صفحه اصلی » مقاومت » عملیات مرصاد؛ بن بست هویتی برای منافقین

عملیات مرصاد؛ بن بست هویتی برای منافقین

عملیات مرصاد که با همت والای نیروهای مسلح صورت گرفت به یک بن بست هویتی برای منافقین تبدیل شد.

تاریخ انتشار: ۱۱:۴۱ - شنبه ۱۳۹۸/۰۵/۵

به گزارش صاحب نیوز؛ پنجم مرداد لاشه تانک‌های فوق سبک و جیپ‌ها و وانت‌های نظامی در آتش می‌سوزند و همه جا پر از جسد بی‌جان افراد عضو این گروه می شود. این افراد می خواستند در خیابان علوی تهران دفتر بزنند و در این پایتخت حکومت کنند. بسیاری از آنان کشته شدند و بسیاری هم جان خود را در دست گرفته و از نیمه های راه گریختند. امّا سران این ارتش خودشان در میدان نبودند و کمی آن‎طرف‎تر در یک مکان نام آشنا پنهان شده بودند؛ پادگان اشرف.

* آرزوی تسخیر تهران!

« … کاری که می‌خواهیم انجام بدهیم در حد توان و اِشل یک اَبَر قدرت است، چون فقط یک ابر قدرت می‎تواند کشوری را در ظرف این مدّت تسخیر کند. حتی عراق هم ادعای گرفتن تهران را نکرده است. امّا ما می‌خواهیم برویم تهران را بگیریم… ما کاری می‎خواهیم بکنیم که همه دنیا تعجب کنند یک دفعه بفهمند که ما در تهران هستیم و خمینی دیگر وجود ندارد.»

این ها گوشه ای از صحبت های مسعود رجوی در توجیه سازی نیروهای منافقین برای یک عملیاتِ به زعم خودش بزرگ و مقتدرانه بود که در آن عملیات قرار بود بسیار سریع تهران را تسخیر و جمهوری اسلامی را سرنگون کنند. رجوی در ادامه این صحبت‎ها گفته بود: « اگر کسی حرف دیگری دارد باید بگذارد در میدان آزادی بگوید و جمع بندی عملیات هم در همان‌جا خواهد بود… نتیجه این عملیات هر چه که باشد مبارک است و پیشاپیش پیروزی آن را تبریک می‌گویم. این عملیات مقدس است و بایستی به هر قیمت انجام شود.»

این صحبت‎ها را مریم سنجابی روایت می‎کند. سنجابی از اعضای اصلی سازمان که بعد از حمله به پادگان اشرف از آن‌جا گریخته و از سازمان جدا می‌شود. سنجابی از روزهایی می‎گوید که رجوی با حمایت و پشتیبانی نظامی صدام فکر تصرف تهران را در سر داشت و در این راه جنایت‎های بسیاری علیه مردم انجام شد.

اما یک هفته قبل از شروع عملیات «فروغ جاویدان»، روز 27 تیر ماه، اخبار ساعت 14 سیمای جمهوری اسلامی اعلام می‌کند که ایران به طور رسمی قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل را پذیرفته است. این خبر ناگهان مثل آوار بر سر همه تحلیل‌ها و بیانیه‌های مسعود رجوی که چهار سال متوالی از سال 63 تا 67 می‌گفت رژیم هیچ‌گاه صلح نخواهد کرد چون به جنگ وابسته‌ است، خراب می‌شود! به خصوص که حالا موجودیت سازمان، در عراق که به جنگ ایران و عراق قلاب شده بود به خطر می‌افتد. خودشان خوب می‎دانندکه بدون جنگ برای صدام سودی ندارند. پس مسعود رجوی باید برای ماندن دست و پا بزند و در این تنگنا دست به یک اقدام ناشیانه می‎زند.

رجوی دست به دامان صدام می‎شود و از او می‎خواهد پشتیبانی نظامی و تسلیحاتی عملیاتی را بر عهده بگیرد که از سوی اعضای منافقین انجام می‎شود و می‎‏خواهند 48 ساعته تهران را تصرف کنند و صدام هم دل خوشی از صلح نداشت این پشتیبانی را بر عهده گرفت و به گفته برخی از اعضای جدا شده از این گروهک کامیون‎های تسلیحاتی و ادوات نظامی عراق به پادگان اشرف سرازیر شدند.

* ادوات از کار افتاده و نیروهای سلاح ندیده

امّا صدام هم از حماقت مسعود رجوی نگذشت و ادواتی به او داد که کارایی نداشت. یکی دیگر از اعضای جدا شده از سازمان منافقین افتضاح‎های بزرگی در این گروهک را یادآور می‎شود و می‎گوید: «[بعد از تأیید عملیات توسط صدام] طولی نکشید که تریلی‌های عراقی حامل تانک‌های چرخدار کاسکاول به قرارگاه اشرف سرازیر شدند. تانک‌های اهدائی عراق کاسکاول‌هائی بودند که کارایی خود را از دست داده و از رده خارج شده بودند. نیروهای عراقی این تانک‎ها را به‎عنوان بهترین و کارآمدترین و مناسب‎ترین تانک برای این عملیات به سازمان مجاهدین معرفی کردند. ساعت هشت شب نوبت تیپ ما بود تا تانک‌های سهم خود را در قسمت شمالی قرارگاه از افسران عراقی تحویل بگیرد. من به همراه چند نفر دیگر به آن جا رفتیم. پس از آن‎که به‎صورت گروهی از افسران عراقی آموزش تئـوری و عملی ده دقیقه‎ای گرفتیم تانک‌ها به ما تحویل داده شد. ما هیچ شناختی از تانک نداشتیم. من گواهی‎نامه رانندگی نداشتم و حتّی رانندگی ماشین سواری هم نکرده بودم. ولی اکنون می‎بایست در مدّت چند دقیقه راننده تانک می‌شدم!

دولت عراق به تمام کنسولگری‌هایش در خارج کشور دستور داده بود به نیروهای مجاهدین که خواستار آمدن به عراق هستند سریعاً ویزا بدهد. رجوی در طول چند شبانه روز با دست زدن به تبلیغات وسیع در خارج از کشور برای ارتش خود نیروی یک بار مصرف وارد عراق کرد. رجوی آنان را چنان توجیه کرده بود که این افراد فکر می‎کردند مجاهدین بدون هیچ مشکلی رژیم را سرنگون خواهند کرد. افرادی که با این توجیه وارد قرارگاه می‌شدند هیچ آشنایی با سلاح و فنون نظامی نداشتند. رهبری مجاهدین تصمیم گرفته بود این افراد تازه وارد را در تیپ‌های نظامی تقسیم نماید. فرمانده تیپ دستور داد در عرض چند ساعت به آن‎ها آموزش نظامی داده شود. آن‎ها پس از شلیک چند خشاب تیر با تفنگ کلاشنیکف به­‎عنوان رزمنده آماده رفتن به عملیات سرنگونی شدند!» 1

* پیکر بیماران بیمارستان را آتش زدند

سوم مرداد سال 1367 بود که نیروهای منافقین پس از تجمع و توجیه و سازماندهی با ستون کشی از مرزهای غربی وارد شدند و پشتیبانی سنگین نیروهای عراقی هم دلگرمی آن‎ها بود. این نیروها جلوتر می‎آمدند و در راه از سوی یک گردان نیروهای ایرانی کمی معطل می‎شوند. یکی از تلخ‌ترین صحنه‌ها این بود که منافقین بعد از گرفتن شهر اسلام آباد غرب، به بیمارستان امام خمینی(ره) حمله کردند و تمام کارکنان، مجروحان نظامی و شخصی را ‌کشتند و بعد پیکرهایشان را به داخل حیاط بیمارستان بردند و آتش زدند.

به راه خود ادامه می‎دهند تا این که با درایت فرماندهان نظامی وقت جمهوری اسلامی، در تنگه چهارزبر حوالی کرمانشاه در برابر صفوف قوی پدافندی متوقف می‎شوند.

در نهایت با فرار تعدادی از سران منافقین با هلی‎کوپترهای عراقی از «کرند» و بمباران ستون‌های نظامی آن‌ها توسط فانتوم‌ها و کبری‌های ارتش ایران در روز پنجم مرداد در عملیات مرصاد، فروغ جاویدان رجوی به غروبی جاویدان برای فرقه او تبدیل شد.

رزمنده بسیجی، حسین دهنوی که یکی از رزمندگان عملیات مرصاد بود در این باره می‎گوید: دو روز بعد از قتل عام مردم توسط منافقین، برای پاک‎سازی وارد شهر اسلام آباد غرب شدیم؛ صحنه‌های دردناک بسیاری دیدیم، چرا که آن‎ها می‌خواستند رعب و وحشت بین مردم ایجاد کنند و افراد سرشناس را هم به شهادت می‌رساندند. نمونه‌ای آن صحنه‌ای بسیار دردناک بود که منافقین عمامه یک طلبه را دور گردنش آویخته و او را از ساختمان سه طبقه‌ای در میدان مرکزی اسلام‌آباد، اعدام کرده بودند.

* سپهبد صیاد شیرازی، نخبه نظامی عملیات مرصاد

صحبت‌های امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان جانشین فرمانده ارتش حاکی از آن است که علّت ترور شهید سرافراز «سپهبد صیاد شیرازی» در فروردین ماه سال 1378 توسط منافقین به دلیل ضربه‌ای بود که این گروه در عملیات مرصاد در اثر تدابیر و فرماندهی این شهید بزرگوار متحمل شده بود. امیر سرتیپ پوردستان در این باره گفت: پس از پایان جنگ تحمیلی حالت نه جنگ و نه صلح بر مرز‌ها حاکم بود، منافقین فعالیتی را در مرز‌ها انجام دادند و شهید صیاد شیرازی که در آن زمان به عنوان مسئول بازرسی ستاد کل نیروهای مسلح مشغول فعالیت بود، احساس مسئولیت کرد و با شناخت خوبی که از منطقه و نیرو‌ها داشت، به پایگاه کرمانشاه رفت و با بالگرد 214 هوانیروز عملیات شناسایی از منطقه را انجام داد و در ‌‌نهایت با ساماندهی و تدابیر ویژه خود با کمک و هدایت نیرو‌ها، ضربه مهلکی در عملیات مرصاد به منافقین وارد کرد و منافقین مجبور به عقب‌نشینی شدند.به دنبال این موضوع منافقین منتظر فرصتی بودند تا صیاد شیرازی را به شهادت برسانند که سرانجام در 21 فروردین 1378 موفق به انجام این کار شدند، در حقیقت دلیل اصلی ترور هم ضربه‌ای بود که به منافقین در عملیات مرصاد وارد شد.

و این پایان کار نبود

پس از آن عملیات احمقانه و ناکام فروغ جاویدان، پادگان اشرف به یک قبرستانی تبدیل شد که فقط چند تن نیروی شکست خورده و از جنگ برگشته در آن ماندند که به اعتقاد رجوی آن‎ها باید در همان پادگان کشته می‎شدند، چرا که نباید زنده برمی‎گشتند و سرانجام فروغ جاویدان به یک بن بست هویتی برای منافقین تبدیل شد و این پایان مقابله جمهوری اسلامی با دشمنان خود نبود. امروز هم به پاس رشادت نیروهای مسلح، تنگه چهارزبر به نام تنگه مرصاد نامگذاری شد.

گزارش از: جمال احمدی

  1. بخشی از کتاب خزان آرزوها

انتهای پیام/

پاسخی بگذارید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد