صفحه اصلی » سیاسی » احزاب و تشکل‌ها » نقشه شوم اسرائيل براي تقسيم كشورهاي اسلامي!

برگي از تاريخ كه حالا در حال اجراست:

نقشه شوم اسرائيل براي تقسيم كشورهاي اسلامي!

آریل شارون قبل از حمله به لبنان در دسامبر 1981 اعلام کرد: در سالهای آتی، دامنه منافع استراتژیک اسرائیل، نه تنها کشورهای عربی مدیترانه بلکه تمام خاور نزدیک را دربر خواهد گرفت و باید ایران، پاکستان، خلیج فارس، آفریقا و ترکیه را نیز شامل شود

تاریخ انتشار: ۱۸:۱۵ - شنبه ۱۳۹۲/۱۲/۱۰

سرويس مقاومت صاحب نيوز: فلسطین که اسرائیل درصدد ضمیمه کردن آن به عنوان اولین مرحله از فتح چیزی است که هیتلر آن را فضای حیاتی می نامد. یعنی کل خاورمیانه و خاور نزدیک ، از نیل تا فرات، با متلاشی کردن کشورهای همجوار(لبنان، سوریه، عراق، اردن، مصر) درچهارراه جغرافیایی واستراتژیکی سه قاره واقع شده است: اروپا، که اسرائیل جبهه اول آن است، آسیا وآفریقا. همچنین فلسطین گذرگاه اجباری به سوی اقیانوس هند و آسیای جنوب شرقی است. بدین ترتیب اولین طمع اسرائیل یعنی استقرار در خلیج عقبه که به دریای سرخ راه دارد (البته اگر تنگه تیران دراختیار یک کشور مورد اعتماد باشد) برآورده شد. اسرائیل و امریکا در دو برهه از زمان این تضمین را به دست آورده‌اند.

 یکی از آنها معاهدات کمپ دیوید است که در تاریخ 18سپتامبر 1977 تحت فشار امریکا و در خود این کشور به امضاء رسید. این قرار داد جبهه مشترک احتمالی کشورهای همجوار اسرائیل را که مورد تهدید این کشور غاصب بودند، درهم شکست. اسرائیل از سال 1948 تا 1952 به اندازه کل کشورهای مشرق (مصر، لبنان، اردن، سوریه، عراق) که جمعیت انها 20 برابر جمعیت اسرائیل است کمک دریافت کرده است. همکاری نظامی امریکا و اسرائیل که از سال 1961 شروع شد، پس از معاهده کمپ دیوید وسعت چشم‌گیری پیدا کرد. پروتکل تفاهم استراتژیک که در 30 نوامبر 1981 به امضا رسید متضمن تحویل یک محموله تسلیحاتی به اسرائیل بود که در مقایسه با تسلیحاتی که طبق قرار دادهای قبلی به این کشور تحویل داده شده بود. بسیار چشم گیر تر بود.

آمریکا اسرائیل

 مخصوصا تحویل 75 فروند هواپیمای اف 16 چند روز قبل از حمله به لبنان، بسیار جالب توجه بود. به طوری که شش هفته پس از ترک صحرای سینا، این حمله به وقوع پیوست. و بدین ترتیب تحقق طرح «اسرائیل بزرگ» و یک امپراطوری واقعی در خاورمیانه که به وسیله اریل شارون در دسامبر 1981 پیشنهاد شده بود، آغاز شد. موشه دایان در سال 1982 با اشاره به اخراج سرخپوستان توسط امریکا بدون آنکه حدودی در نظر گرفته شود، چنین گفت: اعلامیه استقلال امریکا را در نظر بگیرید که در آن هیچ اشاره‌ای به حدود اراضی نشده است. ما نیز مجبور نیستیم حدود اراضی کشورمان را اعلام کنیم. همه این موارد تحت حمایت بی قید و شرط امریکا انجام می‌شود. زیرا این کشور نه تنها هرگونه مجازات علیه اسرائیل را وتو می‌کند بلکه سلاح‌های جنایت را نیز در اختیارش قرار می‌دهد. به نوشته روزنامه «اینتر نشنال هرالد تریبون» مورخه 22 ژوئیه 1982 دولت اسرائیل امسال 5/5 میلیار دلار صرف خرید تسلیحات و تجهیزات نظامی کرده است که یک سوم این مبلغ از سوی خزانه‌داری امریکا تامین می‌شود.

 یک تجهیزات هسته‌ای قوی که اسرائیل را فراتر از کلیه قوانین بین المللی قرار داده است و هر نوع کنترلی روی آنها ممنوع شده استاین سیاست مبتنی بر تسلیحات روز افزون‌ و بیش از حد اسرائیل را تکمیل کرده است. شلوموآهارونسون در روزنامه‌ هاآرتض در 29ژوئن 1975 چنین می‌نویسد: «سلاح اتمی یکی از ابزار‌هایی است که می‌تواند امید اعراب به پیروزی نهایی را مبدل به یاس کند… تعداد کافی بمب اتمی می‌تواند خسارت سنگینی را برای تمام پایتخت‌های عربی به بار آورد و باعث تخریب سد آسوان شود. با تعداد بیشتری از این بمب‌ها می‌توانیم شهرهای متوسط و تاسیسات نفتی را هدف قرار دهیم… در کشورهای عربی صدها هدف وجود دارد که تخریب آنها، امتیازاتی را که اعراب در طول جنگ کیپور به دست آورده بودند، از دست آنها خواهد گرفت…» دولت صهیونیستی دیگر تنها نماینده استعمار گروهی غرب به سرکردگی آمریکا نیست‌. این دولت برای امریکا یک مهره کلیدی در رابطه قدرتها در صفحه شطرنج جهانی است. اسرائیل در این سیاست جهانی امریکا، نقش ممتازی را به عنوان ژاندارم حوزه‌های نفتی خاورمیانه ایفا می‌کند. اسرائیل برای رویای اسرائیل بزرگ که با مقاصد امریکا در منطقه همسویی دارد، درصدد است با بهره جستن از نفوذ خود در مطبوعات جهان، ایران را به عنوان رهبر شیطانی تروریسم جهانی معرفی نماید و بدین ترتیب چهره این کشور را مخدوش کند.

زمانی که آمریکا نیروهای خود را در اوت 1990 به عربستان سعودی فرستاد روزنامه وال استریت ژورنال در تاریخ 31 اوت 1990 چنین نوشت: «امریکا نیروهایش را تنها به منظور کمک به عربستان برای مقاومت در برابر تهاجم عراق به خلیج فارس اعزام نمی‌کند بلکه دلیل اصلی آن حمایت از این کشور عضو اپک است که بیش از سایرین درخدمت منافع آمریکا درمنطقه می باشد.» امریکا می‌خواست با این کار به کشورهای درحال توسعه ثابت کند که هیچ ملتی حق ندارد به تکنولوژی پیشرفته دست یابد و به بهره برداری از ثروتهای طبیعی ملی خود (مثل نفت) بدون کنترل قیمت آن توسط قدرتهای بزرگ بپردازد و مذهب تحمیلی امریکا بر کل دنیا را که جرات ندارد اسمش را بگوید ولی وجود دارد و پول پرستی و بازار پرستی نام دارد، رد کند.

 طبق آمارهای صلیب سرخ، دویست هزار نفر غیر نظامی در جریان بمباران عراق کشته شده اند و عدم لغو عمدی تحریم‌ها باعث مرگ کودکان بی‌شماری به علت کمبود مواد ‌غذایی و مراقبتهای پزشکی شده است. آمارهای دولت صهیونیستی نشان می‌دهد که تنها 15 درصد از مردم، مذهبی هستند با این حال به اکثریت مردم این گونه قبولانده‌اند که این سرزمین متعلق به آنها ست چرا که خدا آن را وعده د اد‌ه است… مراجعه به متون توراتی برای توجیه تهاجمات و قتل‌ عامها، از اصول سیاست اسرائیل است. استفاده خونبار از متون مذهبی برای توجیه سیاست جنایتکارانه، هیچ گونه پایه و اساس دینی ندارد بلکه به علت برداشتی افراط گرایانه و لفظی از متون مقدس است. این برداشت به صورت یک کلاهبرداری خونبار نژاد پرستانه درآمده است.

