صفحه اصلی » سیاسی » گام دوم انقلاب اسلامی به معنای شروع دولت اسلامی/مردم مخاطب اصلی رهبر معظم انقلاب در این بیانیه

تبیین بیانیه گام دوم انقلاب/ بخش سوم

گام دوم انقلاب اسلامی به معنای شروع دولت اسلامی/مردم مخاطب اصلی رهبر معظم انقلاب در این بیانیه

گام دوم انقلاب اسلامی یعنی شروع دولت اسلامی و دولت اسلامی هفت شاخصه دارد که یکی از آن ها کار جهادی و داشتن تفکر انقلابی است.

تاریخ انتشار: ۰۹:۵۹ - یکشنبه ۱۳۹۸/۰۱/۴

صاحب نیوز؛مجموعه یادداشت هایی که در این منظر قرار خواهد گرفت، بر مبنای سخنرانی های حجت الاسلام صالح سهیلی اصفهانی در تبیین بیانیه گام دوم انقلاب با نگاه به مبانی تبیین شده در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن است که در جمع طلاب مدرسه علمیه صدر بازار اصفهان ایراد گردیده است.
لذا از آنجایی که فرمایشات رهبر انقلاب در بیانیه گام دوم، دقیقا مبتنی بر همان مبانی است، از این رو در این سخنرانی ها نیز با نگاه به همان مبانی سعی شده است تا با تبیینی تطبیقی و مقایسه ای از “بیانیه گام دوم انقلاب” نسبت به “کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن” نگاهی جدید به اندیشه حکومت اسلامی و آشنایی با مبانی اسلام اجتماعی ارائه گردد.

در بخش دوم از این یادداشت (اینجا بخوانید) دریافتیم که عصر جدیدی در عالم شکل گرفته است که خصوصیات بارز آن گسترش باورهای مذهبی، معنا بخشیدن به ارزش انسان ها و حضور مؤثر توده های میلیونی مردم، آزادی از سلطه و تصرف قدرت های بزرگ است و هم چنین به • کج فهمی ها و انحراف فکری برخی افراد ازعدالت در انقلاب اسلامی نیز پرداخته شد و دریافتیم هر گونه انحراف از تفکر انقلابی ما را دچار خسارت و ضرر نموده است.

***
اندیشه حکومت اسلامی اندیشه ای ناب و بدون سابقه است

تمام حکومت های قبلی مبنای تشکیل آنها این بود که پادشاهی می جنگید منطقه جغرافیایی را تصرف می کرد و عده ای را خاضع و مطیع مقابل خود می کرد، اما پهلوی دقیقا با توطئه انگلیس روی کار آمد، یک باره پس از سلسله قاجار فردی به نام رضاشاه آمد که سلطنت پهلوی را بدون جنگ و با کودتا تاسیس کرد. یک کودتای مخفی و پنهان که توسط نظام سلطه انگلیس در ایران ایجاد شد و 50 سال نیز بیشتر دوام نیاورد.

یک چنین نظامی برچیده شد و حالا این نکته را دقت کنید که اندیشه حکومت اسلامی در نظام تمدنی و نظم نوین جهانی و تغییرات آن یک اندیشه ناب و بدون سابقه است، حتی مدل آن را در حکومت پیامبر اکرم(ص) و امیرمومنان(ع) هم نمی بینیم یعنی در واقع مدل تشکیل حکومت اسلامی در نظام جدید تمدنی و نظم نوین جهانی در این ساختار و فضا، تشکیل حکومت اسلامی یک امر کاملا بدون مدل و بی سابقه است.

ما حکومت اسلامی زمان پیامبر اکرم(ص) و امیرمومنان(ع) را داریم حتی حکومت اسلامی با نقص های فراوان در زمان برخی از پادشاهان داشتیم، اما مدل آنها برای عصری با اقتضائات خودش می باشد، عصری که پادشاهی و نظام اسلامی با عنوان قدرت برتر در دنیا بود، حالا تصور کنید دو قدرت در عالم بوده است یکی نظام لیبرالی و دیگری نظام کمونیست، نظام لیبرالی نماینده اش انگلیس و آمریکا بوده اند و نظام کمونیست نماینده اش چین و شوروی بوده اند.
این دو نظام را ما دو نظام متخاصم می دانیم یا دو نظام رقیب؟

جنگ زرگری ابرقدرت های سنتی برای به زانو درآوردن ملت ها

این دو با هم دشمن نیستند، دشمنی آنها زمانی است که منافعشان زیرسوال برود، پس رقیب یکدیگر بوده اند، نشانه آن این است که گاهی به هم دست می دادند تادیگران را به زمین بزنند.

این دو نظام در دنیا پدید آمده بودند که مردم دنیا خیال کنند یا باید تحت سلطه یکی از این دو نظام باشند و طرفدار هر یک هم که بودند در انتها در صف باطل بودند. در واقع نظام لیبرالیسم و کمونیسم در قاعده باطل قرار گرفتند.

ما دو نظام بیشتر نداریم یا نظام حق است یا نظام باطل و این را از اسلام یاد گرفته ایم که “جاء الحق و زهق الباطل” و دو حزب بیشتر نداریم، یک حزب الله و دیگری حزب شیطان و چیزی غیر از این در قرآن پیدا نمی کنیم.

این دو نظام در قاعده و در مسیر باطل بودند منتهی برای فریب افکار مردم دو نظام شده بودند، یکی از آنها یک قالب کفر محض داشت که آن نظام کمونیستی بود ودیگری یک قالب نفاق داشت که نظام لیبرالیستی بود، اما همه در قاعده نظام باطل قرار دارند.

در زمانی که آنها در دنیا جولان می دادند نظام مقابلی در برابر آنها نبود و چون نظامی مقابل آنها نبود مردم دنیا تصور می کردند این دو قطب مقابل هم هستند در حالی که اینها دو قطب رقیب بودند و از کجا مردم فهمیدند اینها رقیب هستند، زمانی که انقلاب اسلامی پدید آمد.

انقلاب اسلامی آغازگر طرحی نو در عالم
انقلاب اسلامی زمانی که پدید آمد همه فهمیدند که برمبنای اندیشه دینی و توحیدی کسی می تواند حکومت تشکیل دهد.
یک پیرمرد آگاه با بیان ساده، اما با اراده بلند آمد و گفت می خواهد بر مبنای توحید حکومت تشکیل دهد، وقتی حکومت را تشکیل داد و نظام سازی کرد و سال ها گذشت، دیدند نظام توحیدی در حال حرکت است و همه دنیا فهمیدند که این دو قطب لیبرالیسم و کمونیسم در حقیقت یک جریان و یک خط بودند و در یک نظام فکری حرکت می کردند، تا آن موقع که رقیب و دشمنی نداشتند، آنها با هم رقیب و دشمن به حساب می آمدند و معلوم شد که دشمن واقعی آنان انقلاب اسلامی ایران است.

رهبر انقلاب اشاره می کنند که «تقابل دوگانه جدید اسلام و استکبار از ویژگی های عصر جدید ما است، پدیده برجسته جهان معاصر، پس آنگاه انقلاب ملت ایران جهان دوقطبی آن روز را به جهان سه قطبی تبدیل کرد».

شکل گیری دو قطبی نظام های عالم بر مبنای حق و باطل
اکنون نیز پس از فروپاشی شوروی جهان به دو قطب تبدیل شده است و این را باید باور کنیم و اگر این را باور نداشته باشیم نسبت به قدرت انقلاب اسلامی نمی توانیم تصور درستی داشته باشیم، اکنون باید باور کنیم که دنیا تبدیل به قطب نظام سلطه و استکبار با اندیشه لیبرالیسم به رهبری آمریکا و یک قطب نیز نظام اسلامی توحیدی به رهبری انقلاب اسلامی است.

ما در تحلیل های ارگانیک یعنی تحلیل هایی که همه جانبه نگر هستند و جوانب مسئله دیده می شود و به یک جنبه جزیی نگاه نمی شود، این گونه تحلیل می کنیم و می گوییم چرا این اتفاق افتاد و چه شد که شوروی فروپاشید، اگر این دو نظام رقیب بودند چرا شوروی فروپاشید و چرا آمریکا فرونپاشید؟ بین خودشان این گونه مطرح شده که انقلاب اسلامی چگونه پدید آمد و به دنبال چرایی این مطلب بودند، به این نتیجه رسیدند که چون بین این دو نظام رقیب یک شکافی ایجاد شد و در یک نقاطی به ظاهر از هم فاصله گرفتند از فرصت پدید آمدن بین شکاف این دو قطب یک عده به اسم انقلاب اسلامی سر بیرون آوردند، اما واقعیت چیز دیگری است، واقعیت این است که اینها بعد از بروز انقلاب اسلامی به این نتیجه رسیدند که ادامه مسیر در قطب و نظام باطل با دو جبهه متفاوت باعث فرسایش نیروهای نظام سلطه می شود و باید این رقابت که در ظاهر یک تخاصم بود پایان پذیرد.

فروپاشی شوروی در اوایل دهه دوم انقلاب اسلامی رخ داد و آن اتحاد جماهیر شوروری از بین رفت و قدرت سیاسی خود را از دست داد و اکنون این امریکا است که ایالات متحده است و هر ایالتی به اندازه یک کشور در آمریکا قدرت دارد و حالا یک حکومت به ظاهر قدرتمند از نظر اقتصادی و سیاسی را تشکیل داده است.

اینها گفتند که چاره ای برای مقابله با قطبی که پدید آمده ندارند و نظامی که باید از بین می رفت نظام کمونیستی بود، زیرا نظام کمونیستی کفر محض بود و علنا کفر و الحاد و مقابله با دین و خدا را ابراز می کرد، اما نظام لیبرالیستی این قدرت را داشت که خودش را در لابه لای تفکرات التقاطی حفظ کند، چون منافقانه است و کار منافق این است که هم در جمع کافران می رود و هم در جمع مسلمین می رود ولذا گفتند آنچه که باید از بین برود آن نظام کفر مطلق و الحاد است و نظام کمونیستی را از بین بردند.

چین یکی از اقمار شوروی بود و درست است که مائو اظهار و ابراز استقلال در نظریه کمونیستی می کرد اما در واقع قمر شوروی محسوب می شد و بعد که شوروی سقوط کرد، آن هم عملا از گردونه کنار رفت.
در نهایت نظام لیبرالیستی آمریکا ماند و این گونه تعبیر می کردند که آمریکا قدرت بلامنازع شد و یک دهکده جهانی صرفا با وجود امریکا شکل گرفت.

گام دوم انقلاب اسلامی یعنی شروع دولت اسلامی
دیگر از ما نمی پذیرند که سنگ یک فرد را به سینه بزنیم یا در ستاد چه کسی قرار گیریم، بلکه وظیفه ما تبیین تفکر انقلاب اسلامی است. زشت است برای طلبه ای که در ستاد تبلیغاتی فردی برود و سنگ او را به سینه بزند، مگر آن که آن فرد فکر انقلابی داشته باشد و به درد جامعه بخورد.
گام دوم یعنی تمام شد، زمانی که مردم برای مطالبات سطحی زندگی خود می ترسیدند و مجبور بودند به یک نفر رأی بدهند و گول بخورند.

گام دوم انقلاب اسلامی یعنی شروع دولت اسلامی و دولت اسلامی هفت شاخصه دارد که یکی از آنها کار جهادی است.
کار جهادی یعنی نگاه نکنید، چه میزان حقوق می دهند نگاه کنید تکلیف ما در برابر انقلاب چه میزان است و تا چه حد توانسته ایم کار خود را درست انجام دهیم.
این بیانیه را با مطالعه، با دقت و با دغدغه با فکر و تأمل مطالعه نموده و آن کتاب نیز به عنوان مبنای فکری است.

بیانیه گام دوم سند فکری خطاب به مردم
سؤال شد که فرق این بیانیه با آن سندهای بالادستی که رهبر انقلاب مطرح می کردند چیست؟ و باید اینجا چه کار کنیم و حرف آخر این است که آن سندها، سندهای راهبردی است خطاب به مسؤولان و دولتمردان، این سند، یک سند فکری خطاب به مردم است.

آن مسؤول چون فکر انقلابی ندارد، حتی گاهی می گوید من اعتقادی به این سند ندارم و علنی هم می گوید، اما مردم وقتی این را با گوشت و خون خود لمس کردند برای آن اقدام می کنند.

چرا آن اسناد با این که اسناد بالادستی است و این همه نیز از آن تعریف و تمجید کردند معلق مانده است، به دلیل این که مسؤول اجرایی آن چه کسانی بودند؟ مسؤولان و دولتمردانی که بعضا این تفکر انقلابی را ندارند، اما اگر می خواهید این بیانیه گام دوم را تبدیل به یک راهبرد عملی شود، یعنی نقشه راه واقعی مردم شود، لازم است که ما کمر همت ببندیم و کفش آهنین به پا کنیم و پای جانمان بایستیم و برای مردم آن را تبیین کنیم.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد

روزشمار برجام!