صفحه اصلی » مقاومت » آن چه «حاج قاسم» را حاج قاسم کرد

آن چه «حاج قاسم» را حاج قاسم کرد

حاج قاسم فرزندانش را به بهانۀ تحصیل به اروپا و آمریکا نفرستاد. خانه اش در بهترین جای تهران نبود و به پوشیدن همان لباس سادۀ پاسداری اکتفا کرد. سردار از همان ابتدای جنگ تحمیلی سرباز ولایت بود و به جز اطاعت از رهبری سودای دیگری در سر نداشت. او فقط سرباز بود.

تاریخ انتشار: ۱۶:۴۳ - چهارشنبه ۱۳۹۸/۱۱/۲

صاحب نیوز-رمضانعلی کاوسی/ شب تاسوعای سال 97 به آسایشگاه جانبازان اصفهان رفتم و در مراسم عزاداری اباعبدالله­ الحسین(ع) شرکت کردم. ساعت 11 شب که قصد آمدن به خانه را داشتم، به ورودی خیمه آمدم تا با رفقا خداحافظی کنم. یکی از دوستان جانباز به من گفت: «نیم ساعت صبر کن، قراره یه شخصیت محبوب بیاد آسایشگاه.»

نیم ساعت بعد سردار قاسم سلیمانی در جمع جانبازان حاضر شد. تک تک ما را بوسید و مورد تفقد قرار داد و افتخار داد با او عکس بگیریم. هرگز چهرۀ دوست داشتنی او را در آن شب به یاد ماندنی فراموش نمی کنم.

… صبح روز جمعه 13 دیماه 1398 بعد از نماز صبح دیگر خوابم نبرد. رادیو را روشن و مشغول شنیدن دعای ندبه شدم. با زمزمۀ دعا خوابم می برد که ناگهان مجری رادیو گفت: «شهادت سردار حاج قاسم سلیمانی را به شما تسلیت می­ گوییم.»

دلم هُری فرو ریخت و خواب از چشمانم پرید. وقتی همسرم مرا روی ویلچر گذاشت و تلویزیون را روشن کردم، متوجه عمق فاجعه شدم.

همۀ شما بهتر از من می­دانید اگر تفکر نظامی و رشادت حاج قاسم و یارانش نبود، شاید علاوه بر نابودی دو کشور عراق و سوریه، هم اکنون چکمۀ داعشی ها داشت بیخ گلوی ناموس ما را می ­فشرد.

به باور من آنچه حاج قاسم را محبوب دل ها کرد این بود که او توانست قبل از هر فعالیتی، ابتدا بر داعشِ نفس خود غلبه کند. این مرد خدا در طول عمر با برکتش به این نتیجه رسیده بود که فقط با خدا معامله کند و به جز خدا نبیند.

پیشنهادم این است، تصاویری را که در رسانه ها از سردار منتشر می شود، مشاهده کنید. در اکثر تصاویر او را در میان رزمندگان مقاومت، بین مردم و کمتر در پشت میز و دفتر می­ بینید.

تنها مقام عالیرتبه نظامی که نشان نظامی ذوالفقار از دست ولی امر مسلمین دریافت کرد حاج قاسم سلیمانی بود، اما این نشان افتخار او را غرّه نکرد. او در پی سوءاستفاده از این نشان باارزش نبود. همچنان خود را سرباز می­دانست و در فکر انجام وظیفه بود.

شنیدم سردار در فعالیت های برون مرزی اش هرگز حق مأموریت نگرفت. او فرزندانش را خوب تربیت کرد و نگذاشت آنان خودشان را بعنوان ژن خوب به مردم معرفی کنند و از موقعیت برتر پدر سوء استفاده کنند. سردار، از امکانات بیت­ المال به نفع خود و خانواده اش استفاده نکرد. او فرزندانش را به بهانۀ تحصیل به اروپا و آمریکا نفرستاد. خانه اش در بهترین جای تهران نبود و به پوشیدن همان لباس سادۀ پاسداری اکتفا کرد. سردار از همان ابتدای جنگ تحمیلی سرباز ولایت بود و به جز اطاعت از رهبری سودای دیگری در سر نداشت. او فقط سرباز بود.

به نظر شما اگر حاج قاسم سلیمانی کاندیدای مجلس یا ریاست جمهوری می شد رأی نمی آورد؟ آیا او هم نمی­ توانست مثل بعضی از دود باروت خورده ها و تیر و ترکش خورده ها بعد از اتمام جنگ تحمیلی سراغ فعالیت اقتصادی برود؟ آیا نمی توانست وارد عالم سیاست شود و پول سازترین پست دولتی را برای خودش دست و پا کند؟ آیا نمی توانست از نظام سهم خواهی کند؟

علت اینکه احاد افراد جامعه در شهادت سردار سوختند و اشک ریختند اخلاص و مردمی بودن او بود. تمام همّ و غمّ او خدمت به مردم و برقراری امنیت در جامعه بود. شاید آنهایی که شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» سر می دادند بعد از شهادت سردار به این رسیدند که حاج قاسم عملاً یکی از وطن دوست ترین فرد ایرانی بود که برای امنیت این کشور تا اهدای جان خویش پیش رفت.

انتهای پیام/

پاسخی بگذارید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در پایگاه خبری صاحب نیوز منتشر خواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌شد