حسین نریمانی سال ها در گمنامی بود تا آن که چندی پیش در دفتر آستان امامزاده ابراهیم علیه السلام عکسی نظر ما را به خود جلب کرد و پیگیر شدیم تا این که با یک جوان ۷۳ ساله به نام استاد حسین نریمانی آشنا و شنونده بیان شیوای این عکاس در خصوص داستان و کرامات امامزاده ابراهیم علیه السلام شدیم.

 

لطفاً مختصری از خود بفرمایید؛ چه شد که وارد عرصه خبرنگاری شدید؟

بنده حسین نریمانی متولد سال ۱۳۲۵ در روستای زمان آباد برخوار هستم، تحصیلاتم را تا مقطع ابتدایی ادامه دادم و از سن ۱۸ سالگی در یک مغازه عکاسی در خیابان شکرشکن اصفهان شاگردی می‌کردم تا اینکه در سال ۱۳۴۶ به دلیل علاقه ای که به عکاسی داشتم، با اینکه برق نبود مغازه‌ای در شهر دولت‌آباد باز کردم و پس از یک سال فعالیت به فکر افتادم که روزنامه همشهری به دولت آباد بیاورم و کم‌کم با فروش زمینی یک دوربین عکاسی و یک دستگاهی برای این کار خریداری کردم و چاپ انجام می دادم، شب ها نیز در منزل عکس ظاهر می کردم .
با پیشنهاد آقای زیرکی با روزنامه اصفهان آشنا شدم و دو خبر برای این روزنامه فرستادم و پس از مدتی با آقای ذبیح الله مجتهدی بخشدار شهرستان برخوار آشنا شدم و فعالیت خودم را در روزنامه اصفهان مطرح کردم .
وی به بنده پیشنهاد فعالیت در روزنامه کیهان که یک روزنامه کشوری بود را داد و من را به آقای زنجانی سرپرست روزنامه کیهان در اصفهان معرفی کرد، آقای زنجانی با مشاهده عکس های من گفت: ما در شهرستان برخوار خبرنگار و عکاس نداریم و حاضریم با شما قرارداد همکاری ببندیم و این شد که بنده با دادن یک چک دو هزار تومانی به عنوان بیعانه با این روزنامه قرارداد بستم و شروع به کار کردم و روزنامه هایی همچون کیهان، زن روز، کیهان بچه‌ها، اطلاعات هفتگی جوانان و اطلاعات بانوان را به دولت آباد می آوردم و به ادارات و برخی کارخانجات می فروختم اما درآمد چندانی برایم نداشت اما وقت و هزینه زیادی را از من می گرفت و به همین ترتیب تا سال ۵۷ عکاسی و خبرنگاری می کردم .

مهم‌ترین ناراحتی و دلخوری شما از چیست؟

پس از افتتاح اداره ارشاد و فرهنگ اسلامی شهرستان برخوار بسیاری از روزنامه‌ها، مدارک و عکس های خود را به این اداره دادم ولی الان نمی دانم کجا است .
همچنین برخی از مسئولان و افراد در شهرستان به بهانه چاپ کتاب و چاپ تصاویر قدیمی عکس های من را گرفتند و برنگرداندند.

 

علاوه بر عکاسی با خبرنگار دیگر چه فعالیتی انجام می دادید؟

در رشته‌های ورزشی مانند کشتی فعالیت می‌کردم و در رشته هنری تئاتر نیز فعالیت داشتم.

بسیاری از مسائل و مشکلات شهرستان را شخصاً پیگیری می‌کردم، مشکلاتی مانند مخابرات، پست، تلفن و…. تا حل شود و حتی برای پیگیری برخی از مشکلات به اصفهان می رفتم و از مسئولان استانی پیگیری برنامه را انجام می‌دادم و در آمدم از طریق گرفتن آگهی برای روزنامه‌ها بود.

در آن زمان مسئولان به رسانه‌ها و صاحبان رسانه و انتقادها حساس بودند ولی امروز به بسیاری از نقدهایی که مطرح می شود واکنش چندانی نشان نمی دهند در حالی که قبلاً با درج یک مطلب در یک روزنامه بسیاری از مشکلات پیگیری و حل می شد .

تا چه سالی حرفه عکاسی را ادامه دادید؟

تا سال ۵۷ انقلاب اسلامی ایران فعالیت داشتم اما پس از انقلاب کسانی که نه امام و نه انقلاب را می‌شناختند و نه شناختی از مصائب و مشکلات دوران پهلوی داشتند به آزار و اذیت بنده می پرداختند و همین عامل باعث شد که خبرنگاری و عکاسی را کنار بگذارم.

انتهای خبر /