صفحه اصلی » سیاسی » مبارزاتی که بهانه ای برای ماندن داماد در خانه پدرخانم شد/ ماجرای تغییر اسم میدان پهلوی به میدان شهدا

گذری در تاریخ با جواد شایسته فرد؛

مبارزاتی که بهانه ای برای ماندن داماد در خانه پدرخانم شد/ ماجرای تغییر اسم میدان پهلوی به میدان شهدا

پنجم رمضان سرلشکر ناجی که مسئول ارتش در اصفهان بود، دستور تیراندازی به تحصن کنندگان در میدان پهلوی داد و تعدادی هم از رهگذران به شهادت رسیدند؛ پس از این واقعه که ده نفر در آن به شهادت رسیدند، میدان پهلوی به میدان شهدا نامگذاری شد.

تاریخ انتشار: ۰۶:۱۴ - پنجشنبه ۱۳۹۷/۱۱/۱۱

به گزارش صاحب نیوز؛ جواد شایسته فرد یکی از پیشگامان انقلاب است که هنوز هم در جبهه فرهنگی یار و یاور انقلاب است از این رو کپ و گفت دلنشینی را با این پیشگام انقلاب انجام دادیم.

اولین جرقه های انقلاب از کجا شروع شد؟

شهادت مصطفی خمینی اولین جرقه های بود که انقلاب از آن شروع شد؛ وقتی امام خمینی (ره) در عراق تشریف داشتند رژیم تصمیم گرفت برای اینکه ضربه روحی به امام بزند تا دست ازمبارزه و فعالیت بردارند آقا مصطفی را به شهادت برساند اما این شهادت رساندن مصداق عینی «مکرالله والله خیرالماکرین» شد؛ در داخل ایران در قم مراسمی برای حاج آقا مصطفی گرفته شد و برای اولین بار از امام به عنوان امام خمینی یاد شد و در این مراسم امام خمینی علنی شد.

مبارزات خیابانی و شهیدانی که در این مسیر آسمانی شدند از کجا شروع شد؟

بعد از این که در روزنامه اطلاعات در روز ۱۷ دی 1356 یک مقاله بر ضد امام خمینی چاپ شد حوزه‌های علمیه مختلف خصوصا در شهر قم اعتراض و راهپیمایی کردند که با درگیری همراه بود و تعدادی در قم شهیدشدند و بعد از آن چهلم شهدای قم را تبریزی‌ها گرفتند که آنجا را هم به خاک و خون کشیدند که یزدی ها و کرمانی ها هم چهلم شهدای تبریز را گرفتند و انقلاب در همه ایران و اصفهان اتفاق افتاد.

در اصفهان اسم میدان شهدا به چه شکل نام گذاری شد؟

در پنج رمضان سرلشکر ناجی که مسئول ارتش در اصفهان بود دستور تیراندازی داد و عده‌ای که تحصن کرده بودند و تعدادی هم از رهگذران به شهادت رسیدند؛ در این شب ده نفر در میدان پهلوی شهید شدند و باعث شد که میدان پهلوی به میدان شهدا نامیده شود که هم اکنون نیز به این اسم شناخته می شود.

از نقش های ساواک در جریان مبارزات مردم ایرانکه کمتر گفته شده چیزی به خاطر دارید؟

یکی از برنامه‌های ساواک که بعدا اسناد آن منتشر شد؛ تصمیم گرفته بود که محک بزند که مردم چقدر مطلع و روشن هستند؛ یک شب شایع شد که عکس امام خمینی در ماه پیداست و مردم هم نگاه می‌کردند؛ من در حالی که داشتم به منزل بر میگشتم دیدم که مردم ایستاده اند و به اسمان نگاه می کنند پرسیدم جریان چیست که گفتند امشب عکس امام خمینی در ماه پیدا است که من گفتم این برگرفته از ذهن است و شما اگر شاه را هم تصور کنید در ماه می بینید و این راهی بود که ساواک برای سنجش اطلاعات اطلاع مردم طراحی کرده بود.

