صفحه اصلی » مقاومت » حلم «حلما» در نبود بابا

روایتی از دوسالگی فرزند شهید محمد اینانلو؛

حلم «حلما» در نبود بابا

آنهایی که ادعا می کنند مدافعان حرم برای پول می روند، مگر محمد اینانلو با حقوق 3 میلیون تومان خود نمی توانست زندگی خوبی برای خانواده تأمین کند؟

❖ نویسنده: آسیه دهباشی | تاریخ انتشار: ۰۸:۳۰ - پنجشنبه ۱۳۹۵/۱۱/۷

صاحب نیوز – آسیه دهباشی/ در آرزوی به دنیا آمدن فرزند است، به دلیل ارادت به حضرت زینب(س)، نام حلما را برگزیده است، گویی می داند دخترش باید صبور باشد. انتظارهایش به سر می رسد، 6 بهمن ماه 93، حلما متولد می شود. شباهتی عجیب به پدر دارد و محمد که اولین فرزندش را تجربه می کند برای خنده های حلما عجیب ذوق می کند. مادربزرگ می گوید «انگار همین دیروز بود، هجدهم سال 67 که خود محمد به دنیا آمد و امروز قربان صدقه فرزندش می رود.»

از تولد حلما یک سال می گذرد، رابطه پدر و فرزندی هر روز قوی تر می شود تا اینکه چند روز پس از تولد یک سالگی او یعنی در 15 دی سال 94، محمد عزم رفتن می کند. دل و مهر پدری را نادیده می گیرد و به دیاری می رود که برای برخی از ما باورش هم مشکل است و در این مسیر گویی برای رسیدن به هدف ناصبور است چرا که پس از هفتروز به ملاقات یار می رود. محمد به آرزویش می رسد، حلما یتیم می شود و همسر و خانواده هنوز در انتظار بازگشت پیکر او هستند.

چند روزی از اولین سالگرد شهادت او می گذرد، به سراغ حاج قاسم اینانلو، پدر محمد می رویم، صدای او آرام و متین است و گاهی گویی نای حرف زدن ندارد «3 فرزند پسر و یک دختر دارم، محمد فرزند دوم خانواده، فوق لیسانس علوم سیاسی و مسئول حراست فرودگاه پیام بود. یک روز تصمیم به رفتن کرد و هفت روز پس از اعزام در 21 دی 94 به شهادت رسید.»

برای امثالی چون من کمی درک این مسأله مشکل است، چطور پدر، همسر و از همه مهم تر مادر به محمد اجازه رفتن می دهند «خانواده ما یک خانواده مذهبی است و به دلیل اینکه خود در دفاع مقدس شرکت داشتم هنگامی که جرقه اتصال در محمد زده شد که به دفاع حرمین برود، هیچ مخالفتی نداشتم . مادر و همسر محمد هم هیچ مخالفتی نداشتند.»

دلتنگ محمد نمی شود، چراکه زمینه شهادت و ایثار در خانواده آن ها رخنه کرده است و شهادت محمد را هدیه ای به پیشگاه خدا می داند اما پیکرش هنوز هم بازنگشته است تا مرحمی برای دلتنگی های مادر باشد «یادبودی در امامزاده طاهر کرج گذاشتیم که مواقع دلتنگی به آن جا می رویم.»

محمد اینانلو مسئول حراست فرودگاه، با مدرک فوق لیسانس ماهانه سه میلیون تومان حقوق می گرفت، زندگی آرام و حقوق مکفی داشت و دختری که برای لبخندش حاضر بود تمام دنیا را بدهد، آن هایی که ادعا می کنند این مردان برای پول می روند، مگر محمد با سه میلیون تومان نمی توانست زندگی خوبی را برای خانواده تأمین کند؟ آیا به نظر این افراد،پولی که بنیاد به مدافعان حرم می دهد بیش از حقوق محمد است؟ «بنیاد چهار ماه بعد از شهادت محمد به سراغ ما آمد و از ما خواست پرونده تشکیل بدهیم، ما هم تنها به دلیل اینکه او متأهل بود و دارای فرزند، این کار را انجام دادیم که بعد از یک ماه پرداخت شد. در واقع پنج ماه خانواده او بدون حقوق بودند. مبلغی که الان می دهند حول و هوشیک میلیون و 700 هزار تومان است.»

در 21 دی، تیر به پای محمد اصابت می‌کند و مجروح می‌شود. همرزمانش او را داخل ماشین می‌گذارند تا به عقب بیاورند اما موشک کورنت اسرائیلی به ماشین‌شان اصابت می‌کند و او به شهادت می‌رسد «بنیاد را برای اولین سالگرد شهادت محمد دعوت کردیم،گفتند: ما 300 هزار تومان برای مراسم می دهیم. ما آن پول را نگرفتیم و خودمان با هزینه ای در حدود 12 میلیون تومان مراسمی برپا کردیم. مسئولان هم نمی دانم که آمدند یا نه. اگر هم آمدند رسمی نبود، ما کسی را ندیدیم.»

حاج قاسم اینانلو با آنکه به شهادت فرزند افتخار می کند و خود را ابراهیمی می داند که اسماعیل در راه خدا داده است اما گویی دل شکسته است «ما آنچه را داشتیم، تقدیم کردیم، حرفی برای گفتن ندارم، اگر چیزی هم بخواهیم بگوییم فریادمان به جایی نمی رسد.»

آخرین دیدار محمد با حلما در حیاط خانه بود، گونه های او را بوسه باران کرد و پس از آخرین عکس یادگاری، گویی از او به دلیل اینکه دیگر هیچگاه جشن تولدهای دخترش را شرکت نمی کند، عذرخواهی کرد و رفت.

انتهای پیام/ الف

دیدگاه‌ها

  1. ناشناس گفته :

    آخی عزیزم دخترشو

  2. مینا ستاری گفته :

    به راستی که اونا واسه چی میرن و ما چطوری فکر می کنیم.
    کاش بیشتر اینها را برا مردم بگیم تا بفهمند

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

2 × یک =