پروفسورموشه زیمرمن، رئیس گروه مطالعات آلمانی دردانشگاه عبری اورشلیم و کارشناس مطالعات نازیسمدانشگاه عبری اورشلیم، در روزنامه اورشلیم مورخه 28 اوریل 1995 چنین می‌نویسد: بهتراست بگوییم که هالوکاست، توجیه اصلی تاسیس دولت اسرائیل است. او چنین ادامه می‌دهد: من بدون هیچ تردیدی، بخشی از مردم اسرائیل را همچون کپی برابر اصل نازیهای آلمانی می‌دانم. مثلا بچه‌های شهرک‌های یهودی‌نشین الخلیل را در نظر بگیرید. آنها کاملا شبیه جوانان دوره هیتلر هستند. خاخام الزار ولدمن در روزنامه نکوراه مختص شهرک‌نشینان ساحل غربی رود اردن چنین می‌نویسد: «ما اید در خاورمیانه و دنیا به برقراری نظم بپردازیم. اگر مسولیت این کار را برعهده  نگیریم، نه تنها در برابر خودمان بلکه در برابر کل دنیا گنهکار خواهیم بود. زیرا چه کسی جز ما قادر به برقراری نظم در جهان است؟ تمام رهبران غربی دارای ضعفهایی برای انجام این کار هستند. (این مقاله در روزنامه دوار مورخه 18 اکتبر 1982 تکرار شده است) یهودا بن میر یکی از بنیانگذاران جنبش صهیونیسم، درمورد پیامدهای این سیاست چنین می‌گوید: بنا به گفته گوش امونیم ما باید سوریه و ترکیه را نیز فتح کنیم و با خون بچه‌های خود از کل دنیا حفاظت کنیم. آریل شارون هنگام تصویب کنوانسیون لیکود در مه سال 1993 علنا پیشنهاد کرد که اسرائیل سیاست رسمی خود را بر اساس «مرزهای تعیین شده در تورات» بنا کند. این ارتداد که بانی آن تئودور هرتزل است، وقتی ظهور یافت از سوی خاخام ها و یهودیان وفادار به پیامبران بنی اسرائیل، محکوم شد.

اسرائيل

از میان نمونه‌های متعدد و فراوان به خاخام موشه منوخیم (پدر یهودی منوخیم، موسیقی دان امریکایی) اشاره می‌کنم که در کتابی تحت عنوان «انحطاط یهودیت» نشان می‌دهد که افول یهودیت دقیقا همان ناسیونالیسم صهیونیستی است. عنوان قبلی کتابش «ناسیونالیسم یهودی، یک نفرین و یک جنایت تاریخی» بود. او نشان می‌دهد  که برخلاف آیین جهان‌شمول پیامبران بنی اسرائیل،  تفسیر قومی و ناسیونالیستی از «پیمان باخدا» و «قوم برگزیده» به وسیله کسانی که او «وحشی‌های قومی نظیر بن گوریون، موشه دایان و باند صهیونیستی که اسرائیل را به انحراف کشیده‌اند» می‌نامد، باعث شده است که آژانس یهود و سازمان‌های صهیونیستی به «ارگانهای دولت اسرائیل» تبدیل شوند. و ایدئولوژی آنها دقیقا همان ایدئولوژی نژاد پرستانه یهودستیزان است. تلاش اسرائیل در سال 1956 برای تسخیر مصر به منظور به دست گرفتن کنترل کانال سوئز به همدستی فرانسه و انگلیس، با شکست مواجه شد. علت اصلی این امر این بود که آمریکا با این مساله مخالف بود که کنترل دریای سرخ، به منظور اقداماتش در ویتنام و خاور دور رااز دست بدهد، ژنرال دو‌گل که در سخنرانی خود در پنوم پن، به این امر اقرارکرد. آریل شارون قبل از حمله به لبنان در دسامبر 1981 اعلام کرد: در سالهای آتی، دامنه منافع استراتژیک اسرائیل، نه تنها کشورهای عربی مدیترانه بلکه تمام خاور نزدیک را دربر خواهد گرفت و باید ایران، پاکستان، خلیج فارس، آفریقا و ترکیه را نیز شامل شود. این طرح که به وسیله سازمان صهیونیسم جهانی در مجله کیونیم (جهت یابی ها) چاپ بیت المقدس، تحت عنوان «نقشه استراتژیک اسرائیل» به وضوح و روشنی به چاپ رسیده است. خواستار نابودی تمام همسایگان این کشور، از رود نیل تا فرات است. مصر به عنوان یک پیکر متمرکز، به ویژه اگر درگیریهای سخت میان مسلمانان و مسیحیان را در نظر بگیریم، همانند یک جسد است. تقسیم این کشور به ایالتهای جغرافیایی مشخص باید هدف سیاسی ما در سال 1990 در جبهه غرب باشد.

فساد اخلاقی

 پس ازانکه مصر بدین گونه متلاشی شد و از دست قدرت مرکزی خارج شد، کشورهایی نظیر لیبی، سودان و آنهایی که دورتر از آنها هستند. به همین سرنوشت دچار خواهند شد. تشکیل یک حکومت مرکزی در مصر علیا و تشکیل حکومتهای کوچک و کم اهمیت محلی، کلید یک توسعه تاریخی است که اکنون به واسطه صلح به تعویق افتاده است ولی در دراز مدت اجتناب ناپذیر خواهد بود. جبهه غربی علی رغم ظواهر، به اندازه جبهه شرقی مشکل آفرین نیست. تقسیم لبنان به پنج ایالت؛ همان چیزی است که کل دنیای عرب دچار آن خواهد شد. تقسیم سوریه وعراق به مناطقی مشخص بر مبنای ویژگیهای نژادی یا مذهبی، باید در دراز مدت یکی از اهداف سیاسی اسرائیل باشد و اولین گام در این راه انهدام قدرت نظامی کشورهای مذکوراست.

 ساختار قومی سوریه، این کشور را به سوی نابودی سوق می‌دهد، این امر می‌تواند به تشکیل یک حکومت شیعه مذهب در طول ساحل، یک حکومت سنی مذهب در منطقه آلپ، حکومتی در دمشق و موجودیتی که می‌تواند به تشکیل حکومتی در منطقه جولان ما، به همراه هوران و جنوب اردن، امیدوار باشد، منجر شود…چنین حکومتی در دراز مدت تضمینی برای صلح و امنیت منطقه خواهد بود‌. این یک هدف دست یافتنی است. عراق دارای منابع عظیم نفتی است و اکنون درگیر جنگهای داخلی است، هدف اصلی اسرائیل است برای تقسیم این کشور مهمتر از تقسیم سوریه است زیرا این کشور در کوتاه مدت جدی‌ترین خطر برای کشور ما به شمار می‌آید (کیونیم، بیت المقدس، شماره 14 فوریه 1982،ص 59-49)

محاکمه صهیونیسم اسرائیل – جلد دوم کتاب«محاکمه آزادی»- روژه گارودی- ترجمه جعفر یاره، احمد نخستین، مجید خلیل زاده-ص 145-154

دیدگاه‌ها

  1. ناشناس گفته :

    اون موقع یک مشت احمق می نشینند ومیگند ما اسرائیل را به رسمیت می شناسیم

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد