151028552108749800
۱۰:۳۹ - دوشنبه ۱۳۹۷/۰۸/۷

اهمیت زیارت سیدالشهداء (ع) در روایات؛

اربعین حسینی، ظرفیت ساز تمدن نوین اسلامی

 اهمیت زیارت اباعبدالله وقتی دانسته می شود که با غلیظ ترین عبادت اسلام یعنی حج مقایسه شود؛ حج با وجودی که واجب است اما اگر «محتمل الخطر» شود نه تنها واجب نیست، بلکه حرام است. اما زیارت اباعبدالله گرچه محتمل الخطر باشد بازهم مستحب است.

صاحب نیوز-مهران آدرویش/ اهمیت زیارت اباعبدالله وقتی دانسته می شود که با غلیظ ترین عبادت اسلام یعنی حج مقایسه شود؛ حج با وجودی که واجب است اما اگر «محتمل الخطر» شود نه تنها واجب نیست، بلکه حرام است. اما زیارت اباعبدالله گرچه محتمل الخطر باشد بازهم مستحب است.

جالب است که بدانید تاکید بسیار در زیارت امام حسین در زمان متوکل (علیه اللعنه) وارد شده؛ یعنی درست زمانی که برای زیارت سیدالشهداء، باید دست می دادید و جانتان را کف دست می گرفتید. لذا زیارت اباعبدالله مستحب است ولو خطر جانی داشته باشد؛ چه این که بنا بر تعابیر روایی، سیدالشهداء (ع) خون خداست و خون عامل حیات است. بنابراین در هیچ حالتی از استحباب زیارت امام حسین کم نمی شود ولو محتمل الخطر باشد؛ چه این که حفظ دین و قوام مذهب به عزاداری سیدالشهداء است. یعنی همان که امام ره فرمود: «این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته».

امر عجیب دیگری که اهمیت اقامه عزا بر اباعبدالله را نشان می دهد این است که اگر روضه سیدالشهداء رو به فراموشی برود از «استحباب» به «وجوب» تغییر حکم می دهد. کما این که یک زمانی اینطور شد و روضه خوانی در منابر رو به ضعف گذاشت و آیه الله گلپایگانی «ره» منبر را بدون روضه حرام دانست.

چرایی اهمیت راهپیمایی زیارت اربعین حسینی

1.نگاهی کوتاه به تاریخ تشیع

حالا ببینیم چرا این قدر زیارت امام حسین (ع) مهم است؟نمی دانم توجه دارید که چه اتفاق مهمی در دنیا افتاده یا نه؟ اجازه بدهید از کمی قبل تر بحث را آغاز کنم.

مذهب تشیع که همان اسلام ناب محمدی (ص) است با محدود نفراتی که شاید از انگشتان یک دست هم کمتر بودند با محوریت ولی الله اعظم امیرمومنان علی بن ابوطالب علیه افضل صلوات المصلین کلید خورد و در طی 250 سال زحمات جانفرسای ائمه اطهار و خاندان نبوت علیهم السلام در جو ظلم و خفقان به چندین میلیون نفر بالغ شد.

با آغاز دوران غیبت به درایت و همت علمای اسلام، قیام شیعیان و تشکیل حکومت و … و به خصوص با تشکیل دولت صفویه و نقش آفرینی علمایی همچون آیات عظام محقق کرکی، علامه مجلسی، مقدس اردبیلی، شیخ بهایی، فیض کاشانی، نراقی و …. و ظهور انقلاب اسلامی ایران به چند ده و چند صد میلیون افزون شد.

2.امام حسین شخصیتی بین المللی

قیام و نهضت عاشورا رکن رکین مذهب تشیع و ضامن بقا و گسترش آن است، گوهر گرانبهایی که در اختیار هر مذهبی باشد عاقبت دنیا و آخرت از آن او خواهد بود.

دوستان! تا همین چند سال قبل ما شیعیان یک امام حسینی داشتیم که مال خودمان بود.کسی او را نمی شناخت. اما با تشکیل انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس و به زانو درآوردن هژمونی و ماشین نظامی غرب و فروپاشی شوروی و صدور انقلاب اسلامی و ظهور حزب الله لبنان و حمله غرب به عراق و شکل گیری انقلاب های خاورمیانه و کمانه کردن اسلام هراسی و گسترش ابزارها و فضای رسانه ای و فضای مجازی و … تشیع و امام حسین نزد مردم جهان شناخته تر شد.چه این که مذهب تشیع در هیچ کجای جهان بی نام حسین شناخته نیست.

3.اربعین بعد از سقوط رژیم بعث عراق

با سقوط صدام در سال 2003، راهپیمایی سه میلیونی اربعین با حضور محدودی از کشورهای اسلامی آغاز شد و در عرض یکی دو سال به طور اعجازگونه و باور نکردنی، بدون هر گونه برنامه ریزی قبلی و بدون این که عراق زیرساخت های بهداشتی، امنیتی، رفاهی و غیره اش آماده استقبال از جمعیت عظیم زائران حسینی باشد به 15 تا 20 میلیون نفر در ایام اربعین ارتقا یافت.

4.عوامل افزایش جمعیت راهپیمایی اربعین

ویژگی جذاب راهپیمایی، حضور جمعیت های مسیحی و یهودی و سنی و دیگر مذاهب عراقی در این راهپیمایی و سردرگمی و بن بست غرب در مدرنیته و پسا مدرنیته، حضور نیروهای غربی بعد از سقوط صدام در عراق و رویت اربعین و عشق مردم به پیشوای سوم شیعیان و نقل آن در بازگشت به غرب و قطعا عنایات امام زمان عج و زحمات معرفتی و تبلیغی عمارها (با گستردگی و پراکندگی جغرافیایی که دارند) در جلب توجه دنیا به این راهپیمایی و …توجه بسیاری را به این راهپیمایی عظیم معنوی جلب و برای تجربه ای نوین راهی کربلا کرد

5.افزایش تصاعدی راهپیمایان اربعین

دوستان! امام حسین به خصوص در ظرف اربعین جذابیت فوق العاده ای برای دنیا دارد؛ مفاهیمی مثل سفر، راهپیمایی، تجمع، گوناگونی جمعیت از جهات مختلف، تنوع پذیرایی، خدا احساسی، معنویت، آرامش، حضور خانواده، حضور شخصیت های سیاسی، معنوی، هنری، علمی و … دریافت، دیدن یا استماع معجزات و کرامات و حل مشکلات خود یا اطرافیان، مهربانی غیر قابل توصیف، خدمت بی جیره و مواجب مردم به هم، تکریم انسان، امنیت روانی، شور و مداحی، تجربه یک جامعه جدید انسانی، و ویژگی های اخلاقی و معنوی و شخصیتی خود اباعبدالله همچون مبارزه راستین با ظلم و ستم ظالمین، عزت نفس، ایمان و خداباوری، شجاعت و صداقت و آزادگی و….اینها به قدری جذاب است که قطعا با سرعت باورنکردنی در سال های نه چندان دور این جمعیت عظیم انسانی را به طور تصاعدی افزون خواهد نمود. آنچنان که دوستان و دشمنان غافلگیر خواهند شد.

حالا چه باید کرد؟

امام حسین بین المللی شده است.پس دیگر وظیفه ما نسبت به او تغییر کرده، ما دیگر حق نداریم به کربلا و امام حسین و عاشورا و به خصوص اربعین به چشم یک سفر زیارتی- سیاحتی نگاه کنیم.باید از این ظرفیت استثنایی استفاده کنیم؛ ما باید از این ظرفیت استفاده کنیم و با تبلیغ لسانی و عملی و الگویی اسلام و قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام را به جهانیان بشناسانیم و “تمدن نوین اسلامی” را  پی ریزی کنیم و به تبع آن “زمینه را برای ظهور” آماده کنیم.

در این عرصه خواص نباید از عوام جا بمانند و باید بیش از موکبهای رفاهی، موکب های فرهنگی دائر کنند. باید قرآن و سیره و سخنان اهل بیت به زبان مناسب ترجمه و در اختیار زائران خارجی قرار داده شود.اهل هنر و رسانه نیز باید این شاخصه های این تمدن را در قالب آثار هنری خود به مردم جهان نمایش دهند.

اما منظور از تمدن سازی چیست؟ و اساسا تمدن چیست ؟ تمدن تجسد فرهنگ است.فرهنگ، مقبولات عمومی یک جامعه است.وقتی فرهنگ تجسد پیدا کرد و به نظام و محصول آوری ملموس و خاص و جذاب و موثر و تاثیرگذار بر سایر فرهنگ ها نائل شود و در معماری، قانونگذاری، هنر، تکنولوژی، صنعت، سیاست، اقتصاد، خانواده، نوع پوشش، نظام تعلیم و تربیت، حکومت داری و سایر ابعاد زندگی خودنمایی کند و سبکی قابل دفاع، روان و جامع را ارائه دهد این می شود تمدن.

تمدن غرب بر اومانیسم یا انسان غیر الهی با محوریت عقل معاش و انکار غیب یا لااقل نادیده انگاشتن آن در عرصه زندگی بنا شده و امروز از پس چند قرن گرچه آسایش نسبی ره آورد آن بوده اما نتوانسته آرامش بشر را تامین و ادامه حیات را روان، آرام، روشن و قابل دفاع کند.

امروز مردم غرب، فروپاشی خانواده، نا امنی و جنگ و تروریسم، فقر و بیکاری، ظلم و ستم، رفتارهای یک بام و دو هوایی، بی معنا شدن زندگی، بی قانونی، بازی با قانون و ابهام و تاریکی آینده بشریت و … را احساس می کنند. واقعیت این است که امروز غرب در اقتصاد، سیاست، خانواده، تامین امنیت، و …. به بن بست رسیده و مردم جهان از ده ها مرکز قانونی نا امید شده اند و بشر احساس کرامت نمی کند.

در یک همچون شرایطی ناگهان یک تجمع رعدآسایی ده ها میلیونی توجه دنیا را به خودش جلب می کند.انسان غربی با حضور در این راهپیمایی با شاخصه های تمدنی جدیدی آشنا می شود؛ شاخصه هایی مثل خدا محوری، توحید و یکتا پرستی، خانواده، معنویت، امکان ارتباط مستقیم با غیب و بهره مندی از آن برای خودش یا لااقل مشاهده آن در اطرافیانش به تواتر، نگاه خدمت محور به انسان به جای نگاه سودمحور رایج، اتحاد حول محور یک انسان بسیار خاص و ویژه و کامل با دنیایی از ابراز عواطف و احساسات نسبت به او و سیره ای روشن و منطبق بر فطرت…. او در اینجا خدا را احساس می کند، آرامش می گیرد، و ای چه بسا حاجت می گیرد و با مردی آشنا می شود که برای دفاع از حق و مبارزه با ظلم و ستم از همه چیز و همه کس اش گذشته.او با محور قدرت جهان سومی ها آشنا می شود.با کسی که از پی 1400 سال می گریاند، حاجت می دهد، خدا را در کنار او می شود احساس کرد، وحدت می بخشد و تجمیع می کند، از مبارزه راستین و بی دروغ و کلک حرف می زند، سیاست و اخلاقش یکی است و ده ها شاخص زیبایی و قدرت و توانایی های دیگر.بالطبع این فرهنگ و تمدن برای انسان غربی جذاب است و اومانیسم و انکار غیب و محدود کردن انسان در زندان و بن بست طبیعت را زیر سوال می برد.

این یعنی ایجاد فرصتی برای نه گفتن به تمدن رو به اضمحلال غرب و امکان انتخاب تمدنی نو.لذا اربعین تمدن ساز است.تمدنی بر اساس انسانی الهی و ایمان به غیب.با پیام های جذابی مثل صلح، عدالت، معنویت، آرامش، اتحاد، آزادگی، اخلاق، مبارزه با ظلم و …

در کنار این مطلب شیعیان مساله مهدویت را نیز باید توجه بکنند و توجه بدهند؛ چرا که تمدن نوین اسلامی زمینه ساز ظهور خواهد بود.به این دلیل که اولا زمانی که تمدن نوین اسلامی شروع به جذب نیرو کند هنگام ظهور نیاز به قتل و کشتار بسیار کمتر خواهد بود و هر چه نیاز به کشتن کمتر باشد زمینه ظهور فرزند رحمه للعالمین بیشتر خواهد بود.

ثانیا باید توجه کرد و توجه داد وقتی امام حسین که حضور مادی دنیوی ندارد این همه قدرت و کارایی و گره گشایی دارد ظهور و حضور کپی برابر اصل آن حضرت چه قدر حال ما و زندگی و دنیای ما را بهبود خواهد بخشید. لذا تجربه موفق اربعین زمینه را کاملا برای طرح موعود(که اصل و اساس آن پیش زمینه خوبی در بین ادیان گوناگون جهان دارد) به خوبی آماده می کند و ظهور را در اولویت دل ها قرار می داد و وفاداری مردم را به آن حضرت تقویت و تضمین می کند و این یعنی دو شرط اصلی ظهور(وفاداری، همدلی) تقویت و زمینه ظهور فراهم خواهد آمد.

جمهوری اسلامی به عنوان ره آورد و نمونه ای عینی از تمدن نوین اسلامی

مساله پایانی که اشاره به آن خالی از لطف نخواهد بود این است که مجموعه عوامل تشکیل‌دهنده یک تمدن مادامی که به محصولی دست پیدا نکنند نمی‌توانند آن تمدن را به مراحل شکل‌گیری، رشد و بقاء و عرضه موفق و تاثیرگذار بر سایر فرهنگ ها و تمدن ها برسانند لذا اگر شیعیان بتوانند الگوی موفقی از حاکمیت اجتماعی- سیاسی مبتنی بر تعالیم شیعی را نمایش بدهند زمینه برای جذب دل ها و اعتماد به این تمدن بسیار تقویت خواهد شد.لذا بر همه شیعیان و دولتمردان جمهوری اسلامی است که حساسیت و شرایط را بهتر درک کنند و با اثبات کارآمدی نظام اسلامی تولید تمدن اسلامی و زمینه را برای ظهور تقویت کنند.

انتهای پیام/