یک خاطره شیرین از زمان مبارزات خود بگویید؟

راهپیمایی ها ادامه پیدا کرد و اعتراضات به بستن بازار و ادارات و بانک ها رسید من در زمان این مبارزات در دوران عقد به سر می بردم و دلم می خواست یک شب منزل عروس خانم بمانم، پدر خانمم مخالف بود که داماد در زمان عقد بماند و اصلا آن روز رسم هم نبود شبی که انجا بودم و می خواستم بروم خانه حکومت‌نظامی بود و من خواستم بروم اما پدر خانمم گفتم بمان اما من گفتم از پشت بام ها می روم و او مخالفت می کرد خلاصه از آن ها اصرار و من هم قبول نمی کردم که بالاخره آن شب را ماندم و آن شب در خانه خانواده خانم خوابیدم.

یکی از حوادث تلخ در مبارزات خود را بگویید؟

اعتراضات موجب شد که شاه جنایتی در آبادان انجام دهد که بعدها اسناد آن منتشر شد و به ارتشی ها اعلام شده بود که یک هفته به سینما نروند؛ سینما رکس آبادان را با مواد محترقه و آتش را آتش زدند در حالی که همه درها بسته بود و آتش نشان ها هم وقتی آمدند آب نداشتند و حدود ۴۰۰ نفر در سینما رکس آبادان سوختند؛ هدف از این کار رژیم این بود که این اتفاق را به گردن حزب‌الله و انقلابیون که آن روز با تعبیر چماقداران از آنها یاد می‌شد بیندازد اما اینگونه نشد و دست رژیم رو شد.

شاه برای اینکه حکومت خود را حفظ کند چه کرد؟

شاه تصمیم گرفته بود نخست وزیر را عوض کند و شریف امامی را به جای هویدا قرار داد اما مردم اعتراضات را ادامه دادند و بر نگشتند چرا که با اصل نظام مخالف بودند

شاه برای اینکه مردم را از امام خمینی دور کند چه کرد؟

شاه دید اعتصابات ادامه دارد تصمیم گرفت امام را آزار بدهد و با حکومت عراق هماهنگ شد که امام از عراق خارج شود امام خواستند به کویت بروند که کویت عذرخواهی کرد و اجازه نداد به امام خمینی اجازه ندادند به سوریه هم برود و امام به فرانسه رفتند.

حوزه و دانشگاه چه زمانی با هم متحد شدند؟

اعتراضات چهار ماه در اصفهان و شهرهای دیگر ادامه داشت و اتفاق جالبی که اتفاق افتاد وحدت بین حوزه و دانشگاه بود و از حوزه علمیه اصفهان به سمت دانشگاه اصفهان حرکت کردند و در دانشگاه نماز جماعت خوانده شده و قطعنامه ای صادر شد که شاه باید از ایران برود.

از حال و هوای  مبارزات در محرم بگویید؟

ادامه مبارزات به اول محرم رسید که با شور خاصی عزاداری ها دنبال شد و مردم با شدت بیشتر به اعتراضات خود ادامه دادند و باز هم به مردم در شب اول محرم تیر اندازی شد؛ در شب هفتم محرم که مراسم شهدای اول محرم را در منزل آیت‌الله خادمی برگزار می شد مردم به سمت مسجد سید حرکت کردند و بعد از سخنرانی به سمت چهار راه وفایی مردم حرکت کردند و چون آیت‌الله خادمی پیرمرد بودند با یک ژیان او هم همراه مردم آمد؛ سرلشکر نازی دستور داده بود که چهار راه وفایی را مصدود کنند که تیر اندازی کردند و برخی از مردم شهید شدند از جمله یک خانمی به نام خانم حسینی که اولین شهید زن انقلاب بود؛ بعد از این تیراندازی ارتش ترسید و به پادگان‌ها رفتند که از این عقب نشینی باعث شجاع تر شدن مردم شد و به خیابان اردیبهشت رفتند و انجا هتلی بود که آمریکایی ها در آن بودند که ان را به آتش زدند چهار راه رفایی به اسم شهدای هفتم محرم نام گذاری شد و رسیدیم به روز عاشورا که در مسجد مصلی فعلی که در آن زمان یک زمین خالی بود و یک سالن داشت مردم جمع شدند سخنرانی انجام شد و مردم به میدان انقلاب آمدند که به میدان مجسمه معروف بود و مجسمه را انداختند و پایین کشیدند و بعد از آن به سمت ساواک رفتند و تعدادی شهید شدند. مسجد مصلی پاتوقی برای اعتراضات بود؛ رژیم تصمیماتی می گرفت که یکی از آن ها نخست وزیر شریف امامی را عوض کرد و بختیار قرار داد اما مردم به اعتراضاتشان ادامه دادند

ایا برای نابودی رژیم منابع درامدی هم مورد نظر قرار کرفت؟

امام خمینی یک شورا به عنوان به عنوان شورای انقلاب تشکیل دادند که اعضایی چون مرحوم آیت‌الله شاهرودی، رفسنجانی، مطهری و بهشتی بودند و هدف از تشکیل این شورا این بود که اوضاع داخل کشور رو سر و سامان بدهند یکی از کارهای این شورا این بود که از اعضای شرکت نفت خواستند با توجه به اینکه منبع درامد شاه نفت بود اعتصاب کنند و با شورای انقلاب هماهنگ شوند و فقط به مقدار نیاز داخل تولید کنند که تصمیم مهمی بود.

ارتش از کی با مردم متحد شد؟

در ادامه مبارزات ارتشی ها دو دسته شدند به خصوص هوانیروزی ها که نیروی جوان خوش فکری داسشت؛ یک روز که مردم تظاهرات کردند به مردم پیوستند با گل و شیرینی از آن ها استقبال شد ان روز چندین تانک به دست مردم غنیمت گرفته شد و این ها ضرباتی بود که به رژیم وارد می شد.

شاه با چه حالتی رفت؟

در ۲۷ دی ماه شاه با چشم گریان با همسر خود خارج شد ودر مصاحبه با خبرنگاری گفت که مریضم و یک مدتی برای معالجه می روم و در زماتی که یکی از سرلشکرها دست شاه را بوسید اشک شاه جاری شد و با چشم اشک بار از ایران خارج شد آمریکا و مراکش به او اجازه ندادند که به این دو کشور برود و به مصر رفت و تا پایان مرگ آنجا بود.

وقتی امام به تهران امدند تهران جه حال و هوایی داشت؟

وقتی ما به تهران رفتیم در تهران مردم درب خانه هایشان را برای مسافران استان های دیگر گشوده بودند و از آن ها پذیرایی می کردند بسیار شبیه به آن چیزی که اکنون در اربعین در عراق اتفاق می افتد.

از روزی که امام خمینی آمدند یک خاطره بگویید؟

وقتی امام از فرودگاه به سمت بهشت زهرا در حرکت بودند به دلیل ازدحام جمعیت پای یکی از مردم زیر خودرو امام می رود که بعد از پایان سخنرانی امام ، راننده دنبال آن شخص می گردد و او را در بیمارستان پیدا می کند و می‌گوید آمده ام که به تو خسارت بدم و من مقصرم اما ن شخص می‌گوید حال که این افتخار نصیب من شده است تو میخواهی افتخار من را بخری و خسارتی نمی گیرد.

در مورد بینش خدایی امام خمینی و نقش آن در پیروزی انقلاب چه بود؟

امام خمینی بینش خدایی داشتند و وقتی امام فهمیدند حکومت‌نظامی است گفتند مردم بیایند بیرون و اعتراض کنند که آیت‌الله طالقانی به امام زنگ می‌زند و می‌گوید این کار را نکنید چراکه مردم کشته می‌شوند امام به آیت الله طالقانی می‌گویند که اگر حرف، حرف من نباشد چه؟ که آیت‌الله طالقانی با شنیدن این حرف کامل قانع شدند؛ مردم حمله کردند به پادگان‌ها و اسلحه را گرفتند و ۲۲ بهمن شروع پیروزی انقلاب بود.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد