ایرانیان

ایرانیان باستان اول زمستان را شب زایش مهروبه همین دلیل به این ماه بعد از یلدا (دی)که در زرتشت به معنای دادار وآفریننده می گفتند ماه تولد خورشید بود.

ایرانیان نزدیک به چند هزار سال است که شب یلدا آخرین شب پاییز را که بلندترین و تاریک ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند.

ایرانیان گاه شب یلدا راتا دمیدن پرتوی پگاه در دامنه کوه های البرز به انتظار باز زاییده شدن خورشید می نشستند.

آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می گذاشتند و با جامه ای سفید به صحرا میرفتند و بر فرشی سپید می نشستند و همه اوامر پادشاه (غلام ها ، سربازان و ….) آزاد بودند.

بنابر سخن ایرانیان گذشته روز های بعد از شب چله، به دو قسمت تقسیم می شوند: اول: چله بزرگ که از یکم دی ماه تا چهل روز بعد از آن است، دوم: چله کوچک که تا پنجم اسفند ماه ادامه دارد.

یلدا و آداب و رسوم آن در چادگان

چادگانی ها برای یلدا احترام زیادی قائل بوده و به سبب این که سنت قدیمی است، از زمان قدیم تاکنون وجود داشته و با آداب و رسوم خاصی این شب را به پایان می رسانند.

یلدا در زمان گذشته چادگان و روستاهای همجوار

در گذشته در این شب تمام افراد فامیل و همسایه ها به خانه بزرگ  فامیل  یعنی  پدر بزرگ و مادر بزرگ ها می رفتند ودرخانه آنها دور هم پای کرسی که  برروی آن سینی بزرگی از میوه های زمستانه (انار، پرتقال، نارنگی و …) و هندوانه و همچنین خشکبار های (کشمش، سنجد، توت و…) قرار داشت می نشستند و به بعد از معاشرت میان افراد یک نفر برای بقیه قصه تعریف می کرد و برای هر شخصی که مایل بود فال حافظ می گرفت.

البته مهمانی شب یلدا در آن زمان صرفا” دور هم بودن افراد نبود، بلکه کنار هم بودن را تجربه می کردند و از مشکلات یکدیگر باخبر می شدند و در صدد حل آنها بر می آمدند و در گذشته دوستی و کنار هم بودن ها بیشتر بود وهیچ گونه تجمل وچشم وهم چشمی وجود نداشت، آنها حتی با کمترین میوه وشیرینی صرفا” با کنار هم بودن یلدا را جشن می گرفتند .

یلدا در زمان حال

یلدا در زمان حاضر با این حال که اصل یلدا حفظ شده است، اما این رسم هم مانند سایر رسوم که مورد تحول قرار گرفته و به قول مردم دیگر، آن شور ودورهم بودن را ندارد مهمانی های شب یلدا به چشم و هم چشمی تبدیل شده وآن شور و صفای گذشته نیست، باز هم اکنون مردم چادگان سعی می کنند در این شب جمع شوند وباز آن عشق وباهم بودن را در میان خود تقویت می کنند .

رسم شب چله بردن برای تازه عروس ها

شب چله در میان خانواده هایی که تازه عروس دارند متفاوت است، آن ها یک شب قبل از یلدا برای عروس خود به قول خودشان شب چله آماده می کنند که شامل هندوانه که آن را را با شیوه مختلف تزئین می کنند و بعد از آن تمام میوه های زمستانی و کدو، ماست، ترشی، آش (شله برنجی )، نارگیل، آجیل، لبو،شیرینی وهمچنین برای شخصی که سال اول نامزدی اوست یک تکه طلا تهیه می کنند و لباس های زمستانه که به انتخاب خود عروس خانم ها است.

در شب چله آقا داماد به همراه خانواده اش به خانه عروس خانم می روند و در کنار هم شب پر از خاطره ای را پشت سر می گذارند.

چراهندوانه باید باشد

هندوانه میوه ای است که هیچ گاه ازقلم نمی افتد، زیرا شمار زیادی بر این باورند که مقداری هندوانه بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که مقابل است سرما برشما غلبه نخواهد کرد و سرما  نمی خورند.

پای داستان های پدربزرگ ومادربزرگ ها

مادر بزرگ می گوید: خاله پیره زنی بوده در زمان گذشته که یک چوب نیم سوخته داشته و با آن کل چله بزرگه را باشعله هایش پشت سر می گذاشتند. زمانی که پیرزن چوب خود را به داخل آب می انداخت مردم می فهمیدند که چله بزرگه تمام شده وچله کوچیکه ازراه رسیده است.

همچنین می گویند:چله بزرگه وقتی نزدیک چله کوچیکه میشه، اونوقت چله کوچیکه بهش سرکوفت میزنه که طولانی بودی ولی سردنبودی و میگه برو دیگه با اون قد درازت حالا سرما را بهت میگم چیه !؟

چله بزرگه هم برای این که کم نیاره  روز های آخر خود را به ویژه، چهار روز آخر را سرمای شدیدی ایجاد می کند و بر همین اساس زمانی که هوا گرم تر می شود مردم می گفتند: باشه بابا سردی، برو دیگه وآغاز چله کوچیکه می شود حتی یک شعر هم به سبب سرما شدید میخواندند.

چار چار چله ها شد        زق زق بچه ها شد         میو میو گربه ها شد

و ننه سرما می آمد و تمام زمستان را در کنار مردم می ماند تا بابا نوروز از راه برسد.

انتهای پیام/ چادگان نا/ الف

دیدگاه‌ها

  1. محبوبه گفته :

    این یادداشت عالیه می خواستم ازنویسندش تشکرکنم

  2. مجتبی گفته :

    به نظرم واقیت نوشته نه ازکتاب عالیه ازخانم کشفی ممنونیم

پاسخی بگذارید